استیصال

* دلم میخواد توپ رو از دست این دختره بگیرم. بغلش کنم. روی پاهام بخوابونمش. اونقدر نازش کنم که خوابش ببره. خدایا، طفلکی چقدر نحیف و خسته ست. شبیه آدمهائیه که از شدت و تعدد دردها، مستاصل شدن. شبیه خوده الانمه…

۱۶ نظر

  1. جواد ۱۳۸۸-۰۸-۲۰، ۳:۲۷ ب.ظ

    چرا اینطور فکر نمی کنی که امید به آینده در دوردست داره …
    یا شایدم این باشه که
    یه ورزش خوب و انتظار برای یه استراحت جانانه (به اون توپ یه نگاه کن)

    مهندس جان نیمه پر لیوان رو نگاه کن، شایدم همه اینها رو گفتی که درد خودت رو آشکار کنی. حیف بزرگ شدی وگرنه بهت شکلات میدادم.

    جواب به این نظر

    زهرا Reply:

    خوب گاهی اوقات شرایط یا واقع بینی اینه که نیمه پر لیوان رو نبینی چون اصلا وجود نداره

    جواب به این نظر

    جواد Reply:

    خب در مورد خودت می نوشتی نه این طفلک !

    جواب به این نظر

  2. امین بیزی ۱۳۸۸-۰۸-۲۰، ۳:۳۷ ب.ظ

    چه دختر خوشگلی ، معلومه حسابی خسته اس : ))

    جواب به این نظر

  3. محمد تهرانی ۱۳۸۸-۰۸-۲۰، ۳:۴۸ ب.ظ

    فکر کنم چشمای این دختر خانوم کلی حرف نزده داره که باید به حرفای چشماش گوش داد

    جواب به این نظر

  4. زهــــــــــرا قیومی ۱۳۸۸-۰۸-۲۰، ۴:۰۵ ب.ظ

    نه من فکر می کنم ، چون کسی باهاش بازی نمی کنه و تنها مونده ناراحته ….. وگرنه با توپش دور نمی رفت که ….

    فقط یه همدم و همبازی میخواد ، مثل زهرا خانم ما ….

    زهرا جون دوستت دارم ….

    جواب به این نظر

  5. FAFA ۱۳۸۸-۰۸-۲۰، ۴:۳۱ ب.ظ

    آدما بسته به شرایطشون فیلما و موقعیتا و عکس ها رو تفسیر می کنند… از نگاه یکی این عکس پرا امیده از نگاه دیگری پر از خستگی
    اما هرچی که هست گیس بافته این دخمله عجیب من رو کشته منم گیس به این بلندی و کمندی میخوام خب….

    جواب به این نظر

  6. طاهره ۱۳۸۸-۰۸-۲۰، ۴:۴۷ ب.ظ

    مستاصل بودن…؟؟
    نمیاد اصلا بهتون …یا حداقل من نمیتونم تصور کنم زهرای وبلاگستان دچار استیصال شده…

    جواب به این نظر

  7. دینا ۱۳۸۸-۰۸-۲۰، ۵:۲۱ ب.ظ

    یه چیزی تو مایه های داغون!
    اما من میخوام توپ از دستش بگیرم و دو تایی شروع کنیم به بازی :)

    جواب به این نظر

  8. سینا ۱۳۸۸-۰۸-۲۰، ۵:۴۷ ب.ظ

    گومون نگنم اینایی که گفتی صادق باشه . این بچه داره تو حیاط بازی می کنه . چشماش هم که معلوم نیست . پس شما این همه احساسات را از کجاتون در میارید ….

    ضمنن برای متسالسل شدنتون هم آبجی یه قرض ب کمپپلکس ب ۱۲ بخور شنگ میشی عینهو فنر .

    جواب به این نظر

  9. محمد ۱۳۸۸-۰۸-۲۰، ۵:۴۹ ب.ظ

    من فکر می کنم رقیب دیر کرده

    جواب به این نظر

  10. مهدی.گ ۱۳۸۸-۰۸-۲۰، ۱۰:۵۶ ب.ظ

    این پست شما دقیقا حس و حال من هست
    اشتباه نکند موضوع عشق نیست اما حال ام شاید…

    من هم دارم یک مطلب می نویسم که تو همین زمینه ها هست
    به نام
    هر چه بکاری همون درو می کنی…

    در این ادرس
    http://asheghi.ir/showthread.php?tid=8066

    اگه دوست داشتی سری بزن

    این مطلب چندین قسمت خواهد بود که فعلا قسمت اول رو نوشتم

    موفق باشید
    مهدی

    پی نوشت : من واقعا شرمنده و خجالت زده ای شما دوست عزیزم هستم
    و ارزوم این هست که به خاطر بی ادبی که کردم من رو ببخشید

    جواب به این نظر

  11. Amin ۱۳۸۸-۰۸-۲۰، ۱۱:۲۰ ب.ظ

    آسیا به نوبت خانوم

    جواب به این نظر

  12. محسن الف. جیم. ۱۳۸۸-۰۸-۲۱، ۱۲:۲۹ ق.ظ

    همه این مصیبت رو از پشت سرش دیدی؟
    به نظر من که داره به یه بچه گربه نگاه می کنه و لبخند میزنه. شایدم داره واسه خودش شعر میخونه و تاب میخوره.
    طوری که این کوچولو توپ رو بغل کرده فقط نشاط و شادابی میشه دید

    جواب به این نظر

  13. کیا جاوید ۱۳۸۸-۰۸-۲۱، ۶:۰۱ ب.ظ

    البته اون چیزی که من میبینم بیشتر شبیه بالشت مخمله نه توپ والیبال دیگه نمیخواد روپاهات بخوا بونیش رو مخمل بخوا بونش دلیل خستگیشم سنگیتی بالشت مخملشه کیا جاوید (میلاد)

    جواب به این نظر

  14. کاراگاه گجت ۱۳۸۸-۰۸-۲۴، ۱۱:۵۰ ق.ظ

    گروهبان عقده ای نباش

    جواب به این نظر

نظر شما