ازدواج از راه دور!

* داشتم درباره این ازدواج و طلاق میگفتم. البته عنوان این پست کمی غلط اندازه. اینا از راه دور ازدواج نکردن. این ۲ نفری که میگم سابقا همدیگه رو توی ایران دیده بودند و میشناختن. منتها دختره توی ۱۸ سالگی بهمراه خانواده از ایران رفت. تا اون موقع هم پسره رو میشناخت. پسره اون موقع ۲۴ سالش بود و آشنای یکی از دوستان خانوادگیشونم بود. دختره اونجا درس خونده بود و کار میکرد. تا ۲۳ سالگی آشنایی اینها معمولی بود. تا اینکه یه دفعه چتها و تلفنها و وبکمهاشون زیاد میشه و بالاخره قرار میذارن دختره بیاد ایران تا  بیشتر آشنا بشن. دختره یکماهی میاد ایران پیش مادر بزرگش  و چندین بار با هم میرن بیرون و بالاخره همون موقعها تصمیم به ازدواج میگیرن. خانواده اش میان ایران و یه عقد و عروسی مفصل توی فرمانیه میگیرن. حالا هم بعد از ۸ ماه از همدیگه جدا شدن و پسره برگشته ایران.

من دختره و پسره رو نمی شناختم. فقط میدونستم که هر دو تاشون از نظر ظاهر و تحصیلات و وضعیت مالی هم سطح هستن. دخترعموش همکلاسی دبیرستان ما بود. یادمه همون موقعها یکباری که دختره رو دیدم، همکلاسیم خیلی سعی میکرد، منصرفش کنه. ولی بی فایده بود. نه اینکه از پسره بد بگه ها. حرف جالبی میزد. میگفت آشنایی شما از راه دور بوده. دو نفری که از راه دور همدیگه رو میشناسن، فقط خوبیهای همدیگه رو میدونن. دختره میگفت: ما خیلی با هم حرف زدیم و حالا که از نزدیک چند بار با هم بیرون رفتیم، خیلی به من خوش گذشته و در خیلی زمینه ها تفاهم داریم. همکلاسیم یه حرف خیلی جالب دیگه هم که زد این بود: ببین شماها خیلی کم همدیگه رو دیدین، از دور با هم حرف زدین و حالا که همو دیدین، معلومه که نمیخواین صفات بد همدیگه رو ببینین. یعنی اینقدر فرصتتون کم بوده که همش میگفتین، حالا بی خیال بذار خوش بگذره. بعدا درستش میکنم. یا اصلا ندیدی. تو هیچوقت بدیشو ندیدی. اونم همینطور.

شناختی که از راه دور باشه، این فرصت رو به آدم نمیده که بدیها و نقاط ضعفشو ببینی. یعنی اصلا طرف نمیخواد نشون بده و تو هم نمیخوای که ببینی. چیزی که تو زندگی مهمه این نیست که فلانی شغلش خوبه، یا سطح مالیش مثل توئه یا ظاهر تکی داره، یا چقدر تو شغلش موفقه و از دور چه وجهه عالی ای داره (نه اینکه اینها بد باشه ها ولی نه لازمه نه کافی). مهم  اینه که آدم نقاط ضعفشم بدونه و علیرغم اونها فرد رو بپذیره. اگه از اول سنگهاش رو اینطوری وا نکنه، خدا نکنه این ۲ نفر خیالشون از بابت رابطه راحت بشه و برن زیر یک سقف! برای همین من اسم پست قبلی رو گذاشتم معشوق های ذهن-ساخته. احساس میکنم نه دختره و نه پسره حتی سعی نکرده بودن، خود واقعی طرف رو بشناسن. دختره یه آدم به شدت ولخرج و خوشگذران بود. پسره هم اصلا مذهبی نبود ولی روی روابط خانمش تعصب داشت. طوریکه در نهایت اونطوری تموم شد. بعید میدونم دختره قبل از ازدواج فرصت گذاشته باشه که بفهمه آیا نوع زندگیش برای پسره مشکل ساز هست و یا اصلا بهش گفته باشه. پسره هم همینطور. از خودش نپرسیده که به هرحال این تفاوت فرهنگی رو میتونه باهاش بسازه یا نه؟

۱۷ نظر

  1. Amin ۱۳۸۸-۰۸-۱۰، ۱۱:۱۳ ب.ظ

    به سرعت تنها یک رفرش ! پست جدید !

    ————————–

    آیا !!!! میشه از تک مثال ها نتیجه کلی گرفت ؟!

    زهرا Reply:

    منظورتون از تک مثالی چیه؟
    و همین طور از نتیجه کلی؟

  2. احسان ۱۳۸۸-۰۸-۱۱، ۱۲:۲۷ ق.ظ

    واقعا من از آیندم می ترسم؛ این طور که ما فهمیدیم امکان به نتیجه رسیدن یک ازدواج نزدیک ۱۰% هست. نه فقط شما بلکه همه عالم و آدم ما رو به این نتیجه می رسونند.
    با این وضع فکر می کنم تو ازدواج ۳ یا ۴امی موفق بشم یکی مناسب پیدا کنم D:
    به نظر من یکم بیشتر درباره خوبی ها بنویسید تا بلکه … نا امید نباشیم کلاً.
    ممنون

    زهرا Reply:

    واقعا چه تز جالبی ارائه دادین :دی
    تا سه نشه بازی نشه!:))

  3. shahab ۱۳۸۸-۰۸-۱۱، ۱۲:۵۱ ق.ظ

    BE NAZARAM ZENDEGI HAME BAHAM FARGH DARE VA ASLAN NABAYAD AZ NATIJE DIGARAN NATIJE GEREFT CHERA KA MA HAME MOTEFA VETIM

  4. حماد ۱۳۸۸-۰۸-۱۱، ۱:۵۳ ق.ظ

    من به شخصه با تصمیم گیری از روی شناختی که حین رابطه از راه دور شکل گرفته (و تنها هم همینه) موافق نیستم
    آسیب های زیادی داره

  5. گل رز ۱۳۸۸-۰۸-۱۱، ۱۰:۲۱ ق.ظ

    آقا احسان خدارو شکر کن یکی گیرد بیاد اونم از سرت زیادیه چه برسه به ۳و۴

  6. ناشناس ۱۳۸۸-۰۸-۱۱، ۱۰:۲۳ ق.ظ

    آخی شهاب جون زیاد به مغزت فشار نیاری منفجر میشه اینو که همه میدونن Iq

  7. مریم ۱۳۸۸-۰۸-۱۱، ۱:۰۱ ب.ظ

    والا ملت ۴ ۵ سال هم با هم دوست هستن آخرش که با هم ازدواج میکنن زود میزنن به تیپ هم و طلاق. حالا دیگه چه برسه به اینا که این مدلی با هم آشنا شدن. به نظرم مهم ترین چیزی که آدمیزاد برای ازدواج باید شرایطش رو داشته باشه اینکه که قبول که داره وارد زندگی جدید میشه و باید همه جوره پای این زندگی وایسه. چون داره مسئولیت قبول میکنه و به طرف مقابلش تعهد میده.به نظرم دلیل خیلی از طلاق ها و جدائی ها هم همینه. هیچ کسی نمی خواد به خودش سختی بده کمی و شرایط جدید رو تحمل کنه.

    حماد Reply:

    نکته مهمی رو اشاره کردی. موافقم صد در صد

  8. ناشناس ۱۳۸۸-۰۸-۱۲، ۱۰:۰۳ ق.ظ

    مریم جون تو واسه زندگی من خیلی ایده آلی بیام خواستگاری

    شهریار Reply:

    مریم خانوم باسلام از اینکه می بینم خانومی به روشن فکری شما در اطرافمون زندگی می کنه خوشحالم و امیدوارم این حرفها فقط کلامت و جملات لفظی نباشند.

  9. علی ۱۳۸۸-۰۸-۱۶، ۲:۲۷ ق.ظ

    من هم موافقم ولی منظور اینه که با چشم باز و عاقلانه جلو برید و عجله نکنید نه اینکه هر چی ازدواج اینجوری شروع بشه لزوما باید به طلاق ختم بشه ولی با این سبک احتمالش خیلی زیاده.

    در ضمن لطفا جواب هر کامنت رو در جواب همون کامنت بدید لطفا D:

    یاد ازدواجای توییتری افتادم :))

  10. علی ۱۳۸۸-۰۸-۱۶، ۲:۲۹ ق.ظ

    امان! این اسمایلی قهقهه بود نه لبخند D:

  11. تمنا ۱۳۸۸-۰۸-۳۰، ۲:۰۴ ق.ظ

    سلام.از اینکه نظراتتون رو خوندم حالت خوشی به من دست داد.خیلی دوست داشتم که با یک خانم محترم همصحبت باشم . سالهاست دلم میخواد ولی حیا کردم ولی باید اقرار کنم که بدون همدم زندگی سخته. دل و احساس رو هم خدا داده . که متاسفانه از کودکی تو خونه و کتاب و منزل به ما یاد دادن دیدن نامحرم گناهه چه رسد به صحبت .تا بفهمیم دنیا چیه درس و خدمت و دانشگاه وگرفتن کارو…..تموم شد.خواهش میکنم یک دختر خانم محترمی اگه احساس پاک مرا برای آشنایی و همصحبتی میپسنده بهمن ابراز کنه.گل خودروی دشت” مازنده درانم”که بی یار میمیرم.۰۹۱۱۲۱۱۹۹۵۶

  12. تمنا ۱۳۸۸-۰۸-۳۰، ۲:۳۷ ق.ظ

    “دختر خانم ویا خانم “محترمی اگه به تمنای همصحبتی من پاسخ بده متشکرم.۰۹۱۱۲۱۱۹۹۵۶

  13. سیما ۱۳۸۹-۰۲-۱۹، ۱۲:۲۱ ب.ظ

    تمنا جون اگه دوست داشتی من در خدمت شما هستم