معشوقهای ذهن-ساخته!

*من فکر میکنم، خیلی از مواقع ما آدمها عاشق تصویری میشیم که از یک فرد میسازیم نه عاشق چیزی که اون فرد هست. خیلی از مواقع اگه خود حقیقی فردی رو بشناسیم، شاید بهش هیچ ارادتی نورزیم که از دایره دوستانمون هم حذفش کنیم. مخصوصا وقتی کسی رو به طور کامل نمی شناسیم، این مدل دوست داشتن خطرناکتر هم میشه. طرف با شنیدن گلچین شده صفاتی از یک شخص، برای خودش یه تصویر ذهنی از اون آدم میسازه و شروع میکنه هی شاخ و بال دادن به این تصویر. به گمان اینکه وقتی اینطوریه، حتما اینطوری هم هست و اینطوری عمل میکنه و … بعدش که یک زمانی با حقیقت روبرو میشه، یک دفعه همه چیز فرو میریزه.

* میگم من بارها دیدم اینهایی که در دوست داشتن یک نفر ثبات قدم دارن همه شون از یه اصل تبعیت می کنن. منظورم از ثبات قدم اون نوع دوستیه که آهسته و پیوسته است. یعنی مثلا اینطوری نیست که یه زمانی خیلی داغ و تند عاشقش باشن و هیچ نقطه ضعفیش رو نبینن یا برنتابن، و یه زمانی هم با دیدن یا فهمیدن حقایقی، طرف به طور کامل از چشمشون بیفته و اظهار تنفر علنی کنن.
اون اصل هم اینه که از اون فرد یه آدم خاص یا بی عیب و نقص تو ذهنشون نمیسازن. یعنی عاشق تصویر ایده آلی نمیشن که از یک فرد ساختن بلکه عاشق خود اون فرد میشن، با همه نقطه ضعفهایی که داره و میدونن که داره.
منظور من الان اینجا صرفا رابطه عاطفی نیست، ارادت ورزی به شخص خاصی مد نظرم هست. مثلا حتی علاقه به فلان شخصیت ورزشی، یا فلان شخصیت سیاسی هم منظورم هست.

* منطق باینری میگه یا فلانی خوبه یا بد. ولی تو منطق فازی همه چیز نسبیه و لازم نیست به این فکر کنی که کسی رو طرف صفر بذاری و یا یک؟ چون همه چیز به درصدی از صفت مربوط میشه منظورم اینه که اگه خوبی معیاری بین ۱ تا ۱۰۰ باشه فلانی ۶۰ درصد آدم خوبیه و یا اگه قد بلندی عددی بین ۱ تا ۱۰ باشه، فلانی ۴ دهم آدم قد بلندیه.
حالا حتما میگین خوب وقتی ۶۰ درصد خوبه، مشخصه ۴۰ درصد آدم بدیه. خوب آره بیان دیگه اش همینه ولی مفهومی که تو ذهن آدم میاره قابل قیاس با زمانی نیست که بهت میگن: بین صفر و یک، فلانی یک هست. حداقل در مورد تمام آدمها میفهمی که درصدی خوبن و درصدی بد و هیچکس آدم خیلی خاصی نیست که ۱۰۰ باشه و یا هیچکس اونقدر بد نیست که صفر باشه، می بینید؟ ذهنا خیلی فرق میکنه:)

* واضحه که این پاراگراف آخر مال صفات عمومیه. وگرنه روی یک چیزهایی نمیشه با کسی شوخی کرد. مثلا یه صفتی هست من اسمشو میذارم زندگی-مداری. یعنی اینکه طرف آدم خودساخته ای باشه، نگرش مثبت روی زندگی داشته باشه. چطور بگم؟ تو اصطلاح عام میشه مرد (آدم) زندگی. نمیتونم خیلی خوب تعریفش کنم، ولی میشه این رو توی افراد دید و میزانش رو ارزیابی کرد. از روی تاریخچه زندگی فرد و دیدگاههاش. خیلی مواقع می بینی، طرف تحصیلات بالایی داره، سنشم زیاده، ولی حتی قدرت کنترل یه بحران ساده رو توی زندگیش نداره!
مورد دیگه هم اینکه اگه کسی آرمانهای اعتقادی و یا اخلاقی و مذهبی ای که بهش واقعا معتقده و بهشون عمل میکنه، با شما فرق داشته باشه، کنار اومدن باهاش خیلی سخته. شاید ۲ نفری که خیلی اعتقادات مذهبی ندارن، بتونن باهم کنار بیان، ولی به نظرم اگه فردی خیلی معتقد باشه، به هیچ وجه نمیتونه کسی رو که به اعتقاداتش پایبند نیست، تحمل کنه. منظورم در اینجا رابطه های راه دور نیست ها. منظورم رابطه ایه که ۲ فرد باید باهم زندگی کنن (با آرامش دیگه؟) مخصوصا در رابطه دراز-مدت و خوب این نوع سخت گیریها طبیعیه. یادمه یه چیزهایی توی این کتاب “آیا تو آن نیمه گمشده ام هستی” (نوشته باربارا دی آنجلیس) نوشته بود که من خیلی قبولشون داشتم.

* ۲ نفری هم که اعتقادات مذهبی و اخلاقی شون شبیه همه، هم لزوما ممکنه زندگی آرامی نداشته باشن. خوب اینم هست. کلا بعید میدونم، ازدواج کردن تضمینی بده که حتما زندگی آرامی خواهید داشت. بیشتر به خود-ساختگی و استقلال افراد و مدیریتشون تو مواقع بحرانی زندگی بستگی داره. همونی که گفتم زندگی-مدار بودن. دقیقا همین مدل آدمها هم هستن که برای خوشبخت شدن به کسی احتیاج ندارن و در عین حال میتونن برای دیگران خوشبختی به ارمغان بیارن.

* حالا اصلا چرا اینها رو نوشتم؟ راستش خبر طلاق ۲ نفری که میشناختم به گوشم رسید. حالا درباره نوع ازدواج اینهام مینویسم. الان بگم این پست از پست قبلیم هم طولانی تر میشه!

۲۰ نظر

  1. محمد ۱۳۸۸-۰۸-۹، ۴:۰۳ ب.ظ

    سلام
    من خواننده‌ی تابحال خاموش شما بودم!
    دانشجوی ارشد کامپیوتر دانشگاه اصفهان هستم و اومدم بگم که چیزی که در مورد منطق فازی نوشتید کاملا صحیح نیست(کمی غلطه)
    در منطق فازی ما به صفات نمره نمی‌دیم (اونطوری که شما دادید: “فلانی ۶۰ درصد آدم خوبیه و یا اگه قد بلندی عددی بین ۱ تا ۱۰ باشه، فلانی ۴ دهم آدم قد بلندیه.”) بلکه با کلمات غیر دقیق میزان یک صفت رو بیان می‌کنیم، مثلا می‌گیم طرف قدش خیلی بلنده، فلانی‌ اندامش متوسطه و…
    این خیلی بلند کلمه‌ی نادقیقی است برای توصیف قد و به این نوع توصیف می‌گن توصیف با منطق فازی
    روز خوش

  2. محمد ۱۳۸۸-۰۸-۹، ۴:۳۴ ب.ظ

    توجه کنید که گزاره‌های فازی اصلا با اعداد سروکار ندارند، یعنی این “هوا هفت دهم سرده و سه دهم گرمه!”گزاره‌ی فازی نیست؛ وقتی پای اعداد باز می‌شه که بخواهیم از اون گزاره‌ها مثلا توی کنترل یک وسیله استفاده کنیم، دراینصورت با استفاده از مجموعه‌های فازی و defuzzification‌(نمیدونم املاش درسته یا نه) به اون اعدادی که شما گفتید میرسیم.
    راستی جواب سلام هم واجبه! :دی

    زهرا Reply:

    محمد سلام:دی

    اتفاقا اشتباه میکنی. تو منطق فازی عدد داریم ولی مطلق نیست (یعنی مثل منطق بایتری نیست که یا صفر باشه یا یک) عدد در منطق فازی همواره عددی بین صفر و یک هست دقیقا برخلاف منطق بولین که یا تروئه یا فالس :D

    زهرا Reply:

    تعریف Defuzzification رو هم اینجا نوشته:

    http://en.wikipedia.org/wiki/Defuzzification

  3. پری‌ناز ۱۳۸۸-۰۸-۹، ۸:۳۳ ب.ظ

    کاملاً قبول دارم.

  4. پور پدر ۱۳۸۸-۰۸-۹، ۱۱:۳۵ ب.ظ

    آخه اشکال کار اینجاست که موجودی به نام آدم خیلی پیچیده تر از این هاست که تو هر استدلالی ( حالا هر استدلالی ) بگنجه

  5. میم نقطه ۱۳۸۸-۰۸-۱۰، ۱۲:۳۲ ق.ظ

    طلاق متاسفانه این روزها خیلی رایج شده… بخصوص فکر طلاق!که بیشتر از خود طلاق آدمها رو آزار میده،درست مثل فکر تحریم ایران بیشتر از خود تحریم:)))آدم رو عذاب میده.
    هرکسی هر اتفاق کوچکی توی زندگیش میفته فکر طلاق میفته!

    -در مورد مذهب هم،مذهبی بودن یا نبودن فرق چندانی نمیکنه….بخصوص مذهبی زبانی بودن… ولی خوب خیلی مهم هست که دو نفر از نظر اعتقادات بهم نزدیک باشن.

    میم نقطه Reply:

    نکته ضروری:
    این “مذهبی زبانی” منظورم خودم بودما….خانومم نیاد بخونه!! :)

  6. yas ۱۳۸۸-۰۸-۱۰، ۸:۰۱ ب.ظ

    با این وضعی که شما داری و اینقدر ایده آل گرا هستی فکر نمی کنم که زیاد طول بکشه تو هم یه وبلاگ مثل یادداشت های یک دختر ترشیده بنویسی!! :)

    زهرا Reply:

    احتمالا:))

  7. matin ۱۳۸۸-۰۸-۱۰، ۸:۵۱ ب.ظ

  8. جواد ۱۳۸۸-۰۸-۱۱، ۱۰:۵۸ ق.ظ

    اگر از بحث منطق های باینری و فازی بگذریم، نوشته بسیار جالبی بود. با این پاراگراف یکی مونده به آخرت هم کاملا موافقم …

    “۲ نفری هم که اعتقادات مذهبی و اخلاقی شون شبیه همه، هم … “

  9. ناشناس ۱۳۸۸-۰۸-۱۱، ۱:۱۱ ب.ظ

    زندگی خیلی فاکتورها داره و باید آونها رو در نظر گرفت از حرفهای قشنگت مشخصه مجردی عزیزم شباهتها خیلی مهمند اما تحمل و مدارا از همه چیز مهمتره

  10. همون ناشناس ۱۳۸۸-۰۸-۱۱، ۱:۱۲ ب.ظ

    با این حال عزیزم همیشه نوشته هاتو می خونم و دوستشون دارم هرچند اخیرا خیلی ترسو شدی

  11. مسعود ۱۳۸۸-۰۸-۱۱، ۱:۲۷ ب.ظ

    سلام
    بله، درست است. :)

  12. زندگی سگی - مت ۱۳۸۸-۰۸-۱۲، ۸:۰۳ ب.ظ

    داشتم فید هاتو میخوندم تند تند یهو دیدم ریاضی شما هم تعطیله …

    ۶۰ درصد معادل عدد ۰٫۶ هست که اصلا در بازه ۱-۱۰۰ قرار نمیگیره :)) مفهوم ۶۰ درصد با ۶۰ از صد فرق میکنه زهرا خانوم …

    همینه که خانوما هیچ وقت developer خوبی نمیشن :دی

    ایضا راجع به ۴ دهم !!!

  13. خرد گرا ۱۳۸۸-۰۸-۱۲، ۹:۲۵ ب.ظ

    اگر چیزی به نام عشق رو باور کنیم اون موقع با حرفهای این دختر ترشیده موافقم
    ولی بهتر سوال این باشه عشق با تعریف متداولش اصلا وجود خارجی داره؟ یعنی باید باور کنیم که این گرایش شدید یه خواسته روحی یا فطریست
    از نظر من تمام تمایلات آدمی فقط و فقط به هورمونهای ترشحی در خون بر میگرده از ترس و نفرت بگیر تا زباله ای به نام عشق
    آره انسان با رویا پردازی در مورد یه نفر باعث میشه ترشح یه هورمون کم یا زیاد بشه.
    اما اعتقادات مذهبی و مهملاتی از این دست قابل بحث نیست یعنی اصلا ارزش بحث نداره که بخواهیم روش وقت بذاریم ویا بهتره بگیم چیزی که از اصل با منطق و راه و روش منطقی سازگار نیست دیگه چه جای بحث داره
    سوال دوم میتونه این باشه که آرامش یعنی چی؟
    تعریفت از آرامش چیه که آدم با ازدواج قراره به دست بیاره؟
    شاید یه هم صحبت که بشه زباله های فکریت رو روش خالی کنی(افکار ناراحت کننده زباله های فکری هستند که انسان از طریق صحبت کردن اونا رو فرافکنی میکنه و از این طریق ناراحتیش رو تسکین میده)
    شاید منظورت از آرامش تسکین جنسی باشه که باز هم باید بگم کسی برا یه لیوان شیر گاو نمیخره میره سوپر مارکت یه پاکت شیر پاستوریزه و هموژنیزه میخره وقتی هم که تمام شد میندازیش دور نه لازمه براش آب و غذا تهیه کنی نه لازمه نگرانش باشی که یه وقت گاوت مریض شه.
    به هر حال با یه نگاه کوتاه به بلاگ تنها چیزی که میشه گفت اینه که خانم شما مال این حرفها نیستی برو بحثی را بنداز که که ازش سردر بیاری مثل بحثهای خاله زنکی دستور آشپزی و…. شاید بالاخره یه احمقی پیدا بشه نذاره بترشی
    الکی ادای دخترهای خود ساخته و مستقل رو در نیار

    علیرضا Reply:

    وا شما خوشت نیامده چرا توهین می کنی ، هر کسی آزاده نظراتش رو بگه .
    زهرا راس میگه ما گاهی وقتها اینقدر یک ویژگی مثبت یک آدم رو تو ذهنمون بزرگ می کنیم که دیگه اختلاف های خودمون با اون طرف و مشکلاتی رو که ممکنه در آینده به وجود بیاره رو اصلاً نمی بینیم.
    چه ایرادی داره که یک نفر دنبال پیدا کردن شریک زندگیش باشه که از هر نظر چه جسمی و چه روحی به آرامش برسه. که توانش عشقش ، علاقه و دوست داشتنش رو بزاره برای اونی که براش می مونه و همیشه هست
    شما شاید عشق رو تجربه نکردی که زباله می خونیش ، بالاترین عشق ، عشق به خداست یک کم بهش فکر کنی خودت حرفت رو پس می گیری
    به نظر من بهترین دختر ، دختری که به فکر رفع نیازهای جسمی و روحی خودش باشه و به خودش بها بده ولی در غالب ازدواج و یک رابطه همیشگی فقط با شریک زندگیش
    از تشبیهی هم که کردی اصلا خوشم نیامد ، دختر و پسر نداره همه انسانیم و قیاس کردن با حیوانات بی معنیه

  14. omiddj42@yahoo.com ۱۳۸۸-۰۹-۸، ۱۲:۱۸ ق.ظ

    ث

  15. omiddj42@yahoo.com ۱۳۸۸-۰۹-۸، ۱۲:۱۹ ق.ظ

    ۰۹۱۵۱۳۳۴۴۶۰