<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: فراموش کردن</title>
	<atom:link href="http://zahra-hb.com/1388/08/forget/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://zahra-hb.com/1388/08/forget/</link>
	<description>دست نوشته ها و خاطرات یک دختر ایرانی</description>
	<lastBuildDate>Sun, 12 Feb 2012 06:38:16 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.1</generator>
	<item>
		<title>با: نسا</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/08/forget/comment-page-1/#comment-60362</link>
		<dc:creator>نسا</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=3134#comment-60362</guid>
		<description>سلام به نظر من اگه واقعا&quot; عاشق باشی فراموش کردن غیرممکن.چطور میشه کسیو که واقعا&quot;دوسش داریو فراموش کنی من نزدیک 2 سال عاشق پسری شدم .9 ماه که باهاش دوستم خوب می دونم که اون واسه من نیست می دونم یک روزی باید بدون اون زندگی کنم.حاضرم تا اخر عمرم تنها بمونم ولی کس دیکه ای جای اونو تو زندگیم نگیره هر چند که تو این مدت خیلی ازش بی احترامی و بی توجهی می بینم</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام به نظر من اگه واقعا&#8221; عاشق باشی فراموش کردن غیرممکن.چطور میشه کسیو که واقعا&#8221;دوسش داریو فراموش کنی من نزدیک ۲ سال عاشق پسری شدم .۹ ماه که باهاش دوستم خوب می دونم که اون واسه من نیست می دونم یک روزی باید بدون اون زندگی کنم.حاضرم تا اخر عمرم تنها بمونم ولی کس دیکه ای جای اونو تو زندگیم نگیره هر چند که تو این مدت خیلی ازش بی احترامی و بی توجهی می بینم</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: عسل</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/08/forget/comment-page-1/#comment-58579</link>
		<dc:creator>عسل</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=3134#comment-58579</guid>
		<description>افرین حرفت خیلی منطقی بود</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>افرین حرفت خیلی منطقی بود</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: پرنیان</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/08/forget/comment-page-1/#comment-58380</link>
		<dc:creator>پرنیان</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=3134#comment-58380</guid>
		<description>فراموش کردن خیلی سخته
بیشتر از اون چیزی که هر کس فکر کنه
من خودم یه زمانی خوراکم اشک بود
مشکل این بود که طرفم هیچ نا مردی ای به من نکرده بود
اون همیشه همونجوری بود زیاد منو تحویل نمیگرفت
روزی که یه لبهند بهم میزد از خوشحالی اشک تو چشمام جمع میشد
خیلی فکر این بودم فراموشش کنم واسه همیشه...ولی نمیشد
تا اینکه خدا یه نفر رو تو زندگیم قرار داد که بعد از مدتی که به خودم اومدم دیدم
چقدر راحت تونستم اونو فراموشش کتم
من دوباده عاشق نشدم...هرگز...
ولی یه مدت یه کسایی تو زندگیم اومدن و سرمو گرم کردن که فراموشش کردم
به دوستت بگو تا زمانی که به این فکر میکنی که باید فراموشش کمی هرگز فراموشش نمیکنی...
من از خود خدا خواستم اگر واقعا الکی وابسته شدم کاری کنه فراموشش کنم الان هم با وجود اینکه هنوز دوستش دارم براش احترام قائلم حتی بهش زنگ میزنم بعضی وقتا و حالشو میپرسم ولی خاظره هاش فراموشم شده...واسم عادی شده مثل بقیه ی آدما و واقعا احساس رضایت میکنم ازین که بهش وابسته نیستم</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>فراموش کردن خیلی سخته<br />
بیشتر از اون چیزی که هر کس فکر کنه<br />
من خودم یه زمانی خوراکم اشک بود<br />
مشکل این بود که طرفم هیچ نا مردی ای به من نکرده بود<br />
اون همیشه همونجوری بود زیاد منو تحویل نمیگرفت<br />
روزی که یه لبهند بهم میزد از خوشحالی اشک تو چشمام جمع میشد<br />
خیلی فکر این بودم فراموشش کنم واسه همیشه&#8230;ولی نمیشد<br />
تا اینکه خدا یه نفر رو تو زندگیم قرار داد که بعد از مدتی که به خودم اومدم دیدم<br />
چقدر راحت تونستم اونو فراموشش کتم<br />
من دوباده عاشق نشدم&#8230;هرگز&#8230;<br />
ولی یه مدت یه کسایی تو زندگیم اومدن و سرمو گرم کردن که فراموشش کردم<br />
به دوستت بگو تا زمانی که به این فکر میکنی که باید فراموشش کمی هرگز فراموشش نمیکنی&#8230;<br />
من از خود خدا خواستم اگر واقعا الکی وابسته شدم کاری کنه فراموشش کنم الان هم با وجود اینکه هنوز دوستش دارم براش احترام قائلم حتی بهش زنگ میزنم بعضی وقتا و حالشو میپرسم ولی خاظره هاش فراموشم شده&#8230;واسم عادی شده مثل بقیه ی آدما و واقعا احساس رضایت میکنم ازین که بهش وابسته نیستم</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: ناشناس</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/08/forget/comment-page-1/#comment-57399</link>
		<dc:creator>ناشناس</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=3134#comment-57399</guid>
		<description>MAN 6SALE KE YE PESARI RO DOST DARAM OON MIDONE KE MAN DOSESH DARAM AMA BEMAN BIETENAST MAGHRORE PISH DOSTASH GOFTE MIRAM KHASTEGARISH TAHAMIN EMSAL BAHAM REFIGH SHODIM GOFT MAN DOSTET DARAM AMA BAD AZ LEZAT BORDAN AZ MAN GOFT EMTEHANET KARDAM MAN AHL IN KARA NISTAM KE DOROGH BOOD BADE BEKHTER BIETENA BOODANESH NESBAT BE MAN BAHASH BE HAM ZADAM KHONEHAMOON ROBEROYE HAME HALA CHE JORI FARAMOOSHESH KONAM</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>MAN 6SALE KE YE PESARI RO DOST DARAM OON MIDONE KE MAN DOSESH DARAM AMA BEMAN BIETENAST MAGHRORE PISH DOSTASH GOFTE MIRAM KHASTEGARISH TAHAMIN EMSAL BAHAM REFIGH SHODIM GOFT MAN DOSTET DARAM AMA BAD AZ LEZAT BORDAN AZ MAN GOFT EMTEHANET KARDAM MAN AHL IN KARA NISTAM KE DOROGH BOOD BADE BEKHTER BIETENA BOODANESH NESBAT BE MAN BAHASH BE HAM ZADAM KHONEHAMOON ROBEROYE HAME HALA CHE JORI FARAMOOSHESH KONAM</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: ناشناس</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/08/forget/comment-page-1/#comment-57397</link>
		<dc:creator>ناشناس</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=3134#comment-57397</guid>
		<description>m/.,mmmm

`</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>m/.,mmmm</p>
<p>`</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: ملکه</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/08/forget/comment-page-1/#comment-57283</link>
		<dc:creator>ملکه</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=3134#comment-57283</guid>
		<description>عشق توافسانه هاست</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>عشق توافسانه هاست</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: ناشناس</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/08/forget/comment-page-1/#comment-57282</link>
		<dc:creator>ناشناس</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=3134#comment-57282</guid>
		<description>بله عشق وجودنداره همش هوسه</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>بله عشق وجودنداره همش هوسه</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: هاله</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/08/forget/comment-page-1/#comment-56521</link>
		<dc:creator>هاله</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=3134#comment-56521</guid>
		<description>من هم توی عمری که پشت سر گذاشتم شکستهای عشقی زیادی خوردم و بارها و بارها مرگم را از خدای مهربون خواستم ولی الان زنده ام و مرور زمان چه می خواستم و چه نمی خواستم گذشت و هیچ چیز اون طور که من میخواستم نشد ولی عزیزانم منطقی نیست این یه واقعیتیه و باید ساخت هم با زندگی و مردم و هم خودمون اینکه کسی رو از ته دل دوست دارم تو خانم ها طبیعی و واقعی است ولی وقتی نمی تونی یه سری مسائل رو تغییر بدی واقعا جز صبر کار دیگه ای میتونی انجام بدی من به این امید زنده ام که هیچ کس از فردای خودش خبر نداره شاید فردا بهتر از امروز باشه اگر یه پسری نتونست منو بپذیره این دلیل بر این نیست که زندگی من تموم شده شاید کسی منتظره منه که از این انتخاب خودم خیلی بهتره البته دخترها این نظر منه
به نظر من برای فراموش کردن کسی بهتره این رو در نظر بگیرید که اون شخص از این لحظه به بعد مرد و شما اون رو طی مراسم خاص خودتون دفن کردید و این روشنه که دیگه نباید برای آینده به اون شخص فکر کرد و اگر به واقع این کار رو انجام بدید میبینید که موفق میشید و اگر اون شخص دوباره خواست ارتباط برقرار کنه مثل این میمونه که یه خواب بوده و باید بی اعتنا بود
برای همه دخترها آرزوی موفقیت دارم و هر کسی بخواد میتونه و هیچ کاری نشد نداره</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>من هم توی عمری که پشت سر گذاشتم شکستهای عشقی زیادی خوردم و بارها و بارها مرگم را از خدای مهربون خواستم ولی الان زنده ام و مرور زمان چه می خواستم و چه نمی خواستم گذشت و هیچ چیز اون طور که من میخواستم نشد ولی عزیزانم منطقی نیست این یه واقعیتیه و باید ساخت هم با زندگی و مردم و هم خودمون اینکه کسی رو از ته دل دوست دارم تو خانم ها طبیعی و واقعی است ولی وقتی نمی تونی یه سری مسائل رو تغییر بدی واقعا جز صبر کار دیگه ای میتونی انجام بدی من به این امید زنده ام که هیچ کس از فردای خودش خبر نداره شاید فردا بهتر از امروز باشه اگر یه پسری نتونست منو بپذیره این دلیل بر این نیست که زندگی من تموم شده شاید کسی منتظره منه که از این انتخاب خودم خیلی بهتره البته دخترها این نظر منه<br />
به نظر من برای فراموش کردن کسی بهتره این رو در نظر بگیرید که اون شخص از این لحظه به بعد مرد و شما اون رو طی مراسم خاص خودتون دفن کردید و این روشنه که دیگه نباید برای آینده به اون شخص فکر کرد و اگر به واقع این کار رو انجام بدید میبینید که موفق میشید و اگر اون شخص دوباره خواست ارتباط برقرار کنه مثل این میمونه که یه خواب بوده و باید بی اعتنا بود<br />
برای همه دخترها آرزوی موفقیت دارم و هر کسی بخواد میتونه و هیچ کاری نشد نداره</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: لیلی</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/08/forget/comment-page-1/#comment-55721</link>
		<dc:creator>لیلی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=3134#comment-55721</guid>
		<description>سلام دوست خوبم .عشق یه چیزی مثل کشک ودوغه اصلان عشقی وجود نداره .من سنگ دل نیستم ولی باید باور کنم که پسرها لیاقت عشق ما دختر ندارن منم عاشق شده ام ولی هنوزم نتونسته ام فراموشش کنم من که دوسال عقد کرده بودم بدون هیچ دلیلی طلاقم داد اما مجبورم باور کنم که عشقی وجودنداره .الان نزدیک یه سالی میشه یه نفری خیلی دوستم داره اما من باور ندارم وجواب نه بهش داده ام ولی اون دست بر دار نیست بهم گفته تا عروسی نکنی دست بر نمیدارم بهم میگه شوهرت رو میکشم اما من میترسم کمکم کنید</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام دوست خوبم .عشق یه چیزی مثل کشک ودوغه اصلان عشقی وجود نداره .من سنگ دل نیستم ولی باید باور کنم که پسرها لیاقت عشق ما دختر ندارن منم عاشق شده ام ولی هنوزم نتونسته ام فراموشش کنم من که دوسال عقد کرده بودم بدون هیچ دلیلی طلاقم داد اما مجبورم باور کنم که عشقی وجودنداره .الان نزدیک یه سالی میشه یه نفری خیلی دوستم داره اما من باور ندارم وجواب نه بهش داده ام ولی اون دست بر دار نیست بهم گفته تا عروسی نکنی دست بر نمیدارم بهم میگه شوهرت رو میکشم اما من میترسم کمکم کنید</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: علی</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/08/forget/comment-page-1/#comment-54466</link>
		<dc:creator>علی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=3134#comment-54466</guid>
		<description>میدونم حرفاتون درست ...

اما خدایی فراموشش نکنم ، چیکار کنم ؟ هر روز جلو چشمامه باید خودمو بکشم خلاص شم یا این چشمای قهوه ای رو از جا بکنم ...

ای خدا ...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>میدونم حرفاتون درست &#8230;</p>
<p>اما خدایی فراموشش نکنم ، چیکار کنم ؟ هر روز جلو چشمامه باید خودمو بکشم خلاص شم یا این چشمای قهوه ای رو از جا بکنم &#8230;</p>
<p>ای خدا &#8230;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>

