خاطره‌ی آتش سوزی در متروی تهران

* دیروز تقریبا ساعت ۷ غروب، قطاری که ما توش بودیم، تو ایستگاه حسن آباد آتش گرفت! برای دومین بار توی زندگیم واقعا احساس کردم مرگ چقدر به آدم نزدیکه. اولش که بوی سوختگی توی تونل می اومد و قطار لحظاتی ایستاد، این خانم کناری من شروع کرد به آیه الکرسی خوندن. اونقدر با صدای بلند میخوند که بهم استرس وارد میکرد. خلاصه هر لحظه بوی سوختگی بیشتر میشد که یکباره دیدم صدای جیغ و فریاد واگنی از خانما که سمت آقایونه، بیشتر شد. نگاه کردم دیدم اوه اوه. اون واگنی که متصل به ماست و آقایون توش هستن از بالاش دود شدیدی میاد. قطار بعد از چند دقیقه رسید به ایستگاه حسن آباد، بعدش میدونین اینجا چی ترسناک بود؟ برق قطار رو قطع کردن (شایدم قطع شد) و درها باز نمیشد! فقط خدا میدونه من چقدر اینجا ناراحت شدم که چرا برای خودم وصیت  نامه ننوشتم تا حالا؟! خانمها هرچی به شیشه و در میکوبیدن بی فایده بود. یه خانمه حتی کپسول رو برداشت و کوبید بازم باز نشد تا اینکه یه مامور قطار از  بیرون گفت که اهرم رو بکشید و همزمان با یه وسیله نوک تیزی در رو باز کرد. دیگه خودتون حدس بزنید ملت چطوری میخواستن خارج بشن!! به محض خارج شدن دیدم اکثر پنجره های قطار شکسته شده و آقایون از اون طریق مبادرت به خروج کردن. دقیقا روبروی ما یه خروجی بود که وقتی جمعیت خواستن از اونجا خارج بشن به بن بست برمیخوردن!! ناچار برگشتیم به ایستگاه پر از دود و شعله های آتش بالای قطار که توسط مامورین داشت خاموش میشد تا از یه خروجی دیگه بریم بیرون.

* حالا این ملتی که از قطار نجات پیدا کرده بودن، ول کن ایستگاه نبودن. علیرغم همه اخطار و آژیر که ایستگاه رو ترک کنید، خیلی از آقایون اون جلو وایستاده بودن و داشتن از منظره آتش سوزی با موبایلشون فیلم میگرفتن. البته منم فیلم گرفتم اونم وقتی که رفتم قسمت پله برقی. چون هنوز اون لحظه اخطار خروج از ایستگاه رو نداده بودن و منم اون محل واسم آشنا نبود و منتظر متروی بعدی بودم!! جالبه که خورده شیشه های قطار تا اون قسمت پرتاب شده بودن! خیلی دلم میخواست فیلمش رو بذارم اینجا، به خصوص از این جمعیت فیلمبردار هم فیلم گرفتم، ولی چون قسمت خانمها فن اش خراب بود و خیلی ها مانتو و روسری شون رو در آورده بودن و همونطوری از ایستگاه خارج میشدن و توی فیلم چهره شون معلومه، نمیشه بذارم اینجا. شاید راضی نباشن. صحنه اش خیلی ترسناک بود. بعضیا حتی وسایلشون رو انداخته بودن که سریعتر از ایستگاه خارج بشن. من دقیقا تا یکساعت بعدش با یادآوری اون صحنه دود توی واگن و باز نشدن درها، تمام بدنم می لرزید.

* حالا یه صحنه بامزه هم اتفاق افتاد. روی پله ها یه لنگه کفش زنونه بود. بعد خوب جمعیت به سرعت در حال خروج بودن و یه عده هم در حال ورود به ایستگاه. هرچی می گفتیم قطار آتیش گرفته فکر میکردن شوخی می کنیم، همینطوری وارد میشدن. یه پسره اون لنگه کفش زنونه رو برداشته بود وتاب میداد و توی اون شلوغی میگفت: سیندرلای من کجایی که یه لنگه کفشت رو پیدا کردم و منتظرم بیای که پات کنم. من واقعا عاشق این روحیه طنزپردازی ملت در سختترین لحظات هستم:))
این سرعت یه کلاغ چهل کلاغ ملت منو کشته. هنوز ۵ دقیقه از حادثه نگذشته بود که مغازه داری که از جلوی مغازه اش رد میشدم ازم پرسید: خانم شنیدم توی مترو، بمبگذاری یا تیراندازی شده، چند نفر کشته شدن؟!!!

۵۶ نظر

  1. کاراگاه گجت ۱۳۸۸-۰۸-۲۶، ۱۰:۲۸ ق.ظ

    واقعا” جالب بود عجب خاطراتی داری دختر حتما” اون پسره که دنبال سیندرلا می گشت مثل شاهزاده خوشگل بوده نه در ضمن درجواب اون مغازه داره حداقل میگفتی ۱۰ ۱۲ نفری کشته ومجروح شدن چاخان پشت چاخان کاری نداره

    جواب به این نظر

  2. میزان ۱۳۸۸-۰۸-۲۶، ۱۰:۳۲ ق.ظ

    ما رسیدیم حسن آباد دیدیم مردم می کوبن به شیشه ها عصبانی هستند فهمیدیم که اتش گرفته و… بوی سوختگی توی ایستگاه امام خمینی می اومد.من داشتم سوار می شدم با خودم گفتم یا توی تونل یه اتفاقی افتاده یا این قطاره می خواهد یه چیزیش بشه….زهرا خانوم امیدوارم یه روز توی مترو ببینمت.من هم مسافر متروم….

    جواب به این نظر

  3. Aydin K ۱۳۸۸-۰۸-۲۶، ۱۰:۴۱ ق.ظ

    چه انطباق زمانی جالبی وجود دارد میان این حادثه با جدالهای سیاسی مربوط به مدیریت مترو

    جواب به این نظر

  4. بانو مریم ۱۳۸۸-۰۸-۲۶، ۱۱:۱۱ ق.ظ

    ووووووو
    چه وحشتناکککک
    چه اتفاقاتی برات تو مترو پیش میاد
    :دی تیکه اخری خیلی جالب بود
    مردم منتظرن یه اتفاق بیوفته و شروع کنن به شایعه سازی… بمب و …!!!

    جواب به این نظر

  5. مهراوه ۱۳۸۸-۰۸-۲۶، ۱۱:۲۴ ق.ظ

    چقد روحشتناک من که از خوندنش خیلی ترسیدم چه برسه به تو که اونجا بودی
    اه اه از دست مابا این یه کلاغ چل کلاغ کردن و نظرات سیاسی و فرهنگی و اجتماعیمون در همه مسائل دنیا

    جواب به این نظر

  6. پریزاد ۱۳۸۸-۰۸-۲۶، ۱۱:۲۷ ق.ظ

    ووی…چه وحشتناک…خدا بهت رحم کرد دختررررررررر…

    جواب به این نظر

  7. پریزاد ۱۳۸۸-۰۸-۲۶، ۱۱:۲۹ ق.ظ

    خصوصی…
    زهرای عزیز شاید با خوندن کامنتم خنده ات بگیره اما…
    این که وب نویس پر سابقه وپر مخاطبی مثل شما واسم کامنت گذاشت خیلی خیلی واسم مهم/خوشحال کننده وتاثیر گذار بود.
    ممنون.

    جواب به این نظر

  8. سروش ۱۳۸۸-۰۸-۲۶، ۱۱:۳۱ ق.ظ

    منم مثل آیدین فکر می کنم.

    جواب به این نظر

  9. پیام ۱۳۸۸-۰۸-۲۶، ۱۱:۵۹ ق.ظ

    خدا رو شکر که کسی صدمه ندید.

    جواب به این نظر

  10. MoMo ۱۳۸۸-۰۸-۲۶، ۱۲:۱۰ ب.ظ

    قضیه لنگه کفش و سیندرلا رو خوب اومدی. D:

    راستی دلیل آتش سوزی چی بود؟

    جواب به این نظر

  11. محمد ۱۳۸۸-۰۸-۲۶، ۱۲:۱۰ ب.ظ

    سیندرلا رو خوب اومدی! …

    جواب به این نظر

  12. محسن الف. جیم. ۱۳۸۸-۰۸-۲۶، ۱:۰۶ ب.ظ

    با همین خاطره ها هشدار برای کبری ۱۱ مسازن دیگه

    جواب به این نظر

  13. مسعود ۱۳۸۸-۰۸-۲۶، ۱:۴۹ ب.ظ

    به به لینک رجا نیوز هم که شدین تبریک میگم!!!

    جواب به این نظر

    سعید Reply:

    کجاسسسسسسسسسسسسست؟!!!

    جواب به این نظر

  14. مهدی..گ ۱۳۸۸-۰۸-۲۶، ۲:۰۲ ب.ظ

    حالا این شوخی بود؟!

    جواب به این نظر

    گروهبان فلفلی Reply:

    نه دادا برعکس خیلی هم جدی بود این خانوم یکی ازکامنتهای من رو توی ۲ پست قبلی تایید نکرد چون رسما داشت چاخان میکرد

    جواب به این نظر

  15. مهدی..گ ۱۳۸۸-۰۸-۲۶، ۲:۰۴ ب.ظ

    واقعا اتفاق خطرناکی بود برای مسافران …
    خدا رحم کرد که کسی صدمه ندید..حتی ممکن بود خیلی ها زیر دست و پای مسافران دیگه کشته بشن

    خوشحالم که صدمه ندید و سالم هستید

    و ممنون از این خبر…

    جواب به این نظر

  16. دختر مستقل ۱۳۸۸-۰۸-۲۶، ۳:۱۴ ب.ظ

    خدا رو شکر که جون سالم به در بردی …

    جواب به این نظر

  17. سحریار ۱۳۸۸-۰۸-۲۶، ۳:۲۲ ب.ظ

    مهدی هاشمی بعد از اینکه بوی دماغ سوخته اش تو انتخابات بلند شده و با وجود همه بخور بخورهایش از مترو نتوانست موسوی رو برگردونه حالا میگه مترو پول نداره واگن بخره !
    اون همه خرج انتخابات !!!!
    این همه بی پولی مترو !!!!
    قسم حضرت عباسو باورکنیم یا دم خروسو؟

    جواب به این نظر

    سعید Reply:

    هنوز هم با لینک کردن هاشمی و موسوی نون خوری می کنید!؟

    جواب به این نظر

    یک متروئی Reply:

    عزیز دل این محسن شونه (داداش یزرگه) نه مهدی شون !!

    جواب به این نظر

  18. حسین ۱۳۸۸-۰۸-۲۶، ۴:۲۳ ب.ظ

    خداوند بهت رحم کرده…

    جواب به این نظر

  19. کاراگاه گجت ۱۳۸۸-۰۸-۲۶، ۴:۴۲ ب.ظ

    گروهبان جان داری شورشو در میاری میام خفت می کنم حسود عقده ای

    جواب به این نظر

  20. شمع سحر ۱۳۸۸-۰۸-۲۶، ۴:۴۵ ب.ظ

    خدا آخر عاقبتمونو ختم به خیر کنه.

    جواب به این نظر

  21. ... ۱۳۸۸-۰۸-۲۶، ۴:۴۸ ب.ظ

    زهرا تو چقدر از پسرها خوشت میاد ؟ در پستهات همش به پسرها کفش سیندرلا
    پسر راننده
    پسر کارمند بانک
    پسر راننده تاکسی
    پسر مسافر نشسته کنارت در تاکسی
    ….
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    جریان چیه ؟

    جواب به این نظر

    مازیار Reply:

    ببخشید پس شما انتظار دارید ایشون از دخترا خوششون بیاد؟! حالا تو این آخره زمون یکی پیدا شده که “استریته” شما ناراحت می شین؟

    جواب به این نظر

    zipi Reply:

    وا!تو یه چیزی ات هستا…!

    جواب به این نظر

    zipi Reply:

    البته با جناب/سرکار سه نقطه بودم!

    جواب به این نظر

  22. مارشال ۱۳۸۸-۰۸-۲۶، ۵:۵۴ ب.ظ

    فاجعه اون قطار به همون جا خطم نمیشد!

    چه فشاری به ما تو قطارای بعدی اومد.

    من تو ۳تا قطار بدیش بودم که باورم نمیشد این همه آدم تو واگن جاشدن

    صحنرو از بالاتنه براتون تعریف میکنم ،شما خودتون تصور کنین

    تکیه دادم به شیشه کنار در یه پیر مرده سرشو گذاشته رو شونم ، من سرم رو گذاشتم رو شونه یه آقای دیگه ،یه نفر از پشت سراون آقاهه داره به من ناخداگاه نفس دهان به دهان میده،یه حس سوراخ شدن از ناحیه کلیه و قلوه داشتم حالا تو اون حاگیرواگیر دماغم هم میخوارید!

    شرمنده که نمیتونم پایین تر برم! چون سوژه اصلی اونجا بود D:

    جواب به این نظر

    زهرا Reply:

    آتفاقا من حدس میزدم بعدش بخواد شلوغ شه. بابا قطار ۵ دقیقه تاخیر داره میرداماد منفجر میشه چه برسه به اونهمه:))

    جواب به این نظر

  23. ebi888899 ۱۳۸۸-۰۸-۲۶، ۷:۴۴ ب.ظ

    سلام
    وای عزیزم خیلی خوشحالم به خیر گذشت.
    حتما صدقه بدین.
    منم از طرفتون صدقه میدم.

    جواب به این نظر

    میترا.ت Reply:

    گفت که چیزی نشده.لوسش نکن اقا

    جواب به این نظر

    ebi888899 Reply:

    حسود هرگز نیاسود.

    جواب به این نظر

  24. حامد ۱۳۸۸-۰۸-۲۶، ۹:۰۵ ب.ظ

    سلام وب جذابی دارین
    خوشحال می شم به وب منم یه سری بزنی
    http://www.kasbkar.blogfa.com
    http://www.oxinadz1.mihanblog.com

    جواب به این نظر

  25. مهدی ۱۳۸۸-۰۸-۲۶، ۹:۱۹ ب.ظ

    برام خیلی جالبه که لینک این خبر تو “رجا” چیکار می کنه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    جواب به این نظر

  26. مهدی بشری ۱۳۸۸-۰۸-۲۶، ۹:۳۲ ب.ظ

    شما که ادعای دانستن همه چیز رو میکنید و نصفه داستان های زندگی تون هم تو مترو اتفاق میفته، واسه من جالبه که اون اهرم رو ندیدین که کنارش نوشته در صورت بروز مشکل هنگامی که قطار ایستاده است اهرم را بچرخانید و در را باز کنید!

    جواب به این نظر

  27. kiana ۱۳۸۸-۰۸-۲۶، ۱۰:۵۳ ب.ظ

    نفهمیدن چرا آتیش گرفته ؟

    جواب به این نظر

    یک متروئی Reply:

    دلیلش اینه که در قطارهای اولیه (DC) هنگام ترمز کردن ، ابتدا ترمز الکتریکی عمل می کنه و به صورت مختصر مفید یعنی اینکه برق موجود در سیستم قطار باید جایی استفاده بشه و به این علت در سقف واگنها ، مقاومتهای پر مصرفی رو قرار دادند تا این کار رو انجام بده (دلیل استشمام بوی سوختگی سیم در پاره از اوقات در قطار به خاطر عملکرد این مقاومتهاست) و به احتمال خیلی زیاد آْتش سوزی (با اوصافی که زهرا خانم گفته که از سقف یکی از واگنها شروع شده ) ناشی از این مقاومتها بوده

    جواب به این نظر

  28. گوریل فهیم ۱۳۸۸-۰۸-۲۷، ۲:۱۱ ق.ظ

    من داشتم تو خیابون راه می رفتم که یه مرده داشت پشت موبایل به یکی دیگه می گفت که همین الان مترو آتیش گرفته.
    بعد من که رفتم تو سوپرمارکتی به پنج شش نفری که اونجا بودن خبر رو دادم
    و اون ها هم به همین ترتیب

    جواب به این نظر

  29. زیتون ۱۳۸۸-۰۸-۲۷، ۲:۵۴ ق.ظ

    خوشحالم که خوبی زهرا جان.
    گزارشت هم خیلی خوب بود.

    جواب به این نظر

  30. راهنما ۱۳۸۸-۰۸-۲۷، ۳:۳۵ ب.ظ

    پس خدا ترو یبار دیگه به ما داد.

    جواب به این نظر

  31. مهدی ۱۳۸۸-۰۸-۲۷، ۱۰:۳۹ ب.ظ

    البته طبیعیه که قالیبافو هاشمی پول کم بیارن ! قالیباف پول واسه همایشای تبلیغاتش از الان داره خرج میکنه از اونطرف میره سنگ پیاده روی تموم خیابونارو داره عوض میکنه که قطعا اهمیتش از خیلی کارا مثل مترو بسیار کمتره ( و سایر کارای فانتزی و تبلیغاتی ) بعد پول واسه مترو نداره !؟ بعد یهو ۱۰ میلیارد از کجا بهش میرسه تا خودشو ناجی معرفی کنه ؟!
    به هر حال باید از الان خودشو واسه ۴ سال دیگه آینده کنه دیگه !

    جواب به این نظر

    یک متروئی Reply:

    جواب دعوای مترو بسیار ساده است :
    - هزینه مترو رو دولت و ملت! (شهرداری) باید باهم بدن ولی دولت میتونه با توجه به بودجه سالیانه ، پول بده نه بیشتر.
    - مترو رو چند شقه کردند که معروفهاش شرکت راه آهن شهری تهران و حومه به مدیریت آقای هاشمی (معروف به هولدینگ در بین متروئی ها) و شرکت بهره برداری راه آهن شهری تهران و حومه به مدیریت آقای ربیعی (معروف به بهره برداری بین ماها) هست
    - کار هولدینگ ، ساخت و ساز مترو و تونل و ایستگاهه و کار بهره برداری خدمات دهی و جابجایی مسافران
    - بودجه رو به هولدینگ (اقای هاشمی) میدن (طبق قانون) و اون پول رو بین بقیه و بهره برداری تقسیم می کنه و دولت و شهرداری فقط هولدینگ رو میشناسن نه بهره برداری رو !
    - بهره برداری زیر نظر هولدینگه
    - اقایون بودجه رو برای ساخت و ساز و دادن پز ساخت فلان مقدار کیلومتر تونل در سال مصرف می کنند و در نتیجه آنچنان چیزی برای بهره برداری و خرید و نگهداری و تعمیر تجهیزات نمی مونه بعد میخوان به زور و شانتاژ از دولت پول بگیرن در حالیکه سقف بودجه ای دولت مشخصه و نمیتونه بیشتر بده

    نتیجه : مشکل مترو مدیریتی یه نه کمبود بودجه !
    حالا از بقیه مسایل و حواشی مانند نوع و چگونگی انتخاب پیمانکاران ، صلاحیت و توانایی مدیران ، نارضایتی و اعتراض کارکنان و … می گذریم

    جواب به این نظر

    سهیل Reply:

    عزیز برادر
    بنده قصد دفاع از محسن هاشمی و قالیباف ندارم. مطمئن هستم در این مملکت کسانی هستند که لایق تر از این دو باشند ولی مطمئناً این افراد لایق جز دار و دسته احمدی نژاد و بسیجیان!!! پس از جنگ نیستند! برادر سگ محسن هاشمی و قالیباف به احمدی نژاد و دار ودسته اش شرف دارد.

    فرمودید شانتاژ، لابد مجلس هم شانتاژ می کنه. این بنده های خدا مدتهاست که می گویند دولت به آنها کمک نمی کند که البته دلایل آنهم کاملاً روشن است.

    احمدی نژاد چشم دیدن هاشمی و خانواده اش را ندارد. نه بخاطر به قول خودش ضد اشرافی گری بلکه بخاطر اینکه جای اینها را برای استفاده از این خوان یغما کم کرده اند.
    مشکل ایشان این است که می گوید از این به بعد نوبت ماست بچاپیم!

    احمدی نژاد چشم دیدن قالیباف را ندارد چون بچشم یک رقیب نگاهش می کند چون تمام کارهایی که در حق تهران انجام داده و مردم تهران بخوبی می بییند تهران از مجا به کجا رسیده چه شمال تهران و چه جنوب آن. در دوران احمدی نژاد پولی که مردم به شهرداری برای آبادی شهر و بهبود سیستم های شهری می دادند صرف هیات های مذهبی حاج منصور ارضی و هلالی و بسیجی ها برای روضه خوانی میشد و به برادران بیسجی وام ازدواج و … می دادند. احمدی نژاد بجای درست کردن پل و تونلو بی آرتی و مترو برای حل معضلات ترافیکی در باند سرعت بزرگراه ها دور برگردان می ساخت که نمونه بارز سمبل کاری بود ( که الان هم در حجم بالاتر در دولت می بینیم) حاضر نبود یک پارک یک سینما یک مجتمع فرهنگی را درست کند و در عوض برای جلب بسیجیان عزیز سقا خانه می ساخت و پول به آنها می داد. الان که قالیباف اینهمه برای این شهر کار می کند عزیزان آنش گرفته اند و از این می ترسند پس فردا دولت هم از دستشان گرفته شوند. عزیز براد بگو احمدی نژاد در دوران خودش چکار کرد بعد گیر بده به قالیباف و محسن هاشمی

    احمدی نژاد دنبال عملی کردن یک خیال شخصی خودش است و آن منوریل است هر چند که مثل تمام کارهای دیگرش نمایشی و سمبل کاری باشد. پروژه پایان نامه ایشان منوریل است و ایشان می خواهد بزور هم شده با پول بیت المال و با قدرت حکومت این علاقه شخصی اش را برآورده کند ولی سمبل کاری باشد و بی حاصل و پر خرج و کم بازده. بقول خودش مترو زیر زمین است و کسی آنرا نمی بیند منوریل خوشکل و شیک و بالای زمینه همه می بیننند!!!!

    همه اینها را در نظر بگیرید و از آنطرف هم تحریم هایی که خود این آقا مسببش بوده و البته خودش هم به آنها ورق پاره می گوید هم در نظر بگیرید. در نظر بگیرید که حضرت آقا برای تحکیم حکومتشان نیازمند پول دادن به بسیجیان و سپاهی برای سرکوب مردم است و البته وضع درآمد و خزانه خوب نیست. برای ایشان بیشتر ارزش دارد که پول در حلقوم بسیجیان و طرفداران خودش بریزذ تا پولش را صرف آبادانی و رفاه مردم کند. شما یک مورد از پروژه های این حضرت آقا را بگویید که انجام شده باشد و بدرستی هم انجام شده باشد؟ پل دریاچه ارومیه اش؟ راه آهن شیرازش (که بی شباهت به راه آهن کارتون لوک بی باک نیست!) راه آهن بم زاهدانش که بخاطر سرهم بندی قطارش همان بار اول از خط خارج شد! هر دوی اینها هنوز هم بعد از ۶ ماه نمایش راه نیفته و به بهره برداری نرسیده! بزرگراه یا اتوبان پردیس!!! هواپیما هایی که پی در پی سقوط می کند! پارس جنوبی!!! هم که شکر خدا مشغول خاک خوردن و همین اواخر معلوم شد بخاطر راه اندازی نشدن تاسیساتش هم، قطری ها همه گاز ها را بالا کشیده همه تعداد زیادی از چاه های نفت قدیمی که نیاز به وارد کردن گاز برای استخراج داشتند عملاً از کار افتادند و درآمد نفت از این بابت هم کم شده.

    نمی دانم یا مردم را هالو فرض کردین یا خودتان واقعاً هالو هستید بخدا قسم بلایی که شما بر سر ایران آوردید قوم مغول هم بر سر ما نیاورده و امیدوارم این ملت بار دیگر تکان بخورند تا این لکه های ننگ که بخاطر بقای خودش هر بلایی سر کشور و مردم می آورند از صحنه روزگار محو کند.

    جواب به این نظر

    Yas Reply:

    Ayval.

    جواب به این نظر

    hamid Reply:

    این چیزایی که نوشتی تحلیل کوچه بازاریه داداش جون!

    جواب به این نظر

  32. علی اصغر ۱۳۸۸-۰۸-۲۸، ۱۲:۱۰ ق.ظ

    با سلام

    انتشار خبر تولد دجال در اسرائیل!

    از واقعیت تا توطئه!

    هدف چیست ؟ زمینه سازی برای جنگ افروزی ؟!

    یا آماده کردن قوم یهود با نشانه ای واقعی ؟

    جواب به این نظر

  33. زمینی ۱۳۸۸-۰۸-۲۸، ۱:۲۲ ق.ظ

    سلام. خیلی وبلاگ قشنگی دارید. مطالبتونم دوست دارم. موفق باشید.

    جواب به این نظر

  34. دخترک ۱۳۸۸-۰۸-۲۸، ۳:۱۹ ب.ظ

    روزنامه همشهری نوشته بود بر اثر اصطکاک فقط جرقه هایی تو ایستگاه مترو حسن آباد اتفاق افتاده که باعث وحشت مردم شده …
    عجب عجب !
    من چند وقتی هست که دیگه با مترو نمیام ! اما برام نقل قول تو از ماجرا و نقل قول روزنامه همشهری جالبه !

    جواب به این نظر

  35. محمد ۱۳۸۸-۰۸-۲۹، ۸:۳۶ ب.ظ

    جالب بود و از اون جالب تر واکنش مردم !

    جواب به این نظر

  36. فقیر ۱۳۸۸-۰۸-۲۹، ۹:۵۶ ب.ظ

    از این وبلاگ بازدید کنید.comboroonsi.blogfa

    جواب به این نظر

  37. کورش ۱۳۸۸-۰۸-۲۹، ۱۱:۰۷ ب.ظ

    درود بر شما
    پس خوش بحال ما یزدیها که مترو نداریم

    البته من هم مجبور هستم هر از چند گاهی به تهران آمده و از مترو استفاده کنم گزارش تکان دهنده ای بود.

    در این اوضاع شیر تو شیر مملکت باید خداوند رحم کند بر پروردگار

    جواب به این نظر

  38. کورش ۱۳۸۸-۰۸-۲۹، ۱۱:۰۸ ب.ظ

    یادم رفت آدرس وبلاگم را تایپ کنم

    جواب به این نظر

  39. استاذنا ۱۳۸۸-۰۹-۳، ۲:۴۵ ق.ظ

  40. یک مترویی خانم ۱۳۸۸-۰۹-۱۰، ۱۰:۵۴ ق.ظ

    واقعا” خسته نباشید ! خبراها رو از خود متروئی ها بهتر گزارش میدید ! بالاخره توی هر وسیله جابجائی ممکنه از این اتفاقا بیوفته ! زیاد سخت نگیرید .خدائی شرایط سختی رو گذروندید خدا قوت !
    شایان توجه این که با مشکلات مدیریتی که همکار عزیزم گفت این اتفاقات دور از انتظار نیست.

    جواب به این نظر

  41. ناشناس ۱۳۸۸-۱۰-۲۳، ۱۰:۴۶ ق.ظ

    m,kknnjndagbjgrw ujasjxyhnjqs xyhqsidjjnxb c uweyhxkkmcbncyy xujnhsdxx ujjnnhyhbngdhuhsxn uhsjxna czcu u

    جواب به این نظر

نظر شما