کدام قله اوج؟!

* نمی توانستم دیگر نمی توانستم…
صدای پایم از انکار راه بر می خاست
و یاسم از صبوری روحم وسیعتر شده بود
و آن بهار و آن وهم سبر رنگ
که بر دریچه گذر داشت، با دلم می گفت:
« نگاه کن
تو هیچگاه پیش نرفتی
تو فرو رفتی.
»

* بدی‌های من به خاطر بدی کردن نیست. به خاطر احساس شدید خوبی‌های بی‌حاصل است.(+)

۵ نظر

  1. دایی بهنام ۱۳۸۸-۰۷-۱۵، ۱۱:۰۷ ب.ظ

    سلام دوست عزیز……….
    وبلاگ دایی بهنام(جمعمون جمعه )به روز شد……
    اگه دوست داشتین یه سر کوچولو بزنین……
    خوشحال میشم………خوشحال میشین…….

  2. mohsen ۱۳۸۸-۰۷-۱۶، ۱:۰۸ ق.ظ

    سلام دوست من یه سر بزن پشیمون نمیشی
    اگه با تبادل لینک موافقی اسم وبلاگ منو تو لینک دوستانت بگذار خبرم کن

    خیلی دمت گرم منتظرتم ولک

  3. fafa ۱۳۸۸-۰۷-۱۶، ۹:۲۲ ق.ظ

    و یاسم از صبوری روحم وسیعتر شده بود…. چقدر با این جمله آشنا هستم هرچند صبوری هم کلافه ام میکنه خیلی وقتا!

  4. پور پدر ۱۳۸۸-۰۷-۱۶، ۱۱:۰۳ ق.ظ

    والا چه عرض کنم…

    خوبی بی حاصل نداریم… نفس خوبی خودش خوبه…

  5. bamdad ۱۳۸۸-۰۷-۱۸، ۳:۲۵ ق.ظ

    I’m looking after my lost dear felani_felani