همین دخترِ درب و داغون

* تولد یکی از دوستام بود که خیلی وقت بود ندیده بودمش. این مدت رفته بود دماغش رو عمل کرده بود، ابروهاش رو هم مدل سامورایی کرده بود. خلاصه قیافه اش خیلی عوض شده بود. به قول خودش، قیافه اش خیلی شیک شده بود.

دیشب که اومدم خونه همینطوری که توی آینه خودمو نگاه میکردم، داشتم فکر میکردم که اگه دماغم تغییر کنه قیافه ام چه شکلی میشه؟ یا مثلا ابروهام، هی راجع به جز به جز صورتم فکر میکردم، بعد کلی با خودم کلنجار رفتم. آخرش دیدم که هرکاری کنم، قیافه ام هر تغییری که  بکنه، دلم برای همین دختر درب و داغونی که الان هستم تنگ میشه…  تصور اینکه دیگه اینطوری نباشم و قیافه ام اینی که هست نباشه، و دیگه یه دختر اینطوری تو خیابون راه نره، برام دردناکه حتی. واقعا به همینی که هستم عادت کردم و دوستش دارم.
به قول آیلار که همیشه میگفت: خیابانها پر از خوبرویان هست ولی من همین قیافه درپیتم رو دوست دارم!:)

۳۲ نظر

  1. حسین ۱۳۸۸-۰۷-۷، ۴:۲۷ ب.ظ

    اینجوری بهتره… رچند بعد اینهمه وقت ندیدمت و نمیدونم چه شکلیه.و البته دوستم تورو دیده و ازت واسم گفته… ولی آدم همون قیافه خودش باشه بهتره… .

    جواب به این نظر

  2. بابک ۱۳۸۸-۰۷-۷، ۴:۳۴ ب.ظ

    زهرا جووووووون!
    من هم همین قیافه در پید را دوست دارم!
    توی همین قیافه در پیت معصومیت، آرامش و زیبایی نهفته هست که هر کسی نمی بینه
    البته اونهایی که معصومیت از دست رفته دارند می خواهند یکجورایی اون را مخفی کنند!

    حالا میشه یک عکس در پیت از این قیافه درپیت بگذاری اینجا ببینیم چه شکلی هستی؟

    جواب به این نظر

  3. M.R ۱۳۸۸-۰۷-۷، ۵:۲۹ ب.ظ

    salam.gmailetoun ro chek konid,in payam ro ham baad az khoundan,paak

    جواب به این نظر

    مشاور مخصوص زهرا اچ بی Reply:

    زهرا جان حالا برا دل خودت نمیخوای تغییر قیافه بدی، لااقل برا بقیه یه کاری کن! شاید بختت هم باز شد..!؟

    جواب به این نظر

  4. حماد ۱۳۸۸-۰۷-۷، ۵:۴۲ ب.ظ

    من فکر می کنم اکثر ما هم به همین قیافه ای که الان داریم عادت کردیم و حتی اگه عوضش کنیم هم باز به تناسب و دلنشینی قیافه الانمون نمی شه.

    در مورد خودم که اینجوری فکر می کنم حداقل

    جواب به این نظر

  5. سوری ۱۳۸۸-۰۷-۷، ۶:۰۴ ب.ظ

    تغییر قیافه خوبه برا تغییر روحیه وفرار از روزمرگی

    جواب به این نظر

  6. حمید ۱۳۸۸-۰۷-۷، ۶:۲۱ ب.ظ

    بیچاره زهرا حسودیش شده ولی پول نداره بره عمل کنه الکی دلتنگی برا صورتشو بهونه می کنه!

    جواب به این نظر

    زهرا Reply:

    کلی خندیدم!:))))

    جواب به این نظر

    asaa... Reply:

    دلم برای آ خیلی تنگ شده. اینجا خیلی بی حوصله ام ولی شب ها از ساعت ۹ تا یازده پیاده روی می کنم. بد نیست. سلام منو بهش برسون. کارم شده ترجمه ی متون تخصصی تا زبانم قوی بشه. یکی از بچه ها بهم گیتار یاد میده هی بدک نیستم یه ذره استعداد دارم. دلم برای شما هم تنگ شده بود. امیدوارم حالتون خوب باشه. با آرزوی موفقیت برای همتون. فعلا

    جواب به این نظر

  7. آقای رگبار ۱۳۸۸-۰۷-۷، ۷:۳۳ ب.ظ

    برای آقایون یه مثلی هست که می گن آدم یا باید روی سرش پر باشه یا توی اون !!!

    جواب به این نظر

  8. Zolander ۱۳۸۸-۰۷-۷، ۹:۳۵ ب.ظ

    چرا comment منو پاک کردی ؟

    جواب به این نظر

  9. Zolander ۱۳۸۸-۰۷-۷، ۹:۳۶ ب.ظ

    چه چیز بدی توش داشت ؟

    جواب به این نظر

  10. 1Tanha ۱۳۸۸-۰۷-۷، ۹:۴۷ ب.ظ

    آفرین به شما!

    جواب به این نظر

  11. M.R ۱۳۸۸-۰۷-۷، ۱۱:۲۱ ب.ظ

    Salam.chera javab nadadid?

    جواب به این نظر

  12. صید قزل آلا در مدرسه ۱۳۸۸-۰۷-۸، ۱۲:۴۴ ق.ظ

    مدیر آموزشگاهی که توش درس میدم یه روز با کلی معذرت خواهی و خجالت داستانی از خواهرش تعریف کرد که می گفته “یه روز میشه که همه یه آدم رو به هم نشون میدن و میگن: هی! فلانی رو ببین دماغش عمل کرده نیست.” بعد که تعجب من رو دید گفت: ابروهای شما توی جامعه امروزی اینطوری که بقیه با دست نشونتون میدن.
    حالا ابروهای من قدّ دو سه رج از حالت سرطانِ ابرویی بیرون اومده ها! ولی خُب لابد ایشون هم انتظار ابروی سامورایی یا یه چیزی توی این مایه ها رو داشتن.

    چقدر حرّافی کردم ها;-) …راستی سلام:-)

    جواب به این نظر

  13. علی شطرنجی ۱۳۸۸-۰۷-۸، ۱:۵۸ ق.ظ

    زهرا! من کجا رفتم؟

    جواب به این نظر

  14. علی شطرنجی ۱۳۸۸-۰۷-۸، ۲:۰۴ ق.ظ

    بای. دیگه منو نمی بینی

    جواب به این نظر

  15. غزاله ۱۳۸۸-۰۷-۸، ۹:۲۳ ق.ظ

    چند وقت پیش توی فرودگاه یه دختری اومد جلو و گفت که من شما رو می شناسم. منم که قیافه ها خوب یادم می مونه دیدم که نا آشناست! گفتم ولی من شما رو نمی شناسم! بعدش معلوم شد که همکلاسی سال سوم راهنمایی من بوده و چون من تو این سال ها اصلا قیافه ام تکون نخورده بوده منو شناخته. ولی من نشناختمش چون اون اصلا این شکلی نبود! تا مدت ها فکر می کردم که چرا این قدر قیافه اش عوض شده جوری که من نشناختمش. تا این که بالاخره آی کیو زدم و به این نتیجه رسیدم که حتما چند جایی از صورتش رو عمل کرده!

    جواب به این نظر

  16. صادق ۱۳۸۸-۰۷-۸، ۱۰:۱۷ ق.ظ

    چه اعتماد به نفسی !!

    جواب به این نظر

  17. محمد ۱۳۸۸-۰۷-۸، ۱۰:۳۸ ق.ظ

    سلام …
    اینم آدرس جدید!

    http://mmoeeni3.blogspot.com

    جواب به این نظر

  18. fafa ۱۳۸۸-۰۷-۸، ۱۰:۵۸ ق.ظ

    ولی من عمل بینی رو دوست دارم …. تنوع و تغییر رو دوست دارم …

    جواب به این نظر

    گلناز Reply:

    دیگه تو این دوره زمونه این حرفا معنی نداره

    جواب به این نظر

  19. گلناز ۱۳۸۸-۰۷-۸، ۱۱:۵۸ ق.ظ

    زهرا جان دیگه تو این زمونه این حرفا معنی نداره

    جواب به این نظر

  20. جوجه ۱۳۸۸-۰۷-۸، ۱۲:۰۲ ب.ظ

    نه بابا! زهرا امیدوارمون کردی!

    جواب به این نظر

  21. عبداله ۱۳۸۸-۰۷-۸، ۱:۴۰ ب.ظ

    سلام
    همین چند وقت پیش بود که داشتم فکر می کردم که احتمالا با آیلار کدورتی پیش اومده که هیچ خبری ازش نیست!
    خب الحمدلله!
    حالا کجاست ؟ چه میکنه؟

    جواب به این نظر

  22. جوجه ۱۳۸۸-۰۷-۸، ۸:۲۴ ب.ظ

    کمک…کمک…

    جواب به این نظر

  23. آرام ۱۳۸۸-۰۷-۸، ۹:۴۴ ب.ظ

    اوهوم! صد رحمت به همین دختر درب داغون!

    جواب به این نظر

  24. mohammad ۱۳۸۸-۰۷-۸، ۱۱:۲۹ ب.ظ

    آرزوم این بود که و دانشاه تهران درس بخونم بعد کنکور کارشنسی و نتیجه بد ، این آرزو تبدیل به رویا شد سه ماه فقط پنج ماه دیگه به کنکور کارشناسی ارشد مونده ، ون آرزوهه با واقعیت تبدیل نشد حالا این رویاهه ! نمیدونم خودم بیست درصد امیدوارم . اگه به واقعیت تبدیل شد بهتون خبر میدم .
    ای وبلاگو بخاطر اینکه نویسنده ش دنشجوی دانشگاه تهررن بوده دوست دارم .

    جواب به این نظر

  25. امیر ۱۳۸۸-۰۷-۹، ۱۲:۲۱ ب.ظ

    خوبه………………………

    جواب به این نظر

  26. شیخ ۱۳۸۸-۰۷-۲۱، ۹:۰۶ ب.ظ

    در پیتم آرزوست !

    جواب به این نظر

  27. سوک سوک ۱۳۸۸-۰۷-۲۷، ۱۱:۲۴ ق.ظ

    یا شیخ خوشا به مرامت

    جواب به این نظر

  28. بد قیافه ۱۳۸۸-۰۹-۱، ۱۱:۱۲ ب.ظ

    سلام من یه وبلاگ دارم که فقط در مورد بد قیافه ها توش صحبت کردم حتما بهش سر بزن شاید خوشت بیاد. خودمم بد قیافم

    جواب به این نظر

نظر شما