<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: این نشانه ها رو خوب به خاطر بسپار!</title>
	<atom:link href="http://zahra-hb.com/1388/07/remember-these-symptoms-as-well-as-you-can/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://zahra-hb.com/1388/07/remember-these-symptoms-as-well-as-you-can/</link>
	<description>دست نوشته ها و خاطرات یک دختر ایرانی</description>
	<lastBuildDate>Thu, 18 Mar 2010 00:22:43 +0400</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.8.4</generator>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
		<item>
		<title>با: شادمهر</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/07/remember-these-symptoms-as-well-as-you-can/comment-page-1/#comment-48480</link>
		<dc:creator>شادمهر</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 04:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=5547#comment-48480</guid>
		<description>نقطه اوج هر فواره سرآغاز سقوط آن است  ... درود</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>نقطه اوج هر فواره سرآغاز سقوط آن است  &#8230; درود</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: محمد</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/07/remember-these-symptoms-as-well-as-you-can/comment-page-1/#comment-48099</link>
		<dc:creator>محمد</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 04:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=5547#comment-48099</guid>
		<description>سلام. حلالم کن خانمِ زهرا ی بی فامیلی. یه بار لجم گرفت ازت... خیلی... بهت بد و بیرا نوشتم. 2 3 کلمه انگلیسی. ببخش.
حالا  من که چی!!! اصلا نمی دونم دختری یا پسر... ولی معذرت می خوام.
این پست از یه پارچ آب یخ بدتر بود. یه بشکه آب یخ بود. که افتادم توش و ازش هم نوشیدم.
چون دلم رو هم خنکککک کرد اساسی.
مرسی .</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام. حلالم کن خانمِ زهرا ی بی فامیلی. یه بار لجم گرفت ازت&#8230; خیلی&#8230; بهت بد و بیرا نوشتم. ۲ ۳ کلمه انگلیسی. ببخش.<br />
حالا  من که چی!!! اصلا نمی دونم دختری یا پسر&#8230; ولی معذرت می خوام.<br />
این پست از یه پارچ آب یخ بدتر بود. یه بشکه آب یخ بود. که افتادم توش و ازش هم نوشیدم.<br />
چون دلم رو هم خنکککک کرد اساسی.<br />
مرسی .</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: میرزا</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/07/remember-these-symptoms-as-well-as-you-can/comment-page-1/#comment-48036</link>
		<dc:creator>میرزا</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 04:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=5547#comment-48036</guid>
		<description>این حرفا همش دل خوش کنکه. به هیچ عنوان همچین قانونی تو دنیا وجود نداره که قطعاً ظالم عواقب کارش می بینه. بهتره آدم حداکثر سعی خودشو بکنه تا تو شرایطی قرار نگیره که بهش ظلم بشه. اگر هم شد از راههای قانونی و درست پی گیر احقاق حقوقش باشه به جای اینکه دلش خوش باشه یک روزی ظالم عین همین مشکل برا خودش پیش میاد.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>این حرفا همش دل خوش کنکه. به هیچ عنوان همچین قانونی تو دنیا وجود نداره که قطعاً ظالم عواقب کارش می بینه. بهتره آدم حداکثر سعی خودشو بکنه تا تو شرایطی قرار نگیره که بهش ظلم بشه. اگر هم شد از راههای قانونی و درست پی گیر احقاق حقوقش باشه به جای اینکه دلش خوش باشه یک روزی ظالم عین همین مشکل برا خودش پیش میاد.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: آسا</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/07/remember-these-symptoms-as-well-as-you-can/comment-page-1/#comment-48013</link>
		<dc:creator>آسا</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 04:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=5547#comment-48013</guid>
		<description>هیچ کسی جز خدا نمی دونه کی چه کاری رو از عمد انجام داده یا نداده. حقیقت نشد. شاید به آرامش نرسه و دریای دلش طوفانی تر بشه پس از روی عقل نیست بلکه از روی دیوانگیه. صاحب قدرت اون نیست. الان اون یه نفر به صاحب قدرتش نیاز داره. شاید به اون آدم تمام بی محلی های دنیا بشه. شاید برعکس اینکه شما می گید اون یه آدم به اون نفر احتیاج داشته باشه و شما متوجه نشدید یعنی ندیدید. راجع به حقیقتی که گفتید شکی ندارم ولی خواستن رو با عمد اشتباه نگیرید. شاید از نا آرامی های اون آدم خبر ندارید. شاید اون آدم نخنده یا مثل بقیه قه قه نزنه. شاید تو جمع بقیه نره. شاید صدها هزار بار از گذشته تا آینده به هر دری زده و کمک خواسته و شاید اونه که فقط به درهای بسته می خوره. به درهای بسته ای که مجبوره سکوت کنه و با امید به جستن ادامه بده. شاید شب به این امید بخوابه که یه لبخند رو ببینه ولی افسوس که یا نمی بینه و یا نارضایتی می بینه. اون یه نفر پیروزی رو جز برای یارش نمی خواد. شما چرا می گید جنگ. می گید بی غرور و مغرور ولی اون از مغرور بودن بدش میاد.  شاید تجربه های شما فقط کتاب باشه و یه سری اتفاقهای جزیی ولی آیا هیچ وقت خواستید پای همه ی حرفهاش بشینید و ببینید کیه و واقعیت داره یا نه. مقایسه با ناواقعیت ها نکنید. مقایسه با عقل نکنید. من نمی تونم ارزشی رو از زندگیم حذف کنم. شما به من یاد نمی دید. شما تمام روزهای من رو از من می دزدید روزهایی رو که حتی توی خیال هم آرزوشونو دارم شما اونها رو از رویای من هم می گیرید. ولی بدونید من خودمم و شما هر لفظی به من خواید خطابم کنید بی تجربه یا مغرور ولی من می گم تا از من نمی دونید راجع بهم قضاوت نکنید. جمله نوشتن آسونه. جمله ها رو از ته قلب نوشتن هم آسونه ولی کسی تجربه داره که تو زندگی بفهمه جمله ها از نفرت هستن یا دوست داشتن. نمی دونم شما می تونید درک کنید یا نه. یا شاید زندگی پر زرق و برق دنیاتون و فیلم های سینمایی احساستون رو ازتون خریده. من قلبم رو به ثروتمندی فروختم. نمی ترسم و می گم من به خودم اعتماد دارم. به خودم ایمان دارم ولی شما شاید قلبتون رو با مشکلات زندگی تجربه مند کردید. من نمی دونم ولی می فهمم. من اگه توی یه اتاق تاریک تا آخر عمرم زندانی بشم از تنهایی نمی میرم چون یکی رو خیلی دوست دارم و باهامه. هر موقع تونستید به اون اوج برسید می فهمید عشق و علاقه رو خدا بهتون می بخشه نه چشم ها.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>هیچ کسی جز خدا نمی دونه کی چه کاری رو از عمد انجام داده یا نداده. حقیقت نشد. شاید به آرامش نرسه و دریای دلش طوفانی تر بشه پس از روی عقل نیست بلکه از روی دیوانگیه. صاحب قدرت اون نیست. الان اون یه نفر به صاحب قدرتش نیاز داره. شاید به اون آدم تمام بی محلی های دنیا بشه. شاید برعکس اینکه شما می گید اون یه آدم به اون نفر احتیاج داشته باشه و شما متوجه نشدید یعنی ندیدید. راجع به حقیقتی که گفتید شکی ندارم ولی خواستن رو با عمد اشتباه نگیرید. شاید از نا آرامی های اون آدم خبر ندارید. شاید اون آدم نخنده یا مثل بقیه قه قه نزنه. شاید تو جمع بقیه نره. شاید صدها هزار بار از گذشته تا آینده به هر دری زده و کمک خواسته و شاید اونه که فقط به درهای بسته می خوره. به درهای بسته ای که مجبوره سکوت کنه و با امید به جستن ادامه بده. شاید شب به این امید بخوابه که یه لبخند رو ببینه ولی افسوس که یا نمی بینه و یا نارضایتی می بینه. اون یه نفر پیروزی رو جز برای یارش نمی خواد. شما چرا می گید جنگ. می گید بی غرور و مغرور ولی اون از مغرور بودن بدش میاد.  شاید تجربه های شما فقط کتاب باشه و یه سری اتفاقهای جزیی ولی آیا هیچ وقت خواستید پای همه ی حرفهاش بشینید و ببینید کیه و واقعیت داره یا نه. مقایسه با ناواقعیت ها نکنید. مقایسه با عقل نکنید. من نمی تونم ارزشی رو از زندگیم حذف کنم. شما به من یاد نمی دید. شما تمام روزهای من رو از من می دزدید روزهایی رو که حتی توی خیال هم آرزوشونو دارم شما اونها رو از رویای من هم می گیرید. ولی بدونید من خودمم و شما هر لفظی به من خواید خطابم کنید بی تجربه یا مغرور ولی من می گم تا از من نمی دونید راجع بهم قضاوت نکنید. جمله نوشتن آسونه. جمله ها رو از ته قلب نوشتن هم آسونه ولی کسی تجربه داره که تو زندگی بفهمه جمله ها از نفرت هستن یا دوست داشتن. نمی دونم شما می تونید درک کنید یا نه. یا شاید زندگی پر زرق و برق دنیاتون و فیلم های سینمایی احساستون رو ازتون خریده. من قلبم رو به ثروتمندی فروختم. نمی ترسم و می گم من به خودم اعتماد دارم. به خودم ایمان دارم ولی شما شاید قلبتون رو با مشکلات زندگی تجربه مند کردید. من نمی دونم ولی می فهمم. من اگه توی یه اتاق تاریک تا آخر عمرم زندانی بشم از تنهایی نمی میرم چون یکی رو خیلی دوست دارم و باهامه. هر موقع تونستید به اون اوج برسید می فهمید عشق و علاقه رو خدا بهتون می بخشه نه چشم ها.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: پارسا</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/07/remember-these-symptoms-as-well-as-you-can/comment-page-1/#comment-48010</link>
		<dc:creator>پارسا</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 04:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=5547#comment-48010</guid>
		<description>مخلصیم! کم پیدا؟</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>مخلصیم! کم پیدا؟</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: عاطفه</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/07/remember-these-symptoms-as-well-as-you-can/comment-page-1/#comment-47993</link>
		<dc:creator>عاطفه</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 04:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=5547#comment-47993</guid>
		<description>دوست میشم ! شماره بزار!!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>دوست میشم ! شماره بزار!!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: سعید(همون دوجنسه ی سابق)</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/07/remember-these-symptoms-as-well-as-you-can/comment-page-1/#comment-47991</link>
		<dc:creator>سعید(همون دوجنسه ی سابق)</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 04:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=5547#comment-47991</guid>
		<description>پس از این هم نگارش و نویسندگی در دنیای مجازی هنوز درک نکردید که وبلاگ خوان ها حوصله ی خواندن پست های طولانی را ندارن؟؟؟؟؟؟؟؟؟

زهرا خانم کمی دقت کنید!!!!

با عرض پوزش ممنون!!!

پارسا جان چطوری؟؟؟؟؟؟</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>پس از این هم نگارش و نویسندگی در دنیای مجازی هنوز درک نکردید که وبلاگ خوان ها حوصله ی خواندن پست های طولانی را ندارن؟؟؟؟؟؟؟؟؟</p>
<p>زهرا خانم کمی دقت کنید!!!!</p>
<p>با عرض پوزش ممنون!!!</p>
<p>پارسا جان چطوری؟؟؟؟؟؟</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: eddy</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/07/remember-these-symptoms-as-well-as-you-can/comment-page-1/#comment-47980</link>
		<dc:creator>eddy</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 04:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=5547#comment-47980</guid>
		<description>دنیا بر یک اصل استوار است:
&quot;از هر دستی بدی ، از همون دست میگیری&quot;
تمامِ خدا و دین و پیغمبر و کتاب و... تو هین جمله خلاصه میشه.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>دنیا بر یک اصل استوار است:<br />
&#8220;از هر دستی بدی ، از همون دست میگیری&#8221;<br />
تمامِ خدا و دین و پیغمبر و کتاب و&#8230; تو هین جمله خلاصه میشه.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: پارسا</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/07/remember-these-symptoms-as-well-as-you-can/comment-page-1/#comment-47976</link>
		<dc:creator>پارسا</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 04:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=5547#comment-47976</guid>
		<description>گوش کن عوضی! اصلن نگران نباش، هر کار دلت می خواد بکن؛ چون اون روزی که تو به زیر بیافتی اخلاقیات به زهرا هایی که بهشون ظلم کردی اجازه نمی ده اذیتت کنندو اگه کردند اونها هم می شن یک عوضی مث خودت (دور از جونوشون :D ) ! اون زمان چه اشکال داره تو هم غرورت رو بشکنی و التماس کنی، تو اخلاقیات رو از اونها گرفته ای، نفس اون ها رو تحقیر کرده ای و این می ارزه. 
پی نوشت: دو نقطه دی</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>گوش کن عوضی! اصلن نگران نباش، هر کار دلت می خواد بکن؛ چون اون روزی که تو به زیر بیافتی اخلاقیات به زهرا هایی که بهشون ظلم کردی اجازه نمی ده اذیتت کنندو اگه کردند اونها هم می شن یک عوضی مث خودت (دور از جونوشون :D ) ! اون زمان چه اشکال داره تو هم غرورت رو بشکنی و التماس کنی، تو اخلاقیات رو از اونها گرفته ای، نفس اون ها رو تحقیر کرده ای و این می ارزه.<br />
پی نوشت: دو نقطه دی</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: خاطره</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/07/remember-these-symptoms-as-well-as-you-can/comment-page-1/#comment-47974</link>
		<dc:creator>خاطره</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 04:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=5547#comment-47974</guid>
		<description>گل گفتی
اما کو گوش شنوا
قدرت داشتن یعنی از قدرت سوء استفاده کردن! یعنی به همه زور گفتن!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>گل گفتی<br />
اما کو گوش شنوا<br />
قدرت داشتن یعنی از قدرت سوء استفاده کردن! یعنی به همه زور گفتن!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
