۱۳۸۸-۰۷-۱۶
این نشانه ها رو خوب به خاطر بسپار!
* الان دور؛ دوره توئه. فعلا موقعیت پیش اومده طوریه که قدرت دست توئه. تو میتونستی کاری رو برای کسی انجام بدی ولی نکردی، میتونستی کاری رو نکنی چون عواقبش برای کسی بد بود، ولی از عمد انجامش دادی، به خیال اینکه تو توی این قضیه محق تر هستی. اشکالی نداره، تو مختاری هرکاری رو که فکر میکنی جهت آرامشت لازمه رو انجام بدی. هرچند که طبق تجربه های من این آرامش موقتی دردی رو ازت درمان نمیکنه، چون به عذاب وجدان بعدیش نمی ارزه.
* اما همیشه اینطور نمیمونه. زندگی همیشه اینطور نیست که تو در راس قدرت باشی و دیگران بهت احتیاج داشته باشن، توی حوادث زندگی هرکدوم از ما برای کسی زیردست هستیم و برای کسی دیگه فرادست. این تعاریف در طول زمان ثابت نمیمونه. ممکنه خیلی زود برعکس بشن. ابدا فکر نکن که تو هیچوقت تو موقعیت فرودست قرار نمیگیری. تو حالا تا جایی که میتونی بتاز، تو حالا تا جائی که میتونی به آدمی که در لحظه بهت احتیاج داره، بی محلی بذار، یا جواب سربالا بده. تا جائی که میتونی سعی کن بحران به وجود اومده رو گسترش بدی با این امید که حق طرف هست که عذاب بکشه، یا مثلا دلت خنک بشه.
* اما یادت نره، همیشه اینطور نمیمونه. تجربه بیست و اندی سال زندگیم بهم میگه که هروقت تونستی جایی گذشت کنی و نکردی (هرچقدرم که حق با تو بوده) هروقت جائی تونستی کسی رو ببخشی یا خطایی رو بزرگ نکنی ولی کردی، هروقت دلی رو به هر دلیلی شکستی، چند وقت بعد یه بلای مشابهی با ۲ برابر وسعت عذاب بیشتر سرت نازل میشه و عین چی بهت تلنگر میزنه که فلانی رو یادته؟! توی این حقیقت ذره ای شک نکن.
* حالا تا جائی که میتونی بتاز و ویران کن. اما یک روزی خودت هم با چشمهای اشکبار از خواب بیدار میشی. شب قبلش موقع خوابیدن به شدت تپش قلب میگیری، بیخوابی کلافه ات میکنه، کابوس خواهی دید، به هر دری میزنی، حالت بهتر نمیشه، از شدت ناراحتی حالت تهوع بهت دست میده، رنگت به شدت خواهد پرید، و تو اون موقع هرکاری که میکنی کسی بهت کمکی در جهت حل مشکلت نمیکنه. همه غرورت رو زیر پا خواهی گذاشت و از کسی التماس خواهی کرد، اما حتی یک جمله برای بهتر شدن حالت نخواهد گفت، شکی ندارم که حتی یک جمله عادی رو دریغ خواهد کرد، همین کاری که خودت با افتخار انجامش دادی و احتمالا دیشب با فراغ بال سرت رو روی بالش گذاشتی و شایدم راحت خوابیدی. غافل از اینکه چطور تمام آرامش یک عده رو برهم زدی. این نشونه ها رو با همه جزئیات گفتم تا دقیقا یک روزی در زندگیت اینها رو به یاد بیاری. نه اینکه من آرزوی چنین روزی رو برای تو یا هرکس که مثل تو فکر میکنه داشته باشم نه، این دقیقا بازی روزگاره و کسی هم نمیتونه از زیرش در بره. من که تا حالا نتونستم از زیرش در برم، شاید تو تونستی.
* حالا باز هم بنشین به خیال خودت احساس کن فاتح این میدان هستی و بقیه دارن بهت التماس میکنن و اینطوری غرور از دست رفته ات رو ارضا کن. اینها التماس نبود جانم، اینطور بخششها، اینطور کمکهایی که دیگران از ما میخوان، اینطور عذرها، وقتی مرتفع بشن، بیشتر از کمکی که به فرد محتاج میکنن، کمک کار خودت هستن، در زندگی خودت تاثیر خواهند داشت. اگه بفهمی که متاسفانه غرور و کم تجربگیت نمیذاره، نمی فهمی.


زهرا Reply:
مهر ۱۶م, ۱۳۸۸ at ۲:۲۹ ب.ظ
وای خیلی خیلی زیبا بود ممنون:)
جواب به این نظر