این نشانه ها رو خوب به خاطر بسپار!

* الان دور؛ دوره توئه. فعلا موقعیت پیش اومده طوریه که قدرت دست توئه. تو میتونستی کاری رو برای کسی انجام بدی ولی نکردی، میتونستی کاری رو نکنی چون عواقبش برای کسی بد بود، ولی از عمد انجامش دادی، به خیال اینکه تو توی این قضیه محق تر هستی. اشکالی نداره، تو مختاری هرکاری رو که فکر میکنی جهت آرامشت لازمه رو انجام بدی. هرچند که طبق تجربه های من این آرامش موقتی دردی رو ازت درمان نمیکنه، چون به عذاب وجدان بعدیش نمی ارزه.

* اما همیشه اینطور نمیمونه. زندگی همیشه اینطور نیست که تو در راس قدرت باشی و دیگران بهت احتیاج داشته باشن، توی حوادث زندگی هرکدوم از ما برای کسی زیردست هستیم و برای کسی دیگه فرادست. این تعاریف در طول زمان ثابت نمیمونه. ممکنه خیلی زود برعکس بشن. ابدا فکر نکن که تو هیچوقت تو موقعیت فرودست قرار نمیگیری. تو حالا تا جایی که میتونی بتاز، تو حالا تا جائی که میتونی به آدمی که در لحظه بهت احتیاج داره، بی محلی بذار، یا جواب سربالا بده. تا جائی که میتونی سعی کن بحران به وجود اومده رو گسترش بدی با این امید که حق طرف هست که عذاب بکشه، یا مثلا دلت خنک بشه.

* اما یادت نره، همیشه اینطور نمیمونه. تجربه بیست و اندی سال زندگیم بهم میگه که هروقت تونستی جایی گذشت کنی و نکردی (هرچقدرم که حق با تو بوده) هروقت جائی تونستی کسی رو ببخشی یا خطایی رو بزرگ نکنی ولی کردی، هروقت دلی رو به هر دلیلی شکستی، چند وقت بعد یه بلای مشابهی با ۲ برابر وسعت عذاب بیشتر سرت نازل میشه و عین چی بهت تلنگر میزنه که فلانی رو یادته؟! توی این حقیقت ذره ای شک نکن.

* حالا تا جائی که میتونی بتاز و ویران کن. اما یک روزی خودت هم با چشمهای اشکبار از خواب بیدار میشی. شب قبلش موقع خوابیدن به شدت تپش قلب میگیری، بیخوابی کلافه ات میکنه، کابوس خواهی دید، به هر دری میزنی، حالت بهتر نمیشه، از شدت ناراحتی حالت تهوع بهت دست میده، رنگت به شدت خواهد پرید، و تو اون موقع هرکاری که میکنی کسی بهت کمکی در جهت حل مشکلت نمیکنه. همه غرورت رو زیر پا خواهی گذاشت و از کسی التماس خواهی کرد، اما حتی یک جمله برای بهتر شدن حالت نخواهد گفت، شکی ندارم که حتی یک جمله عادی رو دریغ خواهد کرد، همین کاری که خودت با افتخار انجامش دادی و احتمالا دیشب با فراغ بال سرت رو روی بالش گذاشتی و شایدم راحت خوابیدی. غافل از اینکه چطور تمام آرامش یک عده رو برهم زدی. این نشونه ها رو با همه جزئیات گفتم تا دقیقا یک روزی در زندگیت اینها رو به یاد بیاری. نه اینکه من آرزوی چنین روزی رو برای تو یا هرکس که مثل تو فکر میکنه داشته باشم نه، این دقیقا بازی روزگاره و کسی هم نمیتونه از زیرش در بره. من که تا حالا نتونستم از زیرش در برم، شاید تو تونستی.

* حالا باز هم بنشین به خیال خودت احساس کن فاتح این میدان هستی و بقیه دارن بهت التماس میکنن و اینطوری غرور از دست رفته ات رو ارضا کن. اینها التماس نبود جانم، اینطور بخششها، اینطور کمکهایی که دیگران از ما میخوان، اینطور عذرها، وقتی مرتفع بشن، بیشتر از کمکی که به فرد محتاج میکنن، کمک کار خودت هستن، در زندگی خودت تاثیر خواهند داشت. اگه بفهمی که متاسفانه غرور و کم تجربگیت نمیذاره، نمی فهمی.

۱۲ نظر

  1. افشین ۱۳۸۸-۰۷-۱۶، ۲:۲۲ ب.ظ

    یادم نیست کی گفته :

    وقتی داری بالا میری مهربان باش و فروتن، چون وقتی که داری سقوط میکنی از کنار همین آدمها رد میشی.

    جواب به این نظر

    زهرا Reply:

    وای خیلی خیلی زیبا بود ممنون:)

    جواب به این نظر

  2. خاطره ۱۳۸۸-۰۷-۱۶، ۴:۳۰ ب.ظ

    گل گفتی
    اما کو گوش شنوا
    قدرت داشتن یعنی از قدرت سوء استفاده کردن! یعنی به همه زور گفتن!

    جواب به این نظر

  3. پارسا ۱۳۸۸-۰۷-۱۶، ۵:۵۰ ب.ظ

    گوش کن عوضی! اصلن نگران نباش، هر کار دلت می خواد بکن؛ چون اون روزی که تو به زیر بیافتی اخلاقیات به زهرا هایی که بهشون ظلم کردی اجازه نمی ده اذیتت کنندو اگه کردند اونها هم می شن یک عوضی مث خودت (دور از جونوشون :D ) ! اون زمان چه اشکال داره تو هم غرورت رو بشکنی و التماس کنی، تو اخلاقیات رو از اونها گرفته ای، نفس اون ها رو تحقیر کرده ای و این می ارزه.
    پی نوشت: دو نقطه دی

    جواب به این نظر

  4. eddy ۱۳۸۸-۰۷-۱۶، ۸:۱۷ ب.ظ

    دنیا بر یک اصل استوار است:
    “از هر دستی بدی ، از همون دست میگیری”
    تمامِ خدا و دین و پیغمبر و کتاب و… تو هین جمله خلاصه میشه.

    جواب به این نظر

    سعید(همون دوجنسه ی سابق) Reply:

    پس از این هم نگارش و نویسندگی در دنیای مجازی هنوز درک نکردید که وبلاگ خوان ها حوصله ی خواندن پست های طولانی را ندارن؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    زهرا خانم کمی دقت کنید!!!!

    با عرض پوزش ممنون!!!

    پارسا جان چطوری؟؟؟؟؟؟

    جواب به این نظر

    پارسا Reply:

    مخلصیم! کم پیدا؟

    جواب به این نظر

  5. عاطفه ۱۳۸۸-۰۷-۱۷، ۱:۲۰ ب.ظ

    دوست میشم ! شماره بزار!!

    جواب به این نظر

  6. آسا ۱۳۸۸-۰۷-۱۷، ۱۱:۵۸ ب.ظ

    هیچ کسی جز خدا نمی دونه کی چه کاری رو از عمد انجام داده یا نداده. حقیقت نشد. شاید به آرامش نرسه و دریای دلش طوفانی تر بشه پس از روی عقل نیست بلکه از روی دیوانگیه. صاحب قدرت اون نیست. الان اون یه نفر به صاحب قدرتش نیاز داره. شاید به اون آدم تمام بی محلی های دنیا بشه. شاید برعکس اینکه شما می گید اون یه آدم به اون نفر احتیاج داشته باشه و شما متوجه نشدید یعنی ندیدید. راجع به حقیقتی که گفتید شکی ندارم ولی خواستن رو با عمد اشتباه نگیرید. شاید از نا آرامی های اون آدم خبر ندارید. شاید اون آدم نخنده یا مثل بقیه قه قه نزنه. شاید تو جمع بقیه نره. شاید صدها هزار بار از گذشته تا آینده به هر دری زده و کمک خواسته و شاید اونه که فقط به درهای بسته می خوره. به درهای بسته ای که مجبوره سکوت کنه و با امید به جستن ادامه بده. شاید شب به این امید بخوابه که یه لبخند رو ببینه ولی افسوس که یا نمی بینه و یا نارضایتی می بینه. اون یه نفر پیروزی رو جز برای یارش نمی خواد. شما چرا می گید جنگ. می گید بی غرور و مغرور ولی اون از مغرور بودن بدش میاد. شاید تجربه های شما فقط کتاب باشه و یه سری اتفاقهای جزیی ولی آیا هیچ وقت خواستید پای همه ی حرفهاش بشینید و ببینید کیه و واقعیت داره یا نه. مقایسه با ناواقعیت ها نکنید. مقایسه با عقل نکنید. من نمی تونم ارزشی رو از زندگیم حذف کنم. شما به من یاد نمی دید. شما تمام روزهای من رو از من می دزدید روزهایی رو که حتی توی خیال هم آرزوشونو دارم شما اونها رو از رویای من هم می گیرید. ولی بدونید من خودمم و شما هر لفظی به من خواید خطابم کنید بی تجربه یا مغرور ولی من می گم تا از من نمی دونید راجع بهم قضاوت نکنید. جمله نوشتن آسونه. جمله ها رو از ته قلب نوشتن هم آسونه ولی کسی تجربه داره که تو زندگی بفهمه جمله ها از نفرت هستن یا دوست داشتن. نمی دونم شما می تونید درک کنید یا نه. یا شاید زندگی پر زرق و برق دنیاتون و فیلم های سینمایی احساستون رو ازتون خریده. من قلبم رو به ثروتمندی فروختم. نمی ترسم و می گم من به خودم اعتماد دارم. به خودم ایمان دارم ولی شما شاید قلبتون رو با مشکلات زندگی تجربه مند کردید. من نمی دونم ولی می فهمم. من اگه توی یه اتاق تاریک تا آخر عمرم زندانی بشم از تنهایی نمی میرم چون یکی رو خیلی دوست دارم و باهامه. هر موقع تونستید به اون اوج برسید می فهمید عشق و علاقه رو خدا بهتون می بخشه نه چشم ها.

    جواب به این نظر

  7. میرزا ۱۳۸۸-۰۷-۱۸، ۲:۳۷ ب.ظ

    این حرفا همش دل خوش کنکه. به هیچ عنوان همچین قانونی تو دنیا وجود نداره که قطعاً ظالم عواقب کارش می بینه. بهتره آدم حداکثر سعی خودشو بکنه تا تو شرایطی قرار نگیره که بهش ظلم بشه. اگر هم شد از راههای قانونی و درست پی گیر احقاق حقوقش باشه به جای اینکه دلش خوش باشه یک روزی ظالم عین همین مشکل برا خودش پیش میاد.

    جواب به این نظر

  8. محمد ۱۳۸۸-۰۷-۱۹، ۴:۲۰ ب.ظ

    سلام. حلالم کن خانمِ زهرا ی بی فامیلی. یه بار لجم گرفت ازت… خیلی… بهت بد و بیرا نوشتم. ۲ ۳ کلمه انگلیسی. ببخش.
    حالا من که چی!!! اصلا نمی دونم دختری یا پسر… ولی معذرت می خوام.
    این پست از یه پارچ آب یخ بدتر بود. یه بشکه آب یخ بود. که افتادم توش و ازش هم نوشیدم.
    چون دلم رو هم خنکککک کرد اساسی.
    مرسی .

    جواب به این نظر

  9. شادمهر ۱۳۸۸-۰۷-۲۶، ۱۱:۰۳ ب.ظ

    نقطه اوج هر فواره سرآغاز سقوط آن است … درود

    جواب به این نظر

نظر شما