۱۳۸۸-۰۷-۳۰
خونه های بی صفای جدید
* میگم یکی دیگه از دردسرهای خونه های جدید اینه که نمیشه توشون راحت آواز خوند. منظورم از راحت یعنی اینکه هرچقدر دلت خواست صداتو بلندتر کنی. من از اینهایی هستم که اصلا عادت ندارم زیر دوش آواز بخونم؛ عوضش وقتی که دارم کاری انجام میدم، ببیشتر مواقع هدفون توی گوشم هست و هی هوس میکنم همراه خواننده با صدای بلند بخونم. تازه گاهی اوقات دلم میخواد با آهنگه همنوایی کنم حتی.
* برعکس خونه های قدیمی. چون اکثرشون ویلایی هستن، آدم توشون خیلی راحتتره. تو این خونه های جدید، هی باید ملاحظه همسایه ها رو بکنی. گاهی اوقات خیلی سخته. به خصوص مواقعی که آدم زیاد خوشحاله یا زیاد ناراحت و داره آهنگ مورد علاقه شو گوش میده. زمزمه کردن اصلا نمی چسبه.
* تازه گاهی اوقات آدم تو محل کارش هم دلش میخواد آواز بخونه. یعنی یه آهنگی میاد توی ذهنش و هوس میکنه برای خودش با صدای بلند بخونه. بعد خوب معلومه دیگه با این ادارات جدید و این پارتیشن بندیهایی که راحت صدا رو بیرون درز میدن، بازم نمیشه خوند. یادمه توی محل کار قبلیم یه بار داشتم آهنگ پای چوبی محسن چاووشی رو گوش میدادم، بعدش هوس کردم بلند بخونمش. دیدم جائی نیست رفتم اتاق منشی مون که جدا بود و درش کاملا بسته میشد، تازه شرکت هم خلوت بود. اونجا یه بالکن داشت که منتهی میشد به حیاط یه خونه که پر بود از درخت و گلهای زیبا. منم تا رفتم حس بگیرم و رسیدم به مصرع سوم، این آقاهه پاراگراف سوم این پست اومد و کلی خجالت کشیدم!:D


عرفان Reply:
آبان ۱م, ۱۳۸۸ at ۳:۱۰ ب.ظ
مدل جدید «وب خوب داری، منم آپیدم. به من سر بزن» ! ((: