۱۳۸۸-۰۷-۳
غمِ زمانه
به طاقتی که ندارم، کدام بار کشم؟!
…
واقعا منظورت اینکه بد بود ؟
شادی زمانه:
به باری که دارم، کدام(چرا) طاقت نکشم.
بد نیست یه شعری اینجا بنوازم!
ای زهرا ای نعمت وبلاگستان، میدانی چقدر پرطرفداری در جمع دوستان
وقتی که از غم دل نطق میکنی، آوار می شود کل جهان بر سرمان
امیدوار Reply:
مهر ۴م, ۱۳۸۸ at ۱۲:۵۳ ب.ظ
علی مرسی!
سلام
چی شد چرا غم؟
————-
راستی در مورد اون مشکلم که ازتون سوال کردم در مورد من چی فکر کردید یعنی من به یه عمر کامپیوتر خوندن به فکرم نرسیده که این دیزاین رو کلیک کنم؟ من مشکلم اینه که هردوقسمت ویرایشگر من یکی شده. با نصب دوباره وردپرس (یعنی نصب روی همین نسخه و آپدیت خودکار) هم مشکلم حل نشد.
با کمک خدا…………… تنها راهه. تنها طاقته
همیشه شانه های ما باری بیشتر از توانش میکشد بیچاره شانه های ما
غم زمانه خوری یا فراغ یار کشی؟
گزینه ج) هر دو
fd
خدایا صبر!
با من و دل تو بگو چه گذشت ….با دل زار و شکسته من ….
به ” یا مجیب ” بیایید …..منتظر همگی ………
اگر امکان انتخاب داری، هیچ باری را نکش؛ اما اگر انتخاب نداری، سوال الکی چرا میپرسی همه را باید بکشی! چشمت هم …
اگر دردم یکی بودی چی بودی
اگر غم اندکی بودی چی بودی
زهرا Reply:
مهر ۴م, ۱۳۸۸ at ۲:۲۳ ق.ظ
چی بد بود؟!