غمِ زمانه

به طاقتی که ندارم، کدام بار کشم؟!

۱۴ نظر

  1. L-WORLD ۱۳۸۸-۰۷-۴، ۱۲:۵۵ ق.ظ

    واقعا منظورت اینکه بد بود ؟

    زهرا Reply:

    چی بد بود؟!

  2. علی شطرنجی ۱۳۸۸-۰۷-۴، ۱:۲۲ ق.ظ

    شادی زمانه:
    به باری که دارم، کدام(چرا) طاقت نکشم.
    بد نیست یه شعری اینجا بنوازم!
    ای زهرا ای نعمت وبلاگستان، میدانی چقدر پرطرفداری در جمع دوستان
    وقتی که از غم دل نطق میکنی، آوار می شود کل جهان بر سرمان

    امیدوار Reply:

    علی مرسی!

  3. حامد ۱۳۸۸-۰۷-۴، ۷:۴۹ ق.ظ

    سلام
    چی شد چرا غم؟

    ————-

    راستی در مورد اون مشکلم که ازتون سوال کردم در مورد من چی فکر کردید یعنی من به یه عمر کامپیوتر خوندن به فکرم نرسیده که این دیزاین رو کلیک کنم؟ من مشکلم اینه که هردوقسمت ویرایشگر من یکی شده. با نصب دوباره وردپرس (یعنی نصب روی همین نسخه و آپدیت خودکار) هم مشکلم حل نشد.

  4. خود خودم ۱۳۸۸-۰۷-۴، ۸:۳۱ ق.ظ

    با کمک خدا…………… تنها راهه. تنها طاقته

  5. مهراوه ۱۳۸۸-۰۷-۴، ۱۰:۳۷ ق.ظ

    همیشه شانه های ما باری بیشتر از توانش میکشد بیچاره شانه های ما

  6. ناشناس ۱۳۸۸-۰۷-۴، ۱۱:۲۸ ق.ظ

    غم زمانه خوری یا فراغ یار کشی؟
    گزینه ج) هر دو

  7. sfd ۱۳۸۸-۰۷-۴، ۱۲:۴۲ ب.ظ

    fd

  8. آرام ۱۳۸۸-۰۷-۴، ۵:۱۴ ب.ظ

    خدایا صبر!

  9. زهــــــــــرا ۱۳۸۸-۰۷-۴، ۹:۳۱ ب.ظ

    با من و دل تو بگو چه گذشت ….با دل زار و شکسته من ….

    به ” یا مجیب ” بیایید …..منتظر همگی ………

    http://www.yamojib.blogfa.com

  10. پوریا ۱۳۸۸-۰۷-۴، ۱۰:۰۸ ب.ظ

    اگر امکان انتخاب داری، هیچ باری را نکش؛ اما اگر انتخاب نداری، سوال الکی چرا میپرسی همه را باید بکشی! چشمت هم …

    زهــــــــــرا Reply:

    چه استدلال جالبی …..

  11. رامین ۱۳۸۸-۰۷-۸، ۴:۴۵ ب.ظ

    اگر دردم یکی بودی چی بودی
    اگر غم اندکی بودی چی بودی