<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: این قرار بود یک پست طولانی باشد!</title>
	<atom:link href="http://zahra-hb.com/1388/06/this-supposed-to-be-a-long-post/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://zahra-hb.com/1388/06/this-supposed-to-be-a-long-post/</link>
	<description>دست نوشته ها و خاطرات یک دختر ایرانی</description>
	<lastBuildDate>Sat, 20 Mar 2010 15:12:35 +0400</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.8.4</generator>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
		<item>
		<title>با: ناشناس</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/06/this-supposed-to-be-a-long-post/comment-page-1/#comment-47027</link>
		<dc:creator>ناشناس</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 04:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=4943#comment-47027</guid>
		<description>سعید دو سال بود که دیگر پدر نداشت.اگرچه آن وقت هم پدرش نمی توانست خیلی پابه پای دخترش تکاپو و هیاهو داشته باشد.

جنگ از پدر سعیده جسمی بیمار به یادگار گذاشته بود که فقط “بود”

هرچه بود پدرش بود و کوله باری از خاطرات و خطرات جنگ

خاطراتی از ۸ سال دفاع از ناوس ملت ایران و امید از اینکه ناموس اش را بعد از او پاس خواهیم داشت.سعیده دو سال پیش پدرش را از دست داد.

آثار به جای مانده از سلاح های شیمیایی دیگر توانی برای ماندن در او نگذاشته بود و او باید می رفت و همسر و دختر نوجوانش را که یادگار سالهای جنگ و امام بود به ما می‌سپرد…ما چه کردیم؟!

دیروز مراسم ختم سعیده بود.مراسم ختم که نه!مادرش بود و چند نفر از اعضای خانواده و مهندس میر حسین موسوی و البته فضایی از غم و اندوه و بهت و حیرت

سعیده برای همراهی با جنبش سبز فقط به پشت بام خانه‌اش می رفت نه برانداز بود و نه مخملی فقط الله اکبر می‌گفت

تا اینکه شبی آمدند سه زن و دو مرد بودند او را بردند، برای همیشه!

امانتدارش که دلبندش را برده بودند به همه‌جا متوسل شد تا یادگار همسر شهیدش را باز یابد اما هرچه تلاش می‌کرد کمتر به نتیجه می‌رسید، تا اینکه به درگاه یکی از اعضای نزدیک به رییس دولت متوسل شد و او هم راهنماییش کرد تا به پشت سردخانه‌ای صنعتی رسید.

آری سعیده‌اش را درآغوش گرفت اما چه سیاه و چه سرد

چرا دیگر از آن نشاط و شور نوجوانی اثری نبود؟!

دیروز همه گریستند</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سعید دو سال بود که دیگر پدر نداشت.اگرچه آن وقت هم پدرش نمی توانست خیلی پابه پای دخترش تکاپو و هیاهو داشته باشد.</p>
<p>جنگ از پدر سعیده جسمی بیمار به یادگار گذاشته بود که فقط “بود”</p>
<p>هرچه بود پدرش بود و کوله باری از خاطرات و خطرات جنگ</p>
<p>خاطراتی از ۸ سال دفاع از ناوس ملت ایران و امید از اینکه ناموس اش را بعد از او پاس خواهیم داشت.سعیده دو سال پیش پدرش را از دست داد.</p>
<p>آثار به جای مانده از سلاح های شیمیایی دیگر توانی برای ماندن در او نگذاشته بود و او باید می رفت و همسر و دختر نوجوانش را که یادگار سالهای جنگ و امام بود به ما می‌سپرد…ما چه کردیم؟!</p>
<p>دیروز مراسم ختم سعیده بود.مراسم ختم که نه!مادرش بود و چند نفر از اعضای خانواده و مهندس میر حسین موسوی و البته فضایی از غم و اندوه و بهت و حیرت</p>
<p>سعیده برای همراهی با جنبش سبز فقط به پشت بام خانه‌اش می رفت نه برانداز بود و نه مخملی فقط الله اکبر می‌گفت</p>
<p>تا اینکه شبی آمدند سه زن و دو مرد بودند او را بردند، برای همیشه!</p>
<p>امانتدارش که دلبندش را برده بودند به همه‌جا متوسل شد تا یادگار همسر شهیدش را باز یابد اما هرچه تلاش می‌کرد کمتر به نتیجه می‌رسید، تا اینکه به درگاه یکی از اعضای نزدیک به رییس دولت متوسل شد و او هم راهنماییش کرد تا به پشت سردخانه‌ای صنعتی رسید.</p>
<p>آری سعیده‌اش را درآغوش گرفت اما چه سیاه و چه سرد</p>
<p>چرا دیگر از آن نشاط و شور نوجوانی اثری نبود؟!</p>
<p>دیروز همه گریستند</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: soha</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/06/this-supposed-to-be-a-long-post/comment-page-1/#comment-46824</link>
		<dc:creator>soha</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 04:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=4943#comment-46824</guid>
		<description>من اصلابا این انقلاب مثلا اسلامی مخالف بودم اگردر ان دوران به دنیا امده بودم وحق رای داشتم حتما جز اون دو درصد&quot; نه&quot; بودم اخه این چه انقلا بیه که هرچی بیشتر از عمرش می گذره بیشتر تو کثافت  فرو می ره  اشخاص بزرگی مثل ایت...بروجردی وخوئی این روزها رو می دیدند که مخالف انقلاب بودند .شاه باتمام کثافت کاریهاش شرف داشت به حکومت الان حداقلش این بود که رو بازی می کرد ولی این ها چی با اسم اسلام ببین چه ...هایی که نمیخورند؟حرف های زیادی بری گفتن دارم ولی حیف که دراین مجال نگنجد ولی بدونید که انقلاب ما از ریشه غلط بوده همانطور که انقلاب های بعدی هم غلط خواهد بودمگر...مگر خود وجود عزیزش دستی بر سرمان بکشد یاحق</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>من اصلابا این انقلاب مثلا اسلامی مخالف بودم اگردر ان دوران به دنیا امده بودم وحق رای داشتم حتما جز اون دو درصد&#8221; نه&#8221; بودم اخه این چه انقلا بیه که هرچی بیشتر از عمرش می گذره بیشتر تو کثافت  فرو می ره  اشخاص بزرگی مثل ایت&#8230;بروجردی وخوئی این روزها رو می دیدند که مخالف انقلاب بودند .شاه باتمام کثافت کاریهاش شرف داشت به حکومت الان حداقلش این بود که رو بازی می کرد ولی این ها چی با اسم اسلام ببین چه &#8230;هایی که نمیخورند؟حرف های زیادی بری گفتن دارم ولی حیف که دراین مجال نگنجد ولی بدونید که انقلاب ما از ریشه غلط بوده همانطور که انقلاب های بعدی هم غلط خواهد بودمگر&#8230;مگر خود وجود عزیزش دستی بر سرمان بکشد یاحق</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: زهرا</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/06/this-supposed-to-be-a-long-post/comment-page-1/#comment-46675</link>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 04:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=4943#comment-46675</guid>
		<description>اون نظر من نبود یه آدم مریضی هی میاد از طرف من به واننده ها فحش میده تو نظرات قبلی هم نگاه کنید برها اینو متذکر شدم. برای همین نظراتشو پاک میکنم</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>اون نظر من نبود یه آدم مریضی هی میاد از طرف من به واننده ها فحش میده تو نظرات قبلی هم نگاه کنید برها اینو متذکر شدم. برای همین نظراتشو پاک میکنم</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: یاسر</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/06/this-supposed-to-be-a-long-post/comment-page-1/#comment-46604</link>
		<dc:creator>یاسر</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 04:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=4943#comment-46604</guid>
		<description>راستی محمد عزیز مثلا رو اینجوری مینویسن، مثلاً، تابیر رو هم اینجوری مینویسن، تآبیر.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>راستی محمد عزیز مثلا رو اینجوری مینویسن، مثلاً، تابیر رو هم اینجوری مینویسن، تآبیر.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: یاسر</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/06/this-supposed-to-be-a-long-post/comment-page-1/#comment-46603</link>
		<dc:creator>یاسر</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 04:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=4943#comment-46603</guid>
		<description>مرسی که اشتباهمو گفتی. ازت جداً ممنونم.

لطفاً سخت نگیر (لطفاً رو انجوری که قبول داری نوشتم) راستش اینو تازگی یاد گرفته بودم برای همین میگم سخت نگیر چون خیلیهای دیگه هم دیدم تنوین رو اینجوری مینویسن.

در ضمن من جهلی رو که بهم نسبت دادی میپذیرم تو هم اگه دلت میخواد جایی که حرفی برای گفتن نداری تیکه نپرون و برو. وقتی هم که جوابتو میگیری قهر و ناز نکن، اگه اینهایی که من نوشتم جهله و منم جاهلم پس معلوم میشه اصلاً خوش طبع نیستی و این برای سلامتیت خوب نیست. طنز میتونه کمک خوبی باشه تا هم حرفتو بزنی و هم از جدیتش بکاهی.  راجع به قسمت اخر کامنت قبلیم متاسفم و عذر خواهی میکنم.

شاد و پیروز باشی</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>مرسی که اشتباهمو گفتی. ازت جداً ممنونم.</p>
<p>لطفاً سخت نگیر (لطفاً رو انجوری که قبول داری نوشتم) راستش اینو تازگی یاد گرفته بودم برای همین میگم سخت نگیر چون خیلیهای دیگه هم دیدم تنوین رو اینجوری مینویسن.</p>
<p>در ضمن من جهلی رو که بهم نسبت دادی میپذیرم تو هم اگه دلت میخواد جایی که حرفی برای گفتن نداری تیکه نپرون و برو. وقتی هم که جوابتو میگیری قهر و ناز نکن، اگه اینهایی که من نوشتم جهله و منم جاهلم پس معلوم میشه اصلاً خوش طبع نیستی و این برای سلامتیت خوب نیست. طنز میتونه کمک خوبی باشه تا هم حرفتو بزنی و هم از جدیتش بکاهی.  راجع به قسمت اخر کامنت قبلیم متاسفم و عذر خواهی میکنم.</p>
<p>شاد و پیروز باشی</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: محمد</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/06/this-supposed-to-be-a-long-post/comment-page-1/#comment-46598</link>
		<dc:creator>محمد</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 04:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=4943#comment-46598</guid>
		<description>به علت همین شعور و ادبته که میگم بحث کردن باهات بیفایدست . 
یادم به فرمایش حضرت علی افتاد که میفرمود بحث کردن با آدم جاهل باعث بی آبرو شدن میشه (نقل به مضمون).
مثلن هم اشتباهه برادر من به جاش بنویس مثلا
تعبیر هم به جای تابیر استفاده کن</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>به علت همین شعور و ادبته که میگم بحث کردن باهات بیفایدست .<br />
یادم به فرمایش حضرت علی افتاد که میفرمود بحث کردن با آدم جاهل باعث بی آبرو شدن میشه (نقل به مضمون).<br />
مثلن هم اشتباهه برادر من به جاش بنویس مثلا<br />
تعبیر هم به جای تابیر استفاده کن</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: وحید</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/06/this-supposed-to-be-a-long-post/comment-page-1/#comment-46565</link>
		<dc:creator>وحید</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 04:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=4943#comment-46565</guid>
		<description>دوست عزیز استدلال شما مثل این میمونه که به فلسطینی ها بگی شرایط حاضر رو بپذیرید. بلاخرا اسرائیل قدرت غالب هست و زندگیتون دستشه پس باهاش در نیفتید و در صلح و آرامش با هم زندگی کنید. اینا با تقلب گسترده قدرتو دزدیدن و به جان و مال و ناموس ما تعرض کردن. حالا بشینیم با هم هندونه بخوریم؟</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>دوست عزیز استدلال شما مثل این میمونه که به فلسطینی ها بگی شرایط حاضر رو بپذیرید. بلاخرا اسرائیل قدرت غالب هست و زندگیتون دستشه پس باهاش در نیفتید و در صلح و آرامش با هم زندگی کنید. اینا با تقلب گسترده قدرتو دزدیدن و به جان و مال و ناموس ما تعرض کردن. حالا بشینیم با هم هندونه بخوریم؟</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: لاک</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/06/this-supposed-to-be-a-long-post/comment-page-1/#comment-46553</link>
		<dc:creator>لاک</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 04:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=4943#comment-46553</guid>
		<description>ما از موسوی پیامبر می سازیم هاله نورش رو یکی دیگی می بینه.
خانم حافظه تاریخی! واقعاً نمی دونید دستور اعدام ها مربوط به چه بخشی از حکومت بود؟
لطفاً کمی مطالعه بفرمایید</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>ما از موسوی پیامبر می سازیم هاله نورش رو یکی دیگی می بینه.<br />
خانم حافظه تاریخی! واقعاً نمی دونید دستور اعدام ها مربوط به چه بخشی از حکومت بود؟<br />
لطفاً کمی مطالعه بفرمایید</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: لاک</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/06/this-supposed-to-be-a-long-post/comment-page-1/#comment-46552</link>
		<dc:creator>لاک</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 04:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=4943#comment-46552</guid>
		<description>تابیر ؟؟
شما با دکتر کردان نسبتی دارید؟</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>تابیر ؟؟<br />
شما با دکتر کردان نسبتی دارید؟</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: شفق</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/06/this-supposed-to-be-a-long-post/comment-page-1/#comment-46551</link>
		<dc:creator>شفق</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 04:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=4943#comment-46551</guid>
		<description>منم موافقم. عده ای اینقدر عصبی هستند که مطالب رو نخونده نظر میدن و تهمت میزنن و توهین می کنند.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>منم موافقم. عده ای اینقدر عصبی هستند که مطالب رو نخونده نظر میدن و تهمت میزنن و توهین می کنند.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
