این قرار بود یک پست طولانی باشد!

* داشتم کامنتهای این پست وزاری زن ام رو میخوندم، واقعا نمیدونم باید به بعضی از آدمها چی گفت؟ اینها انگار نه انگار که توی ایران زندگی می کنند! متاسفانه فضای اینترنت بعد از انتخابات به شدت رادیکال شده، طوری که آدم جرات نمیکنه اظهار نظر کنه!

* ببینید دوستان عزیز، اونی که داره توی خارج از کشور زندگی میکنه، اگه تا صد سال دیگه با لحن چریکها بگه آقا مقاومت کنید، این دولت نامشروعه و از این قبیل افاضاتی که توی صدای آمریکا به وفور به خورد ملت میدن، هیچیش نمیشه. اون آقا/خانم تحت سیاستهای یک دولت دیگه زندگی میکنه. وضعیت اقتصادی خودش، خانواده اش و جامعه اطرافش با سیاستهای یک دولت دیگه میچرخه. طبیعیه که زیر باد کولر (شایدم گرمای بخاری) بشینه و ۴ تا نظریه جین شارپ رو بخونه و فکر کنه همه جا کاربرد داره، و از جون و وقت مردم مایه بذاره.

* اما وضعیت ما چی؟! ماها توی ایران زندگی می کنیم. چی بخواید، چی نخواید، چه قبول داشته باشیم یا نداشته باشیم، احمدی نژاد در حال حاضر رییس جمهور این کشوره و فردا هم وزراش رای اعتماد میگیرند. فوقش اینه که مثل دوره قبل یه چندتایی رای اعتماد نمیگیرند، اما به هرحال سیاست، اقتصاد، فرهنگ، ورزش و کلا پیشرفت این کشور دست این آقا و تیمش خواهد بود. حالا شما هرچقدر بیاین فحش بنویسید و چه میدونم حرف از نامشروعیت و دیدگاههای تندروانه اینطوری بزنید، مشکلی رو حل نمی کنید. صرفا یکسری شعار و افتادن در دور باطل چه فایده ای داره؟! این انتخابات باعث شده از نظر اقتصادی کلی عقب بیفتیم. معمولا همیشه بعد از انتخابات یکسری بینظمی بود، ولی امسال هم شدتش و هم مدتش زیاد شده. خودتونم میدونید امکان انقلاب مجدد در ایران تقریبا صفره. از طرفی طرفداران احمدی نژاد که هر انتقادی رو به انقلاب مخملی مرتبط می کنند این مقاله آقای افروغ رو بخونند.

* نمیدونم چرا توی ایران برعکسه؟! همه جای دنیا مردم با هم متحد میشن که سیاستمدارها رو نقد کنن، توی ایران ملت به سیاستمدارهای مورد علاقه خودشون کار ندارن و به جون همدیگه می افتن!! الان تا یک انتقادی می کنی، میگن فلانی به جنبش سبز پیوست، تا یک موافقتی میکنی میگن تابلوئه احمدی نژادی هستی! میدونین میخوام چی بگم؟ مدام و مصرانه دنبال شواهدی توی کلام یا رفتار طرف میگردیم که ببینیم با ماست یا علیه ماست؟ من واقعا در حیرتم. اصلا مگه احمدی نژاد و موسوی کی هستن که نشه بهشون انتقاد کرد؟! یکسری طرفداران موسوی ظاهرا یادشون رفته دهه شصت چه اتفاقاتی افتاد، همینها تا دیروز برای آهنگهای دهه ۶۰ نامجو هورا میکشیدن! (با توجه به سالگرد اعدامهای دهه ۶۰، فقط یک لحظه فکر کنید اگه احمدی نژاد اون موقع کاره ای بود، چه متنهایی نوشته میشد!) طرفدارای احمدی نژاد هم همین طور. یکسری شون حتی به رهبرشونم انتقاد میکنن ولی جرات نداری جلوشون بگی آقا، فلان حرکت احمدی نژاد اشتباه محض بود. رییس جمهور که معصوم نیست! رییس جمهوره. خلاصه کنم: اینوریها به اونوریها میگن، کودتاچی و کودتاگر! اونوریها هم به اینوریها میگن دشمن شاد کن، انقلاب مخملی کننده!

* متاسفانه طرفداران این ۲ تا کاندیدا دارن، همه مخالفینشون رو با یک چوب میزنن، منافق، ظالم و این صفتهایی که حتما زیاد شنیدید به طرفدارای همدیگه میدن! خداییش قبل از انتخابات من چقدر دلم میخواست فضای اینترنت از این حالت تقریبا یک بعدی در بیاد، الان میبینم کاملا برعکس شده. متاسفانه از قبل هم تندرو تر شده و یه طوری شده که نمیشه کاری کرد. یه طورهایی اینترنت ما همیشه از اکثریت جامعه محافظه کار ایران فاصله داشته و بعد از انتخابات این فاصله بیشترتر هم شده. من حالا نمیخوام درباره اینهایی صحبت کنم که فکر می کنن مبارزه در اینترنت، دردی از جامعه رو دوا خواهد کرد! اینها احتمالا خیلی کم بین قشرهای مختلف رفت و آمد دارن و واقعا شناخت درستی از جامعه ایرانی ندارن!

* خیلی دلم میخواست دراین باره بیشتر بحث کنم، اولا که پست طولانی رو هیچکس نمیخونه، دوم اینکه حس نوشتنش هم نیست. نه اینکه این حس به ذات باشه، واقعا اعصاب بحث کردن با آدمهای تندرو شعارزده رو ندارم.

* خیلی خیلی مرتبط: خودی یا غیر خودی؟!

۷۶ نظر

  1. یاسر ۱۳۸۸-۰۶-۹، ۴:۲۳ ب.ظ

    خیلی خوب بود، خوشحالم از اینکه لاک و دیوار شیشه ای اطراف خودتون رو شکستین و به مسائل اصلی و حائز اهمییت پرداختین. با شما بسیار موافقم و قبول دارم که بعد از هر انتخاباتی مردم از هر جناح و دسته ای لباس جدلهای انتخاباتی رو از تن بدر میکنن و به عادی سازی و کمک به بازگشت به روند اداری مملکت و حفظ منافع ملی مشغول میشن. از دولت حمایت میکنند و تنها در صورت لزوم انتقادهای سازنده بیان میشوند و نه تکرار حرفها و بحثهای حزبی و گروهی.

    در مورد اقای احمدی نژاد و ربط دادن هر چیزی به انقلاب مخملی توسط ایشان (انطور که شما بیان کردید) باید گفت که ادامه ی جبهه گیریها توسط رقبای انتخاباتی ایشان بجای تبریک و همکاری و با توجه به ادامه یافتن تبلیقات سوء، کمافی السابق، از طریق رسانه های خارجی و همکاران داخلیشان چه تابیره دیگری برای رئیس جمهور باقی میگذارد جز اینکه اینهمه اتحاد و همگامیهای نامتجانس را حرکتی علیه نظام و فشاری برای بی اثر کردن خواست ملت بداند که همان انقلاب مخملیست؟

    فکر نمیکنم مردم از ادامه ی جو سیاسی که پدید امده لذت خواصی ببرند ولی چاره چیست؟ نمیشود به شرایط خواصی که در انیم پشت کنیم و امیدوار باشیم که خود به خود رفع شود. نمیشود لال شویم و یکطرفه احتیاط کنیم که وضع بدتر نشود. چه کسانی از برقرار شدن ثبات و ارامش لطمه خواهند دید؟ چرا مطالبه ی حقوق ضایع شده ی ملت از قشری خودکامه و سود جو که به اخر خط رسیده اند باید متوقف شود چرا که کار دشواریست؟ دشوار است قبول داریم اما کاریست که باید انجام شود.

    جواب به این نظر

    محمد-کرج Reply:

    بحث کردن با تو بیفایدست

    جواب به این نظر

    یاسر Reply:

    میگن مشت برادر خرواره. درست مثل قانونگرایی حضرات “بهرمانی و موسوی”،

    اولی بر میلیاردها میلیارد درامد از اموال ملت در دانشگاه ازاد چنگ انداخته و حالا که میگن “عمو خر دزدی رو از کجا اوردی” میگه میخوام وقفش کنم. بابا تا حالا هر چی خوردین و بردین “دزدیدین” اونم تو روز روشن حالا که میگن بیا پایین “مال” مال دزدیه ادا در میاره که یعنی ما حالا مثلن وقف میکنیم شماها هم به روی خودتون نیارین انگار ملت رو مثل خودش فرض کرده!! مردم که از پشت کوه نیومدن.

    دومی هم به ریش هر چی قانونه خندیده و با کاراش و ادعاهاش مملکت رو کرده ملک باباش و فکر میکنه همه اندازه ی خودش میفهمن!! صدای هیچ کسی رو جز خودش انگار نمیشنوه، میگن اقا باید بیای دادگاه حساب پس بدی و ثابت کنی، این بلوایی که راه انداختی باعث خون مردم شده “هم بسیجی و هم سبز” میگه انتخابات رو منحل کنین من میخوام رئیس جمهور باشم! انگار مملکت شده مهد کودک!!

    حالا هم انگار این دوست خوبمونم از این رهبران گوگول مگولیش یاد گرفته، بحث رو میخواد شروع کنه و جلو جلو میگه “بحث کردن با تو بی فایدست”

    یعنی “این ..ون کجه مال کرجه”

    جواب به این نظر

    محمد Reply:

    به علت همین شعور و ادبته که میگم بحث کردن باهات بیفایدست .
    یادم به فرمایش حضرت علی افتاد که میفرمود بحث کردن با آدم جاهل باعث بی آبرو شدن میشه (نقل به مضمون).
    مثلن هم اشتباهه برادر من به جاش بنویس مثلا
    تعبیر هم به جای تابیر استفاده کن

    جواب به این نظر

    یاسر Reply:

    مرسی که اشتباهمو گفتی. ازت جداً ممنونم.

    لطفاً سخت نگیر (لطفاً رو انجوری که قبول داری نوشتم) راستش اینو تازگی یاد گرفته بودم برای همین میگم سخت نگیر چون خیلیهای دیگه هم دیدم تنوین رو اینجوری مینویسن.

    در ضمن من جهلی رو که بهم نسبت دادی میپذیرم تو هم اگه دلت میخواد جایی که حرفی برای گفتن نداری تیکه نپرون و برو. وقتی هم که جوابتو میگیری قهر و ناز نکن، اگه اینهایی که من نوشتم جهله و منم جاهلم پس معلوم میشه اصلاً خوش طبع نیستی و این برای سلامتیت خوب نیست. طنز میتونه کمک خوبی باشه تا هم حرفتو بزنی و هم از جدیتش بکاهی. راجع به قسمت اخر کامنت قبلیم متاسفم و عذر خواهی میکنم.

    شاد و پیروز باشی

    جواب به این نظر

    یاسر Reply:

    راستی محمد عزیز مثلا رو اینجوری مینویسن، مثلاً، تابیر رو هم اینجوری مینویسن، تآبیر.

    مرتضی Reply:

    قبولت دارم

    جواب به این نظر

    لاک Reply:

    تابیر ؟؟
    شما با دکتر کردان نسبتی دارید؟

    جواب به این نظر

  2. سمیرا ۱۳۸۸-۰۶-۹، ۴:۳۹ ب.ظ

    ;کشته مرده ای این جور حرف زدنت هستم !
    “من حالا نمیخوام درباره اینهایی صحبت کنم که فکر می کنن مبارزه در اینترنت، دردی از جامعه رو دوا خواهد کرد!”

    سرت درد می کنه این جور پست ها رو می ذاری ؟ این جماعت که خودت فهمیدی صفر و یک هستند الان می خواهند بیاند دوباره شروع کنند بحث های بیهوده رو . بهت گفته بودم این انتخابات و ماجراهش مثل سریال فرار از زندانه . قسمت های جالبش بعد از فرار از زندان بود و البته قسمت های خسته کننده اش هم آخرش .واقعا همه خسته ایم .

    جواب به این نظر

  3. بهار ۱۳۸۸-۰۶-۹، ۴:۴۲ ب.ظ

    موسوی در زمان نخست وزیریش توی دهه شصت بیشتر به امور اقتصادی کشور سر و سامان میداد
    قضیه کشتارهای سال ۶۰ خودت هم میدونی کار کیه پس الکی اذهان رو منحرف نکن

    جواب به این نظر

    وانا Reply:

    “پس الکی اذهان رو منحرف نکن”

    توهم توطئه داریم ما ملت

    جواب به این نظر

  4. عیسا ۱۳۸۸-۰۶-۹، ۴:۵۸ ب.ظ

    زهرا خانم بیس اشتباه تحلیل شما اینه که فکر می کنین الان دو تا رهبر هست و هر کدوم طرفدارای خودشونو دارن که به جون هم افتادن. این به نظرم تحلیل اشتباهیه از بیخ!
    شمارو ارجاع میدم به مصاحبه آقای حمید دباشی. بخونین و بعد تحلیل کنین. جامع تر پلیز!

    http://sibestaan.malakut.ir/archives/2009/08/post_756.shtml

    جواب به این نظر

  5. پدرام ۱۳۸۸-۰۶-۹، ۴:۵۹ ب.ظ

    من از این پست این برداشت رو نمودم که ما باید در این شرایط اینگونه عمل کنیم که :
    در داخل کشور , در داخل شهر یا روستای خود , در داخل اتاق خود در حالی که کولر را خاموش کرده , درها را بسته ایم و چهار تا لحاف و پتو روی خود انداخته ایم (یا شاید بخاری را خاموش کرده درهای اتاق را باز گذاشته و لخت نشسته ایم ) در درون خود بدون آنکه حتی نجوا و نوایی از دهانمان خارج شود تا خدای ناکرده لحن چریکی بگیریم [ رجوع شود به ستاره دوم خط ۱ ] دعا کنیم که : « خدایا ! ما ملتی را که به قول خودت « لا یبرح من مکابد » و به قول زهرا خانم بعد از انتخابات دچار دور باطل شده ایم را , ما ملت نا آشنا به جامعه ی خود , ما بدبختان بیعرضه ی تنبل نادان خودخودخواه خوکرده به افتادن به جون هم را بر رئیس جمهور مشروع مقتدر مسلح بیدار منظم متین مجهز به دانش و تکنیک خود که اصلا دوستش نداریم [تا حرف از نامشروعیت و دیدگاههای تندروانه نزده باشیم و در عین حال از او انتقاد کرده باشیم ----> رجوع شود به ستاره سوم خط ۵ و ستاره چهارم خط ۵ ] صبور بفرما ! تا جبران عقب افتادگی های اقتصادی پس از انتخاباتمان [ رجوع شود به ستاره سوم خط ۷ ] بشود و دوباره همچون چهار ساله گذشته و قبل ترش در مسیر پیشرفت قرار گیریم .
    ما را که بر خلاف همه جای دنیا که مردم با هم متحد میشن تا سیاست مدارهاشون رو نقد کنن , فقط می افتیم به جون هم و سیاستمدارهای مورد علاقه مون رو کار نداریم [ رجوع شود به ستاره چهارم خط ۱ ] به حق امام حسین از شر کودتاچی و کودتا گر و اینوری و اونوری محفوظ بفرما و دهه ی ۶۰ و نخست وزیر آن دوران و رئیس جمهور حقش خورده شده بر فرض محال تقریبا صفر درصدی این دوران را از یاد ما مبر ! »

    اگه اشتباه برداشت نموده ام لطفا وقتی حسش بود و اعصاب بحث داشتین یک پست طولانی من باب باز نمودن مسئله بنویسین شاید خوندیم .

    جواب به این نظر

  6. فانی ۱۳۸۸-۰۶-۹، ۵:۱۰ ب.ظ

    ۱- واقعاً نمیشه خرده گرفت به جماعتی که می خواست با رایش یه تدارکاتچی عوض بشه و رایش رو که دزدیدن هیچ، با وحشانه ترین شکلی جونش رو هم گرفتن و کتکش زدن و زندانیش کردن. من نمی دونم وقتی تظاهرات آرام و بدون شعار به خاک و خون کشیده میشه و همه متهم میشن به انقلاب مخملی، چطور میشه انتقاد کرد؟ از دولتی که نصف منتقدینش از جناح مخالف در زندانن و بقیه رو هم دارن زمینه چینی می کنن که بفرستن زندان، چطور میشه انتقاد کرد؟

    قبول که این دولت هست و همین دولت هم سرکاره ولی ناچاراً نمیشه با این دولت با حوصله نشست و حرف زد و ازش انتقاد کرد. فکر کنید شما منتقد، کجا رو دارید انتقاد کنید؟ روزنامه؟ تلویزیون؟ اولین کار اینه که این انحصار رو بشکنید و اگر راهی جز انقلاب دارید به مام بگید و خانواده ای رو از نگرانی در بیارید.

    ۲- کاری به این ندارم که انقلاب خوبه یا بده ولی فقط با ذکر مثال توضیح دهید چرا درصد وقوع انقلاب در ایران صفره؟

    جواب به این نظر

    زهرا Reply:

    ۱- مورد اول رو که خودمم باهاش مشکل دارم بارها توی این وبلاگ نوشتم با این تظاهرات میشد مسالمت آمیز برخورد کرد. تائیدش نکردم!

    ۲- انقلاب هزینه بر هست این یک و دو اینکه رهبر میخواد. در حال حاضر چنین کسی نداریم که توجه همه اقشار (مخصوصا محافظه کارها ) رو جذب کنه. ۳- اطلاع رسانی. منبع اطلاعاتی حدود ۸۰ درصد مردم ما صدا و سیماست! ۴- آیا مطمئنید مردم ایران همه خواستار انقلابند و چند درصدشون؟!

    جواب به این نظر

    علی Reply:

    شما هنوز هم مثل انسان های ۱۰۰ سال قبل فکر می کنید باید یک رهبر قوی وجود داشته باشه تا یک کاری انجام بشه. از ذهنی که این شکلی فکر می کنه توقع بیشتری نمی ره(اشاره به متن ، که هر کی می گه مخالفت کنید زیر باد کولر نشسته و داره پول می گیره. جوان هایی که زیر شکنجه کشته شدند جز کدوم دسته بودند ؟ زیر باد کولر نشسته ها یا اجیر شده ها ؟)

    چون در این اعتراضات خون مظلوم به ناحق ریخته شده ، عمر حکومت بسیار کم شده. این از سنت های خداست که هیچ تبدیلی هم درش نیست. هر چه قدر هم به مذاق یک عده خوش نیاد و هر چه قدر هم نظام از نظر نیروی نظامی و انتظامی و اطلاعاتی قوی باشه.

    جواب به این نظر

    مرتضی Reply:

    عزیزم شما مثل اینکه ماهواره خیلی روت اثر گذاشته ! حیف است مخ خود را اسیر توهمات عده ای نادان کنی . تجربه نشون داده در کشوری مثل ما که مردمش با حکومت خیلی نزدیکند به طور متوسط هرسال یک انتخابات انجام می شود و رسانه ها تا خدودی آزادند (حداقل روزنامه ها که من همه شون را کنترل می کنم) و وضعیت اقتصادی مردم هم چندان بد نشده انقلاب تقریبا غیرممکن است . به دور و بر خود نگاه بنداز نه به صفحات وبلاگها . مردم چقدر از حکومت نفرت دارند ؟
    آمار غیر رسمی می گوید حداقل ۳۰ درصد مردم ماهواره دارند. حالا اگر این جماعت به اخبار و صحبتهای شبکه ها ایمان داشتند چرا مشارکت انتخاباتشون ۸۵ درصد شد و چرا ۲۴ میلیون به یک فرد معتقد به مبانی جمهوری اسلامی رای دادند ؟
    در ایران انقلاب دومی هرگز روی نخواهد داد اما شاید در آینده ها بخشی از حکومت اصلاح و در نتیجه حکومت بیشتر از مشارکت انتخاباتی بهره گیرد اما حذف مذهب و رهبری مذهبی از این حکومت امکان پذیر نیست.

    جواب به این نظر

    بابک Reply:

    عزیز دلم!
    با همه حرفهات موافقم!
    بنده هم مذهبی هستم اما دیگه پشت هیچ آخوندی نماز نخواهم خواند!!!
    بسیجی هم بودم و کلی کارهای فرهنگی کردیم توی بسیج ولی عهد کردم دیگه یک سوزن برای بسیج کمک نکنم
    گفتم با همه حرفهات موافقم بجز تیکه آخریش
    انقلاب ایران با مبانی ایدئولوژیک شروع شد اما اون چیزی که انقلاب را پیروز کرد مشکلاک اقتصادی بود

    این خاطراتی که پیرمردها تعریف میکنند که گوشت بود کیلویی ۳زار مربوط به قبل از ۵۴ میشه
    با رشد قیمت نفت اوایل دهه۵۰ مردم کیفشون کوک بود چون شاه دلارهای نفتی را توی ایران خرج میکرد دقیقا همین کاری که احمدی نژاد کرد اما بعد از ۵۴ که قیمتها پایین اومد همه شاکی شدند
    دلیل دیگه اینکه:
    رهبر انقلابی بعد از ۱۵سال میاد میون هواداراش از چی صحبت میکنه؟
    مطمئنا از مهمترین مسائل
    و خمینی در بهشت زهرا چی گفت؟
    گفت: آب مجانی برق مجانی اتوبوس مجانی!
    ما نتنها دنیای شما را میسازیم آخرت شما را هم میسازیم!!!!

    جواب به این نظر

    ناشناس Reply:

    عزیز دل کاشکی شما هم سالهای ۱۳۵۵ /۱۳۵۶ را دیده بودید. اگر به امام خمینی می گفتید سال ۱۳۵۷ از شاه اثری باقی نخواهند مانند. به شما می خندید

    جواب به این نظر

  7. مرتضی ۱۳۸۸-۰۶-۹، ۵:۲۸ ب.ظ

    با نظرات شما کاملا” موافقم خوشبختانه یا متاسفانه مردم( نه همشون) نسبت به گذشته مرفه تر و بیدردتر شده اند و این مسایل جانبی ناشی از همین بیدردی است
    شما هم هرچی حرف بزنی و بنویسی در این مورد انگار گل لگد کردی!

    مسایل مربوط به انتخابات هم دیگر کهنه شده هرچند ماهمچنان بر عقاید خود پایبندیم
    ولی از یک جای این نوشته حالم بهم خورد خیلی. اونجایی که در مورد اعدامها حرف زدی و از شما بعید بود به صرف اینکه در حوادث زندان کهریزک سه نفر مشکوک فوت کردند شما بیایی و در همنوایی با دشمنان دلسوز ماجراهایی بشوی که در دهه تولدت به وقوع پیوسته.
    که از واقعیاتش خبر نداری و یک جورهایی خادمان گذشته ملت را متهم کنی .
    سیه نمایی گناه کمی نیست.با اسم آوردن از اعدامها می خواستید چی به خورد چند جوون بدهید؟
    حالم به هم خورد

    جواب به این نظر

    زهرا Reply:

    من هیچوقت قصد ندارم چیزی به خورد ملت بدم!
    میگم آقاجان بت سازی نکنید! معصوم سازی نکنید. اینها همه در گذشته شون نقطه سیاه داشتند همین.

    جواب به این نظر

    مرتضی Reply:

    من گفتم اصلا چرا در پرانتز از اعدامها اسم آوردی؟ دراین هفته دولت که سالروز شهادت عزیزانی چون رجایی و باهنر است شرم آور است که دل بسوزانند برای این وقایع .
    اعضای کروهگهای مارکسیست و منافقین و …که فقط با جنگ مسلحانه می خواستند آنقدر بکشند تا به حکومت برسند و انسانهایی مثل این دو عزیز و بهشتی و آیت و خیلی های دیگر شهید شدند و حتی بعد از پایان رسمی جنگ به ایران حمله کردند و می خواستند ۳۳ ساعته! تهران را فتح کنند می خواستی چه رفتاری با اینها شود؟
    برو فقه اسلامی را بخوان ببین تعریف محارب چیست و حکمش چیست و موسوی (که باهاش خیلی مخالفم )و دیگران را نباید به یک سری مسایل بی ارزش متهم کرد .
    اگر یک بار دیگر از این مزخرفات اسم بیاوری دیگر این وبلاگ را تحریم می کنم

    جواب به این نظر

    زهرا Reply:

    آقای مرتضی: چرا اینها رو به بنده میگید؟ برین به طرفداران پر و پاقرص و ۲ آتیشه آقای موسوی بگین که عقاید دهه شصتی ایشون رو منکر میشن و ازش پیامبر ساختند! من دارم به شیوه طرفداری همینها ایراد میگیرم! مسئله اینجاست که اینهایی که به شیوه فعلی معترضن غافلند از اینکه در گذشته چه اتفاقی افتاده
    حافظه تاریخی صفر ما ایرانیها

    جواب به این نظر

    بابک Reply:

    دعوای بیخوده!
    هر دو طرف جو گیرند!
    موسوی یک آدم ساده لوحه!
    اصلا دعوای الان بنظرم سر قدرته! سر ولایت فقیه
    ولی احمدی نژاد چند سال دیگه چنان موی دماغ رهبری بشه که…..

    ولی احمدی نژاد واقعا آدم شارلاتانیه!

    جواب به این نظر

    شفق Reply:

    به این میگن علم غیب. کسانی که به دکتر یا مهندس رای دادن فکر و هدفی داشتند. شما چه انگیزه ای دارید که دو طرف رو محکوم میکنید. نکنه به شیخ ساده لوح رای دادید؟ شاید هم اصلا شرکت نکردید که خوب پایین تر از این حرفهایید.

    بابک Reply:

    شفق جان به این میگن تحلیل!
    از امام معصوم حدیثی خوندم که می گفت: مومن از حوادث روزگار متعجب نمیشه
    یعنی اونقدر تحلیل داره که حوادث را پیش بینی می کنه

    اما دلیل می خواهی:
    خب در مورد موسوی:
    اول: موسوی هیچ طرح یا برنامه مشخصی نداشت اگه داشت ارائه بدید. منظورم از طرح چهار تا عبارت کلی نیست. منظورم یک نقشه راهه. یک برنامه ریزی استراتژیک بر اساس دکترین جمهوری اسلامی
    دوم: مردان اقتصادیش را اگه توی یک اتاق می گذاشتی و در می بستی مطمئن بودم روز بعد جنازه تحویل می گرفتی! چون تفکرات چپ فرشاد مومنی کجا و لیبرال اقتصادیهای هاشمی کجا؟!! حالا به اینها اضافه کن اقتصاد خونده های اصلاح طلب را !
    سوم: در حوادث اخیر نتونست حتی رهبری طرفدارانش را بکنه! این هاشمی و یارانش بودند که به طرفداران موسوی خط میدادند! خداییش اینقدر کروبی از طرفداران موسوی حمایت کرد موسوی نکرد! این آدم می خواست مملکت اداره کنه؟
    دلیل زیاده اما ….
    حالا احمدی نژاد:
    من متعجبم! یکساله بنده و دیگران داد زدند فریاد زدند و این آدم را نقد کردند!
    طرفدارانش از این آدم دست شستند . حالا شما هنوز این موضوع را متوجه نشدی که احمدی نژاد واقعا دیکتاتوره؟
    اون از نامه به رهبری
    اون از مشایی که موضوع رقص با قرآن را هرکسی انجام داده بود الان باید کنار سلمان رشدی می نشست یا …
    این بحث فرهنگی و سینما
    این موضوع اقتصاد
    شما احتمالا یادتون نیست . بنده نمیدنم اما این آقا وعده گاز سوز کردن تمام ماشینها را یکساله داد
    اون وزیر ساده لوح کشاورزی که اومد توی تلویزیون شماره موبایل داد
    اگه چشمات را باز کنی از نحوه خطاب کردن لنکرانی به خیلی چیزها پی می بری
    اون از آقا زاده ها!
    برو در مورد خاندان زریبافان و دوستان بذرپاش بپرس ببین چه خبره
    حال و حوصله تحلیل علمی ندارم. ببخشید

    لاک Reply:

    ما از موسوی پیامبر می سازیم هاله نورش رو یکی دیگی می بینه.
    خانم حافظه تاریخی! واقعاً نمی دونید دستور اعدام ها مربوط به چه بخشی از حکومت بود؟
    لطفاً کمی مطالعه بفرمایید

    جواب به این نظر

  8. مهدیه ۱۳۸۸-۰۶-۹، ۵:۵۶ ب.ظ

    سلام
    ممنون بابت این پست و بالاخره یکی رو پیدا کردم که نه اینوری رو بکوبه و نه اون وری و دو کلمه حرف حساب بزنه! چیزی که این روزها به خاطرش باید فحش بخوری یا متهم بشی!
    فکر کنم بهتر باشه که اینطوری فرض کنیم که این نوشته رو واسه دل خودت نوشتی و خواستی که یه کم سبک بشی! چون در غیر این صورت از همین چندتا کامنت میشه فهمید که مردم ما به هیچ صراطی مستقیم نیستن و نباید هیچ امیدی به این داشت که دو کلمه حرف حساب در وجودشون اثر کنه و حتی اثر نه، فقط کمی به دور از جناح گرایی و جنگ تبلیغاتی فکرکنند.

    جواب به این نظر

  9. سوده ۱۳۸۸-۰۶-۹، ۶:۲۷ ب.ظ

    مرسی که گفتی . خودمون یادمون نبود اینا رو .
    تو در مورد دهه ۶۰ چی میدونی که موسوی رو متهم میکنی؟ میتونی ثابت کنی شایعاتی که منافق ها درست کردن راسته؟!!!
    مطمئنی که جنایتی بوده ؟ چرا اسنادتو رو نمی کنی که موسوی دست داشته؟!
    در ضمن کی خواست انقلاب کنه؟ هدف ما برکنار کردن دولت کودتای احمدی نژاده. حالا چه مادر عروسایی مثل تو خوششون بیاد چه نه . این رای اعتماد و اینا هم همش نمایشه که برای آدم هایی مثل تو خوبه .ما کاری به کارش نداریم.

    جواب به این نظر

    نسل سوخته Reply:

    متولدین دهه شصت ! فکر کنم موسوی از اون وقت داشته یار کشی ( یا تولید یار ) می کرده واسه خودش واسه ده ی ۸۰ ! عجب مرد سیاسی ! حیف بهش رای ندادم !

    جواب به این نظر

    نسل سوخته Reply:

    دهه شصت یعنی زمانی که آدم را تیرباران می کردند و پول گلوله اش را از خانواده اش می گرفتند
    http://dahe60.blogfa.com/
    این وبلاگ رو بخون و ببین اون دهه ی شصتی که به قدوم موسوی متبرک بود چی بوده .

    جواب به این نظر

    ... Reply:

    نسل سوخته جان
    سابقه موسوی بد بود اصلا سابقه همه مسئولین نظام بد …. این دلیل نمیشه به تغییراتی که الان نسبت به گذشته داشتن بی توجه باشیم ببین موسوی و کروبی دم از حقوق مدنی میزنن از حقوق شهروندی حرف میزنن..

    چه در صورت مسئولیت بهش عمل بکنن چه نکنن این حرفهای جدیدیه
    در تاریخ جمهوری اسلامی به جز دوره اصلاحات سابقه نداره این حرف ها شعار تبلیغاتی بشه
    اما احمدی نژاد همه سخنرانی هاش دم از دشمن و ظلم به دولت و استکبار و هزار کوفت و زهر مار دیگه میزنه حقوق ملت ایران هم شده براش حقوق هسته ای !!!
    انسان ها تغییر میکنند جریان چپ که با امام خمینی نزدیکی بیشتری داشت الان گفتمان متفاوتی با جریان راست داره و با جوانان نزدیک تره
    ما به تغییراتشون احترام میذاریم نه به سابقشون این خانم زهرا هم چونکه خودش از نظام مقدس !!!!!!! اسلامی بت ساخته تصور میکنه ملت هم از موسوی بت ساختن نه خواهر جان شعور سیاسی امروز رو با شعور سیاسی دهه ۵۰ و ۶۰ که مردم مثل گوسفند دنبال یک نفر می افتادن و ازش قدیس میساختن قیاس نکنید ما انسان ها رو تحسین میکنیم بخاطر عملکرد و گفتارشون

    جواب به این نظر

    سعید(همون دو جنسه سابق) Reply:

    دوست عزیز شما ظاهرا در این زمینه اطلاعاتی ندارید!!!!! من هدفم حمایت از این شخصیت نیست ولی بهتر بدونید که اقای م.م یک چهره ی محبوب بین مردم بوده او حتی وقتی متوجه شد که با این شرایط امام نمیتواند ادامه دهد خود استفا داد!!!!

    جواب به این نظر

    زهرا Reply:

    جناب سه نقطه:
    من اگه از نظام جمهوری اسلامی بت ساخته بودم بارها بهش انتقاد نمی کردم. در همین وبلاگ ئ نوشته های پس از انتخابات بنده رو بخونید و بعدا اینطوری انگ بزنید. تشکر

    جواب به این نظر

    مرتضی Reply:

    فقط در مورد اتفاقات گذشته حرف نزنید که آنقدر از همه طرف دروغ گفته شده که به هیچ چیزی نمی توان اعتماد کرد و ای کاش شماها به جای توقف در این انتخابات به فکر انتخابات سراسری مجلس در سال ۹۰ بودید و آنجا خود را نشان می دادید البته نباید فراموش کرد جناح اصلاح طلب باید با ارائه طرحهایی به مجلس به فکر اصلاح قانون انتخابات باشد تا در آینده حتی شائبه تقلب هم در ذهن حتی یک ایرانی به وجود نیاید.

    جواب به این نظر

  10. حسین ۱۳۸۸-۰۶-۹، ۶:۳۴ ب.ظ

    هوه بااین کامنتا خیل طولانی شده… .

    جواب به این نظر

  11. مهم نیست ۱۳۸۸-۰۶-۹، ۶:۴۶ ب.ظ

    به عنوان شخصی این کامنت رو میذارم که تحصیلات مرتبط با سیاست و جامعه شناسی دارم ولی سعی میکنم در کوتاه ترین جملات و با ادبیات غیر فنی و قابل درک بنویسم و انتظار دارم دقت کنید.

    این جملات شماست: “اما وضعیت ما چی؟! ماها توی ایران زندگی می کنیم. چی بخواید، چی نخواید، چه قبول داشته باشیم یا نداشته باشیم، احمدی نژاد در حال حاضر رییس جمهور این کشوره و فردا هم وزراش رای اعتماد میگیرند. فوقش اینه که مثل دوره قبل یه چندتایی رای اعتماد نمیگیرند، اما به هرحال سیاست، اقتصاد، فرهنگ، ورزش و کلا پیشرفت این کشور دست این آقا و تیمش خواهد بود. حالا شما هرچقدر بیاین فحش بنویسید و چه میدونم حرف از نامشروعیت و دیدگاههای تندروانه اینطوری بزنید، مشکلی رو حل نمی کنید. صرفا یکسری شعار و افتادن در دور باطل چه فایده ای داره؟! این انتخابات باعث شده از نظر اقتصادی کلی عقب بیفتیم.”

    پاسخم رو در کامنت بعدی بخونید

    جواب به این نظر

  12. مهم نیست ۱۳۸۸-۰۶-۹، ۷:۱۴ ب.ظ

    جملات فوق یک محور اصلی دارند : پیشفت و اقتصاد ما به خظر افتاده چون عده ای در مورد انتخابات اقناع نشدند و باعث اعتراضاتی دامنه دار که امنیت اقتصادی رو به خطر انداخت باعث خروج سرمایه از کشور شد باعث خروج نخبگان از کشور شد و همه بر روی اقتصاد تاثیر میذاره

    منطق شما در جملات فوق آشکار میکنه که همه چیز رو در ثبات، امنیت و اقتصاد خلاصه کردید.

    حال آنکه ۴ مفهوم کلیدی و مهم رو فراموش کردید :

    ۱٫ عدالت

    ۲٫ آزادی

    ۳٫ امنیت

    ۴٫ برابری

    من نمی خوام درباره هریک از این مفاهیم به تفصیل حرف بزنم این کامنت دونی جای بحث های مفصل نیست اما …

    هر زمان تعادل میان این ۴ مفهوم به هم بخوره، جامعه تلاش میکنه تعادل رو برگردونه گاهی به قیمت بر هم خوردن امنیت تلاش میکنه عدالت، برابری و آزادی به ویژه آزادی های سیاسی و بیان رو به نقطه مطلوب نزدیک کنه این تلاش ممکنه امنیت موقت رو به هم بزنه سرمایه گذاری رو کم کنه و … اما یک جامعه مدنی کوتاه نمیاد چون همه این مفاهیم چهارگانه رو یکجا و با هم میخواد نه یکی به ضرر ۳ مفهوم دیگه بنابراین هزینه اش رو پرداخت میکنه

    اگر غیر از این بود مارتین لوتر کینگ در مبارزات بر ضد نژاد پرستی نبایست امنیت مردمش رو به مخاطره می انداخت تا به حقوق مدنی دست پیدا کنند آنهم در اوج جنگ سرد … همینطور اضافه کنید نلسون ماندلا، انقلابیون ایران و …

    امروز جامعه مدنی ایران از هر زمان قدرتمند شده با وجود اینکه روزنامه ها و سایتهایش فیلترند و خبرنگاران و روشنفکرانش یا در تبعید به سر می برند و یا در زندان و یا در کنج خانه ممنوع المصاحبه …

    چه اتفاقی افتاده که از هم اکنون حکومت نسبت به بازگشایی دانشگاه ها احساس تهدید میکنه ؟

    زهرا خانم آن اتفاق تغییراتی ست که در بین نسل پیش و اول انقلاب با نسل های دوم و سوم پس از انقلاب افتاده

    این جوانان دنیای امروز رو می بینند، اکثرا تحصیلات کافی دارند، فاصله کره جنوبی رو با کره شمالی می بینند

    ترکیه، هند، چین سنگاپور، تایوان، و ده ها کشور غیر غربی رو … می بینند و قیاس میکنند با توسعه ای شکننده ای که ما داشتیم و هنوز با درصد بالا به نفت متکی هستیم

    به جز چین که یک استثناست باقی کشورها واجد شاخص های قابل قبولی از فضای باز سیاسی هستند

    رشته توسعه در مقاطع ارشد و دکترا در دانشگاه های معتبر دنیا تدریس میشه و بیش از هر چیزی در آن روی آزادی، عدالت، برابری و فقدان تبعیض به عنوان عناصر توسعه تدریش و تاکید شده چرا ؟

    چون فقدان آزادی و وجود تبعیض های مذهبی زهر مهلکی برای بازدهی نیروی انسانیست …

    نمی خوام طولانیش بکنم باقی جملات شما هم قابل بحثه ولی خواستم ذهنیت شما رو نسبت به مغلطه ای که درباره اختلال در اقتصاد گفتید متوجه کنم

    در پایان بگم که بحث موسوی و احمدی نژاد بهانه است آنچه هست تعرضات درونی جامعه ایرانه که با بهانه انتخابات شعله گرفت و این تعارضات بیش از اینکه ناشی از انگلستان و امریکا باشه ناشی از تغییرات بنیادین در نسل های جدید ایرانه و عدم تناسب سیاست های حکومت با انتظارات و مطالبات نسل جوان

    جواب به این نظر

    یاسر Reply:

    “کره جنوبی رو با کره شمالی می بینند، ترکیه، هند، چین سنگاپور، تایوان،” (؟)

    چرا نمیگین بحرین، امارات، کویت؟ همه ی این به اصطلاح کشورها به نحوی بر مردم و منطقه شون تحمیل شدن، تمام محدودیتهای اقتصادی و سیاسی متمرکز به بخش اصلی شده و قسمتهای ساختگی و خود فروش امتیازهای مضاعف گرفته و در مسیر مافیای قدرت و ثروت بین المللی عمل میکنند.

    لطفن با به رخ کشیدن مدرک تحصیلی جایگاه بی چون و چرا برای خودت درست نکن و با عنوان ” IP ” ی خارجی و یا هر چی القای اشباحات نکن. ما فرق بین رهبران عوام فریب و خود کامه با رهبران واقعی و مردمی رو میدونیم و برای دیدگاه ها و چشم اندازهای خود فروشان و بیگانه پرستان که قادر به دیدن ایران قدرتمند و ابرومند نیستند پشیزی ارزش قائل نمیشیم.

    جواب به این نظر

    بابک Reply:

    یاسر جان!
    چشمات را باز کن بابا!
    دنیا را آب برد! هنوز تو را خواب برده؟
    کدوم ایران قدرتمند؟؟
    چه رشته ای درس خوندی تا با همون علم بهت ثابت کنم هیچ پیشرفتی نداشتیم!
    اگه پیشرفت به این چندتا سد و چند خط موبایله که افغانستان هم الان موبایل داره و خیلی زودتر از ما!
    این ایرانی که شما میگی زیر ساختن یک مترو که طرحش زمان رژیم گذشته ریخته شده بود زائیده!
    دو تا گوسفند و دو تا موشکی که موتورش روسیه و کلاهکش چینی که نشد پیشرفت عزیز من
    جک میگی؟
    شما احتمالا از اون افرادی نبودی که چند سال پیش توی نماز جمعه فریاد می زدید:
    مخالف هاشمی مخالف رهبر است
    مخالف رهبری دشمن پیغمبر است؟!!!!

    جواب به این نظر

    شفق Reply:

    سلام
    آسوده بخواب و در این هپروت ذلت خوش باش

    جواب به این نظر

    مرتضی Reply:

    از نحوه حرف زدن شما در مورد پیشرفتهای گسترده ایران بعد از انقلاب و مقایسه مضحکتان با افغانستان و همچنین دلبستگی به شاه مخلوع و همچنین ناراحتی از همکاریهای گسترده با متحدان اصلی چین و روسیه مشخصه شبها کدوم شبکه ها رو می بینید و کدوم سایتها رو مطالعه می کنید . خیلی زشته چشمتون رو همه چیز ببندید و کشور در سال ۵۷ را که خرابه ای بیش نبود گلستان معرفی کنید . در مورد مقایسه های علمی هم بهتره برید مطالعه کنید پیشرفتهای خیره کننده در علومی مثل شبیه سازی و پزشکی فناوری نانو و علوم هسته ای وفضایی وتسلیحات پیشرفته و خودروسازی وبسیاری صنایع دیگر که لابد می خواهید بگویید عراق و افغانستان و سوریه و … هم دارند و ما از روسیه یا چین گرفتیم و نشانه اش هم اینست که اینها اولین کشورهایی بودند که به ا.ن تبریک گفتندو …. این حرفها رو نزنید که شبیه حرفهای صدای آمریکا و نوری زاده است و یک توهین به زحمات ۳۰ ساله که منجر به پیشرفتهای گسترده امروز شده و کشور را از خرابه سال ۵۷ به اینجایی که می بینیم رسانده و توهین به عقل و شعور مردم است که همه چیز را نظاره می کنند.
    برای یک حداقل ایرانی این حرفها خنده دار و توهین است.

    جواب به این نظر

    حسام Reply:

    وقتی سرعت اینترنت در ایران از عراق و افغانستان هم کمتر است، لفظ پیشرفت که چه عرض کنم لفظ خاک به سری هم واسه این مملکت زیاده.

    جواب به این نظر

  13. مهم نیست ۱۳۸۸-۰۶-۹، ۷:۱۸ ب.ظ

    اگر خطایی در تایپ داشته باشم ببخشید چون بازنگری نکردم و سریع نوشتم

    نکته دیگه اینکه با آی پی امریکا یا کانادا اینجا کامنت گذاشتم ولی ساکن ایران هستم چون مایل نیستم آی پی بنده بدلایل شخصی در اختیار دیگران قرار بگیره البته امیدوارم بجای اینکه آی پی ها !! برای شما اهمیت داشته باشه فحوای کامنت ها مورد توجه شما باشه
    پیروز باشید

    جواب به این نظر

    زهرا Reply:

    شما به جای توهین به بنده به لو دادن آی پی ها بهتره دیدگاهتون رو عوض کنید!
    همینکه فکر می کنید من اونقدر بیکارم که آی پی شما رو در بیارم و در اختیار کسی؟!! قرار بدم اندازه درک شما رو میرسونه!
    میشه بفرمائید بنده آی پی شما رو به کی خواهم داد و چه نفع مادی یا معنوی برام خواهد داشت؟!
    واقعا برات متاسفم با این جامعه شناسی که خوندی.

    جواب به این نظر

    شفق Reply:

    کاملا رست گفتی زهرا خانوم. ایشون آخر توهمند. این روزها مشخص میشه که مدرک دلیلی برای درستی افکار و گفتار نیست. درک مسئله ای فراتر از این چیزهاست.

    جواب به این نظر

  14. مهم نیست ۱۳۸۸-۰۶-۹، ۷:۲۸ ب.ظ

    این مقاله برای رئیس جمهوری که در سخنرانی هاش بدون پرده فواید حزب و احزاب رو در کشور زیر سوال میبره و برای کسانی که ذهنیت نادرستی از توسعه کشور دارند

    http://fardanews.com/fa/pages/?cid=89792

    اتفاقا سکوت مقابل چنین رئیس جمهوری باعث سقوط اقتصاد، امنیت، عدالت و آزادی های مدنی ایرانه

    جواب به این نظر

  15. محمد-کرج ۱۳۸۸-۰۶-۹، ۹:۰۱ ب.ظ

    اینکه بت سازی نکنیم کاملا درسته ولی یادت باشه اینجا ایرانه ، فرانسه نیست
    هزاران ساله که مردم ایران ناخواسته بت میسازند و میپرستندش و این توی خونشون هست .حالا یک مدل بت داریم که میشه شخص اول مملکت!!!! یک مدل هم میشه گوشه نشین
    البته بت شکستن همیشه یک فریضه به حساب میاد . به خصوص بت بزرگ

    جواب به این نظر

  16. mohsen ۱۳۸۸-۰۶-۹، ۹:۳۶ ب.ظ

    zahra faghat farz begir yek darsad taghalob shode bashe faghat migam yek darsad, agar injory beshe az in be bad yek tafakor dar dolat hakem khahd bod

    hata yadet bashe zamany ke dolat daste khatami bod, ghoveye ghaziye, basij, sepah, beiyte rahbary,masajed , seda sima daste mohafezekaran bood yany dar on zaman ke hameye nahadhaye entkehabyam daste eslahtaban bod tafakore mohafezekar ham dar ghodrat bod yany 2 tafakor hata ghodrate mohafezekar chand barabr ham bod

    valy dige az 22 khordad dige hame midonan dige faghat yek tafakor dar hakemiyat khahad bood

    badesham fekr mikonam agar to ham mesle bazyha zarbe khorde body az in nezam hamaro be tondravy mahkoom nemikardyy

    kasy ke khaharesho az dast dade bashe chetory mikhahy azesh aroom bashe

    ino bekhon bad nist

    fekr mikonam to ham fagaht negaran eghtesade in mamlekate ke doa mikonam vaziyate eghtesadit dorost beshe ke dige negarani to zendegit nadashte bashi

    همزمان با انتشار خبر شهادت سعیده پورآقایی (آمایی) دختر جوانی که عنوان می‌شود اکنون پیکر او در یکی از قبور گمنام قطعه ۳۰۲ بهشت زهرا دفن شده است، فردی با ارسال یادداشتی برای فراکسیون خط امام(ره) مجلس به روایتی از زندگی و بازداشت سعیده پرداخت.

    به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره) مجلس«پارلمان‌نیوز»، دراین متن که با عنوان «دیروز همه گریستند»، نگاشته شده، آمده است:

    سعید دو سال بود که دیگر پدر نداشت.اگرچه آن وقت هم پدرش نمی توانست خیلی پابه پای دخترش تکاپو و هیاهو داشته باشد.

    جنگ از پدر سعیده جسمی بیمار به یادگار گذاشته بود که فقط “بود”

    هرچه بود پدرش بود و کوله باری از خاطرات و خطرات جنگ

    خاطراتی از ۸ سال دفاع از ناوس ملت ایران و امید از اینکه ناموس اش را بعد از او پاس خواهیم داشت.سعیده دو سال پیش پدرش را از دست داد.

    آثار به جای مانده از سلاح های شیمیایی دیگر توانی برای ماندن در او نگذاشته بود و او باید می رفت و همسر و دختر نوجوانش را که یادگار سالهای جنگ و امام بود به ما می‌سپرد…ما چه کردیم؟!

    دیروز مراسم ختم سعیده بود.مراسم ختم که نه!مادرش بود و چند نفر از اعضای خانواده و مهندس میر حسین موسوی و البته فضایی از غم و اندوه و بهت و حیرت

    سعیده برای همراهی با جنبش سبز فقط به پشت بام خانه‌اش می رفت نه برانداز بود و نه مخملی فقط الله اکبر می‌گفت

    تا اینکه شبی آمدند سه زن و دو مرد بودند او را بردند، برای همیشه!

    امانتدارش که دلبندش را برده بودند به همه‌جا متوسل شد تا یادگار همسر شهیدش را باز یابد اما هرچه تلاش می‌کرد کمتر به نتیجه می‌رسید، تا اینکه به درگاه یکی از اعضای نزدیک به رییس دولت متوسل شد و او هم راهنماییش کرد تا به پشت سردخانه‌ای صنعتی رسید.

    آری سعیده‌اش را درآغوش گرفت اما چه سیاه و چه سرد

    چرا دیگر از آن نشاط و شور نوجوانی اثری نبود؟!

    دیروز همه گریستند

    جواب به این نظر

  17. kamran ۱۳۸۸-۰۶-۹، ۱۰:۳۷ ب.ظ

    دوست گرامی

    در مورد انتخابات اخیر رئیس جمهوری صحبت های فراوانی شده است ִ من فقط خواستم به یک مورد بسیار مشابه با شرایط این انتخابات و انتخاب رئیس جمهوری آمریکا در سال ٢٠٠٠ اشاره کنم :

    در سال ٢٠٠٠ آقای بوش و آقای ال گور کاندیدای رئیس جمهوری آمریکا بودندִ اکثر کسانی که پای صندوقهای رای رفتند به آقای ال گور رای دادند ولی بعلت سیستم پیچیده و منحصر بفرد انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا نتیجه انتخابات فقط به نتایج انتخابات در یک فرمانداری کوچک در ایالت فلوریدا وابسته شدִ در آن زمان برادی آقای بوش فرماندار ایالت فلوریدا بود و صحبت از تقلب انتخاباتی در این ایالت و بخصوص در آن فرمانداری کوچک شد که بررسی رای ها بیش از یک ماه به طول انجامید ولی همچنان نتیجه ای حاصل نشدִ ناگهان دولت آمریکا تصمیم گرفت که مسئله ریاست جمهوری را به دیوان عالی کشور ارسال کنندִ که در نتیجه فقط با رای ٩ نفر قاضی دیوان عالی کشور آقای جرج بوش به ریاست جمهوری آمریکا برگزیده شد ִ قاضی ای که رای او باعث برنده شده آقای بوش شد کسی بود که توسط پدر جرج بوش بعنوان قاضی برگزیده شده بودִ

    پس در حقیقت یک نفر با رای خود آقای بوش را به ریاست جمهوری آمریکا رساندִ آقای آل گور با اینکه بارها اعلام کرد که در انتخابات تقلب شده است ولی پس از اعلام رسمی نتیجه انتخابات آن را پذیرفت با اینکه حزب دمکرات و کسانی که به آل گور رای داده بودند میدانستند که آقای بوش با تقلب رئیس جمهور شده ولی آنها هم نتایج را قبول کردند ִ آقای آل گور از طرفدارانش نخواست که به خیابانها بیایند و تظاهرات کنندִ در روزنامه ها و مطالبی که منتشر میکردند هیچگاه دولت بوش را کودتاگر نخواندندִ

    همانطور که میدانیم در دور بعدی ریاست جمهوری بازهم آقای بوش برای چهار سال دیگر به ریاست جمهوری آمریکا انتخاب شد ִ این در حالی بود که بعلت جنگ عراق و افغانستان و سیاستهای خارجی دولت آمریکا در دروران چهارسال اول ,اکثر تحصیلکرده ها و طرفداران آزادی در داخل آمریکا و در تمام کشورهای اروپایی آقای بوش را بعنوان کسی که صلح و امنیت جهانی را به خطر انداخته است شماتت میکردندִ بیاد بیاوریم راهپیمایی چند صد میلیونی مردم در اکثر کشورهای دنیا برعلیه جنگ عراق قبل از شروع آن که میتوان از آن بعنوان گسترده ترین حرکت مردم جهان نامید و یادمان باشد که فضای مجازی اینترنت هم بسیار گسترده و فعال برعلیه سیاستهای آقای بوش عمل میکردִ

    بنظر من ما باید یاد بگیریم که بازنده معقولی نیز باشیم اگر برنده معقولی هستیمִ

    بعلت طولانی شدن از شما خواهش میکنم اگر مایل هستید این بحث و بحث هایی در مورد موضوعات کلیدی مثل آزادی , فرهنگ , اقتصاد , و سیاست خارجی را ادامه دهیم به من اطلاع دهیدִ

    با احترام

    کامران سپهری

    جواب به این نظر

    مرتضی Reply:

    ok

    جواب به این نظر

    شفق Reply:

    سلام
    نکته به جایی بود

    جواب به این نظر

  18. علی ۱۳۸۸-۰۶-۹، ۱۱:۱۴ ب.ظ

    این حرف شما مثل اینه که به کسی که داره بهش تجا وز می شه بگن مقاومت نکن ، سعی کن لذت ببری ، همینی که هست …

    اگر شما می تونید ما نمی تونیم. به ما یاد دادن که آزاده باشیم ، حتی اگر در این مسیر جان بدیم . مرگ با عزت شرف داره به زندگی با ذلت

    جواب به این نظر

    حسام Reply:

    زهرا این ما نیستیم که باید چشممون را به روی واقعیت باز کنیم. این تو هستی که همچنان می خوای عمق فاجعه ای که صورت گرفته را انکار کنی. همچنان می خوای بگی ما باید تمکین کنیم نسبت به این شرایط. همچنان می خوای بگی که حرف های ما توهمات ناشی شده از صدای آمریکا هست.
    خواهر در این مملکت کودتا کرده اند کشتار به راه انداخته اند تا برای همیشه سرنوشت ما را در دست بگیرند. این چیزی نیست که ما نسبت به آن تمکین کنیم. اگر ا.ن و کودتاچی ها حتی چند درصد نسبت به این مملکت تعهد داشتند این وضع ما نبود. قرار نیست ما با کسانی که کارهایی در این چند وقت کردند که بیگانگان در تاریخ این مملکت نکرده بودند از در دوستی و سازش (تو بخوان تمکین!) درآییم. قرار نیست ما در برابر کسانی که جانباز شهید را ربودند به او تجاوز کردند و جسدش را سوزاندند سر تعظیم فرود آوریم.
    http://174.129.2.181/article/id/25162

    ما ظلم نمی پذیریم. این حرف صدای آمریکا نیست. مبنای انقلاب ۵۷ بوده. مبنای بسیاری از مقدسات ما هست. چشمات را باز کن.

    جواب به این نظر

    حسام Reply:

    نظر بالایی اشتباه اینجا درج شد.

    جواب به این نظر

    مرتضی Reply:

    نکنه منظور ایشان علیرضا توسلی ۱۲ساله یا ترانه موسوی هست؟!!!!!

    جواب به این نظر

    علی Reply:

    لطفا نظر من رو پاک کن. من این نظر رو در جواب شما نوشتم. انتظار نداشتم که این قدر توهین آمیز جواب بدید. البته شاید هم حق داشتید. وبلاگ خودتان است. هر جور بخواهید جواب می دهید.
    براتون آرزوی موفقیت می کنم

    جواب به این نظر

    زهرا Reply:

    من که به شما جوابی ندادم. اینها جوابهای سایر خواننده هاست! اگر هنوزم مایلید پاکش کنم؟!

    جواب به این نظر

    علی Reply:

    شما دیروز یک جواب تند و بی ادبانه خطاب به من نوشتید که البته بعدا پاکش کردید.
    منظورم جواب شما بود نه سایر خوانندگان

    جواب به این نظر

    زهرا Reply:

    اون نظر من نبود یه آدم مریضی هی میاد از طرف من به واننده ها فحش میده تو نظرات قبلی هم نگاه کنید برها اینو متذکر شدم. برای همین نظراتشو پاک میکنم

    جواب به این نظر

    بابک Reply:

    این حرفهای تاریخ مصرف گذشته عباسی را لطفا تحویل ما نده

    جواب به این نظر

  19. علی نوری ۱۳۸۸-۰۶-۹، ۱۱:۳۳ ب.ظ

    سلام زهرا تو اصلا چی میخوای بگی یعنی خودت هم می دونی چی می خوای بگی. من که هیچی نفهمیدم. انگار می خوای بگی که آدمای ایرانی باید دو تیکه بشن هم اینوری هم اونوری؟!! مگه میشه آدم هم از چپ بره هم از راست؟!!!!
    جواب نده میدونم جواب ندار. بای

    جواب به این نظر

  20. حسام ۱۳۸۸-۰۶-۹، ۱۱:۳۹ ب.ظ

    زهرا این ما نیستیم که باید چشممون را به روی واقعیت باز کنیم. این تو هستی که همچنان می خوای عمق فاجعه ای که صورت گرفته را انکار کنی. همچنان می خوای بگی ما باید تمکین کنیم نسبت به این شرایط. همچنان می خوای بگی که حرف های ما توهمات ناشی شده از صدای آمریکا هست.
    خواهر در این مملکت کودتا کرده اند کشتار به راه انداخته اند تا برای همیشه سرنوشت ما را در دست بگیرند. این چیزی نیست که ما نسبت به آن تمکین کنیم. اگر ا.ن و کودتاچی ها حتی چند درصد نسبت به این مملکت تعهد داشتند این وضع ما نبود. قرار نیست ما با کسانی که کارهایی در این چند وقت کردند که بیگانگان در تاریخ این مملکت نکرده بودند از در دوستی و سازش (تو بخوان تمکین!) درآییم. قرار نیست ما در برابر کسانی که جانباز شهید را ربودند به او تجاوز کردند و جسدش را سوزاندند سر تعظیم فرود آوریم.
    http://174.129.2.181/article/id/25162

    ما ظلم نمی پذیریم. این حرف صدای آمریکا نیست. مبنای انقلاب ۵۷ بوده. مبنای بسیاری از مقدسات ما هست. چشمات را باز کن.

    جواب به این نظر

    حسام Reply:

    دختر* جانباز شهید

    جواب به این نظر

    مرتضی Reply:

    کی ؟ ترانه موسوی ؟!!!!!

    جواب به این نظر

    شفق Reply:

    دروغ که ادم رو نمیکشه. اگه دلت رو خنک میکنه بگو. لینو بدون که بدون دلیل و مدرک حرف زدن یعنی تهمت.
    این روزها مد شده کسی که رو متهم میکنن و میگن مدرک بیار که متهم نیستی، در صورتی که هر ادم عاقل و منصفی میدونه که کسی که اتهام میزنه باید مدرک بیاره. ساختن این شایعه ها هم کاری نداره.

    جواب به این نظر

    حسام Reply:

    همین که این شابعه ها یکی پس از دیگری درست از آب دراومده واستون کافیه. دیروز هم که معلوم شد روح الامینی کشته شده و نه اینکه در اثر بیماری درگذشته باشه.
    اینها شایعه نیست. واقعیت محض کودتاچیان هست.

    جواب به این نظر

    بابک بابک Reply:

    خوش تیپ!
    بری بالا بیای پایین ما جهان سومی هستیم!
    حالا حالا هم خواهیم بود!
    قبول ندارم که کودتا شده اما یک تقلب خفیف شده!
    در هر صورت بهتر بود اصلاح طلبها از دموکراتهای آمرکایی در زمان انتخاب بوش یاد میگرفتند و همچون بوش که با رای دادگاه سر کار اومد اینقدر سر وصدا نمی کردند

    اما

    بهتر بود آقای مسئول شورای نگهبان و قوه قضائیه هم بجای اینکه توی نماز جمعه وتلویزون فقط شعار نوکری مردم را بدهند توی نا فرمانی های مدنی به میان مردم میومدند و بهشون پاسخ میدادند!
    بالاخره این ۱۳میلیون هم جزء همین مردم بودند که بجای پاسخگویی با باتوم افتادین به جونشون!
    گویا این پاسخگویی هم شعاری بود از روی شکم مانند بقیه شعارهای انقلاب

    جواب به این نظر

  21. رضا ۱۳۸۸-۰۶-۱۰، ۳:۵۰ ق.ظ

    سلام

    خیلی پست قشنگی بود . مخصوصا اون قسمتهایش در مورد “با ماست یا علیه ماست” که خیلی مشکلات شدیدی رو در کشور بوجود آورده یا قسمتی که در مورد “افرادی که در خارج زندگی می کنن” که واقعا یه درده و منم مدتها منتظر بودم که یه نفر این حرفو بزنه و در هر دو گروه افراد عجیبی وجود دارند.
    مثلا مثل بعضی از مجلسیهای طرفدار رئیس جمهور که الان هر روز مصاحبه می کنند و می گن همه باید محاکمه بشن ، حتی رفتگر کوچه ما که موضع خودشو بلند اعلام نکرد.

    یا مثلا یه عده دیگه ای که میگن ما لیبرال هستیم ، ولی بصورت خنده داری ، رفتارشون ته دیکتاتوریه ، میگن رئیس جمهور ما موسویه یا هر کی طرفدار احمدی نژاد باشه قاتله. یا اینکه همه بیسوادها به احمدی نژاد رای دادن و …

    به هر حال امیدوارم یه روزی برسه که همه ما همدیگرو ” آدم”حساب کنیم . چه طرفدار ما باشد چه نباشه ، چه حرفهای ما رو قبول داشته باشه ، چه قبول نداشته باشه. اونوقت شاید اصلا هیچ کدوم از این مسائلی که توی این انتخابات پیش اومد اتفاق نیوفته.

    جواب به این نظر

  22. پریزاد ۱۳۸۸-۰۶-۱۰، ۹:۱۸ ق.ظ

    این که میگین طرفدارای احمدی نژاد وموسوی کاندید محبوبشون رو نقد نمی کنند در مورد طرفدارای احمدی نژاد تا حد زیادی صدق نمی کنه.قضیه مشایی رو که یادتون نرفته؟؟؟؟
    ولی کلیت مطلبتونو قبول دارم.

    جواب به این نظر

  23. س.س.ن ۱۳۸۸-۰۶-۱۰، ۲:۵۹ ب.ظ

    بگذار پرداختنت به عیب های خودت ، تو را از دیدن عیب های دیگران مصون بدارد

    واسه هر کسی یه راهی وجود داره
    یاد بگیریم به اعتقادات هم احترام بذاریم و همدیگه رو به باد سخره نگیریم

    این طوری دنیا قشنگ تر میشه، نه؟؟

    جواب به این نظر

  24. مریم ۱۳۸۸-۰۶-۱۰، ۳:۵۰ ب.ظ

    واقعا حرف دل منو زدی. منم مدت هاست می خوام یه پستی رو بزنم اما می ترسم. خیلی اوضاع بد شده و انگار قرار هم نیست درست شه. اینقدر که به قضاوت هم نشستیم عوض اینکه کاری کنیم برای این وضعیتی که توش گیر کردیم :(

    جواب به این نظر

    شفق Reply:

    منم موافقم. عده ای اینقدر عصبی هستند که مطالب رو نخونده نظر میدن و تهمت میزنن و توهین می کنند.

    جواب به این نظر

  25. وحید ۱۳۸۸-۰۶-۱۱، ۹:۰۵ ق.ظ

    دوست عزیز استدلال شما مثل این میمونه که به فلسطینی ها بگی شرایط حاضر رو بپذیرید. بلاخرا اسرائیل قدرت غالب هست و زندگیتون دستشه پس باهاش در نیفتید و در صلح و آرامش با هم زندگی کنید. اینا با تقلب گسترده قدرتو دزدیدن و به جان و مال و ناموس ما تعرض کردن. حالا بشینیم با هم هندونه بخوریم؟

    جواب به این نظر

  26. soha ۱۳۸۸-۰۶-۱۵، ۱:۱۳ ب.ظ

    من اصلابا این انقلاب مثلا اسلامی مخالف بودم اگردر ان دوران به دنیا امده بودم وحق رای داشتم حتما جز اون دو درصد” نه” بودم اخه این چه انقلا بیه که هرچی بیشتر از عمرش می گذره بیشتر تو کثافت فرو می ره اشخاص بزرگی مثل ایت…بروجردی وخوئی این روزها رو می دیدند که مخالف انقلاب بودند .شاه باتمام کثافت کاریهاش شرف داشت به حکومت الان حداقلش این بود که رو بازی می کرد ولی این ها چی با اسم اسلام ببین چه …هایی که نمیخورند؟حرف های زیادی بری گفتن دارم ولی حیف که دراین مجال نگنجد ولی بدونید که انقلاب ما از ریشه غلط بوده همانطور که انقلاب های بعدی هم غلط خواهد بودمگر…مگر خود وجود عزیزش دستی بر سرمان بکشد یاحق

    جواب به این نظر

  27. ناشناس ۱۳۸۸-۰۶-۲۰، ۹:۴۹ ق.ظ

    سعید دو سال بود که دیگر پدر نداشت.اگرچه آن وقت هم پدرش نمی توانست خیلی پابه پای دخترش تکاپو و هیاهو داشته باشد.

    جنگ از پدر سعیده جسمی بیمار به یادگار گذاشته بود که فقط “بود”

    هرچه بود پدرش بود و کوله باری از خاطرات و خطرات جنگ

    خاطراتی از ۸ سال دفاع از ناوس ملت ایران و امید از اینکه ناموس اش را بعد از او پاس خواهیم داشت.سعیده دو سال پیش پدرش را از دست داد.

    آثار به جای مانده از سلاح های شیمیایی دیگر توانی برای ماندن در او نگذاشته بود و او باید می رفت و همسر و دختر نوجوانش را که یادگار سالهای جنگ و امام بود به ما می‌سپرد…ما چه کردیم؟!

    دیروز مراسم ختم سعیده بود.مراسم ختم که نه!مادرش بود و چند نفر از اعضای خانواده و مهندس میر حسین موسوی و البته فضایی از غم و اندوه و بهت و حیرت

    سعیده برای همراهی با جنبش سبز فقط به پشت بام خانه‌اش می رفت نه برانداز بود و نه مخملی فقط الله اکبر می‌گفت

    تا اینکه شبی آمدند سه زن و دو مرد بودند او را بردند، برای همیشه!

    امانتدارش که دلبندش را برده بودند به همه‌جا متوسل شد تا یادگار همسر شهیدش را باز یابد اما هرچه تلاش می‌کرد کمتر به نتیجه می‌رسید، تا اینکه به درگاه یکی از اعضای نزدیک به رییس دولت متوسل شد و او هم راهنماییش کرد تا به پشت سردخانه‌ای صنعتی رسید.

    آری سعیده‌اش را درآغوش گرفت اما چه سیاه و چه سرد

    چرا دیگر از آن نشاط و شور نوجوانی اثری نبود؟!

    دیروز همه گریستند

    جواب به این نظر

نظر شما