۱۳۸۸-۰۶-۱۸
شب قدر
* میگم من عاشق این ملت هستم. وقتی میبینی توی شبهای قدر، مسجد پر از دخترائیه که خیلی پدر و مادرها فکر می کنن، اینا دین و ایمون ندارن و یا باید دید که چطور این پسرها با قیافه هایی که تو ژانر معمولی سوسول محسوب میشن، قرآن به سر می کنن و اشک میریزن، یا باید دید چطور خانواده هایی که فکر می کنی، اصلا اهل مسجد و مذهب نیستن، توی صفهای جلوییت نشستن. هرچند که بارها به من ثابت شده که نباید از روی ظواهر زندگی، آدمها رو قضاوت کنم، ولی فکر میکنم بازم همه مون اینطوری اشتباه می کنیم.
* راستش به نظر من مسجد یکی از پر مخاطب ترین و تاثیرگذارترین رسانه ها توی ایران هست. هرکس که توی تحلیلهاش اینو نادیده بگیره، به طور حتم، بخش اعظمی از جامعه رو نادیده گرفته. برعکسش هم درسته.
* آخیییی… یاد مراسم شبهای قدر کوی دانشگاه تهران به خیر. معمولا دسته جمعی با بچه های خوابگاه میرفتیم کوی پسران و چقدر سر سخنرانی و کلا حرکات آقای امجد می خندیدیم:) اصلا شب زنده داری تو مسجد کوی دانشگاه کجا و جاهای دیگه کجا. نمیدونم کدوماتون تجربه اش رو دارید؟:)
* ناامید نباش. این پست من برای شب قدر ۲ سال پیش هست که خیلی دوستش دارم. بیشتر به خاطر ترانه ای که توی متن هست.


زهرا Reply:
شهریور ۱۸م, ۱۳۸۸ at ۹:۵۶ ب.ظ
ای وااای نمیدونستم :|
جواب به این نظر
سید محمد حسین Reply:
شهریور ۱۹م, ۱۳۸۸ at ۳:۰۹ ق.ظ
این رو ببین
http://ostadamjad.blogfa.com/post-184.aspx
جواب به این نظر