عشق بر فراز بام تهران

+

۶۱ نظر

  1. rohollah ۱۳۸۸-۰۶-۱۴، ۳:۰۷ ب.ظ

    اااااااااهههههه
    زهرا خانمم اون بالا چیکار میکنین؟
    نکنه به خاطر دوری از گشت ارشاده!

    جواب به این نظر

    زهرا Reply:

    واا!! بابا این من نیستم :))

    جواب به این نظر

    default Reply:

    خوب تو اون یکیشونی زهرا جان!!!!!

    جواب به این نظر

    rohollah Reply:

    من یکی که از اول می دونستم
    فقط مرض داشتم، می خواستم به بچه ها تلقین کنم!!!
    این دختره از پسره هم قد بلندتره
    اما طبق اعترافات قبلی شما، شما از قد کوتاه تا متوسط در برخی ساعات
    روز همراه با رگبار و رعد برق و طوفان پراکنده پیش بینی می شود….!!!
    (اینا اثرات روزه گرفتنه، اینکه آدم نمیدونه چی داره می تایپه)

    جواب به این نظر

  2. rohollah ۱۳۸۸-۰۶-۱۴، ۳:۰۸ ب.ظ

    راستی فکر میکنم این کامنت هاتون تائیدی باشه بهتره
    در پست قبل چند تایی هستند که باید بازبینی بشوند…

    جواب به این نظر

  3. محمد ۱۳۸۸-۰۶-۱۴، ۳:۰۸ ب.ظ

    چه عنوان دلپذیری؛ همیشه عشق بر فراز باد

    جواب به این نظر

  4. شایان ۱۳۸۸-۰۶-۱۴، ۳:۴۹ ب.ظ

    خیلی جالب بود

    جواب به این نظر

  5. داود مظفری ۱۳۸۸-۰۶-۱۴، ۴:۰۴ ب.ظ

    اچ بی جانززز ، رفتی اون بالا ، شکست عشقی خوردی ،از همونجا خودتو پرت کنی ؟ :))))))

    جواب به این نظر

    زهرا Reply:

    ای بابا میگم من نیستم! مگه نمیبینین؟ فلیکر یکی دیگه است بابا :D

    جواب به این نظر

  6. حسین ۱۳۸۸-۰۶-۱۴، ۴:۰۸ ب.ظ

    عشق برفراز بام کله زهرااچ‌پی ههههههههههههههههههههههههههههههههههههه
    بخندین……………………..

    جواب به این نظر

  7. دوست تو ۱۳۸۸-۰۶-۱۴، ۴:۱۱ ب.ظ

    سلام زهرا خانم من دوست صمیمی شما هستم تو طراحی و کنترل سایت واقعا آماتور هستی دلم برات میسوزه جدی می گم ؟؟؟؟؟؟چون افراد کامنت های میزارن بسیار بد و در دید عموم قرار می گیره می خوای یوزر و پسوردت و بده من برات کنترل کنم تا بعد از تایید شما نشون داده بشن عزیز دلم
    خواستی همین جا یه ندایی بده من آیدی برات بزارم جدی کجا درس خوندی هم برای خودت هم اساتیدت هم رشته ات متاسفم

    جواب به این نظر

    مهدی Reply:

    چرا بعضیا فکر میکنن مردم اینقدر احمق هستن که بیان یوزر پسوردشون رو بدن به بقیه.

    جوحه جان یکم خلاقیت هم بد چیزی نیست این جور هک ها مال عهد دقیانوسه

    جواب به این نظر

    ناشناس Reply:

    مهدی جون تو خیلی احمق هستی چون هیچکس مثل تو فکر نمی کنن

    جواب به این نظر

  8. دوست تو ۱۳۸۸-۰۶-۱۴، ۴:۱۳ ب.ظ

    خوش به حال اون که بغلت نشسته حال می کنه

    جواب به این نظر

    زهرا Reply:

    بابااااااااا اینی که تو عکسه من نیستم این سومین بار :!!دی

    جواب به این نظر

    ناشناس Reply:

    این جواب عالی است تو غلط کردی ….

    جواب به این نظر

  9. لاله ۱۳۸۸-۰۶-۱۴، ۴:۳۰ ب.ظ

    زهرا جون چرا سایدبار این پوسته را پاک کردی چرا به دیگران احترام نمی زاری می دونی این کارت دزدیه دس بردار مودب باش و اسم طراح پوسته را بزار گفته باشم

    جواب به این نظر

    ناشناس Reply:

    بابا کسی براش پاک کرده خودش که نمی تونه حالا کلی باید تملق این وآنه بکشه پوسته اصلی را سوار کنه ول کن بیچاره را تو هم گیر دادی اگه این بدبخت چیزی بارش بود یه پوسته طراحی می کرد

    جواب به این نظر

  10. گلشن ۱۳۸۸-۰۶-۱۴، ۴:۳۱ ب.ظ

    عالی بود

    جواب به این نظر

  11. پدرام ۱۳۸۸-۰۶-۱۴، ۴:۵۷ ب.ظ

    تقدیم به عکاس با ذوقش :
    « مبهوت آن همت هنر احساس , نیرو
    رسام بود و حاصل اندیشه او
    بیرون ازین هنگامه های رنگ و تصویر
    پیوند تار و پود جان ها پیشه او
    دنبال این صیاد دلها
    همراه آهو
    ما
    با زبان بی زبانی
    آفرین گو »
    « فریدون مشیری »

    جواب به این نظر

  12. مهناز ۱۳۸۸-۰۶-۱۴، ۶:۱۱ ب.ظ

    از همان روز اولی که پایم به دفتر باز شد، گوشی دستم آمد. همان روز که مثل آدم آهنی سر جایم ایستاده بودم و نمی‌دانستم با دست‌هایم چه کار کنم؛ که آمدی و خب، آن‌ها حساب‌هایی بودند که باید بررسی می‌کردم؛ و شک نداشتم هر کسی را راهنمایی نمی‌کنی. و یک روز دیگر بود که توی خیابان علف زیر پایم سبز شده بود و سر و کله‌ی تو با ماشین ماتیزت پیدا شد و با کمال خوشحالی سوارم کردی تا سر خیابان؛ و بقیه‌ی راه را شرمنده مسیرت نمی‌خورد؛ و من می‌دانستم این کارت به خاطر حفظ شأن و احترام خودم بوده؛ و چه‌قدر آن روز از فهمیدگی‌ات کیف کردم. و حتا روز ولنتاین هم یادم هست که ساعت یک از شرکت رفتی و پنج برگشتی؛ و حتماً کار داشتی نه قرار؛ و چه روز خوبی بود، چون قطعاً برگشته بودی که مرا ببینی. و چه خوب بود داد زدن‌هایت وقتی تمام محاسباتم اشتباه بود و معلوم نبود برای چه حقوق می‌گیرم؛ و می‌دانستم داد و فریادهایت هم از روی علاقه‌ات به پیشرفت من است. من هم کم نمی‌گذاشتم البته؛ مانتوی گشاد می‌پوشیدم و آرایش نمی‌کردم که حواست پرتِ زیبایی من نشود.

    و آن شنبه‌ای هم که بچه‌های دفتر را جمع کردی تا بگویی آقا داماد شده‌ای؛ چه‌قدر بزرگوار بودی، به نظرت من آن‌قدرخوب و دست‌نیافتنی بودم که نمی‌خواستی زندگی‌ام را خراب کنی.

    و شب عروسی‌ات، که چه‌قدر در تمام طول مجلس حواست پی من بود؛ و البته چه‌قدر خوب که تشریف آورده بودم به عروسی شما؛ و آخر سر که سوار ماشین می‌شدید که بادا بادا مبارک بادا؛ لابد داشتم گریه می‌کردم؛ اما چون نمی‌خواستم هوایی بشوی، رویم را برگرداندم.

    جواب به این نظر

    زهرا Reply:

    فکر میکنم این کامنت رو اشتباه اینجا گذاشتید :!)

    جواب به این نظر

    ناشناس Reply:

    پس غلط کردی پاکش نمی کنی بیشتر این کامنت ها را خودت می زاری خر

    جواب به این نظر

    مهناز Reply:

    سلام
    ۱٫در جواب زهرا جان:
    نه عزیزم چون یه جورایی به عشق (با یه نگاه متفاوت )مربوط میشه.
    ۲٫در جواب به اون دو احمق بی شعور:
    فکر نمیکنید به شما ربطی نداشته باشه.
    اگه (مردید) شما هم یه وبلاگ بسازید یک صدم این خواننده داشته باشه

    جواب به این نظر

  13. خانم ۱۳۸۸-۰۶-۱۴، ۶:۱۶ ب.ظ

    با این که بر فراز شهرند و لی زیاد خوشحال به نظر نمی آیند

    جواب به این نظر

  14. گلشن ۱۳۸۸-۰۶-۱۴، ۶:۲۲ ب.ظ

    می بوسمت قشنگی کامنت های بذد پاک می کنی ولی عالی بود را میزاری

    جواب به این نظر

  15. جواد ۱۳۸۸-۰۶-۱۴، ۶:۲۴ ب.ظ

    چرا این پست میزاری که شما را خانمم صدا می کنه باهاش حال می کنی ولی پست مای بدبخت ورمیداری
    “اااااااااهههههه
    زهرا خانمم اون بالا چیکار میکنین؟
    نکنه به خاطر دوری از گشت ارشاده!”

    جواب به این نظر

    rohollah Reply:

    ببین جوات جون
    منظورم همون زهرا خانم بود، اشتباهی تایپ شده خانمم
    این رو از ساختار جمله و افعال اون میشه تشخیص داد

    جواب به این نظر

    lalae Reply:

    شده سخت نگیرین خانمه خودش کلی خوش به حالش شد کیف کرد

    جواب به این نظر

  16. default ۱۳۸۸-۰۶-۱۴، ۶:۵۸ ب.ظ

    حالابگذریم زهرا جون
    خودت که هیچی
    اونی که کنارت نشسته کیه!!!!

    جواب به این نظر

  17. افشین ۱۳۸۸-۰۶-۱۴، ۷:۱۹ ب.ظ

    با نوشتاری جدید به روز شد.

    جواب به این نظر

  18. man ۱۳۸۸-۰۶-۱۴، ۷:۲۴ ب.ظ

    بابا زهرا دختر نیست بیچاره ها

    زهرا اسم مستعار است

    و نویسنده بلاگ یه پسره

    هی می گین می بوسمت و فلان حال می کنین هشدار؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    جواب به این نظر

  19. زهرا ۱۳۸۸-۰۶-۱۴، ۷:۵۲ ب.ظ

    ها ها:!))))
    چه همه اصرار دارن بگن این دختره منم !!دی

    یاد اون حکایت مولانا افتادم که شاگردها میخواستن کلاسو تعطیل کنن هی به استاده میگفتن رنگت پریده و اینها

    فرقش اینه که اونجا استاده باورش شد، من باورم نمیشه چون مطمئنم !! :دی

    جواب به این نظر

    پارسا Reply:

    یعنی منظورتون اینه که اونجا جوری از خود بی خود شده بودید که الان باورش واستون مشکله که اونم شما هستید؟ :دی

    جواب به این نظر

  20. دوست تو ۱۳۸۸-۰۶-۱۴، ۱۰:۱۱ ب.ظ

    مهدی گفته : “مهدی Reply:
    شهریور ۱۴م, ۱۳۸۸ at ۸:۰۸ ب.ظ

    چرا بعضیا فکر میکنن مردم اینقدر احمق هستن که بیان یوزر پسوردشون رو بدن به بقیه.

    جوحه جان یکم خلاقیت هم بد چیزی نیست این جور هک ها مال عهد دقیانوسه”

    احمق ترین فرد دنیا همین مهدی خودمونه بدبخت بیچاره تو دیگه کدوم خر هستی من هدفم کمک به این وبلاگ نویس هست که اشتباهاتی داره باید برطرف بشه جون خودت من همین وبلاگ و خیلی مثل اینه به راحتی می تونم هک کنم ولی من یه انسانم و دم از انسانیت می زنم من الان نگرانم که این دوست وبلاگ نویس من به اشتباه کامنت ها را آزاد کرده تا هر بالانسبت خری برای خودش یه چیزهای بنویسه . اگر تو اینقدر احمقی این به خودت مربوطه . من بازهم تاکید می کنم شیوه کامنت گذاری دوست وبلاگ نویس من زهرا غلط است ببین زهرا خانم کامنت ها باید اول به رویت شما برسند و شما باید اون ها را بررسی کنی و هرکدوم که صلاح بدونی پخش کنی اگه این جوری باشه هرکسی میاد و هر غلطی می کنه مثل همین مهدی خودمون من باز هم پیشنهاد می کنم هر چه سریعتر این شیوه را حذف کنید و مدیریت بیشتری روی وبلاگ خود داشته باشید .بدرود انسانم آرزوست

    جواب به این نظر

    rohollah Reply:

    ببین دوست تو!
    این زهرا خانمی که تو غلط هاش رو میگیری
    خودش ختم کامپیوتر و نت و شبکه و این حرفاست
    تو رو می بره تو ebay حراجت میکنه و می فروشه طوری که خودت
    از قیمت خودت خبردار نشی
    اگه میتونی هک کنی ، اینکار رو بکن ، ایرادات را برطرف کن سپس
    پسوردش رو بهش برگردون…
    بقیه هی هیچی نمیگن فکر کردی ختم روزگاری… چند روزه کار با
    کامپیوتر رو یاد گرفتی؟… همین الانم یه سیستم فیلتر هوشمند روی
    وب زهرا خانم نصبه که در هر کامنت اسمش رو بنویسی اون رو نگه میداره
    تا به صورت دستی تائید بشه
    برو این دام بر مرغ دگر نه….. که عنقا را بلند است آشیانه

    جواب به این نظر

    پارسا Reply:

    حالا شما هم خیلی تحریکش نکن!

    جواب به این نظر

    ناشناس Reply:

    اینای که تو نوشتی شعار هست اگه زهراخانوم الفبای کامپیوتر رابلده یه تم طراحی میکنه و تم مردم نمی دزده و زیرش و پاک کنه چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است در ضمن کامنت ها را ببینید و بعد متوجه می شید خانوم زهرا از کامپیوتر هیچ اطلاعی نداره اگه هم خونده خاله زنک بازی خونده کاری که تو در بالا سفارش کردی کار ما انسانها نیست هک را ما قبول نداریم مولانا می فرماید هر که او آگاه تر رخ زرد تر
    زیاد به هم نپرین بیایید انسان بودن را تمرین کنیم شما کل این وب را مطالعه کنید ببینید چی داره ؟ این همه جماعت هی میان و بحث می کنن من برای همه افراد تاسف می خورم می تونید بهتر باشید دست بردارید زهرا هم می تونه کلاس بره یا دست به جیب بشه یه طراح مشکلاتشو حل کنه اگه بخواد

    جواب به این نظر

    مهدی Reply:

    ۱- یه معلمی داشتم که میگفت تو آمریکا اگه به شما ۲۰۰۰ دلار حقوق بدن اندازه ۴۰۰۰ دلار ازت کار میکشن.
    زرب المثل ایرانی میگه هیچ گربه ای محض رضای خدا موش نمیگیره. حالا شما چی گیرت میاد.
    ۲- بابا یعنی آدم اینقدر بیسواده که نمیتونه خودش رو کامت هاش کنترل بزاده؟؟؟؟؟!!!!
    ۳-این بابا نویسنده وبلاگ کلی سال هست وبلاگ مینویسه تا الان نمیفهمیده که کامنت هاش چطور میان؟؟؟ جالبه میگه دوستم به اشتباه کامنت هاشو ازاد گداشته. خندیدم.بابا طرف ۱۶ ساله نیس.
    ۴- احمق اون کسیه که بخواهد یوزر پسوردشو تو وب بده به یه نفر
    ۵- بعضی اوقات خندم میگیره که چرا بعضیا فکر میکنن بقیه هم مثل خودشون تازه کامپیوتر خریدن و هیچی نمیدونن. یا مثل بعضیا که از احمقانه ترین روش ها واسه پیده کردن دوست دختر استفاده میکنن. باور کن اون کارمنده لاغره که واست ایمیل داده بود از این بهتره :))
    ۶- این بابایی که اومده واسه کل کامنت ها جواب چرت گذاشته مشکوک میزنه.احیانن نمیشناسین شما؟؟؟؟!!!!!

    جواب به این نظر

    لاله Reply:

    من به مدیر سایت پیشنهاد می دهم کامنت ها را کنترل کند هر چه سریعتر بهتر

    جواب به این نظر

  21. h-kia ۱۳۸۸-۰۶-۱۵، ۱۲:۲۰ ق.ظ

    اینایی که میان اینجا چرت و پرت بلغور می کنن عجب خودشونو شکنجه می کنن . خب نیاین اینجا رو بخونین . که بعدش از عصبانیت ندونین چی می نویسین. یه وقت از زور عصبانیت خودتونو پرت نکنین !

    جواب به این نظر

    ناشناس Reply:

    خوب یکیش خودتی دی شما توهین می کنی یعنی اینجا جای چرت و پرته

    جواب به این نظر

  22. ناشناس ۱۳۸۸-۰۶-۱۵، ۱۲:۲۶ ق.ظ

    بک گراندشو حتما نداری دی

    جواب به این نظر

    ناشناس Reply:

    دختر با حالی است

    جواب به این نظر

  23. مستانه ۱۳۸۸-۰۶-۱۵، ۵:۳۶ ق.ظ

    عکس که خیلی قشنگ بود. ولی کامنتاش چرا اینجوری بود. من به جای شما اعصابم خورد شد. در ضمن ترکیب “بر فراز بام تهران” یه جوریه. به نظرم ترکیب درستی نیست.

    جواب به این نظر

  24. fafa ۱۳۸۸-۰۶-۱۵، ۸:۲۰ ق.ظ

    چه عکس بامزه ایی و چقدر در قید و بند که فاصله شرعی کاملا حفظ شده….

    جواب به این نظر

  25. anahita ۱۳۸۸-۰۶-۱۵، ۱۱:۵۶ ق.ظ

    ishalla hamishe in hes hamraheshoon bashe bar faraze har bami

    جواب به این نظر

  26. حامد ۱۳۸۸-۰۶-۱۵، ۲:۱۳ ب.ظ

    حالا گذشته از تمام مطالب قبلی که نخوندم و این عکس یه نکته برام جالبه :
    چقد اینجا اسپم زیاد شده. بیشتر از اینکه نظر بدم اسپم میدن! Akismet لازمه اینجا!!!

    جواب به این نظر

  27. سپیده ۱۳۸۸-۰۶-۱۶، ۱:۴۷ ق.ظ

    عجب عکس رومانتیکی بود….دستت درست مادر

    جواب به این نظر

    سیمین Reply:

    سپیده جون دستت درد نکند که برای زهرا خانون کلمه مادرو به کار بردی

    جواب به این نظر

  28. میثم ۱۳۸۸-۰۶-۱۶، ۱۲:۲۵ ب.ظ

    من این دو تا رو میشناسم خواهر و بردارن (:

    جواب به این نظر

  29. داستانک ۱۳۸۸-۰۶-۱۶، ۱:۰۴ ب.ظ

    غمگینن چرا ..!!؟

    جواب به این نظر

  30. افسانه ۱۳۸۸-۰۶-۱۶، ۱۰:۳۱ ب.ظ

    جناب سعید(همون دو جنسه سابق) خیلی با حالی ولی اینجا وقتتو تلف نکن ضایع میشی

    جواب به این نظر

  31. mahdi ۱۳۸۸-۰۶-۱۷، ۳:۰۱ ق.ظ

    من اولین باری که وبلاگتو خوندم حدود ۷ سال پیش بود . حدود یک سالی می خوندم بعدش نخوندم تا دو سه ماه پیش که فهمیدم فید اختراع شده و این حرفها! ادبیاتت عوض نشده همونطور ساده و صمیمی ولی خودسانسوری مشکل وحشتناکیه نمی دونم شما چطوری باهاش کنار میاین ولی اتفاقی که جدیدا افتاده این وضعیت کامنت گذاریه! خیلی افتضاح شده. انگار سر چهار راه با یه لباس آنچنانی ایستاده باشی و هرکی رد میشه یه متلکی میندازه. خدا وکیلی خیلی تحمل می خواد!
    یک پیشنهاد جدی …

    جواب به این نظر

  32. حکمت ۱۳۸۸-۰۶-۱۷، ۱۱:۱۰ ب.ظ

    حالا راستشو بگو رفتی بودی اونجا چی کار؟

    جواب به این نظر

  33. mEhdi ۱۳۸۸-۰۶-۱۸، ۲:۲۲ ق.ظ

    حالا چرا عشق بر فراز بام؟؟!؟
    عشق که نیاز به جایی رفتن نداره که آدم بخواد خودش رو از چشم بقیه پنهون کنه…

    واالله هر نر و ماده ای رو با هم میبینین میگین عشق؟
    خوبه وا الله!!!

    شما دیگه چرا زهرا خانوم؟!
    بعید بود از شما :(

    جواب به این نظر

  34. سینا ۱۳۸۸-۰۶-۱۸، ۲:۱۷ ب.ظ

    خدا رحم کنه که زلزله نیاد زلزله چیه با یه بادم رو زمین می افتن چه کار خطرناکی من که جراتشو ندارم البتتتتتتتتتهچهه دخترررررررررررربا جراتتتتتتی

    جواب به این نظر

  35. حمیدرضا ۱۳۸۸-۰۶-۲۷، ۱۱:۳۶ ب.ظ

    چه این کامنتا باحالن کلی سرگرم شدیم!

    جواب به این نظر

    حمیدرضا Reply:

    عجب سیستمی آدم خودش به خودش جواب میده!

    جواب به این نظر

    حمیدرضا Reply:

    هه هه هه!

    جواب به این نظر

  36. خوشرو ۱۳۸۸-۰۸-۲۷، ۱۰:۴۶ ب.ظ

    سلام
    دمت گرم عجب جای رفتی ها ایول

    زهرا جان از من گوش کن آدم عاشق هر کاری بکنه و هرجا که بره هیچ عیبی نداره

    دنیا را با زیبایی و عشق بگذران

    راستی اینجا کجاس ناقلا

    خورده از ما نگیر از نوشته های هنرمندان بالا فهمیدم اهل دلی گفتم یک خسته نباشید بهت بگم

    موفق باشی

    khoshro

    جواب به این نظر

نظر شما