آیا برای خوشبخت شدن به کسی نیاز داریم؟

* یه خواننده دقیقی ایمیل زده بود که پیام این پست “چون میگذرد غمی نیست“، با این پست “یک راز بزرگ” در تضاده!:) من قبلا نوشته بودم که واقعا اعتقاد به این جمله دارم که “آدم برای خوشبخت شدن به کسی نیازی نداره” در حالیکه از پست قبلی عکس این برداشت میشه. راستش من هنوزم سر حرفم هستم، هرچند که خوب در عمل ماها انسانیم و همش دنبال تکیه گاه میگردیم به خصوص زمانهایی که به اصطلاح توی زندگیمون کم آوردیم و تنها هستیم تو اینجور مواقع واقعا دلمون میخواد کسی باشه که دلداریمون بده و یا برعکس زمانهایی که خیلی توی زندگیمون شاد هستیم بازهم دلمون میخواد کسی باشه که اینهمه شادی رو باهاش تقسیم کنیم. خوب هرکس اینو انکار کنه به نظرم داره دروغ میگه:)

توی همون پست هم یه نفر به اسم ژوبین، کامنت جالبی نوشته:

باید فکر کرد و بعد در مورد این راز تصمیم گرفت: ببین زهرا، یک چوب خشک قطور که قبلا یک درخت بوده رو تصور کن. نیرو داره، محکمه، ولی زیبایی و شادابی و پویایی و رشد نداره. حالا یک نیلوفر رونده رو تصور کن، شادابه، زیبایی داره، و پویایی و رشد داره ولی استحکام و ثبات نداره. می دونی گل من فکرش رو بکن اگه این نیلوفر دور اون چوب خشک بپیچه هم می تونه ضمن احساس استحکام تا اونجایی که دلش می خواهد بالا بره و اون چوب خشک هم زیبایی و سبزی رو حس می کنه، هر دو خوشبخت می شوند. نتیجه:
تو برای خوشبخت شدن حداقل به یک نفر نیازی داری. فقط دیدگاهت رو باید تغییر بدی. دنبال سبزترین تکیه گاه نباش، محکمترین رو انتخاب کن.

* راستش من اصلا مخالف کامنت ژوبین نیستم، یک همسر خوب بدون شک میتونه، مکمل خوبی برای خوب زندگی کردن و خوشبخت بودن باشه، اما میگم اون پیچک سبز و یا اون همسر مهربان ممکنه ما رو از یکسری چالش ها نجات بده، اما در ادامه این خودمون هستیم که باید زندگیمون رو نجات بدیم. اون همسر مهربان و یا اون پیچک میتونه موقتا ما رو از یکسری از مشکلات نجات بده، اما در ادامه زندگی اگه همش تکیه مون فقط به اون باشه و انتظار داشته باشیم ما رو نجات بده، نه تنها اونو خسته اش می کنیم به طوریکه از شادابی اونم کم میشه، که خودمونم تبدیل به یک آدم ضعیفی میشیم که برای کوچکترین مشکلاتمون مدام نیازمند و وابسته کسی دیگه هستیم.

* کمااینکه من در حالت کلی یه نظر دیگه دارم: اگه ما ازدواج کنیم به این هدف که کسی ما رو نجات بده از مشکلاتی که درش هستیم، اصلا ازدواج غلطیه:) ما ازدواج نمی کنیم برای اینکه شخصی مشکلات سابق ما رو حل کنه! منظورم اینه که اگه هدفمون از ازدواج این باشه مطمئنا ازدواج خوبی نمی کنیم چون ممکنه همسرتون اصلا قصدش از ازدواج این نباشه و یا اینکه توانائی اینو نداشته باشه که مشکلات شما رو حل کنه، در اون صورت حتما از اون ازدواج سرخورده میشید.
به نظر من هدف از ازدواج اینه که ۲ طرف احساس میکنن دیگه واقعا نمیتونن بدون هم و یا دور از هم زندگی کنن، و این نباید وابسته به مشکلاتی که دارن باشه، چون مشکلات موقتیه و حل شدنی هستن این وابستگی اگه مختص به این چیزهایی موقتی باشه، ممکنه زود از بین بره. نمیدونم من اشتباه میکنم یا نه، میگم همسر آدم کسی نیست که وظیفه اش این باشه که همه مشکلات آدم رو حل کنه، بلکه اون کسی که آمادگی ازدواج رو در خودش میبینه، کسی هست که این توانایی رو در خودش میبینه، که به کسی مشورت بده و تا جائی که میتونه حتی سعی کنه مشکلات طرف مقابلش رو هم حل کنه.

* من بازم حرف خودم رو تکرار میکنم آدم برای خوشبخت شدن به کسی نیازی نداره. ممکنه افرادی موقتا در زمانهایی از زندگی از اینکه در کنارمون هستن احساس خوشبختی بیشتر به ما بدن، یا مشوق ما باشن، اما خوشبخت بودن و خوشبخت زندگی کردن احساسیه که خودمون باید بهش برسیم، تا زمانی که به این حس نرسیدیم هرچقدرم که همسر بینظیری داشته باشیم کمکی بهمون نمی کنه… چون به هر حال اونم انسانه دیگه، اونم برای خودش نیازهایی داره، یه آدم مگه چقدر میتونه انرژی یکطرفه صرف شخصی کنه که فکرش غلطه؟:)

* همینکه این احساس در شخصی باشه که با خودش بگه من میتونم کسی رو خوشبخت کنم، خودش یک نوع خوشبختی برای خودش هست.

۲۶ نظر

  1. زهرا ۱۳۸۸-۰۶-۲۶، ۱۱:۰۵ ق.ظ

    پدرام ممکنه با افراد مختلف انتخاب کنی و خوشبخت باشی. اما آیا میتونی مداومش کنی؟ درباره دوامش چی؟
    آیا خوشبختی فقط اول زندگی هاست؟
    ضمن اینکه دقیقا همون پاراگراف داره جمله اول رو تائید میکنه یعنی استقلال نسبی زن و مرد

  2. فرزاد ۱۳۸۸-۰۶-۲۶، ۱۱:۱۵ ق.ظ

    زهرا، این حرفی که میگی آدم برای خوشبخت شدن خودش نیاز به دیگران نداره، در مورد همه صادق نیست! من آدم های خیلی زیادی رو میشناسم که خوشبختی خودشون رو تو خوشبختی دیگران می بینن. نمیدونم نظر تو چی باشه، ولی من به شخصه اگه ببرنم جایی که مردم دور و برم همه تو بربختی و فلاکت باشن و من اون وسط خوشبخت باشم، یا به طور کلی تر، فقط تلاش کنم که خودم خوشبخت باشم، اصلا احساس خوشبختی بهم دست نمیده و تازه ممکنه احساس خودخواه بودن بهم دست بده…

    ارزو Reply:

    بله واقعا همین طوره

  3. reza ۱۳۸۸-۰۶-۲۶، ۱۱:۴۴ ق.ظ

    I just read this … you might find it relevant

    http://www.huffingtonpost.com/2009/09/15/wook-kundor-age-107-seeks_n_287633.html

    even a 107 years old need another person in her life to feel PEACE

  4. کیمیا ۱۳۸۸-۰۶-۲۶، ۱۱:۴۸ ق.ظ

    سلام

    گاهی اوقات انقدر
    به روزکردناتون برام عجیبه
    و نظرات وبلاگتون خصوصا تعدادش عجیبتر
    که به سرم زده و می‌زنه
    یه پست راجع به وبلاگ زهرا و طرفداران احتمالیش بنویسم
    اما هنوز موفق نشدم
    شایدم اجازه ندادم که موفق بشم :)

    موفق باشین
    یاعلی

  5. BF ۱۳۸۸-۰۶-۲۶، ۱:۳۵ ب.ظ

    آبجی شوما نیاز به دوست پسر دارین میخواین براتون پیدا کنم ؟ راستیتش خودم پسر خوبی هستم ولی تا شما چی باشین اول بگم من از دختر های مغرور و یک دنده خوشم نمیاد

  6. گوجه سبز ۱۳۸۸-۰۶-۲۶، ۵:۳۲ ب.ظ

    این دختر ها هم چه موجودات پیچیده ای هستند.

    خوب بنده خدا شوهر می خواهی خوب بگو , چرا اینقدر می پیچونی قضیه رو. خوشبختی و این حرفها هم همش کشکه!
    ازدواج فقط یک جور سهمیه بندی جنسی است که طبق یک قراردادی دو نفر تصمیم می گیرند برای رعایت این سهمیه بندی با هم باشند! یکسری مراسمات بی معنی هم برگزار می شود که اون هم برای چشم و هم چشمی هستش.
    اولش هم باحاله کلا اما بعد از چند سال که گذشت همه چیز تکراری میشه.

    متاسفانه چون قد جنابعالی کوتاه است , یعنی خیلی کوتاه تر از بنده اما تو استاندارد خانومهای ایرانی معمولی است :) کمکی از دست بنده بر نمی یاد اما این کامنت نویس بالایی انگار دستش تو کاره , بگو واسط یک دوست پسر پیدا کنه حالا اگر دیدین با هم حال می کنین و مثل همون تیکه چوب و پیچک دورش هستین خوب بعدش هم می شه قرارداد را دایمی کرد. زیاد هم به مخت فشار نیار راجع به خوشبختی و این حرفها برو حالتو بکن اما اسراف نکن.

  7. چای نبات ۱۳۸۸-۰۶-۲۶، ۶:۴۷ ب.ظ

    سلام

    هلال ماه مبارک رمضان آرام آرام دارد نازک و نازک تر می شود تا برسد به شوال.
    قرار است به بهانه فطر به رمضان برگردیم. درباره فراق و دل تنگی آنچه رفت، درباره شیرینی عید و مزه ای که زیر زبان مانده از ضیافت و به مناسبت عید دوست داشتنی و همیشه خاطره انگیز فطر بنویسیم.
    و شما دعوت شده اید به پنجمین مراسم هیئت وبلاگی سبو با عنوان “فطرانه”

    منتظرت هستیم

  8. مسافر ۱۳۸۸-۰۶-۲۷، ۱۲:۵۹ ق.ظ

    سلام.

    به نظرم وجود یک شخص دیگر برای خوشبختی نه شرط کافیه و نه لازم. این هم خیلی بدیهیه. چه بسیار زوج هایی که احساس خوشبیختی ندارند و چه بسیار ادمهای تنهایی (به معنای فوق) که احساس خوشبختی میکنن (البته معمولا افرادی که احساس خوشبختی دارن نیازی ندارن اونو جار بزنن ولی شاید خیلی از افرادی که واقعا خوشبخت نیستن بیان بگن ما خوشبختیم).

    اما به نظرم شرط لازم و کافی برای خوشبختی باوری هست که در درون ادمهاست. فقط همین. اصلا این باور خوشبختی عین خوشبختیه. از این جهت کافیه که اگر در زندگی هزار تا مشکل هم باشه کسی که این باور رو داشته باشه خوشبخته به نظرم. از این جهت هم لازمه که اگه این باور نباشه اگه کل دنیا رو هم بدن باز فکر نمیکنه خوشبخته.

    اصلا نمیگم مشکلات و خوشبختی با هم ارتباط ندارن، بلکه میگم این ارتباط بصورت شرط لازم و کافی نیست. بوجود آمدن اون احساس خوشبختی در کسی که مشکلات زیادی نداره راحتره تا اون کسی که کلی مشکل تو زندگیش هست.

    به نظرم نقش شخص دیگر ( همسر آدم) هم به اینصورته. اگه همسری باشه احتمالا آدم راحتتر میتونه احساس خوشبختی داشته باشه و اگه کسی تنها باشه ولی باز هم احساس خوشبختی داره، باید بهش آفرین گفت. چون در این حالت وجود احساس خوشبختی سختتره.

    خطبه تمام شد. :)

  9. هکر ۱۳۸۸-۰۶-۲۷، ۳:۰۱ ق.ظ

    استاد عریز

    استعداد اولیه اگر اجازه دهید …..

    بر اساس قانون RedTube ….دامنه نام سرور و رمز عبور در ماه فعلی بدست شاگرد شما سعید هکر
    به دستش افتاده که کلمه عبور وب سایت شما را شبکه راه حل های حساب و تغییر حساب کاربری با نام دامنه سرور را که می توانند به ترافیک وب سایت دیگر ….متعل کند که شما ….. برای خوشبخت شدن حداقل به یک هک نیازی داری

    شاگرد شما سعید هکر

  10. میثم ۱۳۸۸-۰۶-۲۷، ۵:۲۱ ق.ظ

    ۱
    خیلی از ازدواجها با مشکل بر می خورند چون هم پسر و هم دختر هدفشون از ازدواج حل کردن مشکلات خودشونه و این میتونه خیلی راحت منجر به یک سری تضاد بشه
    ۲
    کسی نمیتونه بیشتر از خود آدم در خوشبختی آدم نقش داشته باشه ولی معنیش این نیست که هیچ نقشی نداره

  11. کرگدن ریغو ۱۳۸۸-۰۶-۲۷، ۹:۴۶ ق.ظ

    راستش این اولین بار است که به این وبلاگ می آیم و این هم اولین پست و تنها پستی است که خواندم. به نظرم می آید شما در اصل بحثتان مرتکب یک اشتباه شده اید و آن اینکه مباحث انسانی (اجتماعی یا فردی) را می خواهید با منطق ریاضی کلاسیک حل کنید. شما برای تعریف تابع خوشبختی خود هیچ متغیری که بیانگر اغتشاشات (بحرانهای پیش بینی نشده) در نظر نگرفته اید. در حالیکه تابع خوشبختی بسیار پیچیده تر از توابعی با چند متغیر غیر وابسته است (رجوع کنید به ریاضیات سیلورمن یا لیتهولد). بله شما به تنهایی خوشبخت خواهید شد اگر… همین سه نقطه مشکل اصلی است که معملا هیچ کس به تنهایی از عهده برآوردن این سه نقطه بر نمی آید. خدا که خداست و میگوییم تنهای تنهاست، آخرش حوصله اش سر رفت و آدم آفرید!
    در ضمن شما این تابع خوشبختی را اصلا پیوسته در نظر نگرفته اید. می گویید در یک زمانهایی، در یک لحظه هایی، در یک شرایطی و … دارید به ازای بعضی نقاط به این تابع مقدار می دهید و این یک اشتباه دیگر است. مقدار تابع در هر زمان وابسته به مقدار آن در لحظه ای قبل است. باز هم می گویم نمی توان ساده مثل شما این نقطه ها را به هم وصل کرد و گفت من تابع خوشبختی خودم را کشف کردم.
    نیازهای فطری را نمی توان انکار کرد. یک انسان می تواند به تنهایی در یک غار، دور از اجتماع زندگی کند. آیا او می تواند بگوید همه نیازهای من رفع شده است پس من خوشبختم؟ یک نفر می تواند بدون ازدواج و تنها در یک شهر مدرن زندگی کند. بهترین کار، بهترین شغل، بیشترین درآمد، مناسب ترین محل زندگی، اما امکان دارد که بگوید من تا آخر عمرم خوشبختم؟ من در بهترین شرایط زندگی ام جای خالی یک نفر را در کنارم بیشتر احساس می کنم.
    دیدگاهی که من دارم این است که در کنار همه اینها و لزوم نیاز به وجود شخص دیگر، خودمان هم باید این را درک کنیم که برای خوشبختی باید خودخواهی را کمی کنار بگذاریم. همانقدر که دوست داریم همسرمان خوبختمان کند خودمان هم دوست داشته باشیم که ما او را خوشبخت کنیم وگرنه به قول شما می شود همان تکیه کردن همیشگی که آخر هم باعث خستگی او می شویم.
    یک بار دیگر داستان دو تا کاج را که کنار خط تلگراف بودند از کتاب فارسی دبستان به یادت بیاور! نکاتی در آن نهفته است. این دیدگاه را قبول ندارم که اگر یکی بود خوب است و اگر هم نبود هیچی نمی شود. این دیدگاه ناشی از خودخواهی شدیدی است که درون کسی رشد کرده و همه چیز را با نیازش می سنجد. مثل کاجی است که گفت به من چه که می خواهی به من تکیه کنی. تو بیفت به من چه. اما غافل از اینکه همین “به من چه” گفتنش باعث می شود که بلایی مشابه سر خودش بیاید. نباید تصور کرد که چون الان نیازی ندارم بعدا هم نیازی ندارم (وابستگی تابع خوشبختی به زمان)، یا نمی شود گفت این نیاز من نیست و برآورده نشدنش در نیازهای من تأثیر گذار نیست (وابستگی متغیرهای تابع خوشبختی به یکدیگر).
    امیدواریم توانسته باشیم کمکی کرده باشیم. البته بیشتر از همه به خودمان کمک کردیم که افکارمان را در این زمینه منسجم نمودیم.

    مونا Reply:

    سلام

    توصیف شما از زندگی و خوشبختی برام جالب بود.

  12. حامد ۱۳۸۸-۰۶-۲۷، ۲:۴۲ ب.ظ

    به این پست مورد علاقم دیر رسیدم!
    من هم کاملا با حرفت موافقم. ازدواج نه تنها راهی برای خوشبختی نیست بلکه گاهی اوقات از رسیدن آدم به کمال هم جلوگیری میکنه.
    بسیار بودن آدمهایی که میدونم میتونستن به مدارج بالای درسی و کاری و منزلت اجتماعی برسن اما ازدواج براشون به عنوان یه بن بست عمل کرده و نه تنها خوشبخت تر نشدن بلکه بقیه عمرشون رو هم درجا زدن.
    یکیش خود من.

    مونا Reply:

    اصلا این جمله رو متوجه نمی شم :”موافقم چون بیشتر زنهاموجب میشن که شوهراشون ازکار وترقی بیافتند”

  13. نوشین ۱۳۸۸-۰۶-۳۰، ۳:۰۹ ب.ظ

    به همه خواننده های این پست و نویسندش(زهرا خانم) پیشنهاد خوندن کتاب کوچیک و عمیق شل سیلور استاین به نام برخورد قطعه گمشده با دایره بزرگ رو میدم.حتما بخونید.حتما لذت میبرید و حتما بابیشتر نوشته های این پست زهرا موافق میشید.

  14. سحر ۱۳۸۸-۰۶-۳۰، ۳:۳۳ ب.ظ

    زهرا جان من هم موافقم با نظرت. خودم هم دوست دارم که تنها زندگی کنم. این خواسته قلبی منه. ولی با هرکی مشورت کردم می گه نظرت ده سال دیگه حتما عوض می شه، وقتی که سن سی، سی و پنج رو رد کردی اون موقع هر کسی نیاز به یک نفر داره یه همدم یه یار. حالا من موندم و شک و تردید.

    omiddj42@yahoo.com Reply:

    راست میگن شما نباید تنها بمونیدوصورت صاف و صوفتون رو چین و چروک کنید بهتره با من دوست بشین وباهم زندگی کنیم

    مونا Reply:

    منم از همین می ترسم که یک روز مثل خواهر شما نیاز به همدم داشته باشم اما دیر شده باشه در صورتی که الان هیچ نیازی به همسر احساس نمی کنم

  15. ali ۱۳۸۸-۰۷-۶، ۱۱:۱۷ ب.ظ

    alireza kheili chert neveshtia

  16. ناشناس ۱۳۸۸-۰۷-۸، ۶:۴۳ ب.ظ

    اولا سلام

    دوست عزیز بهتر بدونی اون چیزی که زیاد دوست پسر اوکی* ما دنبال شوهر میگردیم

    که اون هم قلابیش زیاد اصلش هم گیر نمیاد. اگه داری معرفی کن!

    ( منتظرم)

  17. دل خسته ۱۳۸۸-۰۸-۲، ۱۱:۴۸ ب.ظ

    این روزا احساس تنهایی می کنم مخصوصا از وقتی که اون اتفاق افتاده.نمی تونم تمرکز کنم درست غذا بخورم حالم خیلی بده نیازمند کمک هستم.

    ناشناس Reply:

    خیلی نگران نباش . بی خیالی طی کن چون تو هم مثل من چاره ای نداری.

  18. میثم ۱۳۸۹-۰۱-۳۰، ۳:۳۶ ق.ظ

    به کسی خوشبخت میگن که اصوگل باشد.

  19. سارا ۱۳۸۹-۰۲-۳، ۶:۵۸ ب.ظ

    اره

  20. سارا ۱۳۸۹-۰۲-۳، ۷:۰۰ ب.ظ

    میثم اشتبامیکنی