وبلاگها هم مثل آدمها بزرگ میشن! :)

* وبلاگهای آدمها هم مثل خودشون بزرگ میشن. ولی خب هرچی آدم بزرگتر میشه وبلاگش محدودتر و کوچکتر میشه. چون به همون میزان محافظه کارتر میشه و خودسانسورگرتر.

* این رشد معکوس رو به خصوص تو وبلاگهای ما روزمره نویسها بیشتر میشه دید. به تدریج از میزان خاطره تعریف کردن و روزمره نویسیهامون کم میشه، حجم مطالبی که از دیگران نقل می کنیم و یا ترجمه می کنیم بیشتر میشه. کمتر از عقایدمون حرف میزنیم. کمتر میگیم که در زندگی مون چه اتفاقاتی افتاده. با اینکه اتفاقات و مشکلات وحشتناکی رو پشت سر میگذاریم، ولی برای خواننده سانسورش می کنیم به طوریکه فکر می کنه داریم یه زندگی بدون دغدغه رو سپری می کنیم.

* یادم میاد قدیما این تو چیا مینوشتم، اشک توی چشمم جمع میشه. اون موقع سطح دغدغه ها و حوادثی که در زندگیم رخ میداد، به همون میزان و اندازه ای بود که میشد، بدون ترس از قضاوت دیگران بیانش کرد. ولی حالا، اوه. عمرا بشه من بتونم بنویسم حقیقتا چه اتفاقاتی بر من افتاده. هرچندگاهی به طور مبهم و در سربسته ترین حالتی که نشه ازش چیزی فهمید چیزی مینویسم فقط برای اینکه بعدها که به این صفحات رجوع می کنم، خاطراتش رو یادم بمونه. درست مثل زمانی که الان نشستم بخشی از آرشیوم رو خوندم و یکسری خاطرات برام زنده شد و البته به تمام سرخوشی خودم تو اون دوران غبطه خوردم.
و البته یک دلیل دیگه هم هست. هرچقدر از عمر وبلاگ شما میگذره، به تدریج معروف میشید، و ممکنه دوستان واقعی شما هم بخوننش و اینهم دلیل موجه دیگری برای سانسور”خود”.

* واقعیت اینه که نمیشه جلوی بزرگ شدنت رو بگیری. نمیشه از حجم حوادثی که باهاش درگیر میشی، کم کنی. دیگه نمیتونی بی پروا باشی. حیف، حیف، چقدر حیف…

* اینها رو نوشتم که بگم امروز روز جهانی وبلاگهاست. هوم… در مورد تغییرات وبلاگی، فکر میکنم خواننده هامون بهتر میتونن قضاوت کنن که چقدر تغییر کردیم. مخصوصا خواننده هایی که در دراز مدت میان وبلاگمون.

* من به شخصه خیلی وبلاگم رو دوست دارم!:) خیلی از خاطرات و عقاید زندگیم این تو هست. وبلاگ مثل بچه آدم میمونه!:دی فکر میکنم، همه وبلاگنویسها به نوعی به وبلاگشون تعلق خاطر داشته باشن. راستش همین طوری یاد این پستم هم افتادم: روز جهانی کوچولوها.

* برای این پست میخواستم اولش این ماگ خوشگل رو بذارم که هنوز پیدا نکردم:* بعد دیدم همینی که گذاشتم هم بامزه است. هرچند که یه ذره جواده:))) این عروسکه اولش آواتار من در یاهو مسنجر بود. بعد از اینکه وبلاگم یکساله شد، اینو به عنوان هدر انتخاب کردم و هنوزم این بالاست:)

* تا یادم نرفته از این ۳ هزار و خورده ای نفری که مشترک فیدم هستن، تشکر می کنم و همین طور از همه کسانی که خواننده اینجا هستن یا بودن، تشکر میکنم. حالا چه با من موافق باشن، چه مخالف، و همینطور کسانی که وقت میذارن و کامنت مینویسن، راستش کامنتها و ایمیلها و به طور کلی فیدبک هایی که یک وبلاگنویس از خوانندگانش میگیره، خیلی در ثباتش تو نویسندگی و حتی نوع نوشتنش و انگیزه اش تاثیر داره:)

۵۲ نظر

  1. زهرای تقلبی ۱۳۸۸-۰۶-۹، ۱۱:۳۸ ب.ظ

    تبریک می گم

    جواب به این نظر

  2. زهرای تقلبی ۱۳۸۸-۰۶-۹، ۱۱:۳۹ ب.ظ

    آره آدمها که بزرگ میشن محافظه کار میشن !
    اما تو که هنوز بزگ نشدی !
    تو هنوز اون کوچولوی چاق و خپل هستی که هر روز با دیدنت کلی حا می کنم

    جواب به این نظر

    زهرا Reply:

    چاق و خپل؟؟؟!!:)))))))))))
    مطمئنید منو دیدین؟ با کدوم بنده خدا اشتباه گرفتید؟:)))))

    جواب به این نظر

    زهرا تقلبی Reply:

    حالا یه چیزی گفتم که خواستگارت کم بشه !
    چرا به دل میگیری !

    جواب به این نظر

    سعید(همون دو جنسه سابق) Reply:

    حسم میگه این عزیز درست میگه!!!!!!!!!!!!!

    جواب به این نظر

  3. زهرای تقلبی ۱۳۸۸-۰۶-۹، ۱۱:۴۱ ب.ظ

    ماوخب ترذعم تگالبو ناگدنناوخ مومت زا هک همزال اجنیا یلو یدرک کاپ ونم یانماک طقف و یدرک هشیپ ربص وت یلو مروخ یم ماوخ یم هک یهگ ره تگالبو یوت وت ناونع و وت مسا اب هک هیتدم
    از آخر به اول خونده بشه

    جواب به این نظر

    اکیهون Reply:

    خیلی با حال بود

    جواب به این نظر

  4. زهرای تقلبی ۱۳۸۸-۰۶-۹، ۱۱:۴۳ ب.ظ

    و باید بگم که واقعا آدم ترسویی هستی !
    آخه درسته که دختری و تخم نداری ! اما آدم خوبه یه کم تخم داشته باشه !
    نمی دونم خدا اون تحمدان رو واسه چی توی بدن شما گداشته !؟

    جواب به این نظر

  5. زهرای تقلبی ۱۳۸۸-۰۶-۹، ۱۱:۴۳ ب.ظ

    ؟! هتشادگ امش ندب یوت یچ هساو ور نادمحت نوا ادخ منود یمن
    ! هشاب هتشاد مخت مک هی هبوخ مدآ اما ! یرادن مخت و یرتخد هک هتسرد هخآ
    ! یتسه ییوسرت مدآ اعقاو هک مگب دیاب و
    از آخر به اول خونده بشه !

    جواب به این نظر

  6. زهرای تقلبی ۱۳۸۸-۰۶-۹، ۱۱:۴۶ ب.ظ

    تو که احمدی نژادی هستی !
    تو که این رسانه کذاب چنان شصت شوی مغزیت داده که خودت هم فراموش کردی که …
    حالا ادعای روشن فکری می کنی !؟
    حالا سعی می کنی محافظه کارانه حرف بزنی !؟
    توی یکی از نظرات گفته بودم : اگه این رسانه کذاب (صدا و سیما) بگه که شما مرد هم نیستید (خطاب به مردها) ، حتی به شلوارشون نظری نمی ندازن ببینن راست میگه یا دروغ !
    در مورد تو نمی دونم چی باید بگم !؟

    جواب به این نظر

    برای تقلبی Reply:

    بابا دست از سر این زهرا بردارین بذارین هرچی میخواد بنویسه حق داره وبلاگشه

    جواب به این نظر

  7. زهرای تقلبی ۱۳۸۸-۰۶-۹، ۱۱:۴۷ ب.ظ

    ؟! مگب دیاب یچ منود یمن وت دروم رد
    ! غورد ای هگیم تسار ننیبب نزادن یمن یرظن نوشراولش هب یتح ، )اهدرم هب باطخ( دیتسین مه درم امش هک هگب )امیس و ادص( باذک هناسر نیا هگا : مدوب هتفگ تارظن زا یکی یوت
    ؟! ینزب فرح هناراک هظفاحم ینک یم یعس الاح
    ؟! ینک یم یرکف نشور یاعدا الاح
    … هک یدرک شومارف مه تدوخ هک هداد تیزغم یوش تصش نانچ باذک هناسر نیا هک وت
    ! یتسه یداژن یدمحا هک وت
    بازم از آخر به اول بخون

    جواب به این نظر

  8. زهرای تقلبی ۱۳۸۸-۰۶-۹، ۱۱:۴۷ ب.ظ

    متن قبلی تایید شده بود، پس از آخر به اول نخون، تکراریه !

    جواب به این نظر

  9. پارسا ۱۳۸۸-۰۶-۹، ۱۱:۴۹ ب.ظ

    خیلی مبارکه! :دی

    جواب به این نظر

  10. زهرای تقلبی ۱۳۸۸-۰۶-۹، ۱۱:۵۰ ب.ظ

    و در آخر باید بگم که دوستت دارم و برات می میرم !
    حالا خواه چاق و قد کوتاه باشی، خواه مانکن
    خواه طرفدار دولت کودتاه باشی، خواه خس و خاشاک !
    خواه با مطالب خاله زنک و من درآوردیت خواسته باشی خواستگا جمع کنی و خواه خواستتگار باشی

    جواب به این نظر

  11. زهرای تقلبی ۱۳۸۸-۰۶-۹، ۱۱:۵۲ ب.ظ

    هر چند که خیلی وقت پیش احساس کردم که تو با وبلاگت ازدواج کردی !
    ولی حالا می بینم در تب و تاب شوهر سعی می کنی پست هات و مطالبت رو و سبک صحبتت رو عوض کنی !

    جواب به این نظر

  12. پسر شیراز ۱۳۸۸-۰۶-۱۰، ۱۲:۰۸ ق.ظ

    خوشحالم کسی شیدا شد که از امروز خبر داشت

    جواب به این نظر

  13. پسر شیراز ۱۳۸۸-۰۶-۱۰، ۱۲:۰۸ ق.ظ

  14. علی نوری ۱۳۸۸-۰۶-۱۰، ۱۲:۰۹ ق.ظ

    اینجا فقط باید بگی به به- خیلی عالی بود و … وگرنه نابود میشی!

    جواب به این نظر

  15. علی نوری ۱۳۸۸-۰۶-۱۰، ۱۲:۱۰ ق.ظ

    چرا چرا چرا؟

    جواب به این نظر

  16. زهرا تقلبی ۱۳۸۸-۰۶-۱۰، ۱۲:۴۲ ق.ظ

    راستی یه نکته دیگه :
    تو که اینقدر ذوق کردی که سه هزار تا فید خون داری !
    اومدی اینجا جار می زنی و کلاس می ذاری !
    این عددد سه هزار رو از کجا آوردی !؟
    ۲۲۰۰ تا که بیشتر نیست !
    دوما ، اگه مستقیما اسم سایت رو توی گوگل ریدر وارد کنی ، با اینکه از طریق فید برنر بردی فرق می کنه و فکر میکنه یکی دیگه هست و شمارش اون از دست فیدبرنر در میره !
    پس بیشتر ذوق کن که ممکنه افرادی مثل من مستقیما سایتت رو توی گوگل اد کرده باشن و بیشتر خواننده داشته باشی !

    جواب به این نظر

  17. زهرا تقلبی ۱۳۸۸-۰۶-۱۰، ۱۲:۴۳ ق.ظ

    تازه من دیوونه مدتی نطرات وبلاگت رو هم به ریدر اضافه کرده بودم که بعد از مدتی اینقدر نظرات چرت خوندم و شماره تلفن دیدم (نظراتی که برای پست های قدیمی ترت میدن) که از این کار پشیمون شدم و حذفش کردم

    جواب به این نظر

    سعید(همون دو جنسه سابق) Reply:

    منظورت همون پست ماجراهای منو دختر همسایه هست؟؟؟؟؟؟؟ پس تو دنبال چیزای سک. هستی!!!!!!!!!!!!!

    جواب به این نظر

  18. حسن ۱۳۸۸-۰۶-۱۰، ۲:۱۲ ق.ظ

    آزمایش کامنت. خواستم ببینم به جای اسم همه «زهرای تقلبی» می‌ذاره یا نه.
    :)
    من اهل کامنت نیستم پس از این فرصت استفاده کرده و روزتان را به شما تبریک می‌گم.

    جواب به این نظر

  19. حسن ۱۳۸۸-۰۶-۱۰، ۵:۳۰ ق.ظ

    نظر من کو؟!

    جواب به این نظر

    زهرا Reply:

    نظر شما هست فقط رفته بود تو لیست انتظار برای بررسی

    جواب به این نظر

  20. fafa ۱۳۸۸-۰۶-۱۰، ۸:۵۴ ق.ظ

    امیدوارم همیشه بنویسی و روزبه روز بهتر از دیروز ….. موفق باشی خانوم گلی….

    جواب به این نظر

  21. دوست ۱۳۸۸-۰۶-۱۰، ۹:۰۸ ق.ظ

    سلام زهرا خوبی؟
    بعد مدتها دارم کامنت می نویسم ولی همیشه می خونم
    راستشو بخوای من دیروز به طرز عجیبی همش تو فکر عکس این دختر کوچولو بودم که بالای صفحت گذاشته بودی!!!!!!!!!!!
    امروز اومدم و دیدم در مورد اون نوشتی…
    خیلی خیلی عجیبه !!!!!!

    جواب به این نظر

  22. پریزاد ۱۳۸۸-۰۶-۱۰، ۹:۱۱ ق.ظ

    روزت مبارک وبلاگ زهرا اچ بی.انشاالله پابه پای صاحبت پیر بشی…

    جواب به این نظر

  23. مصلوب ۱۳۸۸-۰۶-۱۰، ۹:۵۰ ق.ظ

    این پستتو به لحاظ درستی اش باید با آب طلا نوشت. درمورد تعبیر بچه ادم که به وبلاگت گفته بودی واقعا می فهمم چی می گی وقتی مجبور شدم وبلاگ قبلی ام را تعطیل کنم گویی دنیا بر سرم خراب شده بود و هنوز هم از کما بیرون نیامده ام

    جواب به این نظر

  24. آقای رگبار ۱۳۸۸-۰۶-۱۰، ۱۱:۱۷ ق.ظ

    من کهاز همون اول خودم رو لو دادم زهرا خانوم و همیشه باید خودسانسوری کنم !!!!

    جواب به این نظر

  25. شیخ حقگو ۱۳۸۸-۰۶-۱۰، ۱:۳۴ ب.ظ

    خودسانسوری ….

    جواب به این نظر

  26. ت. ۱۳۸۸-۰۶-۱۰، ۱:۴۰ ب.ظ

  27. وبلاگ نیوز ۱۳۸۸-۰۶-۱۰، ۱:۴۷ ب.ظ

    سلام

    مبارک باشه بر شما

    این پست امروز در وبلاگ نیوز منتشر می شه.

    متشکر
    تیم خبری وبلاگ نیوز

    جواب به این نظر

  28. پرسش ۱۳۸۸-۰۶-۱۰، ۲:۴۴ ب.ظ

    من سوالی دارم
    میشه بفرمایید چگونه از طرفی ۳۰۰۰ نفر عضو فید هستن همینطور در یکی از پست های گذشته گفته بودید روزی ۶۰۰۰ بازدید کننده دارید در حالیکه از بین این ۶۰۰۰ بازدید کننده فقط تعداد محدودی کامنت میذارن ؟

    حقیقتش کمی بیش از کمی دارید اغراق میکنید بازدید ۵ الی ۶ هزار نفری (اگر خالص و یکتا هم نباشن) از یک وبلاگ کامنت هایی به مراتب بیش از این میذارن اگر حتی ۱۰ درصد کامنت بذارن بایستی بالای ۵۰۰ کامنت رو شاهد باشیم
    مثل پاسخ به علی آیا منتظر یک پاسخ اهانت آمیز باید باشم ؟ نه ؟

    جواب به این نظر

    زهرا Reply:

    پرسش جان از وقتی که فیدخوانی زیاد شده، و خواننده ها از طریق ریدرها میان وبلاگها، خیلی کم کامنت درج میشه. الان که دیگه گوگل ریدر کامنتگذاریو اضافه کرده.

    جواب به این نظر

  29. zahra ۱۳۸۸-۰۶-۱۰، ۳:۰۰ ب.ظ

    وجدانت رو کجا جا گذاشتی و یا فروختی اش؟ به چه قیمتی فروختی اش؟ متاسفم.

    جواب به این نظر

    زهرا Reply:

    کدوم وجدان؟! چی شده؟

    جواب به این نظر

  30. ج. ۱۳۸۸-۰۶-۱۰، ۴:۱۳ ب.ظ

    ششمین اعتکاف رمضانیه هیئت دانشجویی روضه الحسین (ع) .
    زمان: چهارشنبه تا جمعه؛ ۲۵، ۲۶، ۲۷ شهریورماه ۱۳۸۸
    مطابق با ۲۶، ۲۷، ۲۸ رمضان المبارک ۱۴۳۰
    مکان: مسجد امام سجاد (علیه‌السلام)، دانشگاه صنعت آب و برق شهید عباسپور .
    جهت ثبت نام به سایت http://www.rozatolhosein.com/index/ مراجعه فرمایید .

    جواب به این نظر

  31. طلبه ی عاشق ۱۳۸۸-۰۶-۱۰، ۵:۰۴ ب.ظ

    سلام. طاعاتتون قبول باشه ان شاالله.بنده تازه شروع به کار وبلاگ نویسی کرده ام. خوشحال میشم اگر به بنده سر بزنید. و تبادل لینک کنیم.
    یاحق

    جواب به این نظر

  32. ییلاق ذهن ۱۳۸۸-۰۶-۱۰، ۵:۴۴ ب.ظ

    از همون روزای اولی که وارد دنیای وبلاگها شدم میخوندمت و هنوزم میخونمت! چون واقعا وبلاگ مینویسی و حس نویسنده بودن و این حرفا رو نداری حالا یه موقع هایی باهات موافق بودم و با یه چیزهایی مخالف این جور چیزا برای همه روابط وجود داره ولی در کل وبلاگت رو دوست دارم در مورد خودسانسوری هم من یکی که بعد از هفت سال و اندی سرسختانه با سانسور خودم مبارزه میکنم درسته مثل روزای اول نمیشه ولی لااقلش حرف دلمو تا اونجایی که میشه مینویسم

    جواب به این نظر

  33. farshad ۱۳۸۸-۰۶-۱۰، ۱۱:۰۲ ب.ظ

  34. بنده خدای کوچک ۱۳۸۸-۰۶-۱۱، ۱۲:۳۰ ق.ظ

    خوش به حالت که داری بزرک شدن بچت رو میبینی.ما که بچمون تازه بدنیا اومده:دی

    جواب به این نظر

  35. مریم ۱۳۸۸-۰۶-۱۱، ۱۲:۰۰ ب.ظ

    خوب به نظر من خیلی وبلاگت عوض شده. احساس می کنم قبل ها فقط ازخودت می نوشتی اما الان از همه چیز می نویسی و خیلی این خوبه. مخصوصا مینیمال هات خیلی عالین. اینم که خودسانسوری میکنی به نظر من طبیعیه. فک کنم همه کم و بیش این کارو می کنن زهرا جون

    جواب به این نظر

  36. b ۱۳۸۸-۰۶-۱۱، ۱۲:۱۹ ب.ظ

  37. فرهاد ۱۳۸۸-۰۶-۱۱، ۲:۵۰ ب.ظ

    من این حالت که وبلاگ آدم بازدید نداشته باشه رو بیشتر می پسندم تا هر روز آدم بره تو سایت آمارش ببینه چند نفر اومدن، حتی یکی یکی بره ip هاشونو چک کنه که از کجا بودن کی اومدن، اگه کامنت بذارن که دیگه جشنیه!
    این طوری مثل یه مادر می مونه با یه عالمه پچه گرسنه که منتظرن یه چیزی بنویسی تا بحوننش… شما هم داسه اینکه ازت ناامید نشن، از هر جایی که شده یه چیزی بهشون میدی که بخورن!

    جواب به این نظر

  38. asaadat ۱۳۸۸-۰۶-۱۲، ۸:۱۱ ق.ظ

  39. jonbeshe sabz ۱۳۸۸-۰۶-۱۳، ۲:۱۸ ق.ظ

    فراخوان نماز عید فطر جنبش سبز
    بیت آیت الله منتظری
    قم – بلوار شهید محمد منتظری – .کوچه ۱۲

    جواب به این نظر

  40. سعید(همون دو جنسه سابق) ۱۳۸۸-۰۶-۱۳، ۲:۲۵ ب.ظ

    ادم شدی ها!!!!!!!!!!!!

    جواب به این نظر

  41. امین ۱۳۸۸-۰۶-۱۳، ۴:۱۷ ب.ظ

    درست میگی
    دقیقن حسش کردم
    اما فکر نمی کنم بشه توجیهی پیدا کرد
    شاید بخشیش منطقی باشه
    اما فقط بخشیش

    جواب به این نظر

  42. دوست تو ۱۳۸۸-۰۶-۱۴، ۴:۲۸ ب.ظ

    خوشحالم که شما مفیده فایده شدی و بچه ها میان بات حال میکنن و برات کامنت میزارن

    جواب به این نظر

  43. علی ۱۳۸۸-۰۶-۱۷، ۹:۴۵ ق.ظ

    سلام
    من پست هاتو خوندم ، فقط چند تا تک جمله برات مینویسم که به قدر یه روستا نه همه دنیا ! حرف داره
    اگر انقلابیهای زمان شاه مثل تو فکر میکردند هیچ انقلابی رخ نمی داد!
    برای آشنا شدن راه های بیشماری وجود داره ولی همشون به یه نتیجه ختم میشه!
    همیشه باید برای دیگران (هر کسی) دوست خوب باشیم نه چیز دیگه
    حتی در حال حاظر هم کاملا میشه حق رو تشخیص داد به شرط اینکه به نفس حرفها و نه گوینده اونها توجه کنیم.
    وقتی قراره اون دنیا حتی برای تکون دادن دست هم جواب پس بدیم دیگه نوشتن یک کلمه هم جای خودش رو داره
    موفق باشی

    جواب به این نظر

نظر شما