<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: گاهی اوقات کلمات همه منظور رو نمی رسونن!</title>
	<atom:link href="http://zahra-hb.com/1388/05/sometimes-words-not-put-all-the-aim/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://zahra-hb.com/1388/05/sometimes-words-not-put-all-the-aim/</link>
	<description>دست نوشته ها و خاطرات یک دختر ایرانی</description>
	<lastBuildDate>Thu, 24 May 2012 15:38:56 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.2</generator>
	<item>
		<title>با: شهروند</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/05/sometimes-words-not-put-all-the-aim/comment-page-1/#comment-44957</link>
		<dc:creator>شهروند</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=4448#comment-44957</guid>
		<description>احسنت 
جواب ابلهان خاموشی است</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>احسنت<br />
جواب ابلهان خاموشی است</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: دو جنسه</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/05/sometimes-words-not-put-all-the-aim/comment-page-1/#comment-44838</link>
		<dc:creator>دو جنسه</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=4448#comment-44838</guid>
		<description>خان عمو. دهنه منو باز نکنید!!!!!!!لطفا!!!!!!!!!!!!!!

در ضمن من بیام  وبلاگ بزنم تا عمو هایی مثل شما بیان توش چرت و پرت بنویسن مگه وقتمو از سر راه پیدا کردم!!!!!!!! زهرا که نزاد پرسته و بیکار که وبلاگ زده!!!!!!

در ضمن من نگفتم مرد هستم دو جنسه هستم!!!!!!!!!!!!

راستی میدونستی که فقط یک صدم خواننده های این وبلاگ ادم درست و حسابی هستن اگر به کامنت هاشون از سال 85 توجه کنی متوجه میشی که من جز اون یک صدمم!!!!!!!!
دیگه از این کامنت ها نذار عمو رضا!!!!!!!!!!!!

البته عذر میخوام!!!!!!!!!!

سعید (همون دو جنسه ی سابق)</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>خان عمو. دهنه منو باز نکنید!!!!!!!لطفا!!!!!!!!!!!!!!</p>
<p>در ضمن من بیام  وبلاگ بزنم تا عمو هایی مثل شما بیان توش چرت و پرت بنویسن مگه وقتمو از سر راه پیدا کردم!!!!!!!! زهرا که نزاد پرسته و بیکار که وبلاگ زده!!!!!!</p>
<p>در ضمن من نگفتم مرد هستم دو جنسه هستم!!!!!!!!!!!!</p>
<p>راستی میدونستی که فقط یک صدم خواننده های این وبلاگ ادم درست و حسابی هستن اگر به کامنت هاشون از سال ۸۵ توجه کنی متوجه میشی که من جز اون یک صدمم!!!!!!!!<br />
دیگه از این کامنت ها نذار عمو رضا!!!!!!!!!!!!</p>
<p>البته عذر میخوام!!!!!!!!!!</p>
<p>سعید (همون دو جنسه ی سابق)</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: علی</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/05/sometimes-words-not-put-all-the-aim/comment-page-1/#comment-44772</link>
		<dc:creator>علی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=4448#comment-44772</guid>
		<description>زهرا خانوم اگر موفعیت خوبی پیش آمد حتما ازدواج کن برا تمدداعصاب و درگیر شدن با مسائل زندگی خیلی مفیده</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>زهرا خانوم اگر موفعیت خوبی پیش آمد حتما ازدواج کن برا تمدداعصاب و درگیر شدن با مسائل زندگی خیلی مفیده</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: نیما آهنگر</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/05/sometimes-words-not-put-all-the-aim/comment-page-1/#comment-44766</link>
		<dc:creator>نیما آهنگر</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=4448#comment-44766</guid>
		<description>ازبهر دفع غم به کسی گر بری پناه هم غم بجای ماند وهم آبرو رود
از قدیم گفتن
معمولا درد دل کردن به خصوص در مورد مسائل خصوصی با دیگران غیر ازینکه دردی رو دردا اضافه کنه یا نمک به پاشه به زخم فایده ی دیگری نداره
اما چرا اگر ادم مثلا به فرض محال همسر محرم اسراری چیزی داشته باشه
شاید تاثیر بزاره
چرا با خدا می شه درد دل کرد
ولی حیف که حرف نمی زنه با آدم عمل می کنه بر عکس خاتمی
اما در مورد نظر بردار یا خواهر سعید آقای دو جنسه
ایشون هم راست می گن
بعضی وقتها آدم مطلبش نمی یاد
چه کار کنه؟
ننویسه که همین دو نفری هم که سر می زننن می پرند
خودم رو البته عرض می کنم
ولی کلی هم می شه</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>ازبهر دفع غم به کسی گر بری پناه هم غم بجای ماند وهم آبرو رود<br />
از قدیم گفتن<br />
معمولا درد دل کردن به خصوص در مورد مسائل خصوصی با دیگران غیر ازینکه دردی رو دردا اضافه کنه یا نمک به پاشه به زخم فایده ی دیگری نداره<br />
اما چرا اگر ادم مثلا به فرض محال همسر محرم اسراری چیزی داشته باشه<br />
شاید تاثیر بزاره<br />
چرا با خدا می شه درد دل کرد<br />
ولی حیف که حرف نمی زنه با آدم عمل می کنه بر عکس خاتمی<br />
اما در مورد نظر بردار یا خواهر سعید آقای دو جنسه<br />
ایشون هم راست می گن<br />
بعضی وقتها آدم مطلبش نمی یاد<br />
چه کار کنه؟<br />
ننویسه که همین دو نفری هم که سر می زننن می پرند<br />
خودم رو البته عرض می کنم<br />
ولی کلی هم می شه</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: abed</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/05/sometimes-words-not-put-all-the-aim/comment-page-1/#comment-44765</link>
		<dc:creator>abed</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=4448#comment-44765</guid>
		<description>میشه بگید لینک رو میفروشید یا نه</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>میشه بگید لینک رو میفروشید یا نه</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: سمیرا</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/05/sometimes-words-not-put-all-the-aim/comment-page-1/#comment-44755</link>
		<dc:creator>سمیرا</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=4448#comment-44755</guid>
		<description>جایی خوندم که گاهی جرات اشیا بسیار بیشتر از کلماته . وقتی دقت کردم دیدم حرف زدن و این که بتونی اون چیزی که منظورته رو برسونی خیلی سخته . چون علاوه بر خودت یه شنونده ای هم هست که ممکنه یه پیش زمینه ی ذهنی داشته باشه که من اگر همه ی تلاشم رو بکنم ممکنه اون نفهمه چی گفتم . 
امتحان کردم و دیدم وقت  صحبت کردن به یه زبان دیگه خیلی راحتتر می شه راجع به مسائلی صحبت کرد که به زبان مادری آدم نمی تونه بیانشون کنه . فکر کنم مربوط بشه به بار کلمات که تو در طول زندگی ما به وجود اومده .
خلاصه این که اگر نمی تونی حرف بزنی از مشکلات از حال بدت مطمئن باش استیلت این جوریه و نمی شه کاریش کرد . بهتره یکی رو گیر بیاری که بتونه انگلیسی بفهمه و باهاش شروع کنی به حرف زدن . 
به هر حال راجع به احساسات صحبت کردن و کلا قشنگ صحبت کردن هنره و کمتر کسی رو دیدم که این هنر رو داشته باشه .</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>جایی خوندم که گاهی جرات اشیا بسیار بیشتر از کلماته . وقتی دقت کردم دیدم حرف زدن و این که بتونی اون چیزی که منظورته رو برسونی خیلی سخته . چون علاوه بر خودت یه شنونده ای هم هست که ممکنه یه پیش زمینه ی ذهنی داشته باشه که من اگر همه ی تلاشم رو بکنم ممکنه اون نفهمه چی گفتم .<br />
امتحان کردم و دیدم وقت  صحبت کردن به یه زبان دیگه خیلی راحتتر می شه راجع به مسائلی صحبت کرد که به زبان مادری آدم نمی تونه بیانشون کنه . فکر کنم مربوط بشه به بار کلمات که تو در طول زندگی ما به وجود اومده .<br />
خلاصه این که اگر نمی تونی حرف بزنی از مشکلات از حال بدت مطمئن باش استیلت این جوریه و نمی شه کاریش کرد . بهتره یکی رو گیر بیاری که بتونه انگلیسی بفهمه و باهاش شروع کنی به حرف زدن .<br />
به هر حال راجع به احساسات صحبت کردن و کلا قشنگ صحبت کردن هنره و کمتر کسی رو دیدم که این هنر رو داشته باشه .</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: دریا</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/05/sometimes-words-not-put-all-the-aim/comment-page-1/#comment-44745</link>
		<dc:creator>دریا</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=4448#comment-44745</guid>
		<description>زهرا تا حالا فکر کردی چه قدر نسبت به چند سال پیشت... اون موقع ها که هنوز دانشجو بودی یا حتی دات کام نبودی عوض شدی ؟ خودتو که نمی شناسم... نوشته هاتو می گم... من از اون موقع وبلاگتو می خونم... و این اواخر بارها خواستم این حرفو بهت بزنم... نوشته هات این اواخر انگار همه شبیه همه... همه اش داری می گی ناراحتی و نمی تونی بگی چته ؟ یا داری اعتراض می کنی با نوشته های محدودت راجع بهت قضاوت نکنیم... یا اگه مطلب تخصصی می نویسی هیچکدوم از نظر من به اندازه اون مقاله ساختار فایل در لینوکس که چند سال از نوشتنش می گذره پربار نیست... زهرا یه نگاه به نوشته ای که تو کتاب وبلاگستان شهر شیشه ای گذاشته بودی بنداز...اون نوشته از نظر خودت تو اون برهه از زمان برگزیده بوده... با نوشته های الانت مقایسه کن... نوشته های قدیمیت به دل می نشست... اما این اواخر انگار من فقط از روی عادت می آم وبلاگتو می خونم... نمی خوای یه کم از این حال و هوا در بیای ؟راحت تر بنویسی ؟ فوقش چهار نفر میان واست جفنگ می نویسن ... خب بذار بگن... بنویسن... اصلا همه بدونن که زهرا اچ بی که داره با اسم واقعیش می نویسه عقیده اش چیه ؟ مگه چه اشکالی داره ؟ هرکسی عقیده اش واسه خودش محترمه... عوضش افتخار اون حس خوبی رو که حداقل به من نوعی از نوشته ات می دادی رو از خودت سلب نکردی...
لطفا... به این کامنت جواب می دی ؟</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>زهرا تا حالا فکر کردی چه قدر نسبت به چند سال پیشت&#8230; اون موقع ها که هنوز دانشجو بودی یا حتی دات کام نبودی عوض شدی ؟ خودتو که نمی شناسم&#8230; نوشته هاتو می گم&#8230; من از اون موقع وبلاگتو می خونم&#8230; و این اواخر بارها خواستم این حرفو بهت بزنم&#8230; نوشته هات این اواخر انگار همه شبیه همه&#8230; همه اش داری می گی ناراحتی و نمی تونی بگی چته ؟ یا داری اعتراض می کنی با نوشته های محدودت راجع بهت قضاوت نکنیم&#8230; یا اگه مطلب تخصصی می نویسی هیچکدوم از نظر من به اندازه اون مقاله ساختار فایل در لینوکس که چند سال از نوشتنش می گذره پربار نیست&#8230; زهرا یه نگاه به نوشته ای که تو کتاب وبلاگستان شهر شیشه ای گذاشته بودی بنداز&#8230;اون نوشته از نظر خودت تو اون برهه از زمان برگزیده بوده&#8230; با نوشته های الانت مقایسه کن&#8230; نوشته های قدیمیت به دل می نشست&#8230; اما این اواخر انگار من فقط از روی عادت می آم وبلاگتو می خونم&#8230; نمی خوای یه کم از این حال و هوا در بیای ؟راحت تر بنویسی ؟ فوقش چهار نفر میان واست جفنگ می نویسن &#8230; خب بذار بگن&#8230; بنویسن&#8230; اصلا همه بدونن که زهرا اچ بی که داره با اسم واقعیش می نویسه عقیده اش چیه ؟ مگه چه اشکالی داره ؟ هرکسی عقیده اش واسه خودش محترمه&#8230; عوضش افتخار اون حس خوبی رو که حداقل به من نوعی از نوشته ات می دادی رو از خودت سلب نکردی&#8230;<br />
لطفا&#8230; به این کامنت جواب می دی ؟</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: زهرا</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/05/sometimes-words-not-put-all-the-aim/comment-page-1/#comment-44742</link>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=4448#comment-44742</guid>
		<description>because she did an equal thing and then i thought she isn&#039;t free to be here.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>because she did an equal thing and then i thought she isn&#8217;t free to be here.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: احسان</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/05/sometimes-words-not-put-all-the-aim/comment-page-1/#comment-44740</link>
		<dc:creator>احسان</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=4448#comment-44740</guid>
		<description>خیلی کسخلی با این نظر دیوانه وارت!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>خیلی کسخلی با این نظر دیوانه وارت!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: hamid</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/05/sometimes-words-not-put-all-the-aim/comment-page-1/#comment-44739</link>
		<dc:creator>hamid</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=4448#comment-44739</guid>
		<description>گاهی اوقات باید رفت و سره کله ات هم اینجا پیدا نشد</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>گاهی اوقات باید رفت و سره کله ات هم اینجا پیدا نشد</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>

