خانمهای فروشنده داخل مترو

* به تغییر قیافه دخترای فارغ التحصیل از دبیرستان دقت کردین؟ کافیه یک هفته بعد از فارغ التحصیلی ببیندشون. میرن آرایشگاه و کافیه صورتشون رو بند بندازن و یا ابروهاشون رو بردارن، یک دفعه میبینی اوووه فلانی چقدر بزرگ شده. قیافه شون از اون حالت بچگانه دختر مدرسه ای در میاد. امروز که دختر همسایه مون رو دیدم، کلی تعجب کردم، چون آرایش هم کرده بود، یک دفعه از این رو به اون رو شده بود. تازه عین کسی که از قحطسالی در اومده باشه، برای هفته بعد نوبت گرفته بود که بره مش هم بکنه!

* این خانمه که امروز توی مترو به میله ها تکیه داده بود یه چیز خاصی توی نگاش بود. یه چیز خیلی دور. نمیدونم چی بود ولی از روی جوانی صورتش و موهای سفید شده کنار گوشش میشد حدس زد خیلی هم دور نیست. اما خیلی خانم خاصی بود. هنوزم نگاه خیره اش جلوی چشمم هست که علیرغم شلوغی مترو و بازار حراج فروشنده های داخل مترو، محلی که بهش خیره شده بود، تغییر نمیکرد. انگار تو این دنیا نبود…

* خانمهایی که سوار مترو میشن، حتما خانمهای فروشنده داخل مترو رو دیدن. آقایونی هم که نزدیک واگن خانمها تو متروی میرداماد سوار میشن هم حتما دیدن. البته به نظر میاد این فروشنده ها همدیگه رو می شناسن و مشخصه از یکجا جنس برای فروش میارن. امروز این دختری که کنار من وایستاده بود میگفت که کم مونده یخچال تلویزیون هم بیارن داخل مترو بفروشن!:)) آخه از انواع خوراکیها گرفته تااا لباس زیر و بیرون خانمها و انواع وسایل آشپزخونه و دکوراسیون خونه و لوازم آرایشی و هرچی که فکر کنین میارن داخل مترو میفروشن. البته روش هوشمندانه ای هم انتخاب کردن ها. فکر کنید فقط ۱۵۰ تومن بلیط ورود به مترو میدید بعدش مدام در ایستگاههای مختلف بچرخید و محصولاتتون رو بفروشید. جمعیتی هم که از مترو استفاده می کنن واقعا زیاده. نه پول مالیات و نه آب و برق. اکثرا هم با همون قیمتهای مغازه هاست. اجناس هم مشخصه اکثرا چینی هستن ولی خانمها باز هم اونها رو میخرن. طبیعیه، فرض کنید یک خانم شاغل داره از سرکارش برمیگرده، خوب توی همین مترو یه سری خریداشو میکنه، بهتر از اینه که تو این هوای گرم بره تو خیابون بگرده. یادمه قبلا اینطوری نبود، الان تعداد این فروشنده ها خیلیم زیاد شده. خیلیاشون دخترای هم سن و سال خودمون یا خیلی کم سن و سالن. بعضیاشون روشون نمیشه، روشونو پوشوندن و بعضیاشونم نه خیلی هم عادی و البته بیشترشون پررو! :دی هرچند من فکر میکنم اونایی که ماسک نمیزنن اعتماد به نفس بیشتری دارن و بلندتر حرف میزنن و احتمالا بیشتر هم فروش می کنن! خلاصه اینکه هرزچندگاهی واگن خانمها شبیه به چهارشنبه بازارهای توی شمال میشه:) چند نفر بساطشون رو توی واگن پهن کردن و با صدای بلند جنس تبلیغ می کنن و خانمها هم هرکدوم یه جنس رو توی دستشون گرفتن و دارن بررسی می کنن یا روی قیمت چونه میزنن. بعضی فروشنده ها هم نمی شینن و هی از این سر واگن تا اون سر میرن و داد میزنن.

* البته خوب این روش معایبی هم داره. درسته برای خودشون و خانواده شون یه اشتغالی یا ممر در آمدی جور کردن، ولی علاوه بر اینکه جای زیادی توی مترو میگیرن و یه طورایی چهره واگن شبیه شنبه بازار میشه، به خاطر اینکه مالیات نمیدن، مطمئنا این کارشون به ضرر مغازه دارهاست، کمااینکه گفتم اجناسی هم که میفروشن اغلب به همون قیمت مغازه هاست و چینی هم هست!

* توضیح عکس: تبلیغات درون مترو. تو واگن خانمها برای خانمهای ایستاده جای دست گذاشتن و توی همین جا هم تبلیغات گذاشتن! معمولا جای دلستر، شامپو و خمیردندان و یا این یکی که چسب دو قلو هست، رو تو اون محفظه میذارن!:)

۲۲ نظر

  1. سیده سمانه نصیحت کن ۱۳۸۸-۰۵-۲۶، ۱۱:۴۴ ب.ظ

    سلام
    من همیشه از گوگل ریدز مطالب شما رو دنبال می کنم
    به وبلاگ کوچیک من هم سری بزنید
    خوشحال میشم نظراتتون رو بخونم و همین طور راهنمایی هاتون رو واسه بهبود و پیشرفت وبلاگم
    ممنون

  2. زهـــــــــــــــــــــــــــــــــرا ۱۳۸۸-۰۵-۲۶، ۱۱:۵۶ ب.ظ

    اگه دلتنگ ماه رمضون هستی …بیا به وبلاگم

  3. پویا ۱۳۸۸-۰۵-۲۷، ۲:۱۴ ق.ظ

    اگه دقت کنی از نزدیک رو اون چسبه نوشته تیوپ خالی!که کسی به وسوسه ی دزدی نزنه دستگیره رو بیاره پایین!

  4. نفس ۱۳۸۸-۰۵-۲۷، ۶:۵۲ ق.ظ

    بازم جای شکرش باقیه که یه همچین جائی برای یه همچین خانومهائی وجود داره

  5. پریزاد ۱۳۸۸-۰۵-۲۷، ۸:۴۶ ق.ظ

    به این وبلاگ هم یه نگاهی بنداز:
    یادداشت های دختر دستفروش مترو
    http://www.dastforoshemetro.blogfa.com/

    زهرا Reply:

    اینو وبلاگو دیدم مرسی پریزاد جان:)

    مسافر Reply:

    سلام.

    ممنون بابت معرفی وبلاگ

  6. آقای رگبار ۱۳۸۸-۰۵-۲۷، ۱۰:۳۴ ق.ظ

    تفاق من هم به این موضع قبلا توجه کرده بودم . کاسبی بدون مالیات ولی اینوهم توجه کن که هرچی دستفروش بیشتر میشه معلومه که اوضاع زندگی ها خراب تره

  7. نوستالوژی ۱۳۸۸-۰۵-۲۷، ۱۲:۲۹ ب.ظ

    یادش به خیر….قبل اینکه ماشین بخرم،از مترو استفاده میکردم و الان دلم یهو گرفت….یادآوریه بدی بود واسم….اتفاقن کلّی هم جنس میخریدم…خانومای کارمندو خوب اومدی!

    نازنین Reply:

    من خیلی تنها هستم یکی پیدا میشه با من حرف بزنه که تنها نمونم

  8. ... ۱۳۸۸-۰۵-۲۷، ۱:۴۳ ب.ظ

    من نمیدونستم بر و بچه های ورد پرس اینقد خوب مینویسن
    خیلی خوب بود
    وتا اندازه ای مفید …

  9. مسافر ۱۳۸۸-۰۵-۲۷، ۳:۴۹ ب.ظ

    سلام.

    اینکه گفتین توی واگن بساط پهن میشه جالبه :)) من تا حالا ندیدم (البته من هم زیاد مترو سوار نمیشم)

    امروز با وبلاگ دختر دستفروش مترو آشنا شدم، خیلی برام جالب بود و عجیب، واقعا ایشون دستفروش هستن؟ تو زندگیشون موفق باشن ایشالا.

  10. MoMpo ۱۳۸۸-۰۵-۲۷، ۵:۳۰ ب.ظ

    چطوری می فروشن ؟ بساط پهن می کنن یا توی ظرف یا ساک نمیزارن؟ (تا حالا سوار متروی تهران نشدم، تعجب داره ؟)

  11. مهدی ۱۳۸۸-۰۵-۲۸، ۱:۰۴ ق.ظ

    واییییییییییییییییییی خدا دیگه تا این حد؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!
    ببین محمود چه اشتغال زایی کرده.
    تا هند شدن راهی نداریم. البته تماماً از نطر منفی.
    واقعاً دلم میسوزه که این همه بیکار داریم و شغلای کاذب.
    به هر حال باید یه جوری این اشغال هایی که چین میسازه یه جا فروش بره.
    یه بنده خدایی میگفت این چینیهایی که ما میاییم ازشون جنس میخریم میگن جداً شما این جنسا رو هم میفروشین؟؟؟!!!! خودشون اینا رو میندازن دور خیلی اوقات هم مجانی به تاجر های ایرانی میدن.

    خلاصه که سلطان حسین صفوی تو بخواب که محمود هست هسابی گه میزنه.
    من شخصاً میگم علاوه بر این ۴سال ۴سال دیگه هم محمود رییس جمهور بشه که دیگه کامل کنه کار سلطان حسین صفوی و دیگه نادری نیاد کشور رو نجات بده.

  12. elham ۱۳۸۸-۰۵-۲۸، ۶:۱۸ ب.ظ

    matlabeh jaalebi bood… mitooni ye aks begiri o post koni?

  13. elham ۱۳۸۸-۰۵-۲۸، ۶:۳۶ ب.ظ

    albateh ba hefzeh hoviateh forooshandeha

  14. داستانک ۱۳۸۸-۰۵-۲۹، ۴:۳۹ ب.ظ

    چی بگه آدم !؟
    واقعن..

  15. خسروبیگی ۱۳۸۸-۰۵-۳۱، ۹:۵۷ ق.ظ

    سلام

    وبلاگ دختر دستفروش مترو را بخوان

    http://dastforoshemetro.blogfa.com/

    حتما با فروشندگان آشنا میشی

    راستی نویسنده این وبلاگ دانشجو هم هست!
    موفق باشی

  16. mohamad_xcv ۱۳۸۸-۰۶-۱، ۲:۰۷ ق.ظ

    *اوهوم، دخترا خیلی زود با یه بند انداختن و ارایش شبیه زنا میشن در حالی که پسرا باید ریش در بیارن که خوب کار یه شبه نیست! البته الآن دیگه دخترا کمتر صبر می کنن تا فارغ التحصیل بشن بعد برن آرایشگاه!
    *در مورد دست فروشا نظری ندارم چون تو واگن خانما رو دقت نکردم ایشالا فردا یادم باشه نگاه کنم/ ولی این دوستی که تمام اینارو گذاشته پای داش محمود ما یه کم بی انصافه_ اصلا هند مترو کجاش بود؟ (من طرفدار احمدی نژاد نیستم!)
    *توضیح عکس: هه! از اینا برای آقایون ایستاده هم گذاشتن! توی اتوبوس های بی آر تی هم هست_ بالاخره مترو هم خرج داره دیگه!

  17. عبدالله هاشمی ۱۳۸۸-۰۶-۱۶، ۷:۲۶ ق.ظ

    ت۸۹اغ۰۸۹ب۰۶بیحخکتنکئئ۶ت۰ا۹۰۷ل۷۸۹گئنمذد- عغ۸۹ل۸غب-۸غ۰-عهج۰۹هتئگحکنئ
    گذعهغرز۸ز

  18. مهدی ۱۳۸۸-۰۹-۹، ۱۱:۰۲ ب.ظ

    خیلی جالبها اگه چندتا عاقدهم صیغه عقدوطلاق اونجابخونن دیگه تمومه

  19. mina ۱۳۸۹-۰۱-۲۲، ۱۰:۱۵ ق.ظ

    mina hastam asheghe pesari naze naze naz