<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: در باب اهمیت موضوع! :-)</title>
	<atom:link href="http://zahra-hb.com/1388/05/importancy/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://zahra-hb.com/1388/05/importancy/</link>
	<description>دست نوشته ها و خاطرات یک دختر ایرانی</description>
	<lastBuildDate>Thu, 24 May 2012 15:38:56 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.2</generator>
	<item>
		<title>با: زهرا</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/05/importancy/comment-page-1/#comment-45985</link>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=4389#comment-45985</guid>
		<description>وقتی با دیدن یه عکس بعضیها به شدت حالی به حالی میشنو هوس میکنن 300 سال سرباز بمونن              میفهمم گشت ارشاد یه ضرورته تو کشور ما.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>وقتی با دیدن یه عکس بعضیها به شدت حالی به حالی میشنو هوس میکنن ۳۰۰ سال سرباز بمونن              میفهمم گشت ارشاد یه ضرورته تو کشور ما.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: رضا</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/05/importancy/comment-page-1/#comment-45340</link>
		<dc:creator>رضا</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=4389#comment-45340</guid>
		<description>سلام

آقا من این عکسا دیدم یاد یه چیزی افتادم که به موضوع ربطی نداره ولی نمی تونم نگم.

من کلا همیشه یه سوال داشتم و اون اینه که اگه قراره ما بعد کلی درس خوندن توی دانشگاه بریم سربازی بعدش هم بعد از 2 ماه وقت تلف کردن ،منشی جناب امیر یا جناب سرهنگ بشیم ، خوب چرا دخترا نباید برن سربازی ؟ چون منشی گری این جور چیزا مگه کار عمومی دخترا نیست.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام</p>
<p>آقا من این عکسا دیدم یاد یه چیزی افتادم که به موضوع ربطی نداره ولی نمی تونم نگم.</p>
<p>من کلا همیشه یه سوال داشتم و اون اینه که اگه قراره ما بعد کلی درس خوندن توی دانشگاه بریم سربازی بعدش هم بعد از ۲ ماه وقت تلف کردن ،منشی جناب امیر یا جناب سرهنگ بشیم ، خوب چرا دخترا نباید برن سربازی ؟ چون منشی گری این جور چیزا مگه کار عمومی دخترا نیست.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: وکیل بانو</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/05/importancy/comment-page-1/#comment-45300</link>
		<dc:creator>وکیل بانو</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=4389#comment-45300</guid>
		<description>م</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>م</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: کاوه</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/05/importancy/comment-page-1/#comment-45187</link>
		<dc:creator>کاوه</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=4389#comment-45187</guid>
		<description>حقشه تک تیر انداز دشمن یک تیر بزنه از وسط آینش رد شه صاف بخوره وسط پیشونیش تا درس عبرتی بشه برای بقیه که ارتش جای این کارا نیست !

این کارا ماله تو خونس بعد از شستن ظرفا و رختا :))</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>حقشه تک تیر انداز دشمن یک تیر بزنه از وسط آینش رد شه صاف بخوره وسط پیشونیش تا درس عبرتی بشه برای بقیه که ارتش جای این کارا نیست !</p>
<p>این کارا ماله تو خونس بعد از شستن ظرفا و رختا :))</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: ناشناس</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/05/importancy/comment-page-1/#comment-45178</link>
		<dc:creator>ناشناس</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=4389#comment-45178</guid>
		<description>با سلام . اگه اینها هم خدمتی من بودند پس کاش هیچ وقت خدمت تمام نمی شد. میشه از اینها برای گشت ارشاد استفاده کرد؟ نظرتون چیه؟</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با سلام . اگه اینها هم خدمتی من بودند پس کاش هیچ وقت خدمت تمام نمی شد. میشه از اینها برای گشت ارشاد استفاده کرد؟ نظرتون چیه؟</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: فرهاد</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/05/importancy/comment-page-1/#comment-45158</link>
		<dc:creator>فرهاد</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=4389#comment-45158</guid>
		<description>قشنگیه این عکس توی اینه که این خانومه حتی در شرایط نظامی نیز ویژگیهای روحیشو فراموش نکرده، نه مثل ما ها که یه کم ذهنمون درگیر میشه نه حاضریم به روح خودمون دیگه احترام براریم و نه روح دیگران.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>قشنگیه این عکس توی اینه که این خانومه حتی در شرایط نظامی نیز ویژگیهای روحیشو فراموش نکرده، نه مثل ما ها که یه کم ذهنمون درگیر میشه نه حاضریم به روح خودمون دیگه احترام براریم و نه روح دیگران.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: داستانک</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/05/importancy/comment-page-1/#comment-45150</link>
		<dc:creator>داستانک</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=4389#comment-45150</guid>
		<description>فکر نمی کنم سرباز باشن!
اینا کماندو و اینطور که پیداست درجه اشون هم بد نیست!
این عکس نشون میده زنها توی ارتش هم آدم بشو نیستن
:دی

اهههههههههم
ببخشید
منظورم این بود که فرشته هستند همیشه.
آره
آره
همیشه!!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>فکر نمی کنم سرباز باشن!<br />
اینا کماندو و اینطور که پیداست درجه اشون هم بد نیست!<br />
این عکس نشون میده زنها توی ارتش هم آدم بشو نیستن<br />
:دی</p>
<p>اهههههههههم<br />
ببخشید<br />
منظورم این بود که فرشته هستند همیشه.<br />
آره<br />
آره<br />
همیشه!!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: مهدی</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/05/importancy/comment-page-1/#comment-45148</link>
		<dc:creator>مهدی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=4389#comment-45148</guid>
		<description>آقای ناشناس کاش همون آش رو میدادن. الان که زهر مار میدن.
مردشور هر چی سربازی و نظامی هم ببرن.
شما هم یا سربازی نرفتی یا هنوز اشخوری یا پارتی داشتی که اینقدر لفظ قلم حرف میزنی در باره خدمت اشغال سربازی.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>آقای ناشناس کاش همون آش رو میدادن. الان که زهر مار میدن.<br />
مردشور هر چی سربازی و نظامی هم ببرن.<br />
شما هم یا سربازی نرفتی یا هنوز اشخوری یا پارتی داشتی که اینقدر لفظ قلم حرف میزنی در باره خدمت اشغال سربازی.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: بهنام(بیکار بودم اومدم وبلاگ زدم)</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/05/importancy/comment-page-1/#comment-45144</link>
		<dc:creator>بهنام(بیکار بودم اومدم وبلاگ زدم)</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=4389#comment-45144</guid>
		<description>چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی
چه بغض ها که در گلو رسوب شد، نیامدی
خلیل آتشین سخن،تیر به دوش بت شکن
خدای ما دوباره سنگ و چوب شد، نیامدی
برای ما که خسته ایم و دل شکسته ایم نه
ولی برای عده ای چه خوب شد نیامدی
تمام طول هفته را به انتظار جمعه ها
دوباره صبح، ظهر، نه! غروب شد، نیامدی</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی<br />
چه بغض ها که در گلو رسوب شد، نیامدی<br />
خلیل آتشین سخن،تیر به دوش بت شکن<br />
خدای ما دوباره سنگ و چوب شد، نیامدی<br />
برای ما که خسته ایم و دل شکسته ایم نه<br />
ولی برای عده ای چه خوب شد نیامدی<br />
تمام طول هفته را به انتظار جمعه ها<br />
دوباره صبح، ظهر، نه! غروب شد، نیامدی</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: آرمان</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/05/importancy/comment-page-1/#comment-45142</link>
		<dc:creator>آرمان</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=4389#comment-45142</guid>
		<description>لباس و کلاهشون شبیه آشخورهاست</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>لباس و کلاهشون شبیه آشخورهاست</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>

