۱۳۸۸-۰۵-۱۳
دخترهای دبیرستانی، کنکور و باقی قضایا
* کلا هروقت دیدین توی اتوبوسی یا به طور کلی در یک مکان عمومی چند تا دختر با شور و حرارت زیاد دارن حرف میزنن و با صدای بلند بگو و بخند کنن، شک نکنین اونا دخترهای نوجوان و یا دبیرستانی هستن حالا هر قدرم که فکر کنید سنشون بیشتر میزنه. ما دخترا سن و سالمون که بالاتر میره، جدای از مشکلاتی که سر رامون قرار میگیره و باعث میشه از شور و نشاط اون سنین کاسته بشه، ناخودآگاه ماخوذ به حیا تر میشیم و صدامون پائین تر میاد. تازه در سنین بالاتر مدل دلبری و جلب توجه هم ناخودآگاه تغییر میکنه. یعنی صدای آهسته بهمراه مقادیری عشوه (بعضیا شورشو در میارن که خرکی یا به اصطلاح شتری میشه!:D) و همه دخترها به تدریج میفهمن که روش مستقیم کلا جواب نمیده مگه اینکه طرف فاقد و یا دارای مقادیر کمی IQ باشه یا از نظر اجتماعی ضعیف باشه.
کلا من به این دخترهای دبیرستانی که توی دنیای خودشون خوشن، خیلی حسودی می کنم. همه حرکاتشون از روی بچه بازی و سرخوشیه.
* الان واضحه که من امروز با مترو اومدم و چند تا دختر دبیرستانی دیدم دیگه؟ اینها تازه پشت کنکوری هم بود بینشون. چند تاشون داشتن میرفتن کلاس زبان. با بی خیالی تمام رتبه هاشون رو میگفتن. یکیشون شده بود ۸۱ هزار. یکیشون بعد ۲ سال تازه شده بود ۲۱ هزار و می خندید و می گفت هر سال موفق میشه ۱۰ هزارتا رتبه شو پائین بیاره و اگه به همین روش ادامه بده، سازمان سنجش ۲ سال دیگه اسمشو توی روزنامه میزنه. تازه اینها از این سر شهر داشتن میرفتن اون سر شهر کلاس زبان. یکیشون وقتی علت رو پرسید میگفتن عمدا جای دور رو انتخاب کردیم که توی خونه نمونیم و بیشتر توی شهر باشیم.
* معمولا توی شهرها امکانات بیشتری برای تفریح و گذروندن اوقات بیکاری هست. به نظرم بچه های شهرستانی در مورد کنکور استرس بیشتری دارن. چون میدونن اگه قبول نشن یکسال تمام خونه نشین میشن. تصور کنید یه دختری توی یکی از شهرهای بزرگ کنکور قبول نشه، کلی مراکز تفریحی، ورزشی و یا علمی هست که با دوستانش بره اونجاها (هرچند تعدادشون کمه ولی به هرحال هست) ولی در شهرستانها و بدتر در روستاها بچه ها نمیتونن کاری بکنن و وقتشون واقعا تلف میشه. مگه اینکه پاشن برن شهر که اونم هزینه زیادی براشون داره. معمولا بچه های روستایی تو فصل برداشت (مثلا توی شمال تابستون برنج و چای برداشت میشه) میتونن به خانواده هاشون کمک کنن ولی بعدش بازم بیکاری و بی تفریحی و در و دیوار خونه است که باید یکسال تمام تحملش کنن.
* پانوشت ۱: نمیدونم امسال چنین طرحی هنوزم هست یا ملغی شد؟!
پانوشت ۲: یکی از کارهای سخت این روزها توی دنیای مجازی، همانا وبلاگنویسی هستش.


emad Reply:
مرداد ۱۳م, ۱۳۸۸ at ۹:۳۳ ب.ظ
البته اگر کنکور ابطال شود و دوباره برگزار شود وباز هم قبول نشویم ……
این یعنی باز هم تقلب شده !
آنقدر باید ابطال شود تا ما قبول شویم!!!
وگرنه مشروعیت ندارد !
جواب به این نظر