دخترهای دبیرستانی، کنکور و باقی قضایا

* کلا هروقت دیدین توی اتوبوسی یا به طور کلی در یک مکان عمومی چند تا دختر با شور و حرارت زیاد دارن حرف میزنن و با صدای بلند بگو و بخند کنن، شک نکنین اونا دخترهای نوجوان و یا دبیرستانی هستن حالا هر قدرم که فکر کنید سنشون بیشتر میزنه. ما دخترا سن و سالمون که بالاتر میره، جدای از مشکلاتی که سر رامون قرار میگیره و باعث میشه از شور و نشاط اون سنین کاسته بشه، ناخودآگاه ماخوذ به حیا تر میشیم و صدامون پائین تر میاد. تازه در سنین بالاتر مدل دلبری و جلب توجه هم ناخودآگاه تغییر میکنه. یعنی صدای آهسته بهمراه مقادیری عشوه (بعضیا شورشو در میارن که خرکی یا به اصطلاح شتری میشه!:D) و همه دخترها به تدریج میفهمن که روش مستقیم کلا جواب نمیده مگه اینکه طرف فاقد و یا دارای مقادیر کمی IQ باشه یا از نظر اجتماعی ضعیف باشه.
کلا من به این دخترهای دبیرستانی که توی دنیای خودشون خوشن، خیلی حسودی می کنم. همه حرکاتشون از روی بچه بازی و سرخوشیه.

* الان واضحه که من امروز با مترو اومدم و چند تا دختر دبیرستانی دیدم دیگه؟ اینها تازه پشت کنکوری هم بود بینشون. چند تاشون داشتن میرفتن کلاس زبان. با بی خیالی تمام رتبه هاشون رو میگفتن. یکیشون شده بود ۸۱ هزار. یکیشون بعد ۲ سال تازه شده بود ۲۱ هزار و می خندید و می گفت هر سال موفق میشه ۱۰ هزارتا رتبه شو پائین بیاره و اگه به همین روش ادامه بده، سازمان سنجش ۲ سال دیگه اسمشو توی روزنامه میزنه. تازه اینها از این سر شهر داشتن میرفتن اون سر شهر کلاس زبان. یکیشون وقتی علت رو پرسید میگفتن عمدا جای دور رو انتخاب کردیم که توی خونه نمونیم و بیشتر توی شهر باشیم.

* معمولا توی شهرها امکانات بیشتری برای تفریح و گذروندن اوقات بیکاری هست. به نظرم بچه های شهرستانی در مورد کنکور استرس بیشتری دارن. چون میدونن اگه قبول نشن یکسال تمام خونه نشین میشن. تصور کنید یه دختری توی یکی از شهرهای بزرگ کنکور قبول نشه، کلی مراکز تفریحی، ورزشی و یا علمی هست که با دوستانش بره اونجاها (هرچند تعدادشون کمه ولی به هرحال هست) ولی در شهرستانها و بدتر در روستاها بچه ها نمیتونن کاری بکنن و وقتشون واقعا تلف میشه. مگه اینکه پاشن برن شهر که اونم هزینه زیادی براشون داره. معمولا بچه های روستایی تو فصل برداشت (مثلا توی شمال تابستون برنج و چای برداشت میشه) میتونن به خانواده هاشون کمک کنن ولی بعدش بازم بیکاری و بی تفریحی و در و دیوار خونه است که باید یکسال تمام تحملش کنن.

* پانوشت ۱: نمیدونم امسال چنین طرحی هنوزم هست یا ملغی شد؟!
پانوشت ۲: یکی از کارهای سخت این روزها توی دنیای مجازی، همانا وبلاگنویسی هستش.

۲۷ نظر

  1. مرتضی ۱۳۸۸-۰۵-۱۳، ۸:۰۴ ب.ظ

    نه ! امکان ندارد ! تقلب شده !
    دانش اموزان تعیین رشته نکنند چون تقلب شده ! از فردا راهپیمایی را شروع می کنیم!
    شبکه های ماهواره ای راهنماییمان می کنند! می رویم جلو سازمان سنجش و شیشه ها را می شکنیم و سطل زباله آتش می زنیم این روش جواب می دهد! به هر حال ما نمی دانیم ! تقلبی شده و باید کنکور ابطال شود ! وگرنه این دانشجویان قبول شده مشروعیت ندارند!!
    برای پاسخگویی به اعتراضات سازمان سنجش صلاحیت ندارد ! اعضای آن هوادار بعضی دانش آموزان هستند!
    فقط ابطال!!

    (برگرفته از پیشنهادات کیهان برای کنکوریهای امسال)

    جواب به این نظر

    emad Reply:

    البته اگر کنکور ابطال شود و دوباره برگزار شود وباز هم قبول نشویم ……
    این یعنی باز هم تقلب شده !
    آنقدر باید ابطال شود تا ما قبول شویم!!!
    وگرنه مشروعیت ندارد !

    جواب به این نظر

  2. فرهاد ۱۳۸۸-۰۵-۱۳، ۹:۰۳ ب.ظ

    این چند روزه پس از سال ها رفتم کلاس زبان اسم نوشتم.
    شاید چون یه کم یادم رفته بود، تعیین سطح که کردم ، افتادم خیلی level پایین تر.
    اولش ناراحت بودم.
    ولی الان که یه مدتیه میرم این کلاس ، با این که استاد گفت تو باید بری بالاتر، ولی گفتم نمیخوام . چون بین یه عالمه بچه ی راهنمایی و دبیرستان قرار گرفتم… همون خوشی ها … همون تیکه پرانی ها.. همون مسخره بازی ها… همون قه قهه ها….

    معذرت ، یه کم نا مربوط بود به این پستتون. ولی دلم میخواست یه جا مطرح کنم!

    جواب به این نظر

    سعید(همون دو جنسه سابق) Reply:

    خیلی به ادم اینجور توی یه جمعی بودن میچسبه!!!!!!!!!! من هم خیلی دوست دارم اینجوری باشم!!!!!!!!!!!

    جواب به این نظر

  3. سعید(همون دو جنسه سابق) ۱۳۸۸-۰۵-۱۳، ۹:۳۰ ب.ظ

    سلام!

    زهرا میخوای بگی بزرگ شدی !!!!!!!!!!!

    ای بابا بازم دمه دخترا گرم ما پسرای بد بخت چیکار کنیم که اگر سر ۲ سال قبول نشدیم باید بریم سربازی و بعدشم کار و بعد یه مدتم یه زن با دو تا بچه میذارن بغلمون!!!

    اره دخترا عین خیالشون نیست ولی بهتره بدونی که ما پسرا خیلی به خاطر این چیزا ضربه ی روحی میخوریمو به روی خودمون نمیاریم!!!!!!!!!!!!!!!!

    سعید (همون دو جنسه ی سابق)

    جواب به این نظر

  4. مسافر ۱۳۸۸-۰۵-۱۳، ۱۱:۰۶ ب.ظ

    سلام.

    ۸۱ هزار !؟ مگه چنین رتبه ای هم داریم ؟ صد هزار شکر که دوره ما اینقد کنکور سخت نبود. یادم میاد بدترین رتبه ها ۱۳ هزار اینا بود (نمیدونم شاید اشتباه میکنم).

    جواب به این نظر

    زهرا Reply:

    تو منطقه ۳ ظرفیتها کمه. ولی توی مناطق ۱ یا ۲ آره داریم. ۱۲۴ هزار هم دیدم خودم !:))

    جواب به این نظر

  5. Parsa ۱۳۸۸-۰۵-۱۴، ۱۲:۴۰ ق.ظ

    tarhe bumisaazi hast, amma tu reshte haye mohem 60% tu reshte haye dige 80%

    جواب به این نظر

  6. خاطرات یک دانشجوی آی تی ! ۱۳۸۸-۰۵-۱۴، ۶:۳۰ ق.ظ

    سلام زهرا خانم اچ بی !

    مگه خودت پشت کنکور نبودی !!؟

    در ضمن ! اینا که میگن باید شیشه های سازمان سنجش ! رو بیاریم پایین یه عده افراد اغتشاشگر هستند به فرماندهی میرحسن ماستوی ! (ماست فروش سر کوچمون!)

    اما خوب باید به اینها هم احترام گذاشته بشه !

    در ضمن نباید یادمون بره که در سال ۱۳۰۸ جد ولجده همین دوستان بودن که موجبات کودتای پشمکی رو پیش آوردند !

    ————————————————————————————–

    گذشته از شوخی !
    سایت بسیار زیبا و به یاد ماندنی رو دارید ! یادم میاد که قبلا هم بیش از دهها بار اومده بودم ولی مثه اینکه یه بار تعطیل بود !

    امیدوارم موید باشید در تمامی مراحل زندگی (همچنین در امر همسرداری !!)

    خدانگهدار

    ۱Daneshjou.blogfa.com

    جواب به این نظر

  7. asaadat ۱۳۸۸-۰۵-۱۴، ۸:۳۳ ق.ظ

  8. آقای رگبار ۱۳۸۸-۰۵-۱۴، ۱۱:۴۷ ق.ظ

    اتفاقا من هم به این موضع از دید دیگه ای نگاه کرده بودم .
    وقتی تو مجامع عمومی مثل همین مترو هستم می بینیم که تنها گروههایی شادو خوشن که یا دبیرستانی هستند یا دخختر پسری هستند که تازه به هم رسیده باشند . بقیه همه سر در جیب مراقب دارند !

    جواب به این نظر

  9. نلسون ۱۳۸۸-۰۵-۱۴، ۱:۴۷ ب.ظ

    خیلی وقته یه دل سیر نخندیدم

    جواب به این نظر

  10. حسین ۱۳۸۸-۰۵-۱۴، ۱:۵۵ ب.ظ

    جالبه
    هنوز هم میخوان جلو مدارس پلیس وایی می ایسته؟

    جواب به این نظر

  11. homayun ۱۳۸۸-۰۵-۱۴، ۳:۰۹ ب.ظ

    سلام می خوام انتخاب رشته کنم . بگو نرم افزار بزنم یا نه اگه آره چرا ؟ اگه نه چرا؟

    جواب به این نظر

  12. سید حسن کاظم زاده ۱۳۸۸-۰۵-۱۴، ۵:۳۷ ب.ظ

    استمداد از یاران مهندس حمزه غالبی
    وبلاگ زندانیان، وبلاگی برای پوشش خبری وضعیت مهندس حمزه غالبی، دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه تربیت مدرس و مسوول ستاد جوانان آقای مهندس میر حسین موسوی است که یک هفته پس از انتخابات با شیوه ای ناجوانمردانه در مقابل منزل خود دستگیر (ربوده) و به مکان نامعلومی انتقال یافت و هنوز در بازداشت به سر می برد.

    از همه دوستان و علاقمندان آقای غالبی درخواست می شود تا به پاس دوستی ها و رفاقت ها، با تولید محتوا و معرفی وبلاگ به دیگران، مارا در پیگیری حقوق پایمال شده این زندانی سیاسی یاری دهند.

    آدرس وبلاگ: http://zendaniyan.blogfa.com

    جواب به این نظر

  13. asghar ۱۳۸۸-۰۵-۱۴، ۵:۵۶ ب.ظ

    سلام من دانشجوی رشته برق و الکترونیک تو ترکیه هستم فقط بهتون بگم اینجا همه خوشن چه دبیرستانی چه دانشگاهی و چه کسایی که تو کسب و کار هستند آخه در هفته دو روز تعطیل و درامد و تفریح کاغی دارند هرکی هر جوری می خواد زندگی میکنه مسلمونا روزای جمعه واسه نماز جمعه س و دست میشکنن حتی بعضی وقتها صف های نماز پیاده روها و خیابونا رو هم میبنده همه کسایی که هم نماز نمی خونند احترام می ذارند

    جواب به این نظر

    یاسر Reply:

    حتماٌ اونجا جدیدی عزیز! وقتی به میدان تقسیم در استامبول هستی یک سری هم به کوچه پس کوچه های اون منطقه بزن و خانه های کوچک چند طبقه ی چوبی و کهنه ی دوران کمال اتاترک رو ببین تا حقیقت را روشن تر ببینی. اگر بتوانی بنا به بهانه ای در این نوع خانه ها رفت و امد کنی بیشتر به عمق دوگانگی و اختلاف پی میبری. در ترکیه سعی سیستم همیشه بر ظاهر سازی بوده و رو نمای جامعه به هیچ وجه گویای حقایق نیست.

    جواب به این نظر

    asghar Reply:

    فکر کنم شما متوجه حرف من نشدی من نخواستم یه چهره اسلامی از ترکیه نشون بدم
    من چهار ساله که ترکیه هستم و میدان و خیابون تقسیم (به قول ترکا تکسیم) رو هم خوب بلدم و حسابی گشتم و کلا استانبول رو خوب بلدم ولی در اصل من ساکن ازمیر هستم که از نظر آزادی و اوضاع اجتماعی در کنار آنتالیا آزادترین مناطق ترکیه هستند و از همه نظر بیشترین شباهت رو به اروپا دارند ولی چیزی که می خواستم بگم درست برعکس همون چیزیه که شما گفتی یعنی اینجا ظاهر و باطن معنی نداره هرچیزی جایگاهش معلومه هم مسجد هست هم میخونه هم میتونی خوشگذرونی کنی هم می تونی بری عبادت بکنی تو دانشگاها سر کلاس حجاب واسه دخترا ممنوعه ولی تو محوطه دانشگاه می تونی دخترای حجابی و دخترایی که از نظر پوشش خیلی ازاد هستند رو در کنار هم و دست در دست هم ببینی خلاصه کلامم اینه که اینجا همه با زور و فشار که بهشون بگه نماز بخون و روزه بگیر وغیره مخالفن و معتقدند که زور و فشار آدمو عقده ای بار میاره(وضعی که تو ایران داریم)و خیلیاشونم نه نماز می خونن و نه روزه می گیرن ولی در کل به مقدسات احترام می گذارند کسایی که هم می خوان نماز بخونند و روزه بگیرن هم که ازاد هستند و مشکلی نیست در مورد سیستم ظاهرسازی و همچنین عمق دوگانگی هم فکر کنم بیشتر درباره ایران صادقه تا ترکیه آخه ترکیه یه کشور لائیکه و اصلا ادعای مسلمونی نداره ولی ایران سردمدار کشورای مسلمونه حالا شما یه سری بزن به کوچه پس کوچه های محله شاه عبدالعظیم در شهر ری که یه مکان مقدس هم هست تا ببینی چه خبره داداش تازه

    جواب به این نظر

    یاسر Reply:

    دوست خوبم متاسفم که منظورتو خوب نگرفتم و همچنین متاسفم که منظور خودم رو هم بخوبی ادا نکردم! منظورم یکی اینه که بسیاری از اونها در فقر کامل بسر میبرن ولی بدون کراوات از خونه خارج نمیشن و یا در روستاها بچه ی ۷ ساله اگه با کفش سوراخ میره مدرسه بازم میبینی کراوت داره.

    در مورد تکسیم و خونه های چوبی هم که موشهاش از گنده گی گربه رو درسته میخورن، منظورم مشکلات مسکن و دست تنگی مردم بود. همینطور دوگانگی هارو میشه در نقاط دیگه هم دید مثلاً زنه گنده با حجاب سفت و سخت چسبیده، به گردن ابراهیم تاتلیسس اویزون میشه که ماچش کنه!! اینو البته با تعصب نمیگم فقط اشاره ام به نا همخوانیهاست.

    اینرو هم بگم که من از از سال ۱۹۸۸ به ترکیه نرفتم و ممکنه خیلی چیزا فرق کرده باشه! مثلاً با توجه به تغیرات سیاسی فکر کنم جو نسبت به اون سالها مذهبی تر باشه. هر چند که با وجود قدرت گیریه احزاب مذهبی هنوز هم محدودیتهای قدیمی برای مردم وجود داره و جالبه که بر عکس ایران با داشتن حجاب برخورد میشه و نه بد حجابی. بطور کلی از نظر من ترکیه از لحاظ بافت اجتماعی ترکیبی مختص به خودش داره.

    موفق باشی دوست خوب و عزیز

    جواب به این نظر

    asghar Reply:

    در خیلی موارد با شما موافقم فقط درباره قضیه کراوات توضیح بدم که در ترکیه کروات در اماکن دولتی ویا برای کسایی که تو هتل ها و رستوران ها کار می کنند اجباری همچنین واسه دانش آموزان مدارس

    شما هم موفق باشی

    جواب به این نظر

  14. نیما آ ۱۳۸۸-۰۵-۱۴، ۹:۳۲ ب.ظ

    کل مطلبتون تایید می شه
    خصوصا قسمت شهرستانیش

    در مورد قسمت اول
    به نظر من به همین دلیل دخترا باید قبل از بیست سالگی ازدواج کنند
    چون بعدش هم سخت گیر تر می شن
    اخرشم یک کور کچلی نصیبشون می شه
    و هم اینکه اون شادابی جوانانی رو ندارد

    جواب به این نظر

    مازیار Reply:

    جالبه، با این منطق شما آقایون هم لابد کاملا حق دارند بعد از چند سال زندگی مشترک، برند یه زن تر و تازه تر بگیرند، چون همسر قبلی بالاخره یه روزی از مرز ۲۰ سالگی می گذره و دیگه “اون شادابی جوانانی” رو نداره… اینو شوخی نوشتی یا واقعا اینطوری فکر می کنی؟!

    جواب به این نظر

  15. default ۱۳۸۸-۰۵-۱۵، ۶:۱۹ ق.ظ

    سلام زهرا جون. اومده بودم واسه خوندن شعرم به وبلاگم دعوتت کنم. اما گفتم شاید وقت نداشته باشی و شعرمو آوردم همینجا واست بنویسم. اگه خوندیش و پسندیدیش و دوست داشتی خبرم کن.
    این شعر سیاسی نیست!!!
    بشنو ای دوست سخن از من ره گم کرده
    واعظ مجلس ما میل سر خــــم کرده
    چون گذشت از سر هفتاد گذار عمرش
    تازه فهمیده ره میکده را گم کرده
    عمر خود گرگ ره گله ی بدبختان بود
    آخــــر عمر سر خدمت مردم کرده!!!
    کو؟ کجا رفت؟ چه شد خادم این قشر فقیر؟
    آگهی داد به کیـــــهان، ‌سفر رم کرده
    پس چرا بار ضعیفان نرسد بر منزل؟
    محتسب در بر ساقی شکم اهرم کرده!
    جانب امن و وفا در بر ما نیست که نیست
    شاه ما دوش، دلش خواهش گندم کرده
    مار اگر بود، شد افعی ز پس خورد و خوراک
    مور اگر بود کنون حیله ی ک‍‍ژدم کرده
    عاشقا میل جوانی ز سرت بیرون کن
    چون حرام این همه را مملکت قم کرده
    عمرت ای ماه دراز از طرف حق باشد
    خادمان دور و برت شیوه ی انجم کرده

    جواب به این نظر

  16. سعید ۱۳۸۸-۰۵-۱۵، ۸:۴۷ ق.ظ

    سلام
    جالب بود!
    شما دخترها هم خیلی پیچیده هستید!

    جواب به این نظر

  17. Mohamad_xcv ۱۳۸۸-۰۵-۲۴، ۳:۳۱ ق.ظ

    دختر و پسر نداره خوب_ اتفاقا پسرا خیلی شلوغ ترن البته فرقش اینه که پسرا بعد از سوم دبیرستان افسرده نمی شن و همچنان سرخوشن و جفتک می ندازن!

    واقعا که یادش بخیر… اون موقع ها که اتوبوسو می کردیم باغ وحش!

    جواب به این نظر

    سعید(همون دوجنسه ی سابق) Reply:

    واقعا یادش بخیر حیف که دیگه بر نمیگرده!!!!!!!!!!!!!!

    جواب به این نظر

  18. پریسا ۱۳۸۸-۱۰-۳۰، ۲:۰۹ ب.ظ

    من الان خودم یه دختر سوم دبیرستانیم اصلانم افسرده نیستم و نخواهم شد تازه تو اصلا نگران نباش خودم اتوبوسو با بچه ها واست میکنیم باغ وحش مشکلی اصلا نیست

    جواب به این نظر

نظر شما