خانم همسایه و نانهای رژیمی

* این خانم همسایه ما یه نوکر خانه زادی داره به نام زهرا اچ بی! یعنی من هنوز توی کف اینم که ایشون چطور ساعت ورود و خروج بنده رو از محل کارم و ایضا روزهایی که خونه هستم، چک میکنه که مدام بهم دستور خرید میده
باور کنید به محض اینکه وارد کوچه مون میشم، موبایلم زنگ میخوره و دستور خرید میاد!! نکته جالب اینجاست که یکی از خریدهای ثابت ایشون نونهای رژیمی هست از این مدل آلمانیها که گرد هستن و درشت؟ ایشون فکر میکنه حالا چون نونش رژیمیه، به هر میزان که خواست میتونه بخوره! باور کنین اون نونا اگه دست من باشه دو هفته طول می کشه تا تموم شه ولی ایشون تقریبا هر دوروز یه بار نونش تموم میشه! نمیدونم کی به این بنده خدا گفته، غذای رژیمی رو به هر میزان که دلت خواست میتونی بخوری!! حدودا یه یکسالی میشه که ایشون مدام میگن رژیم لاغری دارن، ماشالا با این خورد و خوراکشون، حالا همش غر هم میزنه که من هیچی غذا نمیخورم ولی نمیدونم چرا وزنم کم نمیشه که هیچ، مدام زیادم میشه :دی

۱۸ نظر

  1. خانم همسایه ۱۳۸۸-۰۵-۱۹، ۱۲:۴۵ ق.ظ

    اوا !
    زری جون !
    قرار نبود آبروی منو تو وب و همسایه ببری !
    از تو توقع نداشتم
    از مامانت سراغت رو گرفتم ، گفت رفتی اینترنت
    ‌از اینترنت که برگشتی ، تو راه یه مقدار میوه برام بگیر ،‌شب مهمون داریم

    خانم همسایه Reply:

    راستی، کی گفته من چاغم !؟
    در مورد کدوم رژیم صحبت می کنی !؟ (شاهنشاهی یا دیکتاتوری)
    من اون نونها رو دوست دارم، هیکل به این قشنگی !
    راستی تو که زود به زود میری استخر و کنار دریا و دچار کمبود اعتماد به نفس هستی ، اگه دکتر خوب واسه لاغر شدن می خوای ، آشنا دارما
    آخه زشته جلو در و همسایه با اون بدن بد فرم …
    کسی نمیاد خواستگاری

    زهرا Reply:

    برو بابا!:))
    تو دیگه کی هستی اسم خانم همسایه ما رو جعل کردی ؟ از روی ایمیلت فهمیدم قبلا هم کامنت گذاشتی :D

    شعبون بی مخ Reply:

    عجب هوشی داری شما !؟ :D
    خب من عمدا اون ایمیل رو گذاشتم باشه
    اگه راستش رو می خوای بدونی ، چند بار دیگه (غیر از اونی که شما کشف کردی) هم نظر دادم :دی
    البته با ایمیلهای دیگه
    خب همه نوع نظری رو که نمیشه با ایمیل اصلی داد!

    زهرا Reply:

    ای بابا :دی من اصلا نفهمیدم شما کی هستی جدی میگم
    فقط میخواستم به اون کامنت گذار بفهمونم که احتمالا قبلا هم کامنت گذاشتی و مشخصه وبلاگو قبلا هم خوندی و کلا منظوری در این مایه ها :پی

  2. خداحافظ کانادا ۱۳۸۸-۰۵-۱۹، ۵:۰۷ ق.ظ

    Salam

  3. شکوفه یاس ۱۳۸۸-۰۵-۱۹، ۷:۳۸ ق.ظ

    سلام
    می بینی زهرا جان
    توی اینترنت هم چکت می کنه و دستور خرید داده.
    چی می کشی تو از دست این خانم همسایه ؟!

  4. فریبا ۱۳۸۸-۰۵-۱۹، ۱۱:۰۵ ق.ظ

    ای وای از اون رودرواسی ها که نمیشه روی بقیه رو زمین انداخت دیگه نه؟ این خانوم همسایه اگه خودشون برای خرید اون نونهای کذایی تشریف ببرند مطمئنن این تشریف فرمائی در حصول نتیجه بی اثر نخواهد بود….

  5. وکیل بانو ۱۳۸۸-۰۵-۱۹، ۱۲:۳۵ ب.ظ

    امان از این چاقالوها

  6. ناشناس ۱۳۸۸-۰۵-۱۹، ۱۲:۴۱ ب.ظ

    سایت آی طنز در مطلبی به قلم محمدعلی مومنی نوشت:
    جلسه‌ی تمرینی اعترافات صفایی فراهانی در اردوی اوین با موفقیت برگزار شد.

    در طی این تمرینات محسن صفایی فراهانی اعتراف کرد با پوشاندن لباس‌های یک رنگ به تن بازیکنان تیم ملی، درصدد انقلاب رنگی بوده است و در برابر کسانی که به او پیشنهاد داده بودند «هر بازیکن هر رنگی که عشقش می‌کشد تن کند» خائنانه مقاومت کرده و بر اجرای این توطئه پافشاری کرده است.او حتی با بی‌شرمی گفت: ما به تماشاگرها پرچم‌های رنگی می‌دادیم و در مرحله‌ی بعد قرار بودبه آنها لباس‌ها براندازنه‌ی متحدالشکل اهدا شود.

    در این تمرینات که با حضور عوامل مختلف انجام شد صفایی فراهانی به خوبی ظاهر شد و آمادگی بالایی از خود به نمایش گذاشت.
    در ادامه یکی از عوامل از صفایی فراهانی پرسید: چرا این کارها را می‌کردید؟ نمی‌دانستید روزی همه متوجه می‌شوند که بازیکنان بصورت هماهنگ و توطئه‌آمیز یک رنگ را پوشیده‌اند؟ چه پیامی برای هم سن و سال‌های خودتان دارید؟
    او در پاسخ گفت: سادگی کردیم. خامی کردیم. فکر می‌کردم با رنگ واحد باریکنان همدیگر را بهتر پیدا می‌کنند و بهتر با هم هماهنگ می‌شوند.

    رییس سابق فدراسیون فوتبال گفت تاکید بر سبز بودن زمین‌های فوتبال از دوره‌ی او آغاز شده که نشانه‌های جنبش سبز بوده است. در حالیکه پیش از آن زمین‌ها خاکی بودند و افتخار فوتبالیست‌ها این بود که در زمین خاکی فوتبالیست شده‌اند. این افتخار در همین دوره از بازیکنان سلب شد.

    صفایی فراهانی درباره‌ی دعوت از آقای خاتمی برای حضور در یکی از بازی‌های ایران در استادیوم آزادی، در حالیکه اشک می‌ریخت، گفت: واقعا من خیانت کردم. ایشان هم خیانت کرد. چرا رئیس جمهوری که نمی‌تواند گل بزند باید به ورزشگاه بیاید؟ همینجا اعلام می‌کنم که مردم بدانند «آقای خاتمی حتی یک پاس سالم هم نمی‌تواند بدهد. چه برسد به گل‌زدن.»

    صفایی شایعه‌ی آسیب دیدنش در خلال تمرینات را قویا تکذیب کرد و در ادامه گفت: نفوذ چهره‌های خودفروخته به تیم ملی فوتبال یکی از نقشه‌های ما بود. مثلا محمدعلی ابطحی را به تیم ملی فوتبال دعوت کردیم و در ۱۵ بازی از او به جای علی کریمی استفاده کردیم که سرانجام با انفجار یکی از گِن‌هایی که با آنها از حجم ابطحی کم می‌کردیم و وی را گریم کرده و به جای کریمی به بازی می‌فرستادیم؛ این ماجرا لو رفت که همینجا از فدراسیون جودوی جناب آقای علی‌آبادی تشکر می‌کنم. همچنین از اینکه تحت تمرینات عزیزانمان، محمدعلی ابطحی آماده شرکت در مسابقات ژیمناستیک نوجوانان شده است کمال تشکر را دارا می‌باشم و از دادگاه محترم درخواست اشد مجازات را برای خودم می‌نمایم.

    جا دارد از آقای کفاشیان هم تشکر کنم. ایشان واقعا کاربلد هستند. همین که با بهم ریختن بساط فدراسیون فوتبال استعمار را گیج و ناامید کرده‌، خیلی مهم است. از کمیته انظباطی هم درخواست می‌کنم کنفدراسیون فوتبال آسیا و فیفا را برای مدتی از حضور در میادین محروم کنند.
    فیفا و کنفدراسیون باید بداند که وقتی قرار باشد ما جهان را مدیریت کنیم، آن فدراسیون و فیفا هم می‌آیند زیر نظر فدراسیون موفق فوتبال ما.

    در این هنگام ادامه‌ی تمرینات توسط مربی/کارگردان تشک قطع شد و قرار شد به جای جملات فوق، صفایی فراهانی مسئولیت کوبیده شدن سر زین‌الدین زیدان به صورت «ماتراتزی» را متوجه جبهه مشارکت و شخص «ماتراتزی» بداند و بگوید: جبهه مشارکت به ماتراتزی ۱۰۰۰۰۰ دلار پرداخت کرد، که صورتش را محکم به کله‌ی زیدان بکوبد تا او را خشونت‌طلب معرفی کنند. همین الگو در اعتراضات خیابانی توسط چند میلیون اغتشاشگر اجرا شد و خودشان را محکم به باتوم و مشت و لگد عزیزان می‌کوبیدند. البته پول ماتراتزی از محل چمدان پولی که آمریکای جنایکار برای ما می‌فرستد، برداشته شد.

    ادامه‌ی تمرینات به صورت خصوصی برگزار شد و اردو همچنان ادامه دارد.

  7. محمدی ۱۳۸۸-۰۵-۱۹، ۱:۰۰ ب.ظ

    حسوووووودددددددددددد
    حالا ۴ بار از سر راهت یه نون خریدیا صد جا منت بزار
    حسودیت میشه خانوم همسایه خوب میخوره خوش هیکلم هست؟؟؟

  8. لیلی ۱۳۸۸-۰۵-۱۹، ۱:۱۵ ب.ظ

    سلام زهراحون.به من هم سر بزنید

  9. لیلی ۱۳۸۸-۰۵-۱۹، ۱:۱۶ ب.ظ

  10. سانی ۱۳۸۸-۰۵-۱۹، ۳:۲۳ ب.ظ

    یه دو بار بهش بگو فراموش کردن بخرک! دو بار هم بگو تموم شده بود شاید دیگه بهت دستور خرید نده

  11. سانی ۱۳۸۸-۰۵-۱۹، ۳:۲۴ ب.ظ

    فراموش کردن بخرک = فراموش کردم بخرم!
    ببخشید اشتباه تایپی

    مهدی Reply:

    خیلی زشته یعنی آدم دروغ بگه؟؟؟
    مگه میخواهد رییس جمهور مردمی و محبوب بشه؟؟!!!!!

  12. haafez ۱۳۸۸-۰۵-۲۱، ۱۲:۳۶ ب.ظ

    یه دوستی دارم، کمی مشکل داره
    سر میز صبحانه،حلیم گرفته بودن.بهش می گن سعید برو نون بگیر
    سعید می ره و بعد از ۲ ساعت بدون نون میاد. بهش می گن چی شد؟
    می گه: من که نگفتم می گیرم : دی

  13. میثم ۱۳۸۸-۰۵-۲۲، ۱:۰۵ ب.ظ

    خودش بره دنبال خریدش برای رژیمش موثر تره