۱۳۸۸-۰۵-۲۰
یک صحنه سوال برانگیز در مترو و چند برداشت
* یه سوالی خیلی وقته ذهنمو مشغول کرده! این بلیطهای کاغذی مترو چطوری کار می کنن؟ توشون چی هست که دستگاه کارتخوان مترو تشخیص میده؟ تا جایی که من دقت کرده همه اش از کاغذه و چیز خاصی توشون نیست. اگه کسی چیزی میدونه لطفا بگه!:)
* معمولا صبح ها خیلی عادیه که خانمها توی مترو شروع به آرایش کردن میکنن. یعنی خوب اینطوریه که میشه گفت مثلا دیرشون شده، زود از خونه در اومدن، بعد میان یه گوشه ای توی اون مترو وحشتناک شلوغ پیدا میکنن و هر طور شده، آرایش می کنند. اینم عجیب نیست که یکسری از خانمها نزدیکیهای آخر مترو چادر سرشون می کنن. چون بعضی ادارات چادر اجباریه. بعضی هاشونم همون اول که وارد مترو میشن چادرشون رو بر میدارن. اینطور مواقع آدم فکر میکنه طرف به اجبار خانواده چادر سرش میکنه و یا شایدم کارش طوریه که اونجا خواستن چادر سر نکنه. به هر حال دیگه دیدن این چیزا سر صبحی عادی شده.
* ولی دیروز غروب (ساعت ۷:۲۰ بود) تو ایستگاه مصلی منتظر بودم خواهرم بیاد که با هم برگردیم خونه. تو قسمت خانمها تقریبا تو صندلیهای آخر نشسته بودم (همونجائی که نزدیک آینه و دوربینه و کلا محل ورود قطارهایی که از میرداماد میان). یه خانم چادری که تقریبا روشو پوشونده بود اومد کنار من تو صندلی آخر نشست. یه چند دقیقه ای اطراف رو نگاه کرد و بی توجه به ماموری که کنار دیوار نشسته بود، شروع کرد به آرایش کردن. تقریبا یه ۲۰ دقیقه ای داشت آرایش میکرد و دیگه هرچی که لازم بود استفاده کرد. آرایش نسبتا جیغی هم کرد و این مدت فقط هرزچندگاهی اطراف رو نگاه میکرد و بعد به کارش ادامه میداد. چند تا خانمی که کنار من نشسته بودن مشخص بود، تقریبا حرص میخورن چون هرزچندگاهی یه نچ نچی میکردن. بعد از تقریبا نیم ساعت که آرایشش تموم شد، بلند شد چادرش رو در آورد و با خیال راحت تا کرد و یه ساک دستی تاشو از کیفش در آورد و چادر رو گذاشت اون تو. دوباره توی آینه نگاه کرد و کمی موهاشو در آورد و یه دور دیگه سنجاق سر گلدارش رو نزدیکتر بست. میخواست راه بیفته که انگار یه دفعه یه چیزی یادش اومد. دوباره نشست و چادر رو از ساکش در آورد و منتظر شد که مترو رد بشه. بعدش به من گفت میشه اینو یه لحظه نگهداری؟ (در حالیکه چادر رو مثل یه پرده گرفته بود!) نگهش داشتم و مقنعه اش رو در آورد و یه شال سفید سرش کرد. دوباره چادر رو تا کرد گذاشت توی ساک. بعدشم تشکر کرد و بدون اینکه کسی توضیحی ازش بخواد، رو به من و اون ۳ تا خانمی که نشسته بودن کرد و گفت: میخواستم برم تولد دوستم، تو خونه فرصت نکردم یه ذره به سر و وضعم برسم! و راه افتاد به سمت بیرون مترو مصلی. موقع بیرون رفتن این ۳ تا خانمه شروع کردن به زیر لب فحش دادن. دختره انگار فحشها رو شنیده باشه برگشت با صدای بلند گفت: عقده ای، هرچی که گفتی خودتی! بعدشم که از ما دور شد، یکی از این خانمها یه فحش ناموسی داد و بالاخره خواهرم رسید و سوار مترو شدیم و این ۳ تا خانم تا ۷ تیر که میخواستن پیاده بشن، یکریز همینطوری داشتن غرولند میکردن و حتما حدس میزنین که چی میگفتن؟
* یه لحظه داشتم با خودم فکر میکردم اوه چقدر احتمال وجود داره که این دختره میتونست یکی از اونها باشه. شاید واقعا راست میگفت و میخواست بره تولد دوستش و تو خونه فرصت نشده، مثلا فکر میکرده دیرش شده و حالا فهمیده خیلیم دیر نیست. ممکنه خانواده اش سختگیر باشن و به دور از خانواده اش اینطوری میره مهمونی (هرچند همچین خانواده ای نمیذارن دخترشون اون ساعت تازه بره بیرون). شاید اصلا میخواست کسی رو ببینه که براش مهم بود و میخواست چیزی باشه که اون میخواد، شاید اصلا میخواست بره جایی مصاحبه میخواست شیک باشه، ممکن بود واقعا فکرشون درست باشه، ولی واقعا توی این دوره و زمونه ای که هر چیزی احتمال داره، نمیشه با احتمال قوی به کسی انگ زد. به هر حال دختر هرچی که بود به نظر میرسید از خودش راضیه و کارشم خوب بلد بود. منظورم اینه که اصلا دستپاچه نبود و مشخص بود، اولین بارش نیست. هی فکر میکردم هر کدوم از اینها درسته پس چرا این ۳ تا خانمه به اولین فکری که به ذهنشون رسیده بود، احتمال ۱۰۰% داده بودند و اینطوری اعصاب خودشون رو خورد کرده بودن؟! باور کنید این ۳ تا خانم از نظر ظاهری، چندان بهشون نمیخورد حالا خیلیم مقید باشند، ولی به شدت با خودشون بحث میکردن و فحش میدادن.
* حالا اینی که تعریف کردم، منظورم این نیست که آی من چقدر ریلکس یا معصوم هستم ها، داشتم فکر میکردم چقدر بعضی اوقات عصبانیت های ما نامربوط و بی دلیله. من خودم استاد عصبانیت روی موضوعاتی هستم که خیلی به خودم مربوط نیست، اینبارم چون از بیرون به قضیه نگاه میکردم، به نظرم واکنش اون ۳ تا خانم بیش از حد تند بود. مثلا اگه ناراحت بودن یا با اعتقاداتشون جور در نمی اومد میتونستن دوستانه به دختره تذکر بدن چون خیلی موثرتر بود، ولی این عصبانیت و خودخوری شون واقعا چیزی رو حل نمیکرد غیر از خستگی اضافی و اعصاب خوردی وقتی وارد خونه شون میشن.


زهرا Reply:
مرداد ۲۱م, ۱۳۸۸ at ۱:۲۷ ق.ظ
thanks avecinna
I asked some friends, they said:
the tickets have a black bar on their top, and bar codes are written on it, so probably the device reads bar codes and approves the ticket.
جواب به این نظر