راههای رسیدن به خدا، به اندازه خود آدمهاست

* چرا خدا اینقدر دور از دسترسه؟ چرا راههای رسیدن به خدا اینقدر سخته؟ چرا نمیشه خدا رو بغل کرد؟ درست مثل مواقعی که از چیزی ناراحتی و می پری توی بغل مامانت و یه دل سیر گریه میکنی. اونجا مطمئنی که محبت مامانت تا بی نهایته و بدون هیچ توقعی… در تمام مدتی که داری گریه میکنی و اشک میریزی مامانتم مدام نوازشت میکنه و دلداریت میده و میگه نگران نشو عزیزم همه چی درست میشه. حالا چی میشد خدام اینطوری می بود. فکرشو بکنین چی میییییییشه اگه یه روزی خدا اینطوری آدمو دلداری بده و آرومش کنه. (زنده باد زن کچل)

۱۵ نظر

  1. ناشناس ۱۳۸۸-۰۴-۴، ۹:۴۵ ب.ظ

    dar iran rahe residan be khoda faghat ye rahe va on az ahmadynejad migzare kasy dige khalafe ino bege dast neshandeye amrica o englise

    جواب به این نظر

    زهرا Reply:

    آقا/خانم محترم این پست اصلا سیاسی نبود!! :دی

    جواب به این نظر

  2. helen ۱۳۸۸-۰۴-۴، ۱۰:۲۷ ب.ظ

    salam zahra jan-manam alan ke in posto khondam ,hamin ehsas behem dast dad.shayad aqhayedemon ba ham yeki nabashe vali man shahamat wa shojaate shomaro tahsin mikonam.

    جواب به این نظر

  3. رهگذر ۱۳۸۸-۰۴-۵، ۱۲:۳۵ ق.ظ

    ملاصدرا میگه:

    خداوند بی‌نهایت است و لامکان و بی زمان

    اما به قدر فهم تو کوچک می‌شود
    و به قدر نیاز تو فرود می‌آید، و به قدر آرزوی تو گسترده می‌شود،
    و به قدر ایمان تو کارگشا می‌شود،
    و به قدر نخ پیر زنان دوزنده باریک می‌شود،
    و به قدر دل امیدواران گرم می‌شود…

    پــدر می‌شود یتیمان را و مادر.
    برادر می‌شود محتاجان برادری را.
    همسر می‌شود بی همسر ماندگان را.
    طفل می‌شود عقیمان را. امید می‌شود ناامیدان را.
    راه می‌شود گم‌گشتگان را. نور می‌شود در تاریکی ماندگان را.
    شمشیر می‌شود رزمندگان را.
    عصا می‌شود پیران را.

    عشق می‌شود محتاجانِ به عشق را…
    خداوند همه چیز می‌شود همه کس را. به شرط اعتماد؛ به شرط پاکی دل؛ به شرط طهارت روح؛
    به شرط پرهیز از معامله با ابلیس.
    بشویید قلب‌هایتان را از هر احساس ناروا!
    و مغزهایتان را از هر اندیشه خلاف،
    و زبان‌هایتان را از هر گفتار ِناپاک،
    و دست‌هایتان را از هر آلودگی در بازار…
    و بپرهیزید از ناجوانمردی‌ها، ناراستی‌ها، نامردمی‌ها!
    چنین کنید تا ببینید که خداوند، چگونه بر سفره‌ی شما، با کاسه‌یی خوراک و تکه‌ای نان می‌نشیند و
    بر بند تاب، با کودکانتان تاب می‌خورد، و در دکان شما کفه‌های ترازویتان را میزان می‌کند

    و “در کوچه‌های خلوت شب با شما آواز می‌خواند”…
    مگر از زندگی چه می‌خواهید،

    که در خدایی خدا یافت نمی‌شود، که به شیطان پناه می‌برید؟
    که در عشق یافت نمی‌شود، که به نفرت پناه می‌برید؟
    که در سلامت یافت نمی‌شود که به خلاف پناه می‌برید؟

    قلب‌هایتان را از حقارت کینه تهی کنیدو با عظمت عشق پر کنید.
    زیرا که عشق چون عقاب است. بالا می‌پرد و دور… بی اعتنا به حقیران ِ در روح.
    کینه چون لاشخور و کرکس است. کوتاه می‌پرد و سنگین. جز مردار به هیچ چیز نمی‌اندیشد.
    بـرای عاشق، ناب ترین، شور است و زندگی و نشاط.
    برای لاشخور،خوبترین،جسدی ست متلاشی

    جواب به این نظر

    adi Reply:

    بسیار عالی بود

    جواب به این نظر

  4. ناشناس ۱۳۸۸-۰۴-۶، ۴:۲۸ ب.ظ

    به نام خدا
    یا سلام
    این متنو برای این نمی نویسم که احساس نزدیکی به خدا به هم دست داده ولی یه جورایی این حس در یعضی وقت ها یا من هست وقتی او نو می فهمی که دیگه از اون زمان عبور کرده ای حس قشنگی که انگار ابرهایی شما رو احاطه کرده است نوازش مخملین یک موی مجعد و انبوه ، نمی دونم یک حس خاص و یا اینکه اجابت یک دعای فردی که شما رو دوست داره یک گرمایی که تمام وجود شما رو در بر میگیره یک نشاط وصف ناپذیر که در موقعی که از نامحرم برای خدا چشم میگیرید و حریم ها رو رعایت میکنید، عطر خوبی که مشام شما رو نوازش می کنه بدون اینکه گلی در اون اطراف باشه ، این ها فقط کمترین نشانه های توجه و عنایت خدا و یا اولیای اوست که شامل حال شما میشه این یک حقیقت انکار ناپذیر است . فقط کافیه با تمام وجود خود تون رو در حریم ایمان واقعی بی شیله پیله قرار بدهید در یک کلام زیر باران باید رفت چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید …………..

    جواب به این نظر

  5. ماهان ۱۳۸۸-۰۴-۷، ۵:۲۴ ق.ظ

    سلا م من ماهان هستم از اصفهان

    جواب به این نظر

  6. باران ۱۳۸۸-۰۶-۳، ۳:۴۰ ق.ظ

    سلام.با اجازت من از این متن قشنگت استفاده کردم.ممنون.

    جواب به این نظر

  7. نسترن ۱۳۸۸-۰۸-۷، ۱۱:۵۶ ق.ظ

    خیلی هیجان داره وقتی میخونی ممنون

    جواب به این نظر

  8. ناشناس ۱۳۸۸-۰۹-۱۴، ۴:۰۱ ب.ظ

    خدایا بار گناهنمونو به کرمت کم کن فدات بشم خدا

    جواب به این نظر

  9. حمید ۱۳۸۸-۰۹-۲۳، ۱۲:۵۱ ق.ظ

    شاید خدا تو بغل ماست ولی ما از خودمون دورش کنیم ، نه شاید هم ما تو بغل خداییم ، شاید هم خدا می خواهد مارو بغل کنه و ما نمی خواهیم … .

    خدایات هزار بار شکرت . خیلی دوست دار خدا جون .

    زهرا خانم وبلاگت خیلی خوب به کارت ادامه بده .

    علی پشت وپناهت یا حق

    جواب به این نظر

  10. مهشید ۱۳۸۸-۱۲-۳، ۲:۳۳ ق.ظ

    یه مشکل بزرگی دارم.توروخدا واسم دعا کنید

    جواب به این نظر

  11. ناشناس ۱۳۸۸-۱۲-۱۳، ۱۲:۲۸ ق.ظ

    فقط میتونم بگم خدابهترین دوستمه

    جواب به این نظر

  12. زهرا ۱۳۸۸-۱۲-۲۲، ۷:۱۴ ب.ظ

    خدایا چه باخت ان که تورا گم کرد
    وچه گم کرد آن که تو را یافت
    من که تازگیا خودمو به خودش سپردم التماس دعا

    جواب به این نظر

  13. تکتم ۱۳۸۸-۱۲-۲۶، ۸:۲۰ ب.ظ

    مرسی زهرا جون عالی نوشتی از ته دل من بود

    جواب به این نظر

نظر شما