پیشنهاد صلح

* من همیشه عاشق شعرهای شل سیلور استاین بودم. امروز هم توی جستجوهام این صفحه رو پیدا کردم که شعرهای زیادی رو ازش آورده. من از این شعر پیشنهاد صلح خیلی خوشم اومد. شاید برای اینکه مناسب حال و روز این روزها باشه:

فرمانده کلی به فرمانده گور گفت:
«آیا باید به این جنگ احمقانه رو ادامه بدهیم؟
آخه، کشتن و مردن حال و روزی برای آدم باقی نمی ذاره»

فرمانده گور گفت:  «حق با شماست»
فرمانده گور به فرمانده کلی گفت:
«امروز می توانیم به کنار دریا بریم
و تو راه چند تا بستنی هم بخوریم»

فرمانده کلی گفت: «فکر خوبیه»
فرمانده کلی به فرمانده گور گفت:
«تو ساحل یه قلعه شنی می سازیم»

فرمانده گور گفت: « آب بازی هم می کنیم»

فرمانده کلی گفت: «پس آماده شو بریم»

فرمانده گور به فرمانده کلی گفت:
«اگه دریا طوفانی باشه چی؟
اگه باد شنها رو به هر طرف ببره؟»

فرمانده کلی گفت: «چقدر وحشتناکه!»

فرمانده گور به فرمانده کلی گفت:
«من همیشه از دریای طوفانی می ترسیدم.
ممکنه غرق بشیم»

فرمانده کلی گفت:
«آره شاید غرق بشیم. حتی فکرش هم ناراحتم می کنه»
فرمانده کلی به فرمانده گور گفت:
«مایوی من پاره است،
بهتره بریم سر جنگ و جدال خودمون»

فرمانده گور گفت: «موافقم»

بعد فرمانده کلی به فرمانده گور حمله کرد،
گلوله ها به پرواز در آمد، توپخانه ها به غرش
و حالا متاسفانه،
نه اثری از فرمانده کلی باقی مانده و نه از فرمانده گور …

۲۷ نظر

  1. مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi ۱۳۸۸-۰۴-۹، ۱۱:۴۹ ق.ظ

    آزادی های اجتماعی و سیاسی توامان هستند. مگر آنکه چشم بسته باشیم. اگر هم مجبوریم زبان ببندیم، چشم نبندیم. چرا که آنگاه زبان باز میشود و ندیده و نشناخته سخن میگوید. معمولا از وبلاگتون استفاده میکنم. موفق باشید.

    زهرا Reply:

    فکر نمیکنم در این شرایط کسی چشم بسته باشه. هرچند خیلیا مجبورن زبان بسته باشند.

  2. ییلاق ذهن ۱۳۸۸-۰۴-۹، ۱۲:۳۳ ب.ظ

    منظورت چیه؟ صلح با کی؟ با چی؟؟؟؟؟ با ش.ورای ن.ج.س نگ.ه.ب.ا.ن؟؟؟؟!

    زهرا Reply:

    نه بابا! یه چیزی میگیا. اصلا ربطی به اوضاع از دیشب و تائید شورای نگهبان و ایکس و ایگرگ نداره
    کلا حال و روزه کلیه. یه توصیف کلی و شخصی ای بابا
    اصلا نباید مینویشتم این روزها شاید…………………..

    امین Reply:

    انگار انکه دادست دل از کف ندهد گوش به پندی!!

    ییلاغ ذهن، این واکنشها نشانه ی سرخوردگ از اعتمادیست که به جمعی ساده اندیش و مزور داشتی، چاره ای نیست عزیز این حالت تو مثل حال عاشقیست که دلدار به او خیانت کرده و از جایی که چشم عشق کوره تو قادری تا همه ی دنیا را مقصر بدانی تا مجبور نباشی بپذیری که معبود تو ساده لوحی بازیچه ی دست رسمآجانی بود.

    http://alef.ir/1388/index.php?option=com_content&task=view&id=48593&Itemid=99999999

    یاسر Reply:

    ییلاغ جان امیدوارم ذهن تو هم مثل این اقای محمد رضا به حقیقت پی برده باشه!!
    از قضا ایشان هم مثل اقای موسوی تند ذهن هستند!! این تند ذهنی البته، باعث جست چهار گوشی شده که حضرتشان، هنوز توش موندن که از این وجود نحیف چنین گند بزرگی چطور ممکن بود!! دور از جانتان اقا محمد رضا، نکند شب انتخابات خواب باغ ونک میدیدید؟!

    امین Reply:

    برادر حوزوی! اقای محمد رضا! بزودی وقتی سرورتان اقای “رسمآجانی” در مقابل دادگاه قرار گرفت و حساب ثروت افسانه ای روستازاده ایی را که در عقب وانت بار در سن ۱۴ سالگی به قم رفته بود پس داد، کمک هزینه های شما هم ته میکشد.

    امین Reply:

    برادر حوزوی اقای محمد رضا، مدارک خودتان را اماده کنید من هم از شما حمایت مکنم، محصولی و هر کس دیگری که میشناسید هیچ فرقی نمیکنه!

    ولی اینو بدون که اون پولهایی که به عنوان کمک هزینه از مافیای بهرمانی به طلبه هایی مثل تو میدن بزودی متوقف میشه.

    امین Reply:

    برادر حوزوی اقای محمد رضا، مدارک خودتان را اماده کنید من هم از شما حمایت مکنم، محصولی و هر کس دیگری که میشناسید هیچ فرقی نمیکنه.

    ولی اینو بدون که اون پولهایی که به عنوان کمک هزینه از مافیای بهرمانی به طلبه هایی مثل تو میدن بزودی متوقف میشه.

  3. فریبا ۱۳۸۸-۰۴-۹، ۱:۳۶ ب.ظ

    عالی عالی منم عاشق عمو شل هستم….

  4. موجودی به نام زن! ۱۳۸۸-۰۴-۹، ۲:۳۱ ب.ظ

    سبز سبزم ریشه دارم….در زمستان هم بهارم…..رییس جمهور ما موسوی با آرائ ۶۰ در صد.

    مریم Reply:

    ای موجود، منو یاد زن ملا نصرالدین انداختی که مرغ و خروسهارو فروخت! میدونی جریانشو؟

    مریم Reply:

    فقط سر و صورت؟

    ؟

  5. آریانا ۱۳۸۸-۰۴-۹، ۸:۴۲ ب.ظ

    سلام
    دوشینه به یک توبه شکستیم دو صد جام
    وامروز به یک جام دو صد توبه شکستیم

    و فردا نه اثری از توبه میمونه و نه جام همونطور که فرمانده کلی و فرمانده گور

    مسافر Reply:

    یک چند پشیمان شدم از رندی و مستی … عمریست پشیمان ز پشیمانی خویشم

  6. میترا ۱۳۸۸-۰۴-۹، ۹:۲۰ ب.ظ

    اره سیلور استاین خیلی نوشته های جالب با نمک و در عین حال پر مفهوم و سر شار از انتقادی داره

  7. سمیرا ۱۳۸۸-۰۴-۹، ۱۰:۲۵ ب.ظ

    کافر همه را به کیش خود پندارد .

    موسی Reply:

    بسم الله. این اهانت​ها را پاک کنید. آزادی اظهار نظر مستلزم تحمل بی​ادبی دیگران به خود نیست.

  8. ز ۱۳۸۸-۰۴-۹، ۱۰:۵۷ ب.ظ

    برداشت من:
    جنگجویان همون قرماندهان کودتا هستند که از دموکراسی خواهی (کنار دریا رفتن) میترسند

    با این برداشت، خیلی خوب بود

  9. میترا ۱۳۸۸-۰۴-۱۰، ۱۲:۰۶ ب.ظ

    آقا داوود شما چه قدر بی ادب هستین
    لطفا ادب رو رعایت کنین
    هرکس با حرفای خودش و رفتاراش شخصیت خودشو می رسونه

  10. فضانورد پیر ۱۳۸۸-۰۴-۱۰، ۲:۳۶ ب.ظ

    به نظر من اصلا هم مناسب حال و هوای الان نیست این شعر . اگه به مسائل ماورطبیعی علاقه داری به بلاگ من سر بزن .

  11. کش شلوار ۱۳۸۸-۰۴-۱۰، ۴:۱۵ ب.ظ

    به به .. فیضیات بردیم از قافیه سالاری انشاالاه خدا نصیب کنه بری کربلا!!

  12. میثم ۱۳۸۸-۰۴-۱۱، ۱:۵۱ ب.ظ

    سلام
    میتونین کتاب کامل آثار شل سیلور استاین برای موبایل رو از لینک زیر دانلود کنید:
    http://dl1anarnet.persiangig.com/ebook/shelsilverstain.jar

    اگه گوشیتون صفحه لمسیه اینو دانلود کنید:
    http://dl1anarnet.persiangig.com/ebook/shelSilverStain-touch.jar

    موفق باشید.

  13. نون والقلم ۱۳۸۸-۰۴-۱۱، ۸:۵۷ ب.ظ

    شعر خوبی بود.استاین استاد بیان ساده و مفاهیم عمیقه

  14. سینا ۱۳۸۸-۰۴-۱۲، ۶:۴۴ ب.ظ

    میام همه شما سبز ها را می کنم تو گونی می برم ها … هر چی میشه می چسبونید به خودتون کم مونده از سیلور استاین هم یه مقاله بدید بیرون و بگید که هوادار موسوی بوده …. شوخی کردم . حالا چرا عصبانی می شید .

  15. default ۱۳۸۸-۰۴-۱۳، ۱۲:۲۱ ب.ظ

    شاعر توانمنودی
    کتاب های کدوکانه اش را دوست دارم
    یادته؟
    خوندیشون؟
    یه بچه از باباپش می پرسه بی نهایت چند تاست
    باباش می گه یه دونه یک بنویس
    تا آخر عمرت جلوش صفر بذار
    بچه میگه می شه بی نهایت؟
    بابا می گه نه…
    و….

  16. نیما ۱۳۸۸-۰۴-۱۶، ۱:۲۰ ق.ظ

    سلام زهرا خانم HB
    آخرین باری که وبلاگتون آمدم تازه دات کام شده بودید!
    تقریبا از زمان شروع وبلاگ نویسی تون خواننده مطالبتون بودم
    تا همون وقت که گفتم
    الان دوباره گفتم سری بزنم ببینیم
    چقدر فرق کردید با اون وقت
    چارچوب حفظ شده تقریبا محتوا قدری سیاسی شده شاید خیلی!
    قبلا عاطفی اجتماعی بود الان سیاسی اجتماعی شده بلکل
    این نظرم مثله بقیه نظرهای فوق بی ربطه!
    اما تبلیغاتی نیست
    سیاسی هم نیست
    البته یکمی زمینه ی سبز پیدا کردین
    اما بازم گوشه هایی از حق و عدالت هم دیده می شه در وبلاگتون هنوز!
    به هر صورت خوشحال شدم
    که می بینیم با قدرت ادامه می دید
    موفق باشید
    مثله همیشه
    به امید بر قراری حق و عدالت حتی به جای آزادی!
    خط اخر سیاسی بود!
    یا علی