۱۳۸۸-۰۴-۱۱
استفاده از اخبار تائید نشده در پوشش خبری انتخابات ایران
این پست ترجمه ای از این مقاله نیویورک تایمز هست که به استفاده از خبرها، عکسها و ویدئوهای شهروندان عادی (آنچه که اطلاعات تائید نشده نامیده) در مورد پوشش خبری از ایران اشاره داره.
“بررسی منبع” اولین قانون روزنامه نگاری است. اما در ماه جاری در پوشش از اعتراضات در ایران، برخی از سازمانهای خبری، موضع دیگری اتخاذ کردند: اول چاپ کنید، بعدا درباره اش سوال بپرسید. اگر هنوز هم جواب را نمیدانید، از خوانندگان بپرسید.
CNN بالاترین حجم از فیلمهای ارسال شده توسط مردم ایران را نمایش داد، که بسیاری از آنها را احتمالا کسانی گرفته اند که در اعتراض به نتایج انتخابات ایران (انتخاب مجدد محمود احمدی نژاد در ۱۲ ژوئن) به خیابانها ریخته بودند. وب سایتهای نیویورک تایمز، Huffington Post، روزنامه گاردین در لندن و دیگر خبرگزاریهایی که دقیقه به دقیقه با پستهایی متشکل از فیلمهای تائید نشده، توئیتهای ناشناس یا حسابهای غیر قابل اعتماد توئیتری از تهران آپدیت می شدند.
این وبلاگها تمایل دارند مسیر جداگانه ای را همانند گزارش های سنتی آژانسهای خبری طی کنند با این تلاقی که اطلاعات یا ویدیوهای کاربران “می تواند” تایید شود. یکی از روشهای جدید گردآوری اخبار، ترکیب اطلاعات جزئی بدست آمده و تشکیل خبر بزرگتر است. به عبارتی روزنامه نگار، از خبرهای شهروندان عادی کمک میگیرد و سپس تجزیه و تحلیل ژورنالیستی خود را در گزارش آن می گنجاند.
بسیاری از رسانه های مطرح، که در گذشته به دلیل استفاده از منابع اطلاعاتی نامشخص در وب مورد انتقاد قرار گرفته اند، چاره ای جز باز گذاشتن درهای خود، در این مورد نداشته اند. با رشد اعتراضات علیه آقای احمدی نژاد، دولت ایران به سرعت شروع به محدود کردن مطبوعات خارجی کرد. به عنوان مثال تمام شدن اعتبار ویزا، از کار برکنار کردن بسیاری از روزنامه نگاران، و آنهایی که مانده بودند از گزارشات خیابانی محروم شدند.
در یک خلاء خبری، ویدیوهای آماتورها و اکانتهای شاهدان عینی منبع برای کسب اطلاعات شد. در واقع، نماد اعتراضات، تصویر خونریزی و مرگ یک زن جوان به نام ندا در یکی از خیابانهای تهران شد که توسط دو نفر با دوربین موبایل فیلمبرداری شده بود.
متیو ویور در عصر پنجشنبه، پس از ۱۰ روز وبلاگ نویسی بی رقفه برای وب سایت روزنامه گاردین با صدایی خسته گفت: حجم اطلاعاتی که از ایران بیرون می آید، باور نکردنی است. وقتی که تجمع و درگیری رخ می دهد، اولش توئیتها می آیند، و سپس عکسها و سپس ویدیوهای YouTube، سپس تلفنها. او گفت: این خارق العاده است. مهم ترین چیزی که، او افزود این بود که: آنچه را که مردم می گویند “از یک منبع در روز واقعه است و سپس توسط منابع مرسوم بیشتری چهار یا پنج ساعت بعد تأیید میشود”.
CNN بینندگان خود را تشویق به آپلود عکسها و مشاهدات در سایت iReport.com کرده است، که وب سایتی برای روزنامه نگاری شهروندان محسوب می شود. هر فایلی که به طور خودکار در iReport.com فرستاده شده، بعد از مطالعه، در تلویزیون نمایش داده شده است.
در روند بررسی، CNN با فردی که مدیا را فرستاده شده تماس میگیرد و در مورد محتوا میپرسد و سعی می کند صحت آنرا تایید کند. لیلا کینگ، مدیر اجرایی iReport، میگوید: اعضا سعی می کنند جزئیات یک رویداد را با همخوانی داستان با سایر مشترکان iReport در همان منطقه تائید کنند. فارسی زبانان در CNN گاهی مشتاقانه به صداهای اعتراض آمیز ویدیوها گوش می دهند، لهجه های مردم شهرهای مختلف ایران را تشخیص می دهند و شعارها را نقل قول می کنند.
CNN در این مدت ۵۲۰۰ ویدئوی ثبت شده مربوط به حوادث ایران دریافت کرد و ۱۸۰ تای آنرا در تلویزیون نمایش داد! از آنجا که این فیلمها و تصاویر توسط یک کارمند CNN گرفته نمی شود، این شبکه به طور کامل نمی تواند اعتبار آنها را تایید کند. اما بدون حضور حرفه ای در صحنه- پس از محدودیت های خبری دولت ایران، CNN در طول هفته گذشته کماکان مخبر باقی مانده است، آنها عکسهای مهم را تهیه می کنند تا داستان را بازگو کنند.
ایران در حال حاضر از نظر ترافیک مقام سوم را در iReport.com به خود اختصاص داده است (بعد از آمریکا و کانادا). یک ماه پیش، ایران در مقام ۶۳ ام بود.
Nico Pitney، ویرایشگر ارشد اخبار Huffington Post، اخبار ایران را از تاریخ ۱۳ ژوئن، روز پس از انتخابات آغاز کرده است. این وبلاگ از اواسط هفته گذشته، – در طول روز هر ساعت چند بار به روز رسانی می شود- ۱۰۰،۰۰۰ کامنت و پنج میلیون مشاهده صفحه را دریافت کرده است.
در به رسمیت شناختن نقش وب در پوشش آن اعتراضات، آقای Pitney به کاخ سفید دعوت شد تا در کنفرانس مطبوعاتی یک سوال از رئیس جمهور بپرسد. او از آقای اوباما سوالی را پرسید که یک ایرانی به وی ایمیل کرده بود.
رابرت مکی نویسنده وبلاگ Lede از وب سایت نیویورک تایمز که به مدت ۲ هفته متوالی انتخابات ایران و اعتراضات متعاقب آنرا دنبال کرده است، میگوید: «حتی برخی از کاربران ناشناس اینترنت به مرور زمان، از این طریق به شهرت رسیده اند. اگرچه برخی از ادعاهای موجود در سایت هایی مثل توئیتر اطلاعات غلط هستند، ولی به طور کلی “به نظر میرسد اطلاعات ساختگی کمی روی آن وجود دارد”. مردم به طور کلی می خواهند برای حل پیچیدگی به وجود آمده کمک کنند»
با گذشت زمان، گزارشگران فی البداهه ایرانی مهارت های خود را بیشتر کردند. برخی سعی کردند در فایلهای ارسالی شان تاریخ یا نشانه ها و اسم خیابان محل وقوع زد و خوردها را درقسمت توضیحات فایل بگنجانند. اما ارسالهای کاربر گاهی می تواند گمراه کننده باشد. سه شنبه گذشته، آقای مکی با خوانندگان تماس گرفت تا تعیین کند آیا اتفاقات یک ویدیو جدیدا واقع شده است؟ یک کامنتگذار با اشاره به ویدئویی در یوتیوب تذکر داد که واقعه مربوط به دو روز قبلتر است.
مواردی همانند فوق نشان می دهند که چقدر اطلاعات مربوط به توئیتها و یا عکسهای فلیکر می توانند غیر قابل اعتماد باشند. یک مثال دیگر آقای ویور از وبلاگ گاردین است که می گوید: رفتار و مدل گزارشدهی اش برخی از همکاران او را ناراحت ساخته بود؛ او به یاد می آورد که یکی از همکاران اش به وی گوشرد کرده بود: توئیتر؟ من آن را شهودی نمیدانم و اطلاعات آن بیخود است. یک زن و شوهر در همین راستا ویدئوئی به وبلاگ گاردین فرستاده بودند که بعدا کشف شده بود مربوط به روز های قدیمی تر است.
گویندگان تلویزیون هم وقتی در حال پوشش خبری ایران بودند، بارها در موقعیت مشابه قرار گرفته اند. چهارشنبه پیش، گوینده شبکه فاکس نیوز- شفرد اسمیت- یک ویدئو از یوتیوب نشان داد که مقامات پلیس در حال ضرب و شتم و کشیدن مردم بودند.
آقای اسمیت به بینندگان گفت: ما نمی دانیم این ویدئو مربوط به کی و کجاست؟! ما حتی نمی دانیم آیا واقعا اتفاق افتاده است؟ ما هیچ دلیلی برای باور کردن آن نداریم. تنها چیزی با اطمینان می دانیم این است که این ویدئو به تازگی به YouTube ارسال شده. به هر حال برای سازمان های خبری که در صورت گزارش، با محدودیتهای خبری مواجه می شوند، نحوه پوشش خبری انتخابات ایران، تبدیل به یک نقطه شروع خوب بوده است.


زهرا Reply:
تیر ۱۱م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۴۷ ب.ظ
وااا! چه ربطی داره؟!!! مثل اینکه مقاله مال نیویورک تایمزه ها!!! اصلا خوندی منظورش چیه؟ کجاش گفته صدا و سیمای ما راست میگه؟! :دی