۱۳۸۸-۰۴-۲۲
آیا اعتماد به نفس اکتسابی ست؟
* یعنی من هنوزم نمیدونم اعتماد به نفس چطوری به وجود میاد. به نظر میاد یک صفت منحصر به فرده! و خیلی اکتسابی نیست و به موفقیتهای فردی و ظاهر افراد هم اصلا بستگی نداره، یعنی هیچکدوم از اینها تضمین نمیکنه که فردی اعتماد به نفس خوبی داشته باشه، اقلا من هرچی تلاش کردم تا به حال به دستش نیاوردم :دی
* دکترم به من پیشنهاد کرده برای اینکه اشتهام باز بشه، برم شنا کنم. منم هر وقت استخر میرم، به جای شنا مشغول دید زدن احوالات مردم میشم! البته من هرگونه هیزیت خودم رو تکذیب میکنم، واقعا آدمها و رفتارهاشون برام جالبه!:) خب معمولا مایوی ۲ تیکه قسمت زیادی از بدن رو ل.خت نشون میده، و پوششی هم هست که توی استخرها خیلی جلب توجه میکنه، بنابراین در مورد خانمها تصور میره فقط کسانی بپوشنش که هیکل مناسبی دارن یا پوستشون صاف و یک دسته. مثلا چه میدونم حالا اگه مانکن نباشن، حالا خیلیم بدهیکل نباشن، در حالیکه وقتی استخر میری این نظریه بارها نقض میشه! جدای از اینکه معمولا وقتی خانمها لباس مارکدار و یا خوشگلی میپوشن، عادت دارن به همدیگه پز بدن و یا طوری رفتار کنن که بالاخره همه ببینن و بفهمن، من فکر می کنم این مورد بیشتر به اعتماد به نفس طرف بر میگرده، مخصوصا اعتماد به نفس روی ظاهر و اندامش. مشخصه طرف خودش رو همین طوری که هست پذیرفته و دوست داره و اصلا قضاوتهای دیگران براش مهم نیست. مهم اینه که خودش از اندامش راضیه، حالا هرچقدرم بقیه فکر کنن ای وای این با اینهمه چربی اضافی چطوری روش شده این لباس رو بپوشه؟!
* اصلا توی مجالس عقد و عروسی هم صدق میکنه. یه دفعه میبینی طرف پوستش پر از کک و مکه ولی یه لباس پشت باز پوشیده بدون اینکه به پوستش کرم پودری چیزی بزنه، یا دقت کرده باشید، معمولا کسانی بیشتر وسط مجلس هستن و رقص رو ترک نمی کنن که به نظرم اعتماد به نفسشون بالاست. حالا هستن کسانی که قصد جلب توجه دارن، ولی من دیدم معمولا خانمهایی بیشتر اون وسطن که واقعا خودشون رو همون طوری که هستن قبول دارن. راستش من خیلی به اینجور آدمها حسودیم میشه. اینجور آدمها حتی در جمع هایی که به طور معمول آدم توشون احساس امنیت نمی کنه (مثلا غریبه ها یا یک جلسه که با بیشتر اعضا آشنایی ندارن) بازم احساس راحتی می کنن و راحت با همه ارتباط برقرار می کنن. من شکی ندارم که اینطور افراد در زندگی سریعتر از بقیه پیشرفت می کنند.
نمیدونم واقعا چه مشخصه ای در اعتماد به نفس دخالت داره: رضایت از زندگی؟ قانع بودن؟ پرورش شخصیت؟ ذات فردی؟ یا اینکه نه، فرد در طول زمان، تحت تاثیر پیشرفتهای زندگیش و یا تلقین، به مرور اعتماد به نفس پیدا کرده به عبارتی کسبش کرده؟!
* از همین وبلاگ: اعتماد به نفس از نوع منفی!
* ادامه دارد…


akhbare sabz Reply:
تیر ۲۹م, ۱۳۸۸ at ۱:۲۱ ب.ظ
oooni ke bayad marg bekhahim barash , diktatore na chize dige …
pas hame ba ham …. marg bar diktaator !!!!!!!!!!!!!!
جواب به این نظر