کارهای عجیب خدا

خانم همسایه یک زن زیباست. یعنی واقعا زیباست. هم خودش و هم همسرش هر دو تحصیلکرده اند. وضع مالی خیلی خوبی هم دارند. اینها ۹ ساله که ازدواج کردن و هنوزم بچه دار نشدن. با اینکه خیلی هم دکتر رفتن ولی تا حالا نتیجه نگرفتن. راستش تا حالا روم نشده ازش بپرسم که کدومتون مشکل دارین یا مشکل چیه؟ فقط میدونم که هر وقت میره دکتر برای همین موضوع میره.

امروز میخواست بره پیاده روی. گفت اگه حوصله دارم بریم کمی حرف بزنیم. مشخص بود حالش گرفته است. باهاش رفتم بیرون. کم کم سر حرف رو باز کرد و گفت تازه فهمیدم مهندس دیشب مهمونی رفته بود. آخه دیشب شوهرش دیروقت بود و هنوز از سر کار نیومده بوده. وقتی تماس میگیره شوهرش میگه چیزی نیست کمی سرش گیج رفته، رفته درمونگاه، این سرُم که تموم بشه میاد خونه و هرچی اصرار کرده شوهرش گفته چیزی نیست. میتونه خودش رانندگی کنه. امروز زن آبدارچی شرکتشون تماس گرفته که بگه مهندس دیشب گوشیشو خونه اونها جا گذاشته. وقتی خانم همسایه علت رو پرسیده، گفته که بچه چهارمشون دنیا اومده، دیشب بچه های شرکت براش جشن تولد گرفتن و البته بیشتر خرج رو هم خودشون متقبل شدن و اینها.

راستش من خیلی احترامم به شوهرش نسبت به قبل، بیشتر شد. حتما نمیخواسته زنش بفهمه که رفته جشن تولد یک بچه ای و غصه نخوره. داشتم فکر میکردم که چقدر کارها و حکمتهای خدا عجیبه. نمیخوام خدای نکرده بگم اون بچه برای اون خانواده زیادیه ها. نه، روزی و زندگی آدمها دست خداست، فقط اینکه به نظرم این زن و شوهر شاید بیشتر به اون بچه نیاز داشته باشن… البته خوب من در حدی نیستم که تو کار خدا دخالت کنم. فقط ایکاش هرچه زودتر به این خانواده هم یک بچه میداد چون میدونم که خیلی آرزوشو دارن.
اصلا شاید اینطور حرف زدن و قضاوت کردن بر اساس این معیارها درست نیست، نمیدونم…

۶۵ نظر

  1. خداحافظ کانادا ۱۳۸۸-۰۴-۱۴، ۱۰:۴۰ ب.ظ

    سلام زهرا جون

    داستان جالبی بود. فعلا که ما اینجا تو کانادا گوش هامون از صدای چمن زنها داره شنواییشو از دست میده!!!

    جواب به این نظر

    ایران Reply:

    اگه کانادا اینقده بعده …، خوب چرا نمیای اینجا تو ایران زندگی‌ کنی‌ و از لذت زندگی‌ در سایهٔ حکومت حق و حقیقت استفاده کنی‌؟ چرا تو کانادا میمونی و این همه خفت میکشی؟

    جواب به این نظر

    مریم Reply:

    این سوال خوبی بود که ایران ازت پرسید، واقعآ چرا موندی اونجا اگه انقدر بدت میاد؟ هر چند که من تا حدودی خبر دارم این کارا معنیشون چیه!!

    جواب به این نظر

    امیر Reply:

    هی ایران با تو ام چقدر سیاست بسه دیگه خستمون کردی

    جواب به این نظر

  2. ناشناس ۱۳۸۸-۰۴-۱۵، ۱:۲۷ ق.ظ

    زهرا خانم
    بستگی داره که چطور به مسئله نگاه کنی !
    خب شما خیلی خوش بین بودی که چنین برداشتی کردی
    “حتما نمیخواسته زنش بفهمه که رفته جشن تولد یک بچه ای و غصه نخوره.”
    می خوام بگم میشه برداشتهای دیگه ای ازرفتار اون آقا داشت که زیاد خوشبینانه نیست

    جواب به این نظر

    زهرا Reply:

    نه من میدونم که چقدر زنش رو دوست داره. با این پیشفرض نوشتم اینو مطمئنم که اینها خیلی به همدیگه علاقه دارن

    جواب به این نظر

    مجله خبری Gajamoo Reply:

    با سلام.
    حرفای شما زهرا خانوم را نفی نمی کنم اما به عنوان یک مرد بی طرف با ناشناس بیشتر موافقم ضمن اینکه باور دارم جنس همه ی مردان شیشه خورده نداره اما اکثریت چرا :D

    جواب به این نظر

    متلک Reply:

    این وصله ها به مهندس همسایه نمی چسبه ولی اگه صادق باشیم ما مردها به اتفاق آرا منحرف، دارای خورده شیشه و چشمانی هیز هستیم. عبارت کافر همه را به کیش خود پندارد در این خصوص مصداق ندارد

    جواب به این نظر

  3. آیتک ۱۳۸۸-۰۴-۱۵، ۲:۴۵ ق.ظ

    بذارید برداشت رو خودشون بکنند . به من و شما چه ربطی داره ؟

    جواب به این نظر

  4. یاسر ۱۳۸۸-۰۴-۱۵، ۲:۵۹ ق.ظ

  5. (-; ۱۳۸۸-۰۴-۱۵، ۳:۰۵ ق.ظ

    hame chiz halle ishalla

    جواب به این نظر

  6. default ۱۳۸۸-۰۴-۱۵، ۹:۴۴ ق.ظ

    منم میگم بهتره بسپاری دست خدا

    جواب به این نظر

    فرزاد Reply:

    و نام پروردگارت را بامدادان و شامگاهان یاد کن (۲۵)

    و بخشى از شب را در برابر او سجده کن و شب[هاى] دراز او را به پاکى بستاى (۲۶)

    اینان دنیاى زودگذر را دوست دارند و روزى گرانبار را [به غفلت] پشت‏سر مى‏افکنند (۲۷)

    ماییم که آنان را آفریده و پیوند مفاصل آنها را استوار کرده‏ایم و چون بخواهیم [آنان را] به نظایرشان تبدیل مى‏کنیم (۲۸)

    این [آیات] پندنامه‏اى است تا هر که خواهد راهى به سوى پروردگار خود پیش گیرد (۲۹)

    و تا خدا نخواهد [شما] نخواهید خواست قطعا خدا داناى حکیم است (۳۰)

    هر که را خواهد به رحمت‏خویش در مى‏آورد و براى ظالمان عذابى پردرد آماده کرده است (۳۱)

    جواب به این نظر

  7. فرزاد ۱۳۸۸-۰۴-۱۵، ۱۰:۲۰ ق.ظ

    به نام خداوند رحمتگر مهربان

    آیا زمانى طولانى بر انسان گذشت که چیز قابل ذکرى نبود (۱)
    ما انسان را از نطفه مختلطى آفریدیم و او را مى‏آزماییم بدین جهت او را شنوا و بینا قرار دادیم (۲)
    ما راه را به او نشان دادیم خواه شاکر باشد و پذیرا گردد یا ناسپاس (۳)
    ما براى کافران زنجیرها و غلها و شعله‏هاى سوزان آتش آماده کرده‏ایم (۴)
    به یقین ابرار و نیکان از جامى مى‏نوشند که با عطر خوشى آمیخته است (۵)
    چشمه‏اى که بندگان خدا از آن مى‏نوشند و [به دلخواه خویش] جاریش مى‏کنند (۶)
    [همان بندگانى که] به نذر خود وفا مى‏کردند و از روزى که گزند آن فراگیرنده است مى‏ترسیدند (۷)
    و به [پاس] دوستى [خدا] بینوا و یتیم و اسیر را خوراک مى‏دادند (۸)
    ما براى خشنودى خداست که به شما مى‏خورانیم و پاداش و سپاسى از شما نمى‏خواهیم (۹)
    ما از پروردگارمان از روز عبوسى سخت هراسناکیم (١٠)

    http://www.parsquran.com/data/show.php?quantity=&lang=far&sura=76&ayat=0&user=far

    جواب به این نظر

  8. مهشید ۱۳۸۸-۰۴-۱۵، ۱۰:۵۶ ق.ظ

    حکمت… حکمت!

    جواب به این نظر

  9. گیلدا ۱۳۸۸-۰۴-۱۵، ۲:۱۲ ب.ظ

    نمی توانم بفهمم هدفش چیست! خدا را می گویم!

    جواب به این نظر

  10. ali ۱۳۸۸-۰۴-۱۵، ۳:۱۵ ب.ظ

    سلام وبلاگ خوبی داری وحتما هم براش زیاد وقت میذاری اما زهرا خانوم آخرش من نفهمیدم شما مذهبی هستید؟! یعنی چی ؟خوشحال میشم یه سری هم به من بزنی

    جواب به این نظر

  11. ناشناس ۱۳۸۸-۰۴-۱۵، ۴:۰۹ ب.ظ

    ۱-droogh goftan hamisheh bad va gheir ghabel bakhshesh ast hata agar az sar delsoozi bashad
    2-gharar nist ke khoda hameh chizo be ie eddeh khas bedeh; !!!!

    جواب به این نظر

  12. هانیه ۱۳۸۸-۰۴-۱۵، ۴:۲۶ ب.ظ

    سلام زهرا جان
    اگه به صلاحشون باشه ایشااله بچه دار میشن
    من کوچیک که بودم دوست داشتم یه بچه بی سرپرست و بزرگ کنم ولی الان اصلا دوست ندارم به هیچ بچه ای فکر کنم! به نظر من با بچه های الان سروکله زدن کار حضرت فیله !!!

    جواب به این نظر

  13. میترا ۱۳۸۸-۰۴-۱۵، ۴:۵۰ ب.ظ

    واقعا باید به چنین مردی احسنت گفت
    تو این دوره زمونه از این جور ادما کم پیدا می شن چه مرد چه زن

    جواب به این نظر

  14. Bahar ۱۳۸۸-۰۴-۱۵، ۵:۴۴ ب.ظ

    بچه خواستن هم حکایت بچه ایه که تا مدرسه نرفته هر روز رو میشمره تا زودتر بره کلاس اول اما همین بچه تا میره مدرسه کارش میشه غر زدن و پشت سر معلما حرف زدن و نالیدن و بعد ها هم جیم زدن و کلاس رو پیچوندن …

    جواب به این نظر

  15. سمیرا ۱۳۸۸-۰۴-۱۵، ۶:۱۲ ب.ظ

    خوب
    همیشه یه پای بساط می لنگه!

    جواب به این نظر

  16. احمد ۱۳۸۸-۰۴-۱۵، ۸:۲۹ ب.ظ

    اصلا زندگی کلا غم انگیزه

    جواب به این نظر

  17. شاهین ۱۳۸۸-۰۴-۱۵، ۱۰:۲۰ ب.ظ

    oh where is the god have you ever think if there is a god this kind of thing happen?

    no darling

    if you find god say hello for me

    جواب به این نظر

    میترا Reply:

    دوست عزیز منظورت اینه که خدایی وجود نداره دیگه ؟ درست متوجه شدم یا نه ؟
    نه عزیزم این کارا حکمتی داره که ماها ازش بی خبریم یعنی عقلمون بهش قد نمی ده که درکش کنیم
    مثلا اون خوانواده اگه بچه دار بشن ممکنه بچه شون یکم که بزرگتر شد مایه دردسر برای خانوادش بشه یا ….
    به هر حال هیچ کدوم از کارای خدا بی حکمت نیست
    من از ته دلم برای این خانواده دعا می کنم که اگه به صلاحشونه به خواسته قلبیشون برسن

    جواب به این نظر

    زهرا Reply:

    ممنونم میترا:)

    جواب به این نظر

    فرزاد Reply:

    Thanks Mitra. It is first step to help them.

    جواب به این نظر

    فرزاد Reply:

    Dear Shahin,
    I found god many years a ago. I will say hello for you ASAP. Do you want any thing from you? I can send your request when I say hello for you.

    Regards,

    جواب به این نظر

    یکتاپرست Reply:

    درجواب این ابلح که اسمشوگذاشته شاهین بایدبگم بنظرمن تواز اولاد فرعونی که داری ادعای خدایی میکنی
    از جدت درس عبرت بگیر سرگذشت ومرگ خفت بار فرعون رو مطالعه کن تابفهمی چی میخوام بگم وبا خدا شوخی نکن
    اسمتو عوض کن بذارموش کورچون تو هیچ چیزی رو نمیبینی وکورتشریف داری درحالیکه شاهین پرنده ایه که چشمهای تیزبینی داره توبه کن وگرنه در جهنم ابدی با جد احمقت همجوار خواهی شد

    جواب به این نظر

  18. مهدی خانعلی زاده ۱۳۸۸-۰۴-۱۵، ۱۱:۵۷ ب.ظ

    سلام
    دعوت می کنم از شما برای نوشتن درباره جفای روزگار:
    http://mehdinews.com/post/709
    یا علی

    جواب به این نظر

  19. نیما ۱۳۸۸-۰۴-۱۶، ۱:۴۰ ق.ظ

    سلام
    اولا من چون ازدواج نکردم نمی دونم این بچه دار شدن چه لذتی داره که ملت اینقد حسرتشو می خورن
    کلی جونشونو باید به جای یک بچه ای بزارن که معلوم نیست وفایی داره یا نه
    اصلا ارزششو داره یا نه
    اما هیچ کار خدا بی حکمت نیست
    چه معلوم این بچه امد و زندگیشون نابود نکرد
    اما روی مثبت قضیه رو نگاه کنیم
    من کسایی رو دیدم که با دعای زیاد و نذر نیاز مسجد ساختن حتی
    بچه دار شدن اونم دوقلو!
    اما خیلی هاهم ادمهای خوبی بودن
    خیلی هم دعا کردن دوا کردن اما نشده
    این ربطی به حرفی که می خواستم بزنم نداشت ها
    اصلا کلام اینجا بود
    اشتباهی تو یه مطلب دیگه پست کردم
    بازم می زارم
    چون گویا نظر خصوصی عمومی ندارید تایید رو هم که بر داشتین
    سانسور یخت ای ول!
    اما این بود

    سلام زهرا خانم HB
    آخرین باری که وبلاگتون آمدم تازه دات کام شده بودید!
    تقریبا از زمان شروع وبلاگ نویسی تون خواننده مطالبتون بودم
    تا همون وقت که گفتم
    الان دوباره گفتم سری بزنم ببینیم
    چقدر فرق کردید با اون وقت
    چارچوب حفظ شده تقریبا محتوا قدری سیاسی شده شاید خیلی!
    قبلا عاطفی اجتماعی بود الان سیاسی اجتماعی شده بلکل
    این نظرم مثله بقیه نظرهای فوق بی ربطه!
    اما تبلیغاتی نیست
    سیاسی هم نیست
    البته یکمی زمینه ی سبز پیدا کردین
    اما بازم گوشه هایی از حق و عدالت هم دیده می شه در وبلاگتون هنوز!
    به هر صورت خوشحال شدم
    که می بینیم با قدرت ادامه می دید
    موفق باشید
    مثله همیشه
    به امید بر قراری حق و عدالت حتی به جای آزادی!
    خط اخر سیاسی بود!
    یا علی

    جواب به این نظر

    زهرا Reply:

    والا ما هم ازدواج نکردیم :دی
    ولی میدونم که بچه دار شدن حتما و حتما چیز شیرینیه اونم بعد از ۹ سال دوا و درمون !:)

    جواب به این نظر

    فرزاد Reply:

    من هم ازدواج نکردم. ولی این شتریه که هر روز میاد در خونت و اگه تعارفش کنی میاد میخوابه. حالا اگه جای مناسبی داشته باشی که بهتر والا درد سر ممکنه ایجاد کنه :) ;)

    ولی من این رو میدونم که وقتی ازدواج کنم بعدش بچه هم میخوام و این رو از اونجایی میدونم که هر موقع یه چیزی خواستم و بهش رسیدم از رو نرفتم و باز هم یه چیز دیگه خواستم. :)

    جواب به این نظر

    فرزاد Reply:

    نظر بالا رو برای نیما نوشتم.
    راستی از بین رنگا فکر کنم ازدواج سفیده آخه طیفش شامل همه نورهای اصلی میشه. البته نصفش سفیده و نصفش هم میدونه غیر سفیدی ( بد بدش هم سیاه) باشه. در مجموع شاید اگه بگیم خاکستری باشه پر بی راه نگفتیم و از همه مهمتر این که به هیچ کس بر نمی خوره.

    برای زهرا:
    به نظر من برای کامنتها هم پیجینیتور بذار البته اگه میشه. :)!

    جواب به این نظر

  20. صرامی ۱۳۸۸-۰۴-۱۶، ۸:۲۰ ق.ظ

    سلام
    یک نکته ظریف این که دروغگویی با هر نیتی خوب نیست!
    و بعد نوشته طنزی در وبلاگم گذاشته ام شاید برای تان جالب باشد:
    http://psarrami.blogspot.com/

    جواب به این نظر

  21. sara ۱۳۸۸-۰۴-۱۶، ۱۲:۰۴ ب.ظ

    سلام… من هم خیلی این چیزهارو دوروبرم می بینم یارو به نون شبش محتاجه ولی خدا مرتب بچه بهش میده… البته شاید هم خیلی خدا مقصر نباشه….!!!

    جواب به این نظر

    میترا Reply:

    !!!!!!!!!!!!!!
    هیچ چیز تقصیر خدا نیست دوست عزیز ( چرا ما ادما تازگی ها با خدا این جوری صحبت می کنیم ؟؟ چرا به خدا توهین می کنیم ؟ چرا با بالاترین مقامی که وجود داره این جوری می کنیم؟ )
    مطمئن باشین اونا هم اگه خودشون نخوان بچه دار نمی شن ( یعنی همه چی دسته خودشونه تا اونا بچه رو طلب نکن که خدا بهشون همین جوری نمی ده که !! )

    جواب به این نظر

  22. امیر حسین ۱۳۸۸-۰۴-۱۶، ۲:۰۶ ب.ظ

    خاله منم بعد ۱۳ سال بچه دار شدند هر چی خواست خدا باشه

    جواب به این نظر

  23. حسین ۱۳۸۸-۰۴-۱۶، ۲:۵۶ ب.ظ

    توهم جزو یکی از عجایب؟
    D:

    جواب به این نظر

  24. پارسا ۱۳۸۸-۰۴-۱۶، ۳:۰۱ ب.ظ

    ببخشید! زهرا خانم چرا از یک زاویه دیگه نگاه نکنیم؟! “فرض می کنیم” نقصان در این خانم محترم باشد. برای عقیم شدن یک زن دلایل زیادی وجود دارد، به طور مثال شاید در سن بلوغ خانه ی آنها در نزدیکی یک دکل مخابراتی بوده است و امواج مخابراتی بر روی بدن این دختر بچه ی زیبا اثر نامطلوب گذاشته اند. درس خواندن هم یکی از علایق این دحتر خانم بوده است، پس خوب خوانده است و پیشرفت کرده است. حالا ما یک دختر زیبا، تحصیلکرده و عقیم داریم. بدون اینکه بارور بودن ایشان نسبت به عقیم بودن شان برتری ای داشته باشد، ایشون در اثر ناآگاهی پدر و مادر اش عقیم شده اند.
    به طور خلاصه منظورم این است که هیچ دلیلی، مگر برای احساس بهتر از زندگی، وجود ندارد که بچه های نداشته ی این خانم را دردسر ساز های آینده ای معرفی کنیم که خدا بنا به صلاحدید از تولد آنها جلوگیری کرده است، که اگر این چنین باشد بهتر بود خدا از تولد امثال بیجه جلوگیری می کرد نه فرزند یک خانواده خوب، تحصیلکرده با وضعیت مالی مناسب. مگر اینکه بخواهیم بگوییم خدواند لازم دانسته که به ۳۰ کودک جنوب شهری تهران هم تجاوز شود چرا که برای آنها چنین تجربه ای مفید است، بعد ها روانپزشک می شوند می توانند بهتر مشاوره بدهند، به قولی بسوزه پدر تجربه!
    علت فرض اولیه: غیر عادی می دونم مردی ایرانی که عقیم باشد علاقه ی وافری هم به کودکان داشته باشد، معمولا مردهای ایرانی با چیزی که نمی توانند داشته باشند با یک نوع انزجار (حداقل ظاهری) رفتار می کنند.

    جواب به این نظر

    سیمین Reply:

    پارسا جان من با نظر شما موافقم در صورتی که شرط حکمت خدا را هم بپذیریم یعنی در بعضی موارد حرف بچه ها درسته و در بعضی موارد حرف شما.

    جواب به این نظر

    پارسا Reply:

    من محض اطمینان از رویت آن جواب این پاسخ شما را در وبلاگ خود شما خواهم داد. :)

    جواب به این نظر

    یکتاپرست Reply:

    پارسا !
    پارسا یعنی عارف یعنی کسیکه خدارو خوب میشناسه
    ولی این پارسا باید الف اسمشو برداریم چون فقط پارس کردنو بلده
    اگه مسلمانی وبه ذات پاک خدا ایمان داری پس باید اینقدر فلسفه بافی نکنی چون درقران واحادیث اومده که همه چی از طرف خداست وکارهای خدا بی حکمت نیست
    حق نگهدار

    جواب به این نظر

  25. کیمیا ۱۳۸۸-۰۴-۱۶، ۴:۵۳ ب.ظ

    سلام

    تقریبا همه‌ی کارهای خدا
    عجیب و غریبه
    به نظر آدما

    به دعاتون :
    آمین !!!

    موفق باشین
    یاعلی

    جواب به این نظر

  26. مهیار امینی ۱۳۸۸-۰۴-۱۶، ۷:۲۷ ب.ظ

    نمی دونم یادت میاد یا نه ؟ !!! وبلاگ زولبیا و داشتم … مطالبت و روز نوشته هات یه جورایی شبیه ریا کاراست … فقط می خوای بگی که هستی

    جواب به این نظر

    پارسا Reply:

    حالا که شما به خودت جرات دادی و ذهن خوانی نویسنده وبلاگ رو کردید، بنده هم به خودم جرات می دم تا در پاسخ به شما از ذهن خوانی استفاده کنم. دو نکته است:
    ۱٫ من فکر می کنم نویسنده این وبلاگ بیشتر دغدغه هاش رو با خواننده هاش به اشتراک می گذاره، و اتفاقن عملی است صادقانه.
    ۲٫ من فکر می کنم مطالب وبلاگ شما ریاکارانه و به قصد ابراز وجود نوشته شده اند. البته من قصد توهین ندارم، اما اینی که گفتی حرفی است عجیب که احتمالن از خودت هم در آمده است و حاصل خودکاوی های شخصی شماست، سرانجامش هم رها کردن وبلاگ نویسی بوده است.

    توضیح مهم: علت اینکه من به شما پاسخ دادم (فعلن عادت ندارم تو مسایل دیگران دخالت کنم) اینه که من هرچند با عقاید نویسنده این وبلاگ موافق نیستم اما از خواندنش لذت می برم، هر از چند گاهی هم شاهد کلافه شدن های نویسنده این وبلاگ به سبب اظهار فضل دوستانی همانند شما هستم که اصلن خوشایند نیست.

    جواب به این نظر

  27. Stolen_Prayer ۱۳۸۸-۰۴-۱۶، ۷:۳۸ ب.ظ

    سلام، از نگارشت خوشم میاد، امیدوارم قلمت همیشه همینطور بچرخه-البته از نوع وبلاگ نویسی-

    در رابته با اینکه شوهر همسایتون کجا بودن ، باید بگم هیچ کس در مقام قضاوت نیست، چون به نظر من این دنیا اگه جای عدالت بود که دیگه اسمش رو میزاشتن بهشت، در ثانی همیشه میگن قضاوت نکن تا مورد قضاوت واقع نشی…

    ولی در رابطه با کار خدا، نمیدونم ، فقط بگم که تو این مدت اینقد سر به سرم گزاشته که از دستش حسابی کلافه شدم ، فعلاً باهاش قهرم ، تا ببینم کوتاه مییاد یا نه!

    جواب به این نظر

  28. غریب ۱۳۸۸-۰۴-۱۶، ۱۱:۱۳ ب.ظ

    سلام
    وااااااااااااااااای خیلی وبلاگتون قشنگه
    موفق باشید
    میشه به منم سری بزنین؟
    ممنون
    یاحق باحق تاحق

    جواب به این نظر

  29. پارسا ۱۳۸۸-۰۴-۱۷، ۱:۱۷ ق.ظ

    در نظر قبلی من خط ششم جای “عقیم” با “بارور” باید عوض شود!

    جواب به این نظر

  30. Stalker ۱۳۸۸-۰۴-۱۷، ۱:۴۰ ق.ظ

    ساده ترین راه حل اینکه هر مسئله ای رو که ازش سر در نیاوردیم به موجودی ماورا الطبیعی نسبت بدیم . اینطوری هم ذهنمون درگیر نمیشه هم اینکه دیگه لازم نیست دنبال این بگردیم که پس چرا عدالت اجرا نمیشه .

    جواب به این نظر

  31. matin kashani farid ۱۳۸۸-۰۴-۱۷، ۱۰:۵۵ ق.ظ

    سلام زهرا جون. خوبی؟
    نمی دونم منو یادته یا نه. من چند سال پیش وبلاگ دختر گل رو داشتم. مدتی هم بلاگ ایکس رو داشتم. “یادداشت های یک هنرمند”. الانم چند سالی هست وبلاگ ندارم. به هر حال یه موقعی خیلی با هم رفت و آمد داشتیم!! :) گرچه مثل سابق این جا نظر نمی دم و خودمم تو وبلاگستان اکتیو نیستم، اما اکثرا نوشته ها تو پیگیری می کنم. اخیرا توی فیس بوک از توی لیست سعید حاتمی پیدات کردم و اد کردم که هنوز جواب ندادی. این همه حرف زدم که خودمو یادت بیارم که ادم کنی!!!! نمی دونم موفق شدم یا نه!!
    ——————-
    در مورد نوشتت: والا من هنوز ازدواج نکردم و نمی دونم بچه دار می شم یا نه! اما نظرم اینه که آدم اگه حتی بچه دار هم می شه بد نیست که بچه هایی که قبلا به دنیا اومدن و خونواده ندارن رو به فرزندی قبول کنه. این جوری هم یکی رو به دنیایی که نمی دونه آیندش چیه اضافه نکرده و هم یکی رو که به این دنیا اومده می بره پیش خودش و سعی می کنه به زندگی اون و خودش شیرینی بیشتری بده. نمی دونم آیا بعد از ازدواج هم همین حرفو خواهم زد یا نه. آخه شاید واقعا اون موقع تازه حس کنم این که اکثرا می گن میخوایم بچه مال خودمون باشه یعنی چی… به هر حال الان نظرم اینه…
    امیدوارم خدا همه رو شاد کنه.
    موفق باشی.

    جواب به این نظر

  32. متین کاشانی فرید ۱۳۸۸-۰۴-۱۸، ۸:۴۶ ق.ظ

    سلام زهرا جون. خوبی؟
    نمی دونم منو یادته یا نه. من چند سال پیش وبلاگ دختر گل رو داشتم. مدتی هم بلاگ ایکس رو داشتم. “یادداشت های یک هنرمند”. الانم چند سالی هست وبلاگ ندارم. به هر حال یه موقعی خیلی با هم رفت و آمد داشتیم!! گرچه مثل سابق این جا نظر نمی دم و خودمم تو وبلاگستان اکتیو نیستم، اما اکثرا نوشته ها تو پیگیری می کنم. اخیرا توی فیس بوک از توی لیست سعید حاتمی پیدات کردم و اد کردم که هنوز جواب ندادی. این همه حرف زدم که خودمو یادت بیارم که ادم کنی!!!! نمی دونم موفق شدم یا نه!!
    ——————-
    در مورد نوشتت: والا من هنوز ازدواج نکردم و نمی دونم بچه دار می شم یا نه! اما نظرم اینه که آدم اگه حتی بچه دار هم می شه بد نیست که بچه هایی که قبلا به دنیا اومدن و خونواده ندارن رو به فرزندی قبول کنه. این جوری هم یکی رو به دنیایی که نمی دونه آیندش چیه اضافه نکرده و هم یکی رو که به این دنیا اومده می بره پیش خودش و سعی می کنه به زندگی اون و خودش شیرینی بیشتری بده. نمی دونم آیا بعد از ازدواج هم همین حرفو خواهم زد یا نه. آخه شاید واقعا اون موقع تازه حس کنم این که اکثرا می گن میخوایم بچه مال خودمون باشه یعنی چی… به هر حال الان نظرم اینه…
    امیدوارم خدا همه رو شاد کنه.
    موفق باشی.

    جواب به این نظر

  33. متین کاشانی فرید ۱۳۸۸-۰۴-۱۸، ۸:۴۷ ق.ظ

    ببخشید دوباره اونو نوشتم! میخواستم تست کنم الان که sign in کردم عکسم بغل نوشتم میاد یا نه!!! مث که نیومد! بازم ببخشید!

    جواب به این نظر

  34. متلک ۱۳۸۸-۰۴-۱۸، ۴:۱۳ ب.ظ

    خدایا تورو به این آیام که نمی دونم مناسبتی داره یا نه. یه دونه از اون لک لکات که قنداق بچه رو به نوکشون می گیرن بفرست. از تو که چیزی کم نمی شه خسیس.

    جواب به این نظر

  35. بهنام ۱۳۸۸-۰۴-۱۸، ۶:۵۳ ب.ظ

    سلام زهرا.

    این خوبه که ایشون زنش رو خیلی دوست داره. ولی اینکه بهش دروغ گفت خیلی بده. دروغ مصلحت آمیز هم به هر حال دروغه. نتیجه خوبی هم نداره چون میتونه اعتماد زن رو نسبت بهش از بین ببره. اگر راجع به این دروغ گفته راجع به چه چیزهای دیگری هم میتونه دروغ بگه؟ من که کامنتای فوق رو سریع مرور کردم تعجب کردم که کسی به این اشاره نکرده.

    بهنام

    جواب به این نظر

  36. حامد ۱۳۸۸-۰۴-۱۹، ۱:۰۹ ق.ظ

    سلام داستانه خوبی بود.ولی مشکل بزرگ داستانت اینه :موض. عه اولش که نوشتی کار خدا رو ببین.یعنی کاری که مرده کرده کار خدا بود؟ فردا که مرده بره هزارتا غلط کاری کنه بازم کار خدا بود.بیاین بکشین بیرون از این اعتقادات ساختگی.مگه اختیار ندارین پس کار خدا بود و کار من بود و اینا چیه من دارم زندگی میکنم چه ربطی به کار خدا داره.

    جواب به این نظر

  37. ندا ۱۳۸۸-۰۴-۱۹، ۱۱:۵۹ ق.ظ

    زهرا جان … برای ما هم دعا کن عزیزم … هیلی وقته که حسرت داشتن همچین چیزی رو داریم ….شاید بیش از هرکسی من تونستم اصل مطلبت رو درک کنم

    جواب به این نظر

  38. وانا ۱۳۸۸-۰۴-۲۰، ۲:۰۷ ب.ظ

    زهرا جان سلام …

    چند روزی نبودم تا جواب پیغام مستقیم تویتر رو بدم. به زودی جوابتو می دم …

    اما در مورد این نوشته :

    احساس هم دردی و انسانیتت رو تحسین می کنم ولی امام علی میگه : النجات فی الصدق … این شعاریه که یه مدتی خیلی بهم در پیشبرد زندگیم کمک کرد .

    سعدی : چز راست نباید گفت . هر راست نشاید گفت

    جواب به این نظر

  39. شهرزاد ۱۳۸۸-۰۴-۲۱، ۶:۵۳ ب.ظ

    شاید اگه بچه داشتن، اون رابطه صمیمانه ای که الان دارن رو نداشتن.. کسی چه می دونه.. :)

    جواب به این نظر

  40. ناشناس ۱۳۸۸-۰۴-۲۲، ۱۰:۵۹ ب.ظ

    اینه که می گن کسی سر از کار خدا در نمیاره

    جواب به این نظر

  41. یک سایه ۱۳۸۸-۰۴-۲۷، ۳:۲۷ ب.ظ

    اصلا! شما عادته که همیشه تو کار خدا دخالت کنی !! نه تنها دخالت بلکه وقت کنی فحش هم میدی که البته دادی ….

    جواب به این نظر

  42. ارمان ۱۳۸۸-۰۴-۲۹، ۹:۳۵ ق.ظ

    سلام. خوبی؟ داستانتون قشنگ بود. خدا ز حکمت ببندد دری ز رحمت گشاید در دیگری. نداشتن بچه داغه بزرگیه. با دبدن هر بچه یا با تولدهر بچه این داغ دوباره تازه میشه. بهشون بگین چرا از پرورشگاه بچه به سر پرستی قبول نمیکنن؟

    جواب به این نظر

  43. ارمان ۱۳۸۸-۰۴-۲۹، ۹:۳۷ ق.ظ

    میرم پیش امام رضا و ازش میخوام که واسطه بشه که خدا به هر کی که بچه دار بچه بده. بهش بگین رحمت خدا جاریست.

    جواب به این نظر

  44. مهتاب ۱۳۸۸-۰۵-۲۸، ۱:۵۹ ب.ظ

    میخوام به ارمان بگم از عمق وجو دش برا منم دعا کنه التماس دعا

    جواب به این نظر

  45. ضمد ۱۳۸۸-۰۷-۲۴، ۱۲:۰۸ ب.ظ

    har kasi to zendegi moshkelate khasi dare.

    zendegi hich kasi bedune moshkel nist.

    gahi digaran moshkelate ma ro nadaran v ma kheial mikonim ke onha khoshbakhtan.

    shayad digaran dar morede ma ham hamin nazaro daran

    جواب به این نظر

نظر شما