این چنین پرده برانداخته ایی، یعنی چه؟!

* این که کسی نمینویسه، یا اونطور که دلش نمیخواد نمینویسه به این معنی نیست که خوشحاله یا راضیه یا بی تفاوته حتی. خیلی از مواقع به این معنیه که چون  در ایران آزادی نزدیک به مطلق هست یعنی همون یک ذره فاصله ای که تا مطلق هست، باعث میشه آدم محافظه کار باشه. اگه دقت کنید توی وبلاگستان اکثرا کسانی با خیال راحت حرفاشون رو میزنن که یا خارج نشینن یا با اسم مستعار مینویسن و یا اینکه وبلاگشون به قدری پرخواننده نیست که توی چشم باشه.
اینها رو ننوشتم برای اینکه ننوشتن رو توجیه کنم مسئله اینجاست که تو اوضاع عادی هم آدم نمیتونه هرآنچه که تو دلش هست رو بنویسه چه برسه به اوضاع امنیتی فعلی که پروپاگاندای رسانه های خارجی هم هی بهش دامن میزنن و متاسفانه رسانه ملی هم ما انگار نه انگار که با بزرگترین مشکل بعد از انقلاب اسلامی روبرو هست، فعلا در کمال تعجب سکوت کرده و مجریهای ما لبخندزنان برنامه های بیربطی اجرا می کنند. انگار نه انگار که در خیابانها تقریبا شاهد جنگ داخلی هستیم…
در این مورد من بیشتر توضیح نمیدم و توصیه میکنم این متن دلسوزانه وبلاگ آقای پاکدل رو بخونید…

* الان توی ایران واقعا مهم نیست به کی رای داده باشی، در حال حاضر بحث سر این نیست که موضعت چی بوده؟ کی طرف موسویه کی احمدی نژاد کی کروبی کی رضایی یا کی تحریمیه، الان دیگه تو نقطه ای هستیم که همه ناراحتن، (همه یعنی بخشی که یا مستقیما با حوادث درگیرن یا اینکه دریچه اطلاعاتیشون فقط صدا و سیما نیست) به هر حال نمیشه که توی خیابونهای کشورمون به مردم خودمون تیراندازی بشه و هنوز کسی خوش خوشانش باشه؟ من حتی دیدم خفن ترین طرفداران یه سری کاندیداها، هم خوشبختانه مخالف نظامی گری علیه مردم خودمون هستند…

* برخی رفتارهایی که من این روزها میبینم با مسلمانیت هم سازگاری نداره. یادتون هست راهنمایی که بودیم یکی از درسهای کتاب دین و زندگی یه داستانی که تقریبا به این صورت بود که حضرت محمد روز قبل از وفاتش رفت در یک مسجدی سخنرانی کرد و تو بخش عمده ای از حرفهاش گفت که آزار جسمی به یک انسان دیگه ای به طور حتم قصاص داره. حالا اگه من عمدا یا غیر عمد به کسی ضربه زدم، خواهش میکنم بیاد همین دنیا من رو قصاص کنه چون از عذاب آخرت میترسم. و یه پیرمردی بلند شد و گفت در روز فلان شما هدفت شترها بود ولی اشتباها چوبی که پرتاب کردی به من خورد. با اینکه تصادفی بود، حضرت محمد آمادگیش رو برای قصاص عنوان کرد ولی پیرمرد تحت تاثیر خضوعش قرار گرفت و بخشیدش.
مگه ما پیرو همین پیامبر نیستیم؟ این خشونتهایی که در خیابانها میبینیم رو چطور میتونیم توجیه کنیم؟! فراموش نکنیم که خدا هم فرموده (و چقدر هم زیبا فرموده اند که) که الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم.

* با این حال من هنوز حرکتهای امیدوارانه ای می بینم. مثلا این صحبتهای آقای لاریجانی که مسئولان به درخواست‌کنندگان تجمعات اجازه بدهند، به نظرم خیلی منطقی بود. یا این صحبتهای آقای کاتوزیان که مجلس: هویت لباس شخصی‌ها را کشف می‌کنیم بازم امیدوار کننده بود. عضو کمیته حقیقت یاب مجلس گفتند که: اگر به جمع‌بندی برسیم که حمله‌کنندگان متعلق به نهاد خاصی هستند، از هر نهادی که باشند و یا خودسر و خودجوش حمله کرده باشند، باید با آنها برخورد شود. ایجاد رعب توسط فرد عادی و یا جریان سیاسی و یا حتی نهاد حکومتی با هم تفاوتی نمی‌کند و در همه موارد ممنوع است…

* من حقیقتش این روزها به خیلی چیزا شک کردم. مسئله اینجاست که ما یک خبرگزاری بیطرف نداریم که که بفهمیم حق الان با کیه؟ این وبلاگ متن خوبی داره:
در فیلم «آژانس شیشه‌ای» ساخته ابراهیم حاتمی کیا، همسر عباس به در آژانس می‌آید. او که از وضعیت عباس و حاج‌کاظم نگران است شروع می‌کند به گلایه.
عباس به همسرش دلداری می‌دهد که حاج‌کاظم از روی خیرخواهی این کار را کرده است. همسر عباس با اشاره به نیروهای پلیس که آژانس را محاصره کرده‌اند گریه کنان می‌گوید:اونها هم که همینو می‌گین. پس کی‌راست می‌گه عباس…

* من اینهایی که مینویسم باور کنید هدفم خدای نکرده تبلیغ برای سرنگونی نظام نیست. قسم میخورم اونی که به مردم عادی شلیک میکنه، بارها و بارها براندازتر از منی هست که دارم انتقادی میکنم که به نفع نظام هست. اگه هنوزم میخوایم نظام ما بقا داشته باشه، باید این خشونت ها رو از طرف هر گروهی که هست متوقف کنیم. هر نوع سرکوبی که انجام بشه، یک مقدار خشم و کینه اضافه میکنه که اگه انباشته بشه و روزی فوران کنه، اونوقت متاسفانه با یک انقلاب جدید مواجه میشیم. برعکس اگه به معترض تریبون داده بشه، بیشتر به نفع کشور هست. فراموش نکنید پدران و مادران ما برای این کشور و این انقلاب خون دادند. در طول ۸ سال دفاع مقدس ما برای بقا و اتحاد این کشور خون دادیم. تو رو خدا نیاید با تصمیمات غلط همه اینها رو بر باد بدید. یک اعتراض هرچقدر غلط و بدون مجوز باشه، راه کنترلش نظامی گری نیست، در صورتی هم که عده ای آشوب می کنن (و اصلا طبیعیه یکسری از این جمع ها سوء استفاده می کنن) همون عده باید توسط “نیروی انتظامی” دستگیر بشن نه اینکه به اسم همه گذاشته بشه و نیروهای نظامی در سطح شهر فعالیت کنن. ممکنه بشه به این طریق مردم رو ترسوند یا اعتراضات رو خاموش کرد، اما نمیشه کینه ای که در دلها رشد میکنه رو به این راحتی زدود.

* و در پایان اینکه به جای فیلت.ر کردن تو رو خدا بیاین اطلاع رسانی کنید. الان هر شایعه ای داره به اسم خبر پخش میشه، بهتر نیست به جای فیلت.رینگ سایتهای اجتماعی، بیایم در خبرگزاریهای خودمون اخبار صحیح رو بنویسیم؟ آیا اطلاع رسانی صحیح همیشه بهتر از بستن مسیرهای ارتباطی نیست و شائبه ها رو کمتر نمیکنه؟

۹۵ نظر

  1. مهدی ۱۳۸۸-۰۴-۲، ۷:۲۸ ب.ظ

    زهرا خانم…..
    مردمو آخر سر ساکت می کنن
    هر جور شده
    و باز روز از نو و روزی از نو

    ..
    .
    انقلاب فرزندان خود را می بلعد

    جواب به این نظر

  2. حسین ۱۳۸۸-۰۴-۲، ۷:۵۱ ب.ظ

    خدا بخیر بگذرونه… الهی به امیدتو

    جواب به این نظر

  3. لعیا ۱۳۸۸-۰۴-۲، ۸:۰۷ ب.ظ

    سلام

    من جز روزهای اول هفته پیش سعی کردم از خونه درنیام، اون روزها هم جلوی ماشینم آتش روشن کردند و گارد ریل وسط خیابون رو کندند و در مقابل از نیروی انتظامی هم بابت همکاری تشکر می کردند. بعضی ها هم اومدن شیشه های خونم رو شکستن نصفه شبی و برادرم تا مرز نابینایی پیش رفت.
    نمی دونم واقعاً تو خیابون ها چه خبر بوده و آیا واقعا بدون هیچ دلیلی مستقیم به مردم بی گناه تیراندازی می کردن؟
    فقط با سابقه ای که از برخی کتک خوردن ها تو دوران دانشجویی دارم اینه که هرچی هم داد بزنی که بابا اونا اغتشاش گرن اینا مردم بیگناه، در همچین شرایطی، تر و خشک با هم می سوزن و تا بخوای بیای اینوسط بگی تو چی می گی اون چی می گه همون اوباشی که می گی از این وضعیت سوء استفاده می کنن پدر تو و بقیه رو درآوردن.
    من با ظلم مخالفم اما با این ترحم و روشنفکر بازی که اصلاً اجرایی نیست هم مخالفم. اگر چیزی قانونی نیست و نسبت به آن هشدار هم داده می شود، مسئولیت عواقب بعدی با خود فرد است و همچنین اگر جان و مال مردم اهمیت دارد، حمایت از آن هم اهمیت دارد کسی که ارزش جان و مال مردم را نمی داند برای برگرداندن آرامش به روش عملی هم رو نمی آورد. این نوع ترحم به نظر من مشابه حکم حبس ابد در مقابل قصاص در اسلام است که به نظر من اونها ارزش جون یک انسان رو نمی دونن که در مقابل قتل عمد حکم به حبس ابد می دهند
    به نظر من در شرایطی که همه اصل موضوع رو فراموش کردن(از کجا جریان شروع شد، چرا شروع شد، چه کسی تحریک کرد، کی حمایت کرد؟ الان وضعیت ادعاشون کجا هست) اینا یه جور رد گم کردن برا مقصرین اصلی است. مثله اینکه یکی رو کشتن به جای اینکه دنبال این باشی که قاتل رو بگیری که بقیه رو نکشه بیای ۴۰ روز مجلس عزای اولی رو بگیری
    فکر هم نمی کنم هیچ کجای دنیا با اوباشی که روز روشن به اتوبوس پر آدم تو تخت طاووس سنگ بزنن و شیشش رو بشکنن و پیاده شی و اتوبوسو آتیش بزنن، مصاحبه کنن که اول موضعت رو مشخص کن بعد ببینم برا جدا کردن تو از تماشاگرا چی کار کنم

    جواب به این نظر

    سمیرا Reply:

    کاملا موافقم

    جواب به این نظر

    alireza Reply:

    کاملا موافقم

    جواب به این نظر

  4. دوستدار دانایی ۱۳۸۸-۰۴-۲، ۸:۱۵ ب.ظ

    کسی به این حرفها توجهی نخواهد کرد و از همه بدتر اینکه جان انسانهای بیگناه از دست رفته بر نخواهد گشت

    جواب به این نظر

  5. reza ۱۳۸۸-۰۴-۲، ۸:۴۷ ب.ظ

    سلام

    به نظر شما اگر سایت های شایعه پراکن را فیاتر نکنند با این حجم انبوه شایعات و تخریب ها…. یعنی باید یک شبکه راه اندازی کرد که ۲۴ ساعته شایعات را تکذیب کرد.

    من به شخصه کاملا مخالف اینگونه فیاتر کردن ها هستم اما در بعضی شرایط دیگر نمی توان جلوگیری کرد. این ها متاسفانه ضعف مسئولان ای تی کشور ما هست که نمی توانند جوابگوی این حجم تخریبات شایعات و … باشند و از تهدید را به فرصت تبدیل کنند

    جواب به این نظر

  6. مسافر ۱۳۸۸-۰۴-۲، ۹:۱۵ ب.ظ

    سلام.

    خیلی خوب نوشتین. موافقم. به نظرم شاید سریع موضعگیری نکردن در خوب شدن این پست تأثیرگذار بوده.

    جواب به این نظر

  7. سید ۱۳۸۸-۰۴-۲، ۹:۳۰ ب.ظ

    سلام
    ممنون از همدردی شما.بعنوان یک طرفدار میر حسین از شما سپاسگزارم.
    یا حق

    جواب به این نظر

  8. دینا ۱۳۸۸-۰۴-۲، ۹:۵۷ ب.ظ

    منم یه متن در رابطه با حکومت حضرت علی و جمهوری اسلامی نوشتم…

    جواب به این نظر

  9. یک طلبه بی سواد ۱۳۸۸-۰۴-۲، ۱۰:۱۲ ب.ظ

    شرمنده من فضولی می‌کنم.
    اون داستان دین و زندگی جعلیه. اون اللملک هم سخن خدا نیست. تا چند روز پیش فکر می‌کردم روایته. اما با مختصر جستجویی که کردم معلوم شد روایت هم نبود. البته جستجوی من کامل نیست. اما قطعا سخن خدا نیست.

    جواب به این نظر

    زهرا Reply:

    جدی میگین؟ من نمیدونستم…

    جواب به این نظر

    ناشناس Reply:

    به فرموده پیامبر اکرم یک نظام حکومتی ممکن است با کفر و بی خدایی دوام یابد ولی ستم و تبعیض سبب فروپاشی حکومتها می شود. الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم.

    جواب به این نظر

    یک طلبه بی سواد Reply:

    دلیل جعلی بودنش هم این که بر فرض که پیامبر چنان کاری انجام داده باشند، اون جا جای قصاص نیست؛ چون جنایت عمدی نبوده.

    جواب به این نظر

    میثم Reply:

    داستان دین و زندگی جعلی نیست .
    من از آدمهای معتبر این داستان را با کمی تغییر شندیم .

    جواب به این نظر

  10. مهدی خانعلی زاده ۱۳۸۸-۰۴-۲، ۱۰:۱۷ ب.ظ

    سلام
    چند ماهی می شود که وبلاگتان را به طور منظم مطالعه می کنم. یقین دارم و به این باور رسیده ام که منصفانه قضاوت می کنید.
    خوهر گرامی! همان پیامبر رحمت زمانی که پای در مکه گذاشتند دستور دادند که ۵ نفر را حتی اگر به پارچه کعبه آویزان شده بودند، گردن بزنند. خواهر بزرگوار، هموطن من کسی نیست که جلوی چشم خودم رگ دوستم را می شکافد. نه، اینها دشمن من هستند. من هیچ اعتقادی به مساحمه با دشمن ندارم. با دشمن باید مقابله کرد. ((ترحم بر پلنگ تیز دندان، ستمکاری بود بر گوسفندان)). اگر کسی از روی ظلم به من یک سیلی بزند، برای اینکه این روش در جامعه تبدیل به یک اپیدمی نشود. اگر پیدا کردن هویت لباس شخصی ها مهم است، دار زدن امثال موسوی که امنیت ملی را به خطر می اندازند، از همه چیز واجب تر است. شما که سریال ۲۴ را دیده اید، حتما می دانید که National Security یعنی چه؟!
    خواهرعزیزم، می دانم که انتقاداتت از دلسوزی است اما به نظرم لازم است کمی هم از دید نظام به این قضیه نگاه کنید. اینکه دو هفته سراسر پایتخت در التهاب باشد، برای هیچ نظامی قابل تحمل نیست.
    یا علی

    جواب به این نظر

    زهرا Reply:

    آقای خانعلی پور منم موافق مسامحه با دشمن نیستم. این مردم که دشمن ما نیستن. بله اونی که رگ رو میبره باید قانون باهاش برخورد کنه نه اینکه این رو به حساب ۱۳ میلیون آدم بذاریم و هر اعتراضی از اونها رو سرکوب کنیم. این به نفع جامعه اسلامی نیستن

    جواب به این نظر

    دوست Reply:

    میشه درکتون کرد :)

    جواب به این نظر

    زیتون Reply:

    آفرین زهرا

    جواب به این نظر

    علی Reply:

    آقا مهدی شما که فهم و شعورت فقط تا اینجا می رسه که ما (طرفداران موسوی) رو تو وبلاگت با طرفداران منافقین مقایسه کنی و لابد میر حسین رو هم با مریم رجوی، حتما باید خودتو با پیروان ابوموسی اشعری و اونی که ازش پیروی می کنی با خود ابوموسی مقایسه کنی که خون تو دل حضرت علی کردند از بس که نمی فهمیدند.

    جواب به این نظر

    یاسر Reply:

    شما حق دارین این منصفانه تره که با طرفداران بنی صدر مقایسه بشین، چون اونم مثل قهرمان اتفاقی شما در دنیای کو کو لند زندگی میکرد. همه میدونن که سر اخر وطن فروشی از ادم ساده لوه به همون اندازه بر میاد که از خائن و اجنبی و رفسنجانی.

    جواب به این نظر

  11. eddy ۱۳۸۸-۰۴-۲، ۱۰:۱۸ ب.ظ

    خیلی پروانه ای بود.
    خوب بود. اما من متوجه نمیشم ، چرا شما و یه عده دیگه ای نمیخواین یه چیزهایی رو بفهمین و هی این حرفها رو میزنین؟
    یعنی نمیفهمین همین نظام دستور قتل و کشتار رو داده؟
    یعنی نمیفهمین حکم تیر داده بودن؟
    یعنی نمیفهمین میگیرن زندانی میکنن و تا حد مرگ کتک میزنن؟
    و یه سوا دیگه:
    چطور وقتی توی دوران شاه همین اتفاقات (البته با شدت بسیار کمتر) اتفاق می افتاد همه بلد بودن بگن دولت حکم تیر داده
    اما امروز وقتی توی خیابون ملت رو میکشن شاه (دقت کنید ، شاه!) حکم نداده؟
    پس کی به اینها اجازه تیر داده؟
    کی ازشون حمایت میکنه؟

    جواب به این نظر

    مونا Reply:

    میزنن ولی با سلاح سرد. هیچ ارگانی اجازه ی استفاده از سلاح گرم رو نداشته…

    جواب به این نظر

  12. بهنام ۱۳۸۸-۰۴-۲، ۱۰:۳۰ ب.ظ

    این حرفها خیلی منطقی هست ولی مقامات اینجوری فکر نمیکنند چون نسبت به نظرهای مخالف بی تحمل هستند و خیلی راحت دستشون به باتوم و تفنگ میره. من فکر میکنم که اینطور حوادث نشون میده که آزادی های سیاسی مهمتر است از مسایل اقتصادی و سیاست خارجی. اگر مساله آزادی های سیاسی حل شد مثلا اگر فساد اقتصادی در دولت وجود داشت راحتتر میشد در روزنامه ها راجع به آن بحث کرد و از ابزارهای سیاسی برای ریشه کن کردن آن استفاده کرد. ولی با وجود سانسور بررسی مشکلات بطور آزاد و شفاف ممکن نیست.

    جواب به این نظر

  13. گیسو ۱۳۸۸-۰۴-۲، ۱۰:۴۳ ب.ظ

    دستت درد نکنه حرف دل من وخیلی از افرادی که دوست دارن حقیقت را بدونن تا به اشتباه به کسی تهمت نزنن یا بی جهت پشت کسی حرف نزنن را نوشتی ولی یه چیزی که منو به شک میندازه یا لااقل بدبین می کنه اینه که مسوولان میگن فضا ی انتخابات اصلاا منیتی نبوده پس چرا به تمام مدرسه هابخش نامه کرده بودند باید امتحانات زودتر از ۱ خرداد شروع بشه وحتما تا ۲۰ خرداد تموم بشه ؟وباعث شد من معلم با استرس تمام وهر چه سریعتر سر و ته کتاب رو هم بیارم؟ توی این ۱۰سال که معلم بودم و تو این مدت ۲تا انتخابات داشتیم کدوم سالش اینطوری بوده؟ میدونی چی منو ناراحت میکنه؟ این که مردم نفهم فرض میشن …….اینکه عقل مردم نمیرسه واونهایی که اون بالا هستن صلاح ما رو بهتر از خودمون میدونن لااقل با فضایی که ایجاد شده روزبروز بی اعتمادی مردم بیشتر میشه اگر مسوولان چیزی میدونن که ما نمی دونیم لااقل اطلاع رسانی کنن تا دیر نشده فاصله ای که بین مردم ودولت ایجاد شده ترمیم بشه که فردا خیلی دیره…….مرسی از پست پر محتوا وعمیقت

    جواب به این نظر

    مریم Reply:

    گاهی اوقت مسئولین چاره ای ندارند جز اینکه اجازه بدن تا مغرضین خودشون روبه ملت نشون بدن چون در غیر اینصورت مردم چهره ی واقعی انها رو تشخیص نخواهند داد و مظلومنماییها و تبلیقات و دشمنی با سیستم مجال خودنمایی بیشتری پیدا خواهند کرد.

    گیسوی عزیز، حتمآ میدونین که “وبا” یک بیماری مصری و محلکه و حتمآ این رو هم میدونین که هر چند وقت یکبار در یک گوشه از جهان رایج میشه، به همون اندازه که در کشورهای صنعتی که در کشورهای در حال پیشرفت. اما چون ردیابی و محدود کردنش حائض اهمییت زیادی هست همیشه شیوع اونو مسکوت نگه میدارن تا جلوی حول کردن و دستپاچه شدن جامعه رو بگیرن و در اصرع وقت ریشه کنش کنن.

    خود شما که معلم هستین در صورت بروز حریق خونسردی خودتون رو حفظ می کنین تا دانشاموزها رو با نظم و سرعت به بیرون هدایت کنین، پس دلیلی وجود نداره که با نشان دادن وحشت و نگرانی خود موجب ازدهام و مختل شدن امور بشین و بعدآ هم با توجه به عکس العمل های پیشبینی شده با برخوردها و رفتار حرفه ای و مسئولانه به همکاری با مدیر و سایر مسئولین ادامه میدین.

    هیچ کدام از این برنامه ها به دلیل نفهم فرض کردن مردم انجام نمیشه و هر کدام از افراد جامعه به نوعی به وظایفه خودشون عمل میکنند. اگر دولت و نیروهای امنیتی از دسیسه ها پیشگیری کنند مردم از انها قدردان خواهند بود ولی وقتی این اعمال در جریان انتخاباتی که تمامی مردم در اون مشارکت دارن انجام میشه کار به مراتب دشوارتره. تنها کاری که میشه انجام داد اینه که برای مواجه شدن با این مشکلات امادگیهای قبلی رو به خودشون و جامعه بدن.

    جواب به این نظر

  14. helen ۱۳۸۸-۰۴-۲، ۱۰:۵۷ ب.ظ

    salam man dar nazarate qabli dar morede shoma eshtebah kardam.azaton be khatere tohinam mazerat mikham.

    جواب به این نظر

  15. پدرام ۱۳۸۸-۰۴-۲، ۱۱:۱۷ ب.ظ

    انـّه یهون علی الخطب انّه بعین الله
    اینکه بدانیم خدا می بیند , مصیبت بزرگ قابل تحمل می شود .

    جواب به این نظر

    نیویا Reply:

    چه زیبا….دلم کلی آروم شد

    جواب به این نظر

  16. lol ۱۳۸۸-۰۴-۲، ۱۱:۲۰ ب.ظ

    با مزه بود!

    یک نگاهی به انتهای این امار که مال بوشهر هست هم بیانداز!

    http://www.moi.ir/Portal/File/ShowFile.aspx?ID=5ddf5f17-c30b-4f37-bb8d-a645181ea2f7

    حتی حال پاک کردن گندکاریهاشونو ندارن

    بهتره سرمونو زیر برف نکنیم

    جواب به این نظر

  17. دوست ۱۳۸۸-۰۴-۲، ۱۱:۴۲ ب.ظ

    منم جای شما بودم محافظه کار میشدم.

    وقتی میبینم که افکار من با بعضی ها اینقدر متفاوته، گاهی وحشت میکنم. امیدوارم که از سر نا آگاهی یکی از طرفین باشه که زودتر حل بشه.

    من فکر میکردم تا حالا فهمیدن لباس شخصیها کیا هستن! الان عکسهاو فیلمهاشون که در کنار پلیس در حال زدن مردم بی دفاع هست رو تمام دنیا دارن میبینن. بعضیهاشون هم بوسیله مردم شناسایی شدن. چطور هنوز روسامون خبر ندارن تو مملکتشون کی به کیه! شما باور میکنین؟

    به قول آقای ا. ن که تنها همین یک جمله رو ازش قبول دارم: آدم دروغگو شجاع نیست.

    جواب به این نظر

    زهرا Reply:

    جناب دوست:
    آقای کاتوزیان آدم حسابیه. دانشگاهیه. من تا حدی قبولش دارم.

    جواب به این نظر

    دوست Reply:

    :) من مخلص هر چی آدم حسابی هم هستم. راستش من کلا اهل سیاست نیستم و اشخاص سیاسی رو زیاد نمیشناسم.

    من جواب رو تو کامنت بعدی زودتر داده بودم!
    این افراد (لباس شخصیها)چند ساله که تو کشورن و ازین کارا میکنن؟
    قبلا شبا پیداشون میشود! الان که تو روز روشن دارن در کنار پلیس کارشونو میکنن!
    این اطلاعات رو به یه بچه بدیم فکر نکنم ۵ ثانیه طول بکشه که جواب رو به ما بگه!

    شاید آدم حسابی باشه ولی از جونش که سیر نشده.

    این ترسها از کجا میاد!
    به امید ایرانی بدون ترس:)

    جواب به این نظر

  18. rohollah ۱۳۸۸-۰۴-۳، ۱۲:۲۱ ق.ظ

    زهرا خانم
    نوشته هات بسیار بر دلم نشست.
    خیلی ها نمی تونن حرف دلشون رو بزنن
    چون مشخص نیست چه عواقبی براشون خواهد داشت.
    خوشحال میشم اگه خودم رو در لیست دوستان شما ببینم(لیست پیوند ها)
    موفق باشین

    جواب به این نظر

  19. simin ۱۳۸۸-۰۴-۳، ۱۲:۳۲ ق.ظ

    قرار ما فردا:
    فیسبوک کروبی: فردا در پنج میدان شهر تهران تجمع خواهیم کرد

    تجمع اعتراضی صلح آمیز در راستای محکومیت تقلب در انتخابات، زندانی کردن معترضین و فعالین سیاسی و کشتارِ بی رحمانه مردم: فردا، چهارشنبه، ساعت ۱۶:۳۰، در پنج میدان شهر تهران: میدان ونک، میدان تجریش، میدان صادقیه…(دو میدان دیگر فردا ساعت ۳ بعد از ظهر اعلام خواهد شد.) حضوری آرام داشته باشید و از درگیری و شعارهای تحریک آمیز اجتناب نمایید
    به همه اطلاع رسانی کنید. چهار شنبه باید به آنها نشان دهیم که ما همه با هم هستیم!

    جواب به این نظر

  20. موسیو گلابی ۱۳۸۸-۰۴-۳، ۱۲:۴۱ ق.ظ

    زهرا جان! این متنت یکی از بهترین متن‎هایی بود که از تو خونده بودم و به جرأت از بهترین متن‎هاییه که در روزهای اخیر خوندم …

    جواب به این نظر

  21. پسر هرزه ۱۳۸۸-۰۴-۳، ۱۲:۴۵ ق.ظ

    وقتی گه گاه مطالبت رو میخونم و خصوصا مطالبی نظیر این پست،
    پیش من،
    منطق پشت حرفات خیلی بچگانه ست؛ بیشتر استدلال هات سطحیه؛ یه شدت حس میکنم خودت، خودتو محدود میکنی و همین باعث که عملاً محدود و کوچیک جلوه کنی؛ به نظر درکت از زندگی پایینه، آدم حس میکنه یه دختر بچه پونزده ساله داره حرف میزنه…..
    دلم میخواست رک و بی پرده همه اینها رو بهت میگفتم ولی از اونجایی که بارها خوندم از همون مساله ی (پذیرفتن عقاید دیگران) تو این وبلاگ اذیت شدی و میدونم چقدر دختر حساسی هستی، این کار رو نمیکنم.
    این موضوع به کنار، نمیتونم صراحتاً بگم مثلاً ” درکت پایینه”؛
    چون هم ذهنم عادت نداره با حدسیات خودش دیگران رو قضاوت کنه و هم عادت به یه جهته بودن نداره؛ همینطور که به نظرم میاد، تو درک پایینی داری، این احتمال رو میده که شاید این درک منه که پایین تر از درک توئه و قدرت هضم حرفهات رو نداره.
    بعلاوه آدم باید بپذیره که دیگران دیگرانن، با نظرات و ویژگی های متفاوت؛ نباید ایرانی بازی در آورد و زور زد که حتما تعیین کنیم که کی درسته کی نادرست و مطئناً خودمون، خوب و عالی و دیگری، بد و شایسته از بین رفتن.
    این اشتباهه.
    با خودم فکر کردم پس این وسط چی چیزی مورد داره؟ چرا وقتی تو اینطور فکر میکنی، من تقریباً خنده ام میگره؟
    این جمله ی نوشته ات یادم اومد؛
    ” حقیقتش این روزها به خیلی چیزا شک کردم ”
    همینه؛
    اگه تو این روزها به خیلی چیزا شک کردی، من خیلی وقته که به همه چیز شک کردم،
    به اتفاقات، به زندگی، به اشرف مخلوفات، به دوست داشتن بدون دلیل ِ ممکلتی که از وقتی توش به دنیا اومدم فقط برام محدودیت گذاشته، به مفهوم مسخره ای مثل دین، به تقدس خدمت مقدی سربازی، به ایمان، به خدا، به خوبی و بدی، به علم، به واژه هایی مثل پدر و مادر، به هر چیزی که به عنوان حقیقت داره بهم تزریق میشه..
    هنوز خیلی مونده ….

    جواب به این نظر

  22. مازیار ۱۳۸۸-۰۴-۳، ۲:۳۹ ق.ظ

    بازهم ضمنا، اگر من جای مسولان نظام بودم، این انتخابات مجدد کذایی رو با دعوت از نمایندگان سازمان ملل و نهادهای بین المللی برگزار می کردم تا یکبار برای همیشه دهان یاوه گویان بسته بشه…

    جواب به این نظر

  23. ehsan10 ۱۳۸۸-۰۴-۳، ۶:۳۳ ق.ظ

    بسم الله.
    نوشته عالی بود. درکتون می کنم و برای شما و همه هموطنان آرزوی روزهای بهتری دارم.
    خدا به حق رسول اکرم ما را از گزند مسلمان نماهایی چون مهدی خانعلی زاده محفوظ بدارد. کسانی که به راحتی خود را با پیامبر مقایسه می کنند، حکم چوبه دار برای مسلمان دیگری (که فقط از روی اخبار تلوزیون می شناسند!) می دهند، واجب و مستحب تایین می کنند، و….

    جواب به این نظر

  24. ندا ۱۳۸۸-۰۴-۳، ۷:۱۸ ق.ظ

    یعنی واقعن فکر میکنین اوباش و لباس شخصی ها خودشون سر خود این جوونارو به خاک و خون کشیدن پس سردار رادان کجاست تا تو طرح امنیت اجتماعی افتابه بندازه گردنشون نصفه شب بریزه زن و بچه شونو تادم مرگ بترسونه. تا اونام اغتشاش نکنن خیلی ساده لوحیه که دل به حرفهای اقای لاریجانی ببندی ومطمئن نباشی که اونی که شیشه بانک و میشکونه مسجد اتیش میزنه مغازه کاسبای محلو داغون میکنه پشتش گرم نباشه وتو ازادی وامنیت که همین حکومت بهش داده این کارا رو نکنه

    جواب به این نظر

  25. حامد ۱۳۸۸-۰۴-۳، ۸:۰۴ ق.ظ

    زهرا من میدونم همه حرفات رو منطقی میزنی.
    اما حداقل برای من یکی که خودم رو آدم منطقیی میدونم خیلی چیزا ثابت شده.

    خوب قبول دارم که تو این جمع ها یه سری اغتشاش گر هم وجود داره. البته چندتاییشون رو هم میشناسم. روز اول وقتی وسط جمع یه جوون رو میبینم که انقدر عصبانیه که با سنگ شیشه های بانک رو میشکنه، درک میکنم که این هم یکی از مردمه نه از عوامل انگلیس و نمیدونم بیگانه. اینا زمینه اغتشاشن من همه اینا رو قبول دارم. اما درد اینجاست که میان میگن اون لباس شخصی و این اغتشاش گر همه از عوامل فریب خورده خارجین.

    من خودم تو سپاه بودم. اکثر آدما رو از طرز لباس پوشیدنشون (مخصوصا کفش های سازمانی و شلوارهاشون) میشناسم . کسایی که تو سپاه بودن هم میتونن اینو تائید کنن. من میون افراد نیروی انتظامی این آدما رو میبینم.
    روز اول عامل اغتشاش تو سکوت مطلق مردم میدونی چی بود؟ من خودم اینا رو با چشمای خودم دیدم. وقتی یه جمع آروم درحال حرکتن و یدفه نیروی انتظامی و لباس شخصی ها حمله میکنن و هرکسی رو که تو خیابونه میزنن (حالا زن و بچه باشه یه اغتشاشگر!) از همون نقطه عصبانیت مردم و شعار دادن ها شروع شد. و بعد هم در مقابله با پلیس آتیش روشن کردن ها و خرابکاری ها.

    من زمانی رو دیدم که نیروهای لباس شخصی و سپاه درحالی که هیچ تجمعی نبود دور هم جمع شده بودن و فرماندشون انگار که داره تفریح میکنه برمیگرده و میگه مثل جومونگ بریزیم وسط جمعیت حال همه رو جا بیاریم!
    این فرمانده ماست که باید زمانی جنگ رو اداره کنه. سرهنگ مملکت الگوش جومونگه. میخواد عقده هاش رو خالی کنه.
    خوب از بچه بسیجیی که اسلحه گرم و آماده به دستش دادن چه انتظاری داری؟ اونی که تا حالا فقط تو میدون تیر بهش اجازه شلیک دادن امروز با ذهن کوچیکش نمیدونه داره چیکار میکنه. بازخواستی هم درکار نیست.
    یادمه یه سری به خاطر یه پوکه چقدر منو بازخواست کردن. حالا اینا گلوله رو به قلب جوونا و برادرای خودشون میزنن و کسی هم حرفی نمیزنه.
    کاش انقدر جرات داشتم که همه چیز رو تو وبلاگ خودم بنویسم.
    اما خوب
    مساله اصلی اینه که من و شما آدرسمون برای دولت خیلی راحت پیدا میشه. اگر حرفی بزنیم به سرنوشت فعالان سیاسی جامعه -که هنوز هم نمیدونم به چه علت بازداشت میشن- دچار خواهیم شد.
    خواهشا این کامنت من رو تائید کن تا بقیه هم بخونن.

    جواب به این نظر

  26. علی ۱۳۸۸-۰۴-۳، ۸:۱۴ ق.ظ

    خیلی ممنون زهرا، به نکات خیلی ظریفی اشاره کردی، حتی ماهایی که طرفدار موسوی نبودیم مبهوت اتفاقاتی هستیم که نظام به راه انداخته

    جواب به این نظر

  27. sara ۱۳۸۸-۰۴-۳، ۸:۲۷ ق.ظ

    سلام.. بنده به شخصه دیگه غلط میکنم رای بدم !!!

    جواب به این نظر

    میثم Reply:

    خب یه بار دادی باز بیا بده نمیمری که بحث خونی که ریخته شده

    جواب به این نظر

    فائزه Reply:

    از نظر بنده هم ، آن هایی که جنبه ی برد و باخت را ندارند، غلط می کنند رای بدهند!

    شمال شهری های مرفه یک بار در عمرشان رای داده اند، دارند خوشی پیروزی را از دماغ ملت در می آورند!

    جواب به این نظر

  28. خاطره ۱۳۸۸-۰۴-۳، ۸:۵۸ ق.ظ

    کاش میتونستم مثل تو خوشبین باشم
    و مثل خیلی های دیگه
    فقط وبلاگت رو که میخونم آروم میشم و به خودم میگم شاید حق با اوست
    شاید روزنه ای باشد

    جواب به این نظر

  29. یه ایرانی ۱۳۸۸-۰۴-۳، ۹:۴۸ ق.ظ

    ببین ، بهتره از خواب بیدار شی … یه کم بیشتر اطلاعات کسب کنی بد نیست ..
    ضمنا یادم نمیاد زهرا هیچوقت حرفی از شرکت در این اجتماعات زده باشه …
    پای ماهواره نشستن و یا در اینترنت با یه ف ی ل تر شکن اخبار رو دیدن خیلی بهتره از دیدن اخبار سراسر دروغ تلویزیون ایران و یا روزنامه کیهانه …
    سعی کن بزرگ شی ، بدون تعصب وقایع رو تحلیل کن . واسه خودت میگم . بعدا باید جوابگوی فرزندانت باشی . سعی کن معنی عدالت ، بی طرفی و واژه مقدس “مردم” رو بهتر درک کنی .

    جواب به این نظر

    استر Reply:

    نظرت در مورد جنایات اسرائ یل چیه؟ معلوم میشه که خیلی عاقل و منصفی، لطفآ توضیح بده چی فکر میکنی؟

    جواب به این نظر

    یه ایرانی Reply:

    شدیدا جنایات اسرائیل رو محکوم می کنم ولی این سئوال چه ربطی به حرفای من داشت ؟؟!!!

    جواب به این نظر

  30. پدرام ۱۳۸۸-۰۴-۳، ۹:۵۶ ق.ظ

    سخن از یک انتخابه و در عین حال دشوارترین مسئولیت انسان . اما کدوم انتخاب ؟ انتخاب ۲۴ میلیونی و ۱۳ میلیونی ؟ نه اینجا عالی ترین , دشوارترین , سنگین ترین و در عین حال دردناکترین انتخاب مطرحه , حقیقت و باطل , اونهم نه در جدلهای کلامی , فقهی وفرقه ای بلکه در جدال میان راستی و فریب دین , داد و بیداد سیاست , برابری و تبعیض مردم , جمهوریت و فاشیست حکومت, میزان بودن و لیوان بودن رای ملت, یعنی انتخاب چگونه « بودن » خویش آن هم به چه قیمت , « بودن » یا « نبودن » خویش .
    این فرد درسش رو در حسینیه ارشاد سالهای دور آموخت و امروز درسش را پس داد .

    جواب به این نظر

    شنونده ی عاقل Reply:

    من این اقای پدرام را نمیشناسم ولی خود من هم گاهی از این غلطهای املائی دارم و این که باید با ملا نقطی هایی مثل شما هم برخورد کرد موجب تآسفم میشه.

    خود من علاوه بر زبان فارسی که زبان مادری من است بر سه زبان اروپایی دیگر تسلط دارم و از این فخر و مباهاتی که بروخ مردم میکشید تعجب میکنم.

    جواب به این نظر

  31. فریبا ۱۳۸۸-۰۴-۳، ۱۰:۱۴ ق.ظ

    حیفم اومد تشکر نکنم….

    جواب به این نظر

  32. یه نفر ۱۳۸۸-۰۴-۳، ۱۰:۳۱ ق.ظ

    نمی دونم شما ادم منطقی هستی یا نه ولی ای کاش یکطرفه حرف نمی زدی …
    ولی اگر کاندیداهای محترم زحمت می کشیدند و صف دوستان خودشون رو از صف اغتشاش گر ها جدا می کردند این اتفاقها نمی افتاد . بله البته آقایون یه حرفهایی زدند مثلا گفتند اغتشاش گر ها از ما نیستند و یا گفتند ما در کمال آرامش تظاهرات می کنیم
    ولی در عمل کارهاشون با حرفهاشون سازگاری نداشت . آقای موسوی یا آقای کروبی که میدونستند اغتشاش گرها توی شب میریزند بیرون و همه جا رو به آتش می کشند چرا اجازه میدادند طرفدارهاشون و یا بهتر بگم چرا تحریکشون می کردند تا شبها بیان بیرون و الله اکبر بگن تا نیروی انتظامی نتونه خودی رو از غیر خودی تشخیص بده .

    زهرا خانم چرا یک بار درست و حسابی به آقای موسوی اعتراض نمیکنید که اگر ایشون حرفشون درباره صحت انتخابات جدی بود چرا یک بار در جلسات شورای نگهبان شرکت نکرد و ایشون که همشه دم از قانون می زنه چرا از راه قانونی پیگیر نبود .
    این بیای چند بار بیانیه بدی و مردم رو تحریک بکنی که بریزند توی خیابون چه توقعی از نیروی انتظامی داری ؟

    من نمی گم کار نیروی انتظامی درست بوده _هرچند در خیلی از موارد بزرگش کردید دلیلش رو هم براتون میگم _ ولی به نظر شما نیروی انتظامی باید چه کار میکرد باید مینشست تا طرفدارهای آقای موسوی بیان توی خیابون و عوامل اغتشاش گر هم در بین اونها هر غلطی خواستند بکنند .

    و اما یکی از دلایلی که کارهای نیروی انتظامی و بسیج رو بزرگ کردند در حالی که نیروی انتظامی و بسیج هیچوقت با سلاح گرم توی خیابون نیامده اند مگر در موارد خاص که به خاطر وجود افراد مسلحی بوده که در جمع مردم عادی قایم شده بودند و یا در مراکز نظامی مثلا همون درگیری که هفت نفر کشته شده بودند ، اونها که دیگه مردم عادی نبودند که اگر بودند به یک مرکز نظامی حمله نمی کردند :
    این فیلم رو نگاه کنید

    http://www.4shared.com/file/113582645/e4e3f190/faribkaran.html?

    این کلیپ رو شما به کرات در اینترنت می تونید پیدا کنید . مثلا سایت یاهو چند بار این فیلم رو در جاهای مختلف گذاشته و روش مانور داده ،از بی بی سی هم بارها پخش شده و رادیو فردا کلی برای این ندا خانم بیچاره غصه خورده

    بار اول و دوم که نگاه میکنی واقعی به نظر میرسه ولی بادقت بیشتر متوجه میشی که :

    ۱ : اون آقایی که میخواد به خانمه کمک کنه منتظره دوربینه تا بیاد

    ۲ : چشمان خانمی که مثلا از هوش رفته حرکت میکنه و بعد از این که دوربین میاد تازه یادش میافته که باید قش بکنه

    ۳ : خونی که از دهن خانم میاد نشان دهنده اینه که احتمالا توی بدنش سیل را افتاده از بس زیاده

    ۴ : بعد دست اون خانم رو میبینی که میاد جلوی صورت و خون رو میپاشه توی صورت خودت بعد دستش رو کنار میکشه البته از صحنه قبلی هم مشخصه که یه چیزی توی دستش داره

    ۵ : چون خانمه ناشی گری میکنه و نشونه گیریش خوب نیست میپاشه توی چشمش در نتیجه این یکی چشمش که طرف دوربینه بسته میشه

    ۶ : درضمن تنفسی که بهش میدن خیلی مسخره است

    جواب به این نظر

    پدرام Reply:

    منبعی که این مطالب رو از آن برداشته و اینجا کپی نموده این بارها ادعا نموده بود که « کفشهای پرتاب شده از سوی منتظرالزیدی به سوی بوش به صورت بوش اصابت می کند ولی خبرگزاری ها با تهدید سیا و به کمک کامپیوتر و فتوشاپ آن را جور دیگری ارائه داده اند »

    جواب به این نظر

    رز Reply:

    در مورد حرف های ابتدا که خوب ویولت فردی هست شناخته شده خیلی معروف ولی چنین کاری کرد. اما نه شما نه من و نه هیچ کس دیگه مجبور نیست.بقیشم که همه رو قبول دارم
    آقای یک نفر خیلی شما باهوش هستید واقعا آفرین به کشفیاتتون.ولی مثل اینکه هیچی از پزشکی و بدن انسان نمی دونی من که رشتم زیر صفر به پزشکی ارتباط داره اینها رو می فهمم. یک ذره وجدان داشته باش.خانواده اون الان داغدارند شرم و حیاتون کجا رفته ما که اسلامی در وجود شما نمی بینم انسانیتتون کجا رفته

    جواب به این نظر

    یه ایرانی Reply:

    احمقانه ترین تحلیلی بود که از یه آدم میشد شنید . برات متاسفم . عجیبه که حتی صدا و سیما هم بعد از اینکه این کلیپ رو همه دیدن مجبور شد این موضوع مرگ ندا رو در سیما بگه -ولی خب ربطش بده به چیزای دیگه – و بگه که اون کشته شده . اونوقت تو میای اینجا اینا رو میگی ؟؟!!!

    جواب به این نظر

    مسافر Reply:

    سلام. شما که مرگ اون دختره رو نتونستین باور کنین، اونوقت می خواستین استدال آقای موسوی در شرکت نکردن در جلسات شورای نگهبان رو قبول کنین!!!

    اگه می‌خواین از احمدی‌نژاد دفاع کنین، یا از موسوی انتقاد، میتونین دلایل بسیار بهتری بیارین و لزومی نداره کشته شدن اون بنده خدا رو رد کنین.

    جواب به این نظر

    میثم Reply:

    تیر وقتی به شریانی که وارد دست میشه برخورد کنه اینجوری میشه . چون شریان به قلب بسیار نزدیکه فشار زیادی داره و سریع خون رو خالی میکنه در ضمن چون شش هم پاره شده تنفس هم از بین میره و خون از مجاری تنفسی خارج میشه .
    چطوری میخوای اون دنیا جواب بدی ؟

    جواب به این نظر

  33. ابک ۱۳۸۸-۰۴-۳، ۱۲:۱۴ ب.ظ

    من همیشه وبلاگ شما رو میخونم ولی هر چی فکر میکنم به نتیجه نمیرسم این کسایی که شما رو نماینده نظام در وبلاگستان میدونن از کدوم پست به این نتیجه رسیدن؟

    جواب به این نظر

  34. هاله ۱۳۸۸-۰۴-۳، ۱۲:۴۶ ب.ظ

    من پیشنهاد میکنم یک نظر خواهی از کسانی که در انتخابات اخیر رای داده اند شود مبنی بر اینکه آیا ازسلامت انتخابات رضایت دارند و باز هم در آینده رای میدهند یا نه؟حالا فرقی نمیکنه که طرفدار کدام یک از ۴ کاندیدا بوده اند

    جواب به این نظر

  35. مریم ۱۳۸۸-۰۴-۳، ۱:۳۶ ب.ظ

    زهرا جون مرسی که بالاخره روزه سکوتت رو شکستی
    پست خیلی خوبی بود
    کاش مسئولین رده های بالای مملکت بیان و بخونن
    شاید یه مقدار واقع بینانه تر عمل کنن
    ۱ سوال:
    این وبلاگی که بهش لینک دادی همون آقای پاکدله که مجری صدا و سیما بوده؟

    جواب به این نظر

  36. بهنام ۱۳۸۸-۰۴-۳، ۲:۱۲ ب.ظ

    خب یک نکته تاریخی به نکته سیاسی ای که قبلا گفتم اضافه کنم.

    جمله “الملک یبقی مع الکفر ولا یبقی مع الظلم” تا آنجا که من میدانم حدیث نیست. (در قرآن هم نیست.)

    البته بعضی ها مثل آقای مکارم شیرازی در یکی از کتابها یشان (به نام الآمثل فی تفسیر کتاب الله المنزل) از این گفته به عنوان یک حدیث یاد میکنند ولی منبعی برایش ذکر نمیکنند. ولی ایشان اشتباه می کنند چون این جمله در کتابهای حدیث بعنوان حدیث نیامده.

    در میان کتب قدیمی در بحار الانور نوشته علامه مجلسی و تفسیر رازی و چند جای دیگر این جمله نقل شده ولی نه بعنوان حدیث. معمولا میگویند “قیل” یعنی “گفته میشود” و بعد این جمله را می آورند. تنها رازی (در تفسیرش) هست که میگوید “یقال فی الاثر” یعنی “روایت آمده” ولی نگفته روایت از چه کسی—میتواند از هر کسی باشد ولی او هم احتمالا اشتباه میکند.

    خلاصه اینکه این جمله رو میشه “حکمت” بحساب آورد نه حدیث.

    اتمام فضل پراکنی راجع به مسایلی جالبتر از خونریزی و دشمنی
    بهنام

    جواب به این نظر

  37. مسافر ۱۳۸۸-۰۴-۳، ۳:۳۱ ب.ظ

    سلام. شما که مرگ اون دختره رو نتونستین باور کنین، اونوقت می خواستین استدال آقای موسوی در شرکت نکردن در جلسات شورای نگهبان رو قبول کنین!!!

    اگه می‌خواین از احمدی‌نژاد دفاع کنین، یا از موسوی انتقاد، میتونین دلایل بسیار بهتری بیارین و لزومی نداره کشته شدن اون بنده خدا رو رد کنین.

    جواب به این نظر

  38. پدرام ۱۳۸۸-۰۴-۳، ۵:۳۱ ب.ظ

    مردم نمی خواهند « آدم » باشند چه از نوع « دستگاهی » و چه از هر نوع دیگه ای که فکر کنی بلکه مردم می خواهند « انسان » باشند
    نتوانستند و نخواهند توانست مردم را « آدم » کنند .
    مطمئن باش اون فرد بمب گذار هم « آدم » بوده و حتما « عادی » هم بوده چون « آدمهای غیر عادی » آدم عادی برای ترور و … تولید می کنند .
    در ضمن آسایش مردم رو شاید نگرفته باشند اما قطعا آسایش یک گروه از « آدم » ها را گرفتن .
    حالا بگو چه نوع اعتراضی باید می کردن که نکردن ؟

    جواب به این نظر

  39. زهرا ۱۳۸۸-۰۴-۳، ۵:۵۲ ب.ظ

    به به به به زهرا خانممممممممممممممممم!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    جواب به این نظر

  40. 666 ۱۳۸۸-۰۴-۳، ۸:۵۲ ب.ظ

    من به تکرار شب عادت کردم
    خو گرفتم به گناه
    زندگی مشتی اراجیف نبود …
    زندگی واژه‌ی پوچیست اگر
    به خرافات بپیوندد ذهن
    و منِ خرد شده
    دل به زاری بسپارد هر شب
    آسمان … آسمان است فقط
    و در آن هیچ کسی پنهان نیست
    و نهان نیست در آن ناکس نیز
    روح هم واژ‌‌ه ی بی‌‌ معناییست
    همچنانکه بدنت میرود آرام به خاک
    روح هم در بدنِ سردٍ تو ، یخ خواهد زد

    جواب به این نظر

  41. حامد ۱۳۸۸-۰۴-۳، ۱۰:۴۵ ب.ظ

    چرا نظر منو تائید نمیکنی؟!

    جواب به این نظر

  42. مهدی خانعلی زاده ۱۳۸۸-۰۴-۳، ۱۱:۰۱ ب.ظ

  43. Roza ۱۳۸۸-۰۴-۳، ۱۱:۰۶ ب.ظ

    حق با شماست. عالی بود. من قبلا نظر دیگری در مورد شما داشتم ولی این پست شما همانند پستهای اجتماعی شماست که بسیار عالی و منطقی می نویسید. اما پستهای سیاسی شما رو نمی پسندیدم. البته این فقط نظر من , خواننده ایی که شاید وبلاگت از اولین وبلاگهایی بوده که از سالها پیش می خوانم, است

    جواب به این نظر

  44. نیویا ۱۳۸۸-۰۴-۴، ۴:۲۲ ق.ظ

    واااااااااااااااااااای بر ما!!! چه بعضیا پرروووو ان!!

    جواب به این نظر

  45. mahdi ۱۳۸۸-۰۴-۴، ۹:۱۰ ق.ظ

    درود بر شما!
    دوست گرام، چنانچه امکانش برای شما مقدور است مرقوم فرمائید و لینک وبلاک اینجانب را به لیست خود اضافه نمایید تا بلکه ارتباط بیشتر اینجانب با دیگر هموطنان و وبلاگستان فارسی فزونی گردد.
    از این موقعیت جهت تسلیت به خانواده های شهدای راه ازادی و صبر به تمامی مجروهان و ازادگان ایرانی استفاده میکنم و برایشان پیروزی را خواستارم. با تشکر

    جواب به این نظر

    ناشناس Reply:

    زکی!

    جواب به این نظر

  46. میثم ۱۳۸۸-۰۴-۴، ۱۲:۲۵ ب.ظ

    نه بابا به خاطره اینه که تو ۵ روز مردم رو کامل خفه کنن که وقتی میگن انتخابات سالمه هیچکی جیک نرنه . اگه هم نتونستن میفرستن به قوه قضاییه که انشا الله برای ۱۰ سال آینده نتیجه معلوم میشه .

    جواب به این نظر

  47. میثم ۱۳۸۸-۰۴-۴، ۱۲:۳۲ ب.ظ

    اگه مسئولان یه راه خروجی برای بیان نطرات گذاشته بودن اینجوری نمیشد . به نظر من یکی از مسببان اصلی این قضیه صدا و سیماست . سرکوب نظامی هم بدتر جو رو متشنج کرد .
    وقتی پیامک قطعه و اینترنت فیلتره و شبکه تلویزیونی نیست میخوای چکار کنن .
    در مورد بمبگذاری هم ببین یارو چه حالی داشته که خودشو ترکونده

    جواب به این نظر

  48. میثم ۱۳۸۸-۰۴-۴، ۱۲:۳۲ ب.ظ

    حالا این یکی اینجوری مرده بقیه چی ؟

    جواب به این نظر

  49. پدرام ۱۳۸۸-۰۴-۴، ۱۲:۴۸ ب.ظ

    خانم اچ بی
    ————-
    با توجه به شرایط کنونی و اینکه دو روزی میشه لینکدونیتون آپ نشده و کلا ساکتین احساس نگرانی ایجاد میشه لطفا با گفتن « اوهومی » سوتی چیزی خواننده گان وبلاگ رو از سلامتی تون بی خبر نذارین . ممنون

    جواب به این نظر

    پدرام Reply:

    گرچه معلوم بود که زیتون لاهیجان آفت نداره ولی خوشحالم سالمید ;-)

    جواب به این نظر

  50. قریب ۱۳۸۸-۰۴-۴، ۴:۳۹ ب.ظ

    سلام
    من هم یک سری تحلیل از این جریانات دارم که در وبلاگ به آن پرداخته ام.
    شاید برای شما هم جالب و فکر بر انگیز باشد.

    جواب به این نظر

    مسافر Reply:

    آمدم تحلیلهاتون رو خوندم که برای من نه جالب بود و نه فکر برانگیز بلکه بسیار تاسف برانگیز بود. فکر کنم اگه برای فهمیدن حقیقت یکم وقت میذاشتین میرفتین راهپیماییها رو میدیدین، یا روز شنبه حوالی انقلاب سرک می کشیدین بد نمیشد.

    جواب به این نظر

    قریب Reply:

    من خیلی از همین اجتماعات رو دیدم (خیلی هاش رو حضورا)
    اما آیا شما هم اجتماعات این طرف رو دیدید؟ (مهم ترینش نماز جمعه هفته پیش)

    جواب به این نظر

    میثم Reply:

    همشون یه تعداد پاسدار و بسیجی بودن که از این ور اونور با اتوبوس آورده بودند . چند تا پیر مرد هم هستند که تو همه نماز جمعه ها شرکت می کنند .

    جواب به این نظر

    فائزه Reply:

    زررررررررررررررششششششششششک

    جواب به این نظر

  51. قریب ۱۳۸۸-۰۴-۴، ۴:۴۳ ب.ظ

    رجا نیوز که خیلی وقته قطعه…
    شما اینو از کجا می گویید؟
    باید دلیل آنرا داشته باشید. اگر این بازجویی انجام شده پس چرا تلویزیون آنرا اعلام نمی کند.

    بر پایه شایعه نباید صحبت کرد. چه مخالف و چه موافق. چه کسی که بگوید ندا را بسیجیان کشته اند و چه کسانی که بی دلیل بگویند خبرنگار و غیره کشته است.

    اگر دلیلی ارائه شد و یا ارگان رسمی مملکت اعلام رسمی کرد، قضیه فرق می کند.

    جواب به این نظر

  52. سمیرا ۱۳۸۸-۰۴-۴، ۷:۴۳ ب.ظ

    حالا که همه چیز آروم شده و فتنه ها خوابیده و بالاخره بعد از ۳ هفته بالاخره آماده باش ها لغو شد و مرخصی تشویقی دادن و پلیس ها رفتند پیش زن و بچشون شما یادت افتاد که پست سیاسی بذاری !
    اما از این به بعدشه که سریال جالب می شه مثل سریال فرار از زندان که قسمت های جالبش مربوط می شه به وقتی که از زندان فرار کردند . وقتی که فتنه ها خوابیده باشه …

    جواب به این نظر

    زهرا Reply:

    وای که چقدر بی انصافید. همین.

    جواب به این نظر

    میثم Reply:

    اگه اون سوسکه تو هم آخوندکی !

    جواب به این نظر

  53. سمیرا ۱۳۸۸-۰۴-۵، ۸:۳۶ ق.ظ

    من بی انصاف نیستم . این جور فکر کردن در مورد من یه کم عجولانه است . اما این نظر صرف سه رقمی کردم تعداد نظرات گذاشته شد !

    جواب به این نظر

  54. علی ۱۳۸۸-۰۴-۵، ۱۱:۲۹ ق.ظ

    به روباهه می گن شاهدت کیه میگه دمم

    آخه آدم ناحسابی متقلب خود وزارت کشوره داری آمار متقلب ها رو ارائه می کنی؟

    جواب به این نظر

  55. ناشناس ۱۳۸۸-۰۴-۶، ۳:۰۹ ق.ظ

  56. ناشناس ۱۳۸۸-۰۴-۶، ۳:۱۱ ق.ظ

    http://www.iranuk88.com/article.php?id=38945

    جواب به این نظر

    elvis Reply:

    نمردیم و سخنان یک ابلح رو اینجا خوندیم .

    جواب به این نظر

  57. elvis ۱۳۸۸-۰۴-۹، ۳:۴۶ ق.ظ

    من توی این موضوع موندم که اگر به امید خدا آمریکا و انگلیس و … در کل استکبار از بین بره ( فرض محال که محال نیست ) بعدش ما مشکلات کشورمون رو می خواهیم گردن چه کسی بندازیم ؟؟؟
    همه ما می دونیم شبکه هایی مثل bbc , voa با موضع گیری خاص خودشون با بی انصافی اخبار رو ارایه می دن ولی وای به جال ما که صداقت صدا و سیما مون از bbc , voa کمتر بود .
    به نظر من تاثیر صداو سیما خودمون در تشدید بحران به مراتب بیشتر از رسانه های خارجی بود .

    جواب به این نظر

  58. چریک عاشق ۱۳۸۸-۰۴-۱۲، ۱۲:۱۰ ب.ظ

    سلام
    یادم نیست که چه مدته مطالب شما رو می خونم.باید بگم که به احساستون که در نوشته های شما می شه حسشون کرد و به فکرتون احترام می گذارم.اصلا به هر کسی که بتونه بنویسه باید احترام گذاشت.این افراد انسان های بزرگی هستن.دوستی داشتم که می گفت:کسی که نمی تونه بنویسه قلبش کوره! شما از این دست نیستید
    درس های زیادی از نوشته هاتون برای انتقال افکارم گرفتم.درس هایی که همچنان ادامه داره.از شما خواهش می کنم که من رو از این نعمت محروم نکنید.
    در مورد این که چرا تا به امروز براتون کامنت نگذاشتم باید بگم که مطالب شما رو از گوگل ریدر می خونم به این دلیل حتی صفحه وبتون رو هم باز نمی کنم.به این دلیل از شما باید عذر خواهی کنم.
    درباره اتفاقاتی که اخیرا قلب همه ما رو آزرده کرده مطالبی پست کردم که خوشحال می شم نظرتون رو در مورد اون ها بدونم.
    به امید دیدار شما در وبلاگ مدیر جهان

    جواب به این نظر

  59. default ۱۳۸۸-۰۴-۱۳، ۱۲:۵۰ ب.ظ

    به چه جرمی کشته شدند؟

    مدت هاست حال ندارم

    جواب به این نظر

  60. نون والقلم ۱۳۸۸-۰۴-۱۳، ۴:۵۴ ب.ظ

    جانا سخن از زبان ما میگویی

    جواب به این نظر

نظر شما