۱۳۸۸-۰۴-۲
این چنین پرده برانداخته ایی، یعنی چه؟!
* این که کسی نمینویسه، یا اونطور که دلش نمیخواد نمینویسه به این معنی نیست که خوشحاله یا راضیه یا بی تفاوته حتی. خیلی از مواقع به این معنیه که چون در ایران آزادی نزدیک به مطلق هست یعنی همون یک ذره فاصله ای که تا مطلق هست، باعث میشه آدم محافظه کار باشه. اگه دقت کنید توی وبلاگستان اکثرا کسانی با خیال راحت حرفاشون رو میزنن که یا خارج نشینن یا با اسم مستعار مینویسن و یا اینکه وبلاگشون به قدری پرخواننده نیست که توی چشم باشه.
اینها رو ننوشتم برای اینکه ننوشتن رو توجیه کنم مسئله اینجاست که تو اوضاع عادی هم آدم نمیتونه هرآنچه که تو دلش هست رو بنویسه چه برسه به اوضاع امنیتی فعلی که پروپاگاندای رسانه های خارجی هم هی بهش دامن میزنن و متاسفانه رسانه ملی هم ما انگار نه انگار که با بزرگترین مشکل بعد از انقلاب اسلامی روبرو هست، فعلا در کمال تعجب سکوت کرده و مجریهای ما لبخندزنان برنامه های بیربطی اجرا می کنند. انگار نه انگار که در خیابانها تقریبا شاهد جنگ داخلی هستیم…
در این مورد من بیشتر توضیح نمیدم و توصیه میکنم این متن دلسوزانه وبلاگ آقای پاکدل رو بخونید…
* الان توی ایران واقعا مهم نیست به کی رای داده باشی، در حال حاضر بحث سر این نیست که موضعت چی بوده؟ کی طرف موسویه کی احمدی نژاد کی کروبی کی رضایی یا کی تحریمیه، الان دیگه تو نقطه ای هستیم که همه ناراحتن، (همه یعنی بخشی که یا مستقیما با حوادث درگیرن یا اینکه دریچه اطلاعاتیشون فقط صدا و سیما نیست) به هر حال نمیشه که توی خیابونهای کشورمون به مردم خودمون تیراندازی بشه و هنوز کسی خوش خوشانش باشه؟ من حتی دیدم خفن ترین طرفداران یه سری کاندیداها، هم خوشبختانه مخالف نظامی گری علیه مردم خودمون هستند…
* برخی رفتارهایی که من این روزها میبینم با مسلمانیت هم سازگاری نداره. یادتون هست راهنمایی که بودیم یکی از درسهای کتاب دین و زندگی یه داستانی که تقریبا به این صورت بود که حضرت محمد روز قبل از وفاتش رفت در یک مسجدی سخنرانی کرد و تو بخش عمده ای از حرفهاش گفت که آزار جسمی به یک انسان دیگه ای به طور حتم قصاص داره. حالا اگه من عمدا یا غیر عمد به کسی ضربه زدم، خواهش میکنم بیاد همین دنیا من رو قصاص کنه چون از عذاب آخرت میترسم. و یه پیرمردی بلند شد و گفت در روز فلان شما هدفت شترها بود ولی اشتباها چوبی که پرتاب کردی به من خورد. با اینکه تصادفی بود، حضرت محمد آمادگیش رو برای قصاص عنوان کرد ولی پیرمرد تحت تاثیر خضوعش قرار گرفت و بخشیدش.
مگه ما پیرو همین پیامبر نیستیم؟ این خشونتهایی که در خیابانها میبینیم رو چطور میتونیم توجیه کنیم؟! فراموش نکنیم که خدا هم فرموده (و چقدر هم زیبا فرموده اند که) که الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم.
* با این حال من هنوز حرکتهای امیدوارانه ای می بینم. مثلا این صحبتهای آقای لاریجانی که مسئولان به درخواستکنندگان تجمعات اجازه بدهند، به نظرم خیلی منطقی بود. یا این صحبتهای آقای کاتوزیان که مجلس: هویت لباس شخصیها را کشف میکنیم بازم امیدوار کننده بود. عضو کمیته حقیقت یاب مجلس گفتند که: اگر به جمعبندی برسیم که حملهکنندگان متعلق به نهاد خاصی هستند، از هر نهادی که باشند و یا خودسر و خودجوش حمله کرده باشند، باید با آنها برخورد شود. ایجاد رعب توسط فرد عادی و یا جریان سیاسی و یا حتی نهاد حکومتی با هم تفاوتی نمیکند و در همه موارد ممنوع است…
* من حقیقتش این روزها به خیلی چیزا شک کردم. مسئله اینجاست که ما یک خبرگزاری بیطرف نداریم که که بفهمیم حق الان با کیه؟ این وبلاگ متن خوبی داره:
در فیلم «آژانس شیشهای» ساخته ابراهیم حاتمی کیا، همسر عباس به در آژانس میآید. او که از وضعیت عباس و حاجکاظم نگران است شروع میکند به گلایه.
عباس به همسرش دلداری میدهد که حاجکاظم از روی خیرخواهی این کار را کرده است. همسر عباس با اشاره به نیروهای پلیس که آژانس را محاصره کردهاند گریه کنان میگوید:اونها هم که همینو میگین. پس کیراست میگه عباس…
* من اینهایی که مینویسم باور کنید هدفم خدای نکرده تبلیغ برای سرنگونی نظام نیست. قسم میخورم اونی که به مردم عادی شلیک میکنه، بارها و بارها براندازتر از منی هست که دارم انتقادی میکنم که به نفع نظام هست. اگه هنوزم میخوایم نظام ما بقا داشته باشه، باید این خشونت ها رو از طرف هر گروهی که هست متوقف کنیم. هر نوع سرکوبی که انجام بشه، یک مقدار خشم و کینه اضافه میکنه که اگه انباشته بشه و روزی فوران کنه، اونوقت متاسفانه با یک انقلاب جدید مواجه میشیم. برعکس اگه به معترض تریبون داده بشه، بیشتر به نفع کشور هست. فراموش نکنید پدران و مادران ما برای این کشور و این انقلاب خون دادند. در طول ۸ سال دفاع مقدس ما برای بقا و اتحاد این کشور خون دادیم. تو رو خدا نیاید با تصمیمات غلط همه اینها رو بر باد بدید. یک اعتراض هرچقدر غلط و بدون مجوز باشه، راه کنترلش نظامی گری نیست، در صورتی هم که عده ای آشوب می کنن (و اصلا طبیعیه یکسری از این جمع ها سوء استفاده می کنن) همون عده باید توسط “نیروی انتظامی” دستگیر بشن نه اینکه به اسم همه گذاشته بشه و نیروهای نظامی در سطح شهر فعالیت کنن. ممکنه بشه به این طریق مردم رو ترسوند یا اعتراضات رو خاموش کرد، اما نمیشه کینه ای که در دلها رشد میکنه رو به این راحتی زدود.
* و در پایان اینکه به جای فیلت.ر کردن تو رو خدا بیاین اطلاع رسانی کنید. الان هر شایعه ای داره به اسم خبر پخش میشه، بهتر نیست به جای فیلت.رینگ سایتهای اجتماعی، بیایم در خبرگزاریهای خودمون اخبار صحیح رو بنویسیم؟ آیا اطلاع رسانی صحیح همیشه بهتر از بستن مسیرهای ارتباطی نیست و شائبه ها رو کمتر نمیکنه؟


سمیرا Reply:
تیر ۴م, ۱۳۸۸ at ۲:۵۵ ب.ظ
کاملا موافقم
alireza Reply:
تیر ۴م, ۱۳۸۸ at ۶:۳۷ ب.ظ
کاملا موافقم