یک زن داره فریاد میکشه…

* جدیدا همش احساس میکنم صدای یه زنی رو می شنوم که داره فریاد میکشه. فریاد که نه. بیشتر به زجه شبیهه. مثل اینکه یک نفر رو داری آزار میدی و برای نجات خودش تقلا میکنه. یه همچین صدایی رو احساس میکنم صبح های زود می شنوم…

* از اینکه هنوز و هرروز به خودم دلداری میدم خنده ام میگیره. این جمله ای که هی به خودم میگم یعنی “تو هنوز باید زندگی کنی، نباید این چیزا تو رو از پا دربیاره” رو بارها و بارها تو دلم به خودم گفتم. با اینکه اینقدر کلیشه ایه ولی واقعا از دست خودم حرصم میگیره که چقدر این جمله روی اینکه اون لحظه تو افکار غرق نشم و یا یا گریه ام نگیره، تاثیر داره! فکر کنم بقیه به همین دلیل روی من اشتباه می کنن. خبر ندارن که من چقدر به خودم دلداری میدم!

* حالت کسی رو دارم که داره غرق میشه. واقعا داره غرق میشه. اون دور دورها یه نجات غریق است. که البته معلوم نیست نجات غریق باشه یا نه؟ ولی به هر حال یک نفر هست که شاید میتونه کمک کنه که شاید غرق نشم ولی من صداش نمی کنم و انگار ترجیح میدم که از کسی کمک نخوام و غرق بشم. یک نوع خودکشی آگاهانه و از روی لجبازی با خودم.

* همیشه همین طوری بوده ها. وقتی فشارها روی من زیاده، به جای اینکه از کسی کمک بخوام، بیشتر سعی می کنم دور خودم پیله بتنم و برم یک جایی که تنها باشم. به نظرم یه طوریه. یعنی زندگیم افتاده روی دور تند. همینطوری تند تند همه چیز داره آوار میشه روی سرم. کاش میشد یک لحظه به زمان و باقی کائنات دستور داد که کمی بایستند. کمی آرامـتـــــر…

۴۷ نظر

  1. 123 ۱۳۸۸-۰۴-۱۲، ۸:۵۳ ب.ظ

    http://www.sokhangoo1.blogspot.com
    شما می توانید در هر یک پستی که در اینجا چاپ می شود که خود موضوعی انتخاب می کند و در پست نوشته شده در نظرات به ما بپیوندید این یک راه تبلیغ نیز می توان باشد علاقه مندان می توانند با نوشتن نام خود در کنار ××× مانند زیر به ما بپیونند
    ×××نام×××
    ×××نام وبلاگ یا سایت××× (اختیاری)

  2. Mrs.ZigzaG ۱۳۸۸-۰۴-۱۲، ۹:۱۵ ب.ظ

    متاسفانه قضاوت افراد از روی یه سری خطوط و نوشته، بدون اینکه از دل و روح آدم خبر داشته باشن این روزا خیلی زیاد شده و چقدر هم آزار دهنده ست

  3. سمیرا ۱۳۸۸-۰۴-۱۲، ۹:۳۶ ب.ظ

    وایسا دنیا من می خواهم پیاده بشم .
    خیلی از آدم هایی رو که دور و برت می بینی که دارند می خندند و به نظر خوشبختند مثل خودت هستند . همه داریم نقش بازی می کنیم . تنها نیستی

    دنیا Reply:

    ببخشید اگه من واستم، شما جدا قصد پیاده شدن داری؟
    (شوخی)

  4. یومی ۱۳۸۸-۰۴-۱۲، ۱۱:۲۰ ب.ظ

    من از همراهان فید شما هستم. البته آشنایی من با شما مدت زمان زیادی ندارد و هنوز فرصت مطالعه بیشتر و کاملتر اکثر پستهای شما را نداشته ام. بنابراین این یادداشت را خیلی جدی نگیرید و ممکن است برداشت کاملا اشتباهی باشد.

    حس من این بوده است که شما به خاطر اعتقادات خاصی که به فضای اصولگرایی دارید از سوی برخی کامنت گذاران مورد نقد یا نوشته های گاها افراطی و دردناک می شوید.

    فکر میکنم اتفاقی افتاده و آن هم جدایی اصولگرایی اصیل از خطی است که توسط رئیس دولت فعلی دنبال می شود. متاسفانه وضعیتی که اکنون شاهد آن هستیم باعث شده است جریان اصولگرایی اصیل بیشتری هزینه ها را به واسطه همراهی های اولیه با گروهی بپردازد که تنها به نقش و نگار خود را اصولگرا می دانند اما مدتهای مدیدی است که از قطار اصولگرایی پیاده شده و تنها سوء استفاده گرانی بیش نیستند.

    این شاید بزرگترین دغدغه این روزهاست و اگر با این نظر موافقید شاید بهتر باشد از برخی رفتارهای این گروه افراطی اعلام برائت کنید. بدین ترتیب شاید این پارادوکس تلخ و دشوار کمتر بر دوش اصولگرایان اصیل سنگینی کند.

    یاسر Reply:

    معلوم نشد چی گفتین! ممکنه لطفآ امیانه تر بگین تا بقییه هم استفاده کنن؟ ممنون میشیم.

    امیر حسین Reply:

    یومی عزیز فکر کنم خشم شما جلوی چشمتون رو گرفته این طرز تفکر شماست موسوی و طرفدار هاش وقت کنند میگن خدا هم تقلب کرده

  5. پدرام ۱۳۸۸-۰۴-۱۲، ۱۱:۲۴ ب.ظ

    گر در تابستان چون بید بلرزم
    و در روز تولدم ناله ی غم سر بدهم
    در بهار شقایقم پژمرده شود
    و در کودکی موهایم سپید
    در تنهایی دنبال یک همدل باشم
    و برای زنده ماندن دنبال یک دلیل
    از سرابهای عشق سیر باشم
    و از خستگی خسته…
    وای بر من
    فریاد می کشم
    چون …
    چون من …
    «فری ناز »

  6. Mody ۱۳۸۸-۰۴-۱۳، ۱۲:۱۲ ق.ظ

    توهم زدی، همون حالت بهت زدگی که موسوی توی بیانیه های اولش به اون اشاره کرده بود، فکر کنم شما با کمی تأخیر دچار آن شده ای! یه کمی صبر کنی این حالتت خوب میشه!

    میثم Reply:

    من فکر کنم خودت بیشتر تو توهمی . شایدم کینه فرو خورده داری !

    زهرا Reply:

    آره شما درست میگی قضاوت با بقیه

    حمیدرضا Reply:

    خانم زهرا حرص این نظرات بی اساس وجاهلانه را نخوروشاید ازروی غرض اینا رو می گن

  7. ماهان ۱۳۸۸-۰۴-۱۳، ۱:۳۱ ق.ظ

    این زنی که فریاد می زنه رو من هم صداشو شنیدم.اتفاقا این اواخر صدای درخواست کمکش خیلی بلندتر شده،تقلا می کنه و مطمئنم که دیر یا زود خدا به کمکش میاد و نجاتش میده،چون بیشتر از همه اونو صدا می کنه.من این زنو می شناسم،اسمش ایرانه! ایران…

  8. Stalker ۱۳۸۸-۰۴-۱۳، ۴:۵۹ ق.ظ

    احساس می کنم احساس می کنی تو منگنه گیر کردی .
    چجوری در مقابل فحاشی روحیت رو از از دست نمیدی ؟

  9. شکوفه یاس ۱۳۸۸-۰۴-۱۳، ۷:۵۲ ق.ظ

    سلام زهرا جان
    گاهی نمی شه آدم حرف دلش رو راحت بزنه. توکل به خدا…
    اینجاست که صبر آدمی سنجیده می شه. و خداوند صابران رو دوست داره.
    اینجور صدا شنیدن کسی که درخواست کمکی داره وقتی ادم ندونه کیه و باید چه کار کنه آرامشش به هم می ریزه. سخته !
    امیدوارم از این پیله در نهایت یک پروانه بیرون بیاد.
    با همه امید و شوق پریدن …

  10. میثم ۱۳۸۸-۰۴-۱۳، ۷:۵۶ ق.ظ

    این زنی که جیغ میکشه رو بیخیال شو خودش میره . هر چی بیشتر محلش بذاری بهتره . اگه بازم بود یا یه چیزهایی بهش اضافه شد باز کامنت بزار .

  11. پریزاد ۱۳۸۸-۰۴-۱۳، ۹:۰۸ ق.ظ

    یاد داستان گیله مرد بزرگ علوی افتادم.
    وصدای زنی که جیغ می کشید از دور دست ها می امد….
    یه چنین چیزی بود.

  12. default ۱۳۸۸-۰۴-۱۳، ۱۲:۰۳ ب.ظ

    احساس تو مثل خواب های هر شب منه
    با این تفاوت کهتو تو احساسات با کسی جنگ نمی کنی
    نمی کشی و کشته نمی شی…

  13. امیر ۱۳۸۸-۰۴-۱۳، ۱۲:۴۹ ب.ظ

    ای دشمن ازادی
    ای سیاه دل

    ای طرفدار حکومت

    ای زهرا خانم

    کارت خیلی خوبه ادامه بده

  14. رهگذر ۱۳۸۸-۰۴-۱۳، ۲:۰۷ ب.ظ

    ألیس الله بکاف عبده

    ….

    و من یتوکل علی الله فهو حسبه ان الله بالغ أمره

    میثم Reply:

    ایول
    ولی توکل باید تو یهکسی بیاد که اونم خدا باید بده . به این راحتی ها نیست .

    حمیدرضا Reply:

    میثم تو فکر مکنی همه چزرا می شناسی
    تعصب انسان را کور میکند

  15. مسافر ۱۳۸۸-۰۴-۱۳، ۲:۲۱ ب.ظ

    حل میشه ایشالا. ناامید نشید. درست میشه

  16. علی ۱۳۸۸-۰۴-۱۳، ۲:۳۱ ب.ظ

    من فتحی هستم نه ابطحی خانم مهندس! D:
    ممنون که نوشته هامو می خونین

    ناشناس Reply:

    این زهرای که در تورجان اون کمنت ها را میگذارد شما هستید خانم؟ امیدوارم که اینطور نباشد

    یاسر Reply:

    تورجان؟ همون بچه طلبه ی مذدور مافیای رفسنجانی؟ جیره خور مجیزه گوی خاندان دزدی و غارت؟

    ناشناس Reply:

    اگه مشکلی با هاشمی داری قبلش بیا یک فهرست از آشنایان ا.ن رو برات ردیف کنم که بدونی به کجاها رسیدند

    . Reply:

    ردیف کردن فهرست آشنایان ا. ن دزدی ها و مافیای یه گروه دیگه رو توجیه نمیکنه.

    یاسر Reply:

    حمید جان زیاد سخت نگیر خود موسوی هم تازه داره میفهمه که همش صحنه سازی و جو سازی بوده ولی توش مونده که چطور با اینهمه مسئولییت روبرو بشه. بی بی سی ۱۶ میلیون پوند در سال خرج تلوزیون فارسی نمیکنه برای اینکه پول مالیات دهنده های بریتانیارو خرج کنه که به شما خبر رسانی دمکراتیک و ازاد بکنه. همه ی دولت ها به مردمشون و پارلمان حساب پس میدن و اگر در پولهایی که خرج میشه منافع ملی در نظر نباشه دور بعد از رای اوردن خبری نخواهد بود.

    دمکراسی هم در واقع به معنی واقعی کلمه وجود نداره، در هیچ کجای دنیا وجود نداره. هر اندازه که استطاعت مالی برای دولتی بیشتر باشه به همون اندازه سیستم کاغذبازیش بیشتره و ظاهرآ دمکراتیکتر به نظرمیاد، در نتیجه حرف اول رو درامد سرانه ی هر کشور میزنه و ظامن ان، قدرت احقاق حق در صحنه ی بین المللی ست. یک نگاه سطحی به شما نشون میده چه کشورهایی دارای قدرت نظامی فوقالعاده هستند و چرا. چرا کشوری به کوچکیه اسرائیل با ۷ میلیون جمعییت به خودش اجازه میده کشوری با ۷۰ میلیون جمعییت رو هر روز به حمله ی نظامی تحدید کنه.

    مرتضی Reply:

    آقای یاسر شما نگران نباش ایران انواع و اقسام تسلیحات وبمب و موشک و…. دارد که من و شما هم از آنها بی خبریم اینها به کنار. ما جوانان با احساس وطن اگر روزی خطری کشورمان را تهدید کند (که بعید است) با تمام توان به جبهه ها می رویم تا شما ومال وناموستان در امان باشند . چند وقت پیش یک شبکه خبری با یک مامور سابق سیا مصاحبه می کرد هرچند این فرد حرفهای ضد ایرانی زیادی درباره ایران زد و از مسایل پیش آمده بعد از انتخابات خوشحال بود اما وقتی از او در مورد حمله به ایران پرسیدند گفت ایران قویترین ارتش را در منطقه دارد و هرگونه تهاجم نظامی علیه این کشور جنگ جهانی سوم را رقم خواهد زد و این موضوعی است که آمریکا واسراییل به خوبی از آن آگاه هستند.

    به هرحال امیدوارم امثال این مسایل تفرقه افکنانه دیگر در کشور به وجود نیاید و زندانیان هم به زودی آزاد شوند سایتها رفع فیلتر شوند وهمه با تمام وجود مشغول کار برای کشور شویم چراکه فقط دشمن از دودستگی خوشحال می شود.

    یاسر Reply:

    امیر علی عزیز ممنونم از تذکرت.

  17. مجید ۱۳۸۸-۰۴-۱۳، ۳:۳۴ ب.ظ

    سلام
    وب لاگ زیبائی داری
    من از قدیم کمابیش مطالب شمارا دنبال میکردم
    به امید موفقیت در امور خیر

  18. لیلی ۱۳۸۸-۰۴-۱۴، ۱:۰۵ ق.ظ

    خب یه مثل جدید هست که میگه اگر هر روز به مشکل فکر کنیو دایم بخوای تحلیلش کنی فقط بزرگتر میشه نه حل
    پس هر روز که پامیشی مشکلات رو در شب قبل جا بگذار و روز نو شروع کن
    میدونم گفتن خیلی راحت تر از عمل کردنه

  19. لیلی ۱۳۸۸-۰۴-۱۴، ۱:۱۲ ق.ظ

    یه مطلبی هم در سایت فارسی بی بی سی هست درباره تلقین مثبت.
    اگر خواستی بخون

  20. کفش ۱۳۸۸-۰۴-۱۴، ۱:۴۴ ق.ظ

    یا لطیف
    جالب بود برام برداشت های سیاسی از متن!
    همین!
    یا علی

  21. شهرزاد ۱۳۸۸-۰۴-۱۴، ۲:۱۵ ق.ظ

    توکل به خدا… :)

  22. کوچه نادری ۱۳۸۸-۰۴-۱۴، ۹:۴۷ ق.ظ

    توی دل منم فریادی هست. آنوقت شروع به تنیدن پیله می کنم. پیله ام محکم و محکم تر است. وقتی می خواهد خفه ام کند، راه گریزی خودش از یک جای بیگمان سوپر من زندگی ام می شود. …

  23. کیمیا ۱۳۸۸-۰۴-۱۴، ۱۰:۱۵ ق.ظ

    چه وبلاگ نویس وحشتناکی.

  24. ثمین ۱۳۸۸-۰۴-۱۴، ۱۰:۵۲ ق.ظ

    سلام زهرا جان!
    من همین امروز باهات آشنا شدم!
    خیلی اتفاقی بلاگت رو “یک پست کاملا زنونه – فن(!) عشوه گری۱۹/۱۲/۸۶″ رو دیدم.
    نمیدونی چقدر لذت بردم از بلاگت!
    وسط کار، یهو خیلی اتفاقی وقتی تو گوگل search میکردم اینجا رو پیدا کردم و واقعا از خوندن مطالبش لذت بردم!
    بخصوص از کامنت هایی که دوستان عزیز دادن که اگه فرصت شه، بهشون جواب هم میدم
    نمیدونم چند نفرتون کار میکنین، اما اگه در اوج کار جدی و بحثهای کاملا منطقی مربوط به کار، یهو یه همچین چیزی ببینین، ۱۰۰% تضمین می کنم که روحیه تون عوض میشه و به نحو چشمگیری با گردش زیاد خون توی مغزتون مواجه میشید و بهتر میتونین کار کنین!
    مرسی عزیزم

  25. ثمین ۱۳۸۸-۰۴-۱۴، ۱۰:۵۸ ق.ظ

    زهرا جان!
    اما الان که این صفحه رو خوندم،بنظرم رسید یا خیلی تغییر کردی یا در اوج تغییر احساساتت نوشتی!
    توی یادداشت قبلیت بنظرم خیلی شاد و سرحال بنظر میرسیدی
    اما الان، بگی نگی یه غم پنهانی تو نوشته ت دیده میشه
    امیدوارم گذری باشه و زود برطرف شه
    بهرحال خوشحال میشم اگه بتونم کاری برات انجام میدم
    اینو گفتم، چون راستش رو بخوای با خوندن صفحه اولت خیلی انرژی گرفتم و حالا احساس میکنم باید جبران کنم محبتی رو که بیدریغ از طریق بلاگت بهم منتقل کردی
    بازم ازت ممنونم دختر با احساس و نازنین

  26. sara ۱۳۸۸-۰۴-۱۴، ۱۱:۱۴ ق.ظ

    دقیقا من هم این روزها دنبال غار تنهایی میگردم

  27. مجید ۱۳۸۸-۰۴-۱۴، ۲:۰۵ ب.ظ

    سلام
    وبلاگ قشنگی دارین
    امیدوارم در زندگی هم موفق باشین

  28. امیر حسین ۱۳۸۸-۰۴-۱۴، ۲:۳۹ ب.ظ

    الا بذکر الله تطمئن القلوب………………
    اگه سیاسی نبود کاش مینوشتی برداشت سیاسی ممنوع

  29. مینا ۱۳۸۸-۰۴-۱۵، ۱:۳۴ ق.ظ

    سلام
    با عرض معذرت ، شما رو به خدا فارسی را پاس بدارید:
    ضجه نه زجه
    عامیانه نه آمیانه
    مزدور نه مذدور
    ….

  30. احمد کریمیان ۱۳۸۸-۰۴-۲۰، ۶:۵۰ ب.ظ

    زجه = غلط
    ضجه = صحیح

  31. ا... ۱۳۸۸-۰۴-۲۸، ۷:۲۵ ق.ظ

    و باز غمگینی

  32. soha ۱۳۸۸-۰۶-۱۵، ۵:۳۷ ب.ظ

    می گم اکثر طرفدار های دولت کم سوادند می گید نه. اقا یاسر “تحدید”رابا”ه”می نویسند”تهدید”