۱۳۸۸-۰۳-۳۰
۶۳ نظر
-
تبادل لینک ؟؟؟؟
-
سلام.
کتابی هست با عنوان “مبارزه خشونت پرهیز” به زبان فارسی که فکر میکنم خوندنش در شرایط کنونی برای همه مفید باشه.
لینک دانلود این کتاب تو وبلاگ من هست. با توجه به اینکه وبلاگ پرخواننده ای دارین، خواهش میکنم اگه مایل هستین لینکش رو در وبلاگتون بذارین تا بقیه هم استفاده کنن.
ممنونم. -
اون ستاره ی داوودش منو کشته
-
سلام بر خواهرزاده گلم
﴿ بسم الله الرحمن الرحیم ﴾
الم نشرح لک صدرک ﴿۱﴾ ووضعنا عنک وزرک ﴿۲﴾ الذی انقض ظهرک ﴿۳﴾ ورفعنا لک ذکرک ﴿۴﴾ فان مع العسر یسرا ﴿۵﴾ ان مع العسر یسرا ﴿۶﴾ فاذا فرغت فانصب ﴿۷﴾ والی ربک فارغب ﴿۸﴾بدرستیکه با هر سختی آسانی است .
-
چی شده که شما هزبل بسیجی ها خدا خدا میکنید. . . زهرا خانم میشه بپرسم مشکل شما چیه؟ حالا که ملت رو پشت بام ها الله اکبر میگند, شما ها که از اسمه خدا استفاده میکردید کم آوردید نمیدانید چی بگید؟
زهرا Reply:
خرداد ۳۰م, ۱۳۸۸ at ۱۲:۱۱ ب.ظآقا یا خانم محترم لطفا از نظرخواهی من برو بیرون. یکبار دیگه چرند بگی آی پیت رو بلاک میکنم.
از این به بعد سعی کن از مغز و شعورت استفاده کنی برای کامنت دادن.زهرا Reply:
خرداد ۳۰م, ۱۳۸۸ at ۱۲:۱۲ ب.ظکم مونده که خدا رو مطالبه به نفع کنی. بیشعور . اه. فکر میکنه هرکس که باهاش هم عقیده نیست نباید اسم خدا رو بیاره.
جدا که خیلی بدبخت و قابل ترحمی -
اتفاقا به سود ما حرف زد . . . هنوز خبردار نشدی ولی نگران نباش بزودی شما این آبجی زهرا خبر دار میشید. . . . خیلی زود : ). . . منتظر باشید
محسن Reply:
خرداد ۳۰م, ۱۳۸۸ at ۱:۴۸ ب.ظبچهه باباشو بیدار کرد گفت: بابا جون، بابا جون من نشاشیدم، باباش گفت عیب نداره بابا جون هنوز شب درازه!
-
با حرف زدن و چرت و پرت گفتن که چیزی عوض نمی شه.. بذار برای خودشون خوش باشن… اونایی که این نظام رو به وجود اوردن مرد بودن و جربزشو داشتن که فکر نمی کنم اینا داشته باشن!!!
-
بچه جون مگه هر کی سیبیل داشت باباته؟
-
خفه میشی یا خفت کنم؟
زهرا تایید کامنت هاتو بذار هر الاغی راهشو نکشه بیاد حرف مفت بزنه -
سلام.جالب بود
-
واقعا چه جمله ی زیبا و عمیقی.
-
خیلی حالم گرفتست. خدایا کمکمون کن.
-
pffff کجاست؟
-
چه خبره اینجا زهرا خانوم من اعصابم خورد میشه. اینا دیگه کی اند. انقدر آدمها بی ظرفیت. حالم از هر
چی سیاسته به هم می خوره. بابا بس کنید تو رو خدا. دیگه دارید منم دیوونه می کنید. من میام وبلاگ
زهرا خانوم پستهاشو بخونم نظرهای راجع به پستهاشو بخونم شما دیگه شورشو درآوردید. من چند روز
پیش اومدم قسم دادم به خدا قسمتون دادم که بس کنید. بی خیال شید دیگه. اه!! بیشتر از یک هفته
میگذره اگه انسانید یه بار بهتون میگن ول کنید دیگه. زهرا خانوم من اینجوری دوست ندارم قبلا میومدم
پستهای قشنگتونو می خوندم بعد نظر ها رو راجع به پستتون می خوندم الان گفتم یه هفته برم نیام
وبلاگتون که شاید اوضاع خوب بشه ولی می بینم اینها دست بردار نیستن.
زهرا خانوم بهتره اصلا یک کلمه هم جواب اینها رو ندین. آره کار درست همینه. پستهای معمولی بذار مثلقدیما. اینها خودشون کلشون می خوره به سنگ. ببین زهرا خانوم یه چیزی رو خوب میدونم اگه جواب
کسی رو با سکوت بدی خودش می فهمه و میره پی کارش. فکر میکنم اینها فقط سرگرمیشون شده. اینها
امتحاناشون تموم شده حالا بی کارن میان اذیت آزار. ارزش نداره خودتو ناراحت کنی
-
چی شده؟ ناراحتی. من همیشه وقتی میبینم خواهرم ناراحته میگم به چی داری فکر میکنی؟ انقدر این
سوالو تکرار کردم خندش میگیره سعی میکنم با حرفام کمی دلداریش بدم. ولی فایده نداره. همون قاعده
سینوسی بهت گفته بودم. یه جایی تو هم مثل اون میری ماکسیمم یه جایی هم میری مینیمم. یادته
بهت گفتم سعی کن ازش زود بگذری؟ این که تو پستت گذاشتی رو همیشه خواهر من میاد بهم میگه
پاشو نمازتو بخون. میگم می خونم. بعد میگه به نماز نگو کار دارم به کار بگو نماز دارم. بعد میپرسم اذان
زدن. میگه نه گفتن. تو این جمع کسی تو رو نمیشناسه. فقط خودت می دونی کی هستی. زهرا خانوم
ماها باید تو زندگی با مشکلات کنار بیام. بزرگتر از ماها بیشتر سختی کشیدن و مشکل داشتن که خوب
حالا چه با غصه چه بی غصه چه کم چه زیاد اونها زندگیشونو می کنن. پس به خودت اعتماد کن. تو از
میون خیلی هایی که میشناسم با ایمان تری چون خودتو پیدا کردی. ارزش خودتو می دونی پس همیشه
خوب باش و کرامت بزرگ خودتو بدون. هممون کرامت داریم و از اینکه به خودمون و دیگران اهانتی بشه
بدمون میاد. زندگی می گذرد خواهی نخواهی سعی برآن کن نگذرد رو به تباهی. میدونم دختر قوی ای
هستی همیشه قوی باش. خدا یارته بگو می تونم. بگو امیدوارم. سعی کن به خودت بگی می تونی. باور
داری. خودتو نباز. قوی باش. باور دارم که تو زندگی آدم موفقی میشی.
-
می دونم نمی خوای چشمای خیستو کسی ببینه، می دونم یک عمره حال روزت همینه و کسی به پای
گریه هات نمی شینه. بازم دلت گرفت و گریه کردی و بازم به گریه هات خندیدن، بازم صدای گریتو شنیدن،
همه به گریه هات می خندن و تو دوباره یه گوشه، می شینی و واسه دلت می خونی، هنوز تو حسرت یه
هم زبونی، ولی نمی شه و اینو می دونی، می دونم بازم دوباره دلت گرفته، دوباره حرفهات بوی غم
گرفته، کسی نفهمید غمت چی بوده، دلیل یک عمر ماتمت چی بوده. بازم میگم دلم گواهه این غصه ای
که داری تموم میشه. فقط تو نیستی که خیلی ها مثل تو غصه دارن درست نمی گم؟ بذار خدا پای دردو
دلت بشینه. به خدا گوش میده به حرفهات گوش میده. همدم من خداست. نمی دونم اگه خدا رو نداشتم
تو زندگی با مشکلاتم چه جوری کنار میومدم. ولی میدونم زهرا خانوم فقط خداست که می تونه همه
مشکلاتتو درست کنه همه رو. باور کن هیچ کی قوی تر از خدا نیست. امیدوارم همیشه شاد باشی
خوشحال باشی. بخندی. غصه نخوری و کسی ناراحتت نکنه. منو ببخشید اگه این ۴ ماه با نشون دادن
خودم نارحتتون کردم. دلم می خواست از حالم خبر داشته باشه. دلم می خواست باورم کنه که دروغ
نمیگم. باورم کنه بهش دل بستم ولی تقدیره منم که نمی تونم تظاهرات کنم یا چه میدونم برم اتوبوس
آتیش بزنم مردمو بکشم من این کارو نمی کنم. به اندازه کافی از دستم ناراحتش کردم. می خوام
خوشحال باشه. خدا منو اینجوری آفرید یه پسری که…. دیگه ادامه نمیدم. زهرا خانوم در به روی خود نبند
بر همه دنیا بخند عمر آدمها کمه فرصت آه و دمه. چشم خود بر هم زنی می رسد از ره بهار خوش به حال
روزگار خوش به حال روزگار.
-
از دور صدای عطرش را شنیدم و مستانه به سمتش دویدم ولی من حقی ندارم. خیلی دلم براش تنگ
شده. اگه به سمت دری برم تا راهی پیدا بشه که باهاش صحبت کنم اون در بسته میشه. یک سال و یک
ماه گذشت ولی نه تنها فراموشش نکردم بلکه علاقمم بهش بیشتر شده و بیشتر از قبل دوسش دارم.
من خیال میکنم که پیششم. خیال می کنم که اسمشو صدا میزنم و اون هم همینطور منو صدا میزنه.
خیال می کنم که خندشو می بینم. نمی دونم شاید یه روزی واقعا سر از تیمارستان در بیارم ولی من
علاقمو به هیچ وجه حاضر نمیشم از دستش بدم چون باورش کردم. من نمی تونم زیاد پشت مانیتور
بشینم. این مانیتور خراب شده و لرزش داره و داره چشامو اذیت میکنه. شاید من هم عینکی بشم. ای
کاش اصلا نبینم. باز ندیدن بهتر از دیدنه. وقتی نتونی کسی رو که دوستش داری ببینی دیدن اصلا چه
فایده داره. ناامید نیستم. زندگیمو میکنم. به زندگی بگیم بچرخ تا بچرخیم من با خبرهای خوب برمیگردم.
می خوام خوشحالش کنم. خداحافظی نمیکنم.
-
The chief lesson I have learned in a long life is that the only way to make a man trustworthy is to trust him; and the surest way to make him untrustworthy is to distrust him and show your distrust.
Henry L. Stimson
US politician (1867 – 1950) -
کاش همه می تونستن شنبه میدون انقلاب واطرافشو ببینن.. کاش همه صدای تیر اندازی و گریه و داد مردم میشنیدن..کاش خون رو میدیدن.. ترسُ حس میکردن. کاش همه ی مردم گاز اشک آورُ از نزدیک لمس میکردن..
این همه جانی.. این همه نامرد وحشی که با عشق! هموطناشونو میزنن.. موتور سوارایی که زن و بچه ی مردم به فحش میکشن.. لباس شخصی.. ضد شورش.. نیروی انتظامی.. گارد ویژه…بسیج…بچه های بسیجی ۱۴و۱۵ ساله که توی اون لباس ها به شلاق و باتوم و گاز مجهزن.. بچه هایی که روی زن هایی که جای مادرشونن با افتخار شلاق میکشنن ،فحش میدن.. کتک میزنن..ماشین های سیاه. چاقو.. انگار همه از کشتنت لذت میبرن..
اینجا ایرانٍ.. نه واقعن اینجا ایرانه.. بی رحمی رو شنیده بودم.. اما از وقتی با چشم خودم دیدم حالم از شنیدن اسمشونم به هم میخوره.. شبی رو پشت سر گذاشتم که صدای جیغ توی سرم.. نگذاشت یک لحظه بخوابم…
اینجا دیگه جای زندگی نیست..مسافر Reply:
خرداد ۳۱م, ۱۳۸۸ at ۴:۵۳ ب.ظمنم نتونستم دیشب بخوابم. این در حالی دارم مینویسم که چشام پر اشکه.
-
حرف دهنت رو بفهم عوضی، آشغال
داشاق داری اسم و شمارت رو بنویس تا بهت نشون بدم کی باید حذف بشه.مسافر Reply:
خرداد ۳۱م, ۱۳۸۸ at ۵:۰۰ ب.ظمی پرسن چرا از گاو می ترسی، میگه چون شاخ داره ولی عقل نداره.
پسر خوب منم نصفه عمرم عضو بسیج بودم. ۱۴ سال. چشاتو باز کن ببین چیکار میکنی. فردا باید جواب پس بدی. می پرسند عقل دادم تا راه درست رو بهت نشون بده.
-
من دیروز انقلاب نبوذم. عاذت هم دارم فقط به چیزایی که با چشم خودم دیدم اعتماد کنم. پارسال همین مو قع ها بود یه ظهر جمعه از میدون ولی ونک میومدم بالا با تاکسی. جلوی پارک یه ۱۰۰ نفر ادم های مسن اکثرا خانم جمع بودن و تظاهرات می کردن که البته زمانی که ما رسیدیم پراکنده شده بودم ولی از تزکیب جمعیت از لحاظ سن وجنس مشخص بود که این ها اهل خشونت و آشوب نیستن و فقط شعار دادن. خلاصه نیروی انتظامی و گروه فشار مردم رو پراکنده کرده بود. صحنه ای که من دیدم و هیچ موقع از خاطرم نمیره اینه که یک از اعضای گروه فشار ( مشخصات: ریش هیکل گنذه و جلیقه ) یه پیرزن و شوهرش رو یه کنار گیر اورده بود. شوهر رو با یه دست نگه داشته بود و با لگد می زد تو شکم و پهلو های پیرزنه. من قضاوتمو کردم راجع به رژیمی که اینجوری با مخالفاش برخورد می کنه. این روز ها فرصت خوبیه که خیلی ها هم که خودشون رو به خواب زدن قضاوت کنن. من مطمین نیستم تقلب شده باشه ولی تصور وجود ۲۴ ملیمون هم وطن که انقدر از لحاظ فرهنگی یا اقتصادی فقیرن که به آدمی مثل ا.ن رای دادن خیلی دردناکه ، خیلی.
-
عشق است، لبخند
-
شعری که تابناک جمعه عصر تو سایتش زده برام بسیار جالب بود:
خدایا تلخ می بینم سرانجام جوان ها را
زمانه سرمه می ساید شکست استخوان ها راچقدر ای روزگاران ، زخم از تیغ خودی خوردن
میان خون و خنجر بازی زخم زبان ها راخمیر و نانوا دیوانه شد از این همه هیزم
خدایا شور این آتش فروشان سوخت نان ها رابه نام نامی طوفان و دریا بال خواهم زد
کلاغانی که می بندید راه آسمان ها را!به ملاحان بگو وقت ملاحت نیست این شب ها
بگو طوفان – بگو پایین نیاور بادبان ها را-دهان موج را باید ببندد تربت مولا
بگو باید تحمل کرد یک چند این تکان ها راچرا اهل سیاست منطق حکمت نمی دانند
خدایا بار دیگر بعثتی بخشا شبان ها را -
Vaghean barat motasefam ke comment haye mokhalef ro pak mikoni… toham yek dictatori…
-
zahra chera matlaby ke dar morede neda gozashte bodam injaro pak kardy
tohini be kasy ke nabod
akhe chera pak shode
-
یعنی طرفدار این امامه به سر ها هستید ؟؟؟!!!خائن هستید می بینم که کامنت ها رو هم حذف می کنید
تکبیر
یا زهرااااا
-
زهرا خانم,
ندا با چشم های باز شهید شد, تو چرا چشم هاتو را بسته نگاه میداری؟
زهرا Reply:
تیر ۱م, ۱۳۸۸ at ۱:۱۷ ب.ظبیشعور احمق من کی از کشتن این بنده خدا حمایت کردم؟
نفهم بیشعور اون دهن گشتدت رو بفهمی می فهمی احمق؟ دیگه داری حال منو بهم میزنی با توهین هات
ببینم کی بهت پول داده که با اینهمه امکانات تو اینترنت ول بگردی احمق جان؟
هرچی آی پی ازت بلاک میکنم با یکی دیگه میای در و گهر میگی
برو گمشو بیشعور می فهمی؟زهره Reply:
تیر ۱م, ۱۳۸۸ at ۳:۰۳ ب.ظباور نمی کنم اینی که این حرفا رو زده زهرا باشه. واقعا خودتی؟
maryam Reply:
تیر ۲م, ۱۳۸۸ at ۳:۴۰ ق.ظکشور ۷۰ میلیون نیروی ضد شورش داره، چرا وسط داد و بیداد نرخ تآیین میکنی؟ احمق هم اونیه که تو ریده شی! فهمیدی بچه خشگل؟
-
همتون ول معطعلین…
به قول قدیما: یه توپ دارم قل قلی… -
هیچ مسجدی اجازه برگزاری مراسم ختم برای ندا را ندارد. مراسم اعلام شده قبلی کنسل شد. این مراسم قرار بود دوشنبه اول تیر . ساعت ۵ تا ۶.۳۰ در مسجد نیلوفر واقع در عباس آباد خیابان مهناز برگزار شود
دیدن تصویر جان باختن دختر جوانی که در خون غلطید و می گویند نامش ندا بود، جهان را شوکه کرده است. چشمانی که برای لحظه ای به دوربین خیره می شود و … چه درد آور است که پدر جان کندن دخترش را ببیند و … این جمله های لعنتی تمام هم نمی شوند.
…
-
س لام.براتون بهترینها را آرزومندم شاد باشید مهربون
-
سلام. استفاده کردیم. ممنون!. بربد تو صدا و سیما هم تحلیلهاتون رو ارائه بدین که کل ملت هم استفاده کنن. خیلی خوب بود! مخصوصا آخرش که گفتین: “مرگ بر موسوی”
-
این کامنت سیاسی بود یا تم سیاسی داشت ؟چرا همه از سیاست نوشتند؟
نقاشی ها چه ربطی به نوشته دارند؟ -
هر کسی می دونه که اعتراض رو با قتل و خونریزی انجام نمی دهند.من برای شما نگرانم !
آخه شما به عقلتون نمی رسه که نمی شه ۱۳ میلیون رای تقلب کرد ؟
توهین کردن به افراد نشانه شعور شماست … -
همش درست بود.
-
طبق قانون کسی که قصد رسوندن کوچکترین آسیبی به نظام اسلامی رو داشته باشه محارب محسوب می شه و حکومت می تونه اونو بکشه!
در ضمن بهتره اون طرف قضیه یعنی سوزوندن بسیجیا تو آتیشم ببینید! -
شعر زیر را امروز سرودم
تقدیم به همهی شهدای عزیزمونبرادر، خواهرم، زنگیست خونت
نشان مهر و یکرنگیست خونت
بود زنگ خطر خونت به ظالم
عدوی ظلم و بدرنگیست خونت
هزاران لاله در شرمست از تو
نشان جنگ بی شرمیست خونت
مبادا ای جوان بنشینی از پای
بهار سرو آزادیست خونت
اگر می افتی از پا سرخ اکنون
ولی فردا گل سبزیست خونت
اگر مانند من عاشق به خاکی
به کوی و برزنش جاریست خونت -
elat koshte ha moosavi boode??? kamelna manteghie bishtar shabihe tanze key mikhay bavar koni nezame moghadaset ye nezam diktator va jenayat kare ke har sedaye eterazio ba koshtar khafe mikone?
maryam Reply:
تیر ۲م, ۱۳۸۸ at ۱۲:۳۶ ق.ظDear Laleh as a Canadian citizen your pledges are to a foreign country! will you please shut the fuck off?
-
قورباغه هه تهه چاه زندگی میکرده.
ازش میپرسن: “آسمون” چیه؟
.
.
میگه:
.
یه قرص
.
کوچولوی
.
روشنه،
.
اون بالا…
.
.
.
.
.
.
اگر “خودتون” نخواید چشمهاتون رو به واقعیات باز کنید، زندگی “به زور” بازشون میکنه. یعنی عقایدی که خودِ زندگی (زمان/جغرافیا/فرهنگ) تا حالا بهتون داده رو، خودش ازتون میگیره و جایگزین میکنه.ولی به قیمت از بین رفتن قسمتی از عمر و شکستن ناگهانی ساختارهای ذهنی؛ ساختارهایی که میتونسید خودتون به مرور “تغییر”شون بدید.اگر آدم رشدگرایی نباشید، اگر اهل تغییر و تکامل عقایدتون نباشید، هیچ فرقی نداره که توی ایران سال ۸۸ خورشیدی به دنیا اومده باشید یا در قبیله های طالبان یا در خونه یک گاوپرست هندی. همیشه روی عقایدی که زندگی بهتون داده تعصب دارید، چیزی هستید که محیط و دیگران ساختنش، یعنی [b/] از “خودتون” هیچی ندارید. [b]
-
آدمی که از خودش چیزی نداشته باشه (که خیلیها اینطوری هستن البته) مثل یک قوطی خالی میمونه که توی رودخانه ی خروشانی افتاده (جبر) و جریان آب به هر طرف که میخواد پرتابش میکنه (جبر!) و میبرتش (جبر!) و در اخر چروکیده و له شده غرقش میکنه تا بپوسه (جبر!!).
پس اختیارتون کجاست!؟؟ ا ن س ا ن . . .
حسین Reply:
تیر ۲م, ۱۳۸۸ at ۳:۰۵ ب.ظاول قرار نبود که بنمایند فلاسفه را، دوم قرار شد که بنمایند فلاسفه خود را !!
-
نیستی؟؟؟
-
در ایران راهپیمایی ازاده، سخنرانی هم ازاده، اون چیزی که ازاد نیست قانون شکنی و وطن فروشیست. مردم فی النفسه خائن و ضد امنییت کشور نیستند، دروغ گو و حقه باز هم نیستند. مردم با شناخت و با تحقیق عمل میکنند و در اعمال و گفتارشون تا کسی رو نشناخته باشن توهین و بی اعتمادی دیده نمیشه. دقیقآ به همین دلائلی که ذکر شد رفسنجانی قادر به اشکارا شعار دادن و ادعا کردن نیست و موسوی رو برای پنهان کردن خودش به زور وارد میدان کرد. مردم تا شناختی مستقیم از کسی نداشته باشن گفته ها و حرفهاشو بلافاصله رد نمیکنن اما وقتی اون شناخت بدست امد قضییه تغییر میکنه، همانطوری که امروز میبینیم موجودی حیله گر و خودخواه چون رفسنجانی با اون همه سلطه ای که بر جامعه از طریق مافیای خود دارد وقتی پای رای مردم میرسد به کفتار پیرو در مانده ای بیش شبیه نیست. تاسف من در اینه که مردم، اون دسته ای که به موسوی با دل و جان اطمینان کردند در اینده ی نزدیک پی خواهند برد که این اقا تا چه اندازه ساده و بدور از درک فنی و کارامدهای سیاسی برای شناختن مکانیزم مدیرییت بوده و توسط کفتار پیر و اعضای خانواده و مافیای خود سره چوب شده.
بزودی معلوم میشه که اون مقدار بی قانونی که در برخی روستاها انجام شده در کجا بوده؟ و چه کسانی مآمور انجامشون بودن؟ و اگر تقلبی و جرمی به این بزرگی انجام میگرفته چرا از اون فیلم تهییه میکردن؟ ایا برای استفاده بر علیه رای مردم نبوده؟ بزودی معلوم میشه و بعله رو سیاهی به زغال میمونه. -
زنده باد غزه، زنده باد فلسطین
-
به نام خدا
سلام زهرا خانوم
سجاد رحیمی مدیسه هستم.دانشجوی ترم شش مدیریت بازرگانی.متولد اهواز،اصالتاً اهل استان اصفهان و در حال حاضر به دلیل شغل پدرم(هیأت علمی دانشگاه)ساکن بام ایران یعنی شهرکرد.
۲۲ سال سن دارم و یکی از آرزوها و یا بهتر بگم:یکی از اهدافم در زندگی،تأسیس یک شرکت بازرگانی در قلب اروپا با نام Madiseh هست.می دونم که برای این هدف باید خیلی خیلی تلاش بکنم و صدالبته بیش از پیش به خدای بزرگ توکل داشته باشم.امیدوارم روزی میلیارد ها میلیارد درآمد داشته باشم که بتونم کارهای خداپسندانه انجام بدم مثل ساختن مدرسه و بیمارستان،کمک به ازدواج جوون ها،کمک به زنان و کودکان بی سرپرست،سالمندان،بچه های سرطانی و… .خوشحال می شم از وبلاگ من دیدن کنید و نظرتون رو درباره مطالبش بهم بگید.آدرسش اینه:
http://sajjadrahimimadiseh.blogfa.com/profile
اینو هم اضافه بکنم که مدیر مسئولی یک نشریه دانشگاهی رو در پرونده دارم.گفتنی های زیادی دارم که این جا مجالش نیست.پس سرتون رو درد نمیارم و سراغ اصل مطلب می رم.
خواستم بگم مدتی هست که مطالب وبلاگتون رو دنبال می کنم که انصافاً بسیاری از اونا پست های قشنگی هستند.
خیلی مشتاقم بیشتر خودتونو معرفی کنید تا هم هویت واقعی شما رو بدونم و هم به کنجکاویم خاتمه بدم.هم چنین چهرتون رو.
نکته آخر این که خیلی دوست دارم باهاتون تبادل لینک داشته باشم.اگر موافق بودید منو با عنوان “سجاد رحیمی مدیسه” لینک کنید و بعد بهم اطلاع بدید که با چه عنوانی شما رو لینک کنم.در ضمن ایمیل اصلیتون رو هم در اختیارم بذارید تا از اون طریق هم باهاتون در ارتباط باشم.خوشحال می شم در خبرنامه وبلاگم عضو بشید.
عضویت خیلی راحته،کافیه بعد از مشاهده وبلاگ و در انتهای ستون پیوندها،نام و ایمیلتون رو در خبرنامه ثبت کنید و برای اطمینان از عضویت،دوبار دکمه رو بزنید.به این ترتیب هر ماه که من وبلاگم رو به روز می کنم،ایمیلی به طور خودکار برای شما ارسال می شه.
من پسر پرحرفی هستم.سپاسگزارم از این که وقتتون رو به من اختصاص دادید.اگر مشکلی در عضویت داشتید،بهم اطلاع بدید.منتظر پیامتون هستم:
۰۹۱۳۱۸۱۵۴۸۲
لبخند فراموش نشه… .ببخشید سرتون رو درد اوردم.خوشحال می شم در خبرنامه وبلاگم عضو بشید تا از این به بعد شاهد حضور همیشگی شما باشم.منتظر پیامتون هستم.لبخند رو فراموش نکنید… .
لطف کنید برام ایمیل بزنید چون امکان داره یادم بره در کدوم صفحه پیام گذاشتم.در ضمن سراعت اینترنت اینجا بسیار پایینه و سایت شما دیر بالا میاد.
-
شما به شعور ۲۴ میلیون انسان توهین میکنید بعد انتظار دارید به رای شما احترام گذاشته بشه در ضمن شما طرفداران موسوی کمتر فکر وخیال کنید و توهم تقلب رو به سرتون بزنید ممکنه از این وضعیتی که دارین دیوونه تر بشین.



بیننده Reply:
خرداد ۳۱م, ۱۳۸۸ at ۵:۳۰ ق.ظ
بخش بزرگی از این مردم، بخش غریب به اتفاق این مردم را میتوان بی تقصیر دانست اگر به فریب خوردگیه خود واقف شوند. بودن اکثرییت در تهران توجیه کننده ی لطمه و زیانی نیست که به این کشور در چشم جهانیان زدند. برای بسیاری از انها اسان نخواهد بود که به عمق این فریب پی ببرند اما متاسفم که دیر یا زود تلخیه این حقیقت را مزه خواهند کرد.
نلسن مندلا ۲۷ سال را در زندان سپری کرد و با این وجود مردمش را به صلح و سازش با مخالفان سفید پوست دعوت و تشویق کرد در حالی که با هزاران دلیل میتوانست خلاف ان انجام دهد. جور و ظلمی که بر او و ملتش رفته بود کافی بود که از او موجودی انتقام جو و کینه توز ساخته باشد. اما او چه کرد؟ او درایت کرد او خیر و مصلحت مردمش را مقدم دانست و به انها درس متانت و بردباری داد تا بقییه ی راه را با تدبیر به پیش ببرند.
اقای موسوی، نظرتان چیست اقا؟ حضرت عالی کجا در زندان بودید؟ کجا چون مندلا وکیل جوانی بودید که اینده و زندگیه نسبتآ خوبی را فدا کرد؟ خود حضرت عالی از سردمداران نظام بودید، از کجا خود را چنین برتر دانستید؟ بنا به گزارشها شما رای نیاوردید! اما هنوز که قدرت در دستتان نیست زور گویی میکنید وای به روزی که قدرت داشته باشید، انروز چه خواهید کرد؟ چرا نتوانستید از این موقعییت استفاده کنید و نشان دهید که خیرو صلاح مردم برای شما اولوییت دارد؟ چرا سعی نکردید تا با روشی، خردمندانه حریفان خود را به مرور رسوا کنید؟ ایا دلیلش این نیست که به واهی بودن اتهامات خود واقف بودید؟ چطور متوقع بودید که در کنار ادمی چون رفسنجانی به پیروزی برسید؟ ایا این انتظار شما توهینی به خرد و شعور این ملت نیست؟
بزرگترین جرم شما ضربه ای بود که به خدمتگذاران واقعیه این اب و خاک زدید، انها را نزد جهانیان در معرض اتهام قرار دادید و این کار شما وجهه ای را که با تلاش و زحمات شبانه زوزی برای این مملکت کسب شده بود خدشه دار کرد. بیدار شید اقای موسوی
جواب به این نظر
مریم Reply:
خرداد ۳۱م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۰۸ ب.ظ
هاشمی در سال های ۶۸ تا ۷۰ چه می گفت
هاشمی رفسنجانی: سیاست دولت موسوی بدترین نوع اداره مردم است
خبرگزاری فارس: هاشمی رفسنجانی در خطبههای نماز جمعه سالهای ۶۸ تا ۷۰ با انتقاد از سیاستهای دولت موسوی تاکید کرد که فساد اداری ، بیبرنامگی ، مدیریت غلط ،بی عدالتی ، تعطیلی طرحها، تاراج اموال کشور، تورم ،نابودی استعدادها، استقراض ،عقب ماندگی ، افت تولید، فقر مضاعف ، وابستگی به یارانهها از جمله سیاستهای دولت موسوی بوده است.
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8803101081
جواب به این نظر
مهشید Reply:
اسفند ۳م, ۱۳۸۸ at ۲:۲۴ ق.ظ
ادمایی مثل تو بودن که خون جوونای بیگناهو ریختن عوضی
جواب به این نظر