تفریحات سالم انتخاباتی!

* یکی از تفریحات این روزهام اینه که وقتی وارد خیابون میشم (حالا چه برای پیاده روی چه وقتی سوار تاکسی یا اتوبوس میشم) اینه که روی ماشینهایی که پوستر کاندیداها رو چسبوندن و یا رنگهای اونها رو به آنتن ماشینشون بستن، زوم کنم! حالا هرچقدر سرعت ماشینه بالا باشه، بازم سعی میکنم راننده مذکور رو ببینم (باور کنید خیلی اصرار دارم روی این کار :~پی) و رابطه بین تیپ، مدل ماشین و سر وضع راننده رو با کاندیدای مورد علاقه اش ارزیابی کنم! :دی

* راستش تا حالا به نتیجه مشخصی نرسیدم که خیلی از مواقع هم شاخ در آوردم! شاید قبلا ها استثنائاتی بود، ولی اینبار ظاهرا مطالبات قشر متوسط جامعه واقعا تغییر کرده. ضمن اینکه اعتماد به نفس مردم و عیان سازی از اینکه از چه کسی حمایت می کنن هم بالا رفته، منظورم اینه که در بین قشر متوسط شهری، محافظه کاری تا حدودی رخت بربسته، شور و نشاط مردم هم بالاست و البته نیروی انتظامی هم در سطح شهر زیاد دیده میشه، هرچند که خیلی توی بزن و برقص و اجتماعات دخالت نمی کنن (انصافن میگم). مثلا توی همین خیابون نزدیک ما، شبها گاها تا ساعت ۲-۳ شب، طرفدارای کاندیداها توی خیابونن و شعار میدن و بزن و بکوب دارن !:) البته بعضی وقتا بی اخلاقی هم بین طرفدارها (یا به قول تلویزیون خودمون طرفدارنماها:دی) دیده میشه یعنی با هم دیگه درگیر میشن.

* در کل میتونم بگم این انتخابات واقعا با قبلی ها فرقهای زیادی داره و کمتر میشه در مورد نتیجه اش پیش بینی کرد، حتی در مورد خود تهران هم نمیشه گفت اکثریت (رای) با حامیان کدوم کاندیداست؟ تنها حدسی که میتونم بزنم اینه که به طور حتم مشارکت تو این دوره خیلی بالا خواهد بود و احتمال اینکه به دور دوم هم بکشه، خیلی بالاست.

* حالا شمام این روش رو امتحان کنین، بد نیست. آدمها و سلایقشون همیشه جالبن، توی این ترافیک و شلوغی و دود، واسه اینکه حواستون یه کم پرت بشه، خیلی خوبه !:)

۲۲ نظر

  1. حافظ خلوت نیشین ۱۳۸۸-۰۳-۱۷، ۴:۴۸ ب.ظ

    به قول چرچیل سخت ترین کار در جهان محکوم کردن یک احمقه. برخلاف اینکه تلویحا دارید اظهار میکنید که شور و هیجان انتخابات در این دوره زیاد شده خدمتتان عارضم که نتیجه این همه شور و هیجان هیچ فرقی با انتخابات در دوره های قبل نداره! شأن انتخاباتی که پایین باشه از رئیس جمهوری منتخبش انتظاری نمیشه داشت.

    زهرا Reply:

    نفهمیدم! چه ربطی داره. شما که نمیتونی به یک جمعیت توهین کنی! در ضمن هرکس مختاره به هرکسی که دلش خواست رای بده. بنده یعنی نویسنده این مطلب که نمیتونم نظر کسی رو عوض کنم؟ اینجا ماکزیمم ۵-۶ هزار خواننده در روز داره

    شهیر Reply:

    استاد بزرگ! اون روئیدن تو شعر اضافه است: من از خار سر… چه اصراری داری نظر بدی حالا با این سوادت؟

  2. شهرزاد ۱۳۸۸-۰۳-۱۷، ۵:۲۷ ب.ظ

    با پستت موافقم. جالبش اینه که خیلی ها بعد از مناظره ها نظراتشون عوض شده. یهو میبینی یه نفر ۳ بار نظرش رو برای رای دادن به کاندیداها عوض کرده. اول میخواسته به این یکی رای بده، بعد به اون یکی بعد به یکی دیگه.
    واقعا انتخابات جالبی ست. در ضمن ابتکار صدا و سیما برای انجام مناظره در این سیاست بسته ایرانی کار شجاعانه ای بود. واقعا این رو میگم. حتی این موضوع که فیلم های تبلیغاتی سانسور نداشتن آدم رو به آینده امیدوار میکنه.
    و سخن آخر، میزان، رای ملت است. :)

  3. جغله ۱۳۸۸-۰۳-۱۷، ۶:۲۳ ب.ظ

    کروبی واقعا گل کاشت.محمود رو نابود کرد.به هیچ کدوم از سوالهای کروبی نتونست جواب بده.ولی واقعا وقاحت هم حدی داره. چشم تو چشم ۵۰ میلیون بیننده گفت هاله نور ساختگیه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    ای …..

    شهرزاد Reply:

    جانم؟ :دی

    فرزاد Reply:

    پچ پچ نکن …. پچ پچ بخور …. آی کوچولو . آی کوچولو.

    ش Reply:

    و لابد آقای کروبی همه سؤالاتو درست تونست جواب بده نه؟!!!
    ببخشید این اجازه‌هایی که امام به ایشون داده چیه که به هیچ کس تا حالا نداده؟!!
    راستی اگه فیلم دست دادن خاتمی با زنان خارجی یا لطیفه تعریف کردن او درمورد یکی از معصومین شیعه و ترک‌ها ساختگی نیست، مال احمدی‌نژاد هم ساختگی نیست. اگر مال ایشان ساختگی‌ست؛ مال اوشان هم می‌تواند ساختگی باشد.

    مهدی Reply:

    بالاخره اون ۳۰۰ ملیون شهرام جون چی شد؟!!

  4. +++++++ ۱۳۸۸-۰۳-۱۷، ۶:۵۵ ب.ظ

    سلام همشهری
    می بینم نظراتت رو خفیفتر ابراز میکنی.
    آره، این خیلی خوبه که ملت ما هم کمی از دموکراسی تصنعی رو مزه مزه می کنه، می بینی چه غوغایی به پا میکنه!!!
    ولی حیف که هنوز به کیفیت ایده آلی از رقابت های انتخاباتی و مناظرات نرسیدیم.
    به نظر من کلید گمشده این وسط بر می گرده به وضعیت تیره و تار قضا در جمهوری اسلامی. اینکه هر کس هر چی بتونه پته طرف مقابل و بریزه روی آب اصلا بد نیست، بلکه دونستن حق همه ماست. اما با کودوم میزان ؟؟ کو قوه قهریه پی گیر که با یاوه گویی و اتهامات بی اساس مقابله کنه؟؟؟ بالاخره مردم کدوم حرف رو بپزیرند؟؟؟ آیا در ایران حقیقتی یافت میشود؟؟ آیا هیچ مرجع برای اثبات این ادعاها وجود داره؟؟
    مردم مجبورند به اخساساتشون مراجعه کنند البته اطلاعات کسب شده از راننده تاکسی های محترم جایگاه ویژه ای داره :)
    به نظر من در این دوره ما یه رجعت فرهنگی بی نظیر داشتیم. در این دوره دروغگویی و کذبگویی در جامعه حکومتی نهادینه شد، پوپولیست (این کلمه الان مده:)) حزفه ای شد و جهش خفنی کرد. البته این خیلی بد نیست چون نیاز به داشتن یه مرجع کالبیره شده توسط قانون(هر چند مستعمل و ناکارآمد) بیش از پیش احساس میشود.
    این دوره به نظر من بسیار با اهمیت و تأثیر گذار تر (هم عقیده با خانم زهرا) از الباقی دوره هاست. جامعه ایران تجربه جدید و گرانبهایی را دارن می اندوزند.
    شرط لازم و ابتدایی هر دموکراسی و شبه دموکراسی حضور عدالت و قانون گرایی در آنست. وقتی که حکومت از اونا تهی بشه مرض استبداد رخنه می کنه.
    موفق باشی
    به امید روزی که هر ایرانی به دنبال حقیقت باشه

  5. دیلماج ۱۳۸۸-۰۳-۱۷، ۷:۵۷ ب.ظ

    منم چند وقتیه به این تفریحات سالم رو آوردم. گاهی باعث خنده و گاهی باعث تعجب و حتی گریه ام میشه!!
    ولی از اینکه بالاخره تهران رو سر سبز می بینم خیلی خوشحالم!!!!

  6. مستانه ۱۳۸۸-۰۳-۱۷، ۹:۰۹ ب.ظ

    این مناظره ها هم خودش کلی تفریح سالمه!

  7. default ۱۳۸۸-۰۳-۱۷، ۹:۳۵ ب.ظ

    منم نمیتونم رابطه ای پیدا کنم!
    چه تفاهمی!

  8. خداحافظ کانادا ۱۳۸۸-۰۳-۱۷، ۱۰:۴۵ ب.ظ

    زهرا جون خوش به حالتون سرتون اونجا گرمه اینجا که ما تو کانادا یا داریم چمن میزنیم یا کیسه و چرخک گرفتیم میریم پیاز سیب زمینی می خریم یا اینکه رزومه پر میکنیم واسه کار پیدا کردن!!!

    راستی یه مطلب هم نوشتم در مرد اینکه چجوری کانادا زندگی خیلی ها رو حتی قبل از اومدن بهم میریزه … دوست داشتی و وقت کردی لطفا بخون.

    http://byebyecanada.blogfa.com/post-257.aspx

    قربانت

    خداحافظ کانادا

  9. ناشناس ۱۳۸۸-۰۳-۱۸، ۱۲:۴۴ ق.ظ

    مجری : بعنوان اولین سوال بمن گفته اند لطفاً شما یک کمی همدیگر را بگیرید بزنید !

    کروبی : میزنیم خوب هم میزنیم مردیکه الدنگ گوسفند خالی بند رو . الهی قربونت برم مهندس مشت اول رو شما بزن بنده مخلصت هم هستم کف گرگی رو اومدم پشت بندت !

    مجری : شما نیم ساعت حرف زدید به بنده میگن باید صدتا تذکر بدم . لطفاً شخصیت داشته باشید اینقدر حرف نزنید . مناظره که جای حرف زدن نیست !

    میرحسین : بفرما من الآن برات آمار بدم حالشو ببری مامان . کاری نداره که . نشسته اینجا عین سگ دروغ میگه تذکر و اینا هم نداره . جناب کروبی که بنده الهی نازشو بروم شاهده والت دیسنی الآن داره رو یک شخصیت جدید کار میکنه که فرشته مهربون هم نتونه عمراً نوک دماغشو بچینه . اهه !

    مجری : شما خیلی حرف میزنی و بنده باید قانون رو تذکر بدم که حرف زدن در صدا سیما قدغنه . لطفاً بگیرید همدیگر رو بزنید ببینم !

    کروبی : بنده چهارتا اصل دارم که الآن همشو میگم : یکی اینکه فک پائین آوردن اصلاً کار سختی نیست این مهندس عزیزم اینجا خودش اینکاره است صداشو درنمی آره . بنده میخوام بدونم پوز این الدنگ کش نیومد این چهار سال اینقدر زرت و پرت کرد ؟ اصلاً
    مجری : من چرا هر کاری میکنم شما همدیگر رو نمیگیرید بزنید ؟ من مردم از بس تو گوشی بهم گفتن دعواشون بنداز . ضمناً وقت داره تموم میشه و اینا !

    میرحسین : تو خیلی حرف میزنی ها ! همینجا با همین کروبی میگیریم بطور زنده و مستقیم چنان میزنیمت باد بیای . ما میریم این یارو بیاد اینجا عکس زن منو بگیره هی بگه دالّی بگم ؟ بگم ؟ اینقدر بگو تا بگو دونت پاره بشه . بنده و برادر و دوست و چندتا چیز دیگه ام کروبی

    مجری : آقا ما بگیم گه خوردیم برای شما دوتا مناظره گذاشتیم بی خیال میشید ؟

    کروبی و میرحسین : ها ! حالا این شد یه چیزی ! چاکر دادا !

  10. مونا ۱۳۸۸-۰۳-۱۸، ۴:۵۱ ق.ظ

    جواب به خداحافظ کانادا:
    کسی هم تورو مجبور نکرده اونجا باشی. بیا ایران خوش بگذرون.

  11. دایی ارسلان ۱۳۸۸-۰۳-۱۸، ۸:۴۶ ق.ظ

    سلام بر خواهرزاده گلم
    دایی جان من هم با نظرت کاملا موافقم . شروع هر کاری یه سری مشکلات داره همین که صدا و سیما این شجاعت را داشت که دیوار بی اعتمادی بین خودش و مردم را خراب کند خیلی خوب است . انشاا… کم کم نقش مردم در صدا و سیما پر رنگ تر خواهد شدو با تاسیس تلویزیون خصوصی بسیاری از مواردی که الان جزوه شگفتیهای جامعه مطرح میشود دیگر تانبار نخواهد شدو شفاف سازی جای خود را به پنهانکاری و عدم شفافیت خواهد داد. این گام اول است. به امید گامهای بعدی
    تا بعد… رخصت

  12. فرزاد ۱۳۸۸-۰۳-۱۸، ۹:۴۰ ق.ظ

    نسترن، تو عشق من، حرفی بزن، بگو تو رو بخدا این اداها چی چیه
    تو حواست جای دیگست و خودت نمی دونی بخدا….نمی دونی بخدا……
    چیزی بگو……حرفی بزن…….

  13. ناشناس ۱۳۸۸-۰۳-۱۸، ۱۰:۰۲ ق.ظ

    گرگها همگی بدانند که در این ایل غریب گر پدر مرد ، تفنگ پدری هست هنوز گرچه مردان قبیله همگی کشته شدند توی گهواره چوبی پسری هست هنوز آب اگر نیست نترسید که در قافله مان دل دریایی و چشمان تری هست هنوز
    دکتر رهنورد

  14. ش ۱۳۸۸-۰۳-۱۸، ۱۰:۲۸ ق.ظ

    ببخشیدا یه ذره اگه میشه اول دیکته خودتونو درست کنید بعد به سواد مردم گیر بدید

  15. ش ۱۳۸۸-۰۳-۱۸، ۱۰:۳۷ ق.ظ

    آره منم چند وقتی است که ازین تفریحات سالم دارم و خیلی هم خوشحالم که ایران داره داره قدم‌های اول رو برمی‌داره

  16. علی ۱۳۸۸-۰۳-۱۸، ۵:۲۷ ب.ظ

    دوستان عزیز من می خواستم یک تشکر ویژه از دکتر احمدی نژاد کنم

    اگر حوصله داشتید بخونید

    http://iranchange.blogspot.com/2009/06/blog-post_08.html