۱۳۸۸-۰۳-۱۴
مناظره دیشب و حواشی بعد از آن
* خوب من اصلا نمیخوام راجع به این بحث کنم که کی توی مناظره برنده بود و کی بازنده. دارم کم کم به این نتیجه میرسم که این مناظره ها و فیلمهای انتخاباتی فقط هواداران رو هوادارتر میکنه و مخالفین رو مخالف تر. اینکه روی آرای اکثریت چه تاثیری دارند، الله علم.
به عبارتی طرفدارای موسوی میگن سکوتش از نجابت بود و کار احمدی نژاد وقیحانه. طرفدارای احمدی نژاد هم میگن ظلم و فساد رو افشا کرد و سکوت موسوی از جواب نداشتنش بود. حالا اگه برعکس بود بازم موضع گیریها از قبل مشخص بود یعنی موسوی ای ها میگفتن خوب موسوی مدرک داشت و مستدل حرف میزد و احمدی نژاد جوابی نداشت و طرفدارای احمدی نژاد هم برعکس میگفتن سکوتش از متانتش بود و ملت دیدین چقدر مظلوم و نجیب بود؟
مثلا نگاهی به لینکهای شر شده و یا خوشمزه شده و یا حتی مطالبی که از طرف وبلاگنویسها به اشتراک گذاشته میشه بکنین متوجه میشین که دیدگاهها همون قبلیه و صرفا مطالب موافق با خودشون رو پیدا می کنن و به اشتراک میذارن. به قول ایشان اکثر این رایها “تکلیفی” هست!
*دیگه حتما دستتون اومده که توی کشور ما این اندیشه نیست که منش سیاسی رو مشخص میکنه، بلکه برعکسه این جهتگیری سیاسی هست که نوع تفکر رو رقم میزنه. از همین رو یکزمانی دکتر سروش میشه غول و معلم اخلاق و یکزمانی دیگر هر کسی به خودش جرات میده (با هر ادبیاتی ولو بدتر از خود سروش) زیر سوالش ببره (!)
* من دلم میخواد بیشتر راجع به حوادث بعد از مناظره اشاره کنم. یعنی این شلوغ کاریهایی که از دیشب توی تهران ایجاد شده. راستش به نظر من یکی از مقصرینش صدا و سیما هست. اگه صدا و سیما اینقدر یکطرفه عمل نمیکرد و هرزچندگاهی برنامه هایی میذاشت که سران ما نسبت به همدیگه و کارشناسان ما از سران کشور انتقاد کنن، اونوقت شاید یه برنامه ۱٫۵ باعث اینهمه شلوغکاری و جنجال توی این مملکت نمیشد و اینهمه واکنش احساسی به دنبال نداشت.
* یه چیز دیگه هم هست و اونم تازگی این نوع مناظره برای ماهاست. مناظره دیشب ۱۳ خرداد ۸۸ نقطه عطفی توی تاریخ انتخابات ایران بود. شاید میلیونها ایرانی شاهد شنیدن اتهاماتی بودند که از طرف فرد دوم مملکت به کسانی زده میشد که قبلا همتاش توی این مملکت بودند و یا اینکه در نظام جمهوری اسلامی ایران جز سران رده اول محسوب میشن.. اتهاماتی که قبلا در حد شایعه و بین دهانهای مردم میگشت و هیچگاه از رسانه ملی اونهم در یک برنامه پربیننده و از اون مهمتر شب سالگرد وفات امام پخش نشده بود.
* یک چیز دیگه هم بگم و اونم اینه که منطق مناظره اینه که طرفین به همدیگه نگاه کنن و همدیگه رو مورد خطاب قرار بدن نه مجری رو! مثلا من یادمه تو اولین مناظره انتخابات ریاست جمهوری آمریکا اوباما بیشتر اسم کوچیک مک کین رو میبرد و حرفاش رو میزد (هرچند که یکی دو بار سوتی داد یه بار گفت تام، یه بارم گفت جیم! :دی) ضمن اینکه مطرح کردن اتهامات چه به زندگی خصوصی و چه به سوابق حرفه ای کاندیدا و خانواده اش بازم یکی از چیزهایی که توی مناظره ها مطرح میشه و ایرادی هم بهش وارد نیست و اتفاقا مناظره واقعی همینه که طرفین همینها رو به چالش بکشن و از همدیگه جواب بخوان. منتها نوع مطرح کردن و مستدل بودن اتهام مهمه. اینو برای این میگم که واکنش برخی طرفداران در علم کردن “ناموس” و ال و بل از نظر فن مناظره درست نیست و بیشتر عوام فریبی به نظر میاد! هرچند از دید شرقی بخوایم نگاه کنیم مطرح کردنش به ضرر گوینده بوده.
* قبلا در مورد سریال ۲۴ نوشتم (اینجا و اینجا). توی سریال ۲۴ فردی رو داریم به اسم دیوید پالمر که به عنوان اولین سیاه پوستی هست که کاندید ریاست جمهوری آمریکا شده بود و امکان برنده شدنش هم بالا بود. برای همین رقیبش در رسانه ها مسئله مشکوک به قاتل بودن پسر پالمر رو مطرح کرد. ماجرا این بود که به دختر پالمر تجاوز شده بود و طرف هم خودکشی کرده بود البته شبهاتی بود که پسر پالمر با فرد متجاوز درگیر میشه. در پرونده حق با پسر پالمر بود یعنی در فوت طرف هیچ نقشی نداشت ولی وقتی پالمر کاندید ریاست جمهوری میشه رقبا پرونده رو از نو می کشن بیرون و دنبال مدرکی برای اثبات قاتل بودن پسر پالمر و زیر سوال بردن خودش میشن. اینجاست که دیوید پالمر عصبانی میشه که اینها به زندگی خصوصی من چیکار دارن و چرا دارن زخمهای یک درد کهنه رو از نو سرباز می کنن که زنش بهش میگه:
ببین وقتی کسی کاندید ریاست جمهوری میشه دیگه زندگی خصوصی براش چندان معنایی نداره. رسانه ها و مردم حق دارن درباره سلامت اخلاقی خودش و خانواده و نزدیکانش در گذشته بپرسند و جستجو کنند.
بعد اتهاماتی هم که توی مناظره زده میشد کجا و اتهامات اینور کجا!:
مثلا یکی از اتهاماتی که به دیوید پالمر در دور بعدی زدن این بود که شوهر سابق زنی که الان پالمر باهاش رابطه داره تخلف دارویی داشت و رقیب میخواست از این طریق پالمر رو آچمز کنه. یا مثلا یکی دیگه از اتهاماتی که رقیب به پالمر زد این بود که چرا برادر دیوید پالمر (که الان مشاورش هست) با زنی شوهردار رابطه برقرار کرده بود؟! و اتهاماتی از این دست که رقیب مجبور بود برای حفظ شرافتش از خودش و خانواده اش دفاع کنه و یا اینکه به طریقی روی اون سرپوش بذاره!
* کلا اینکه من فکر میکنم با توجه به فضای مذهبی (سنتی) کشور ما همون مناظره خنک اولی بین رضایی و کروبی بهتر جواب میده تا مناظره های آتشین مانند دیشبی. من به شخصه وقتی بعد از تموم شدن مناظره شعارهایی که توی خیابون نزدیک خونه ما داده میشد و فحشهای طرفدارای ۲ کاندیدا رو نسبت به همدیگه می شنیدم، پیش خودم فکر میکردم خدایا نکنه کودتایی انقلابی چیزی رخ بده؟!!!
* پانوشت: در مراسم سالگرد رحلت امام، احمدی نژاد و هاشمی رفسنجانی به فاصله یک نفر (جنتی) کنار همدیگه نشسته بودند. من سخنان رهبری رو کامل گوش میدادم. ایشون تلویحا از هر دو نفر انتقاداتی کردند منتها خیلی سربسته و مبهم. مثلا تلویحا به احمدی نژاد گفتند که حرکت کلی سی ساله مسئولان جمهوری اسلامی صحیح بوده است البته فراز و نشیب داشته اما همواره با اعتماد به نفس بوده و یا اینکه برای اثبات خود به نفی دیگری متوسل نشوید و همین طور سربسته به موسوی گفتند که: وای به حال کسانی که نادانسته و از روی غفلت حرف همونها رو (دشمن) تکرار کنند. من قبول ندارم که ملت بخاطر پایبندی به عقاید خود در دنیا خوار و ذلیل شده است.
در پایان گفت: من تا به حال به کسی نگفته ام و نمی گم و نخواهم هم گفت که به چه کسی رای بدید ولی سعی کنید حتمن اکثریت در انتخابات شرکت کنید. بنده در این انتخابات یک رای بیشتر ندارم کسی نمیدونه ولی میشه حدسهایی زد !:-)
تا اینجا از پس لرزه ها خیلی خبری نیست که حتی نوشتند رفسنجانی و احمدی نژاد امروز خوش و بش کرده اند! (آرامش پیش از طوفان آیا؟)


بیننده #۲ Reply:
خرداد ۱۴م, ۱۳۸۸ at ۸:۱۶ ب.ظ
منظور ایشون این بود که قطعنامههای شورای امنیت که به استناد بند ۷ منشور ملل متحد علیه ایران صادر شدند هم از نظر حقوقی الزامآور (Legally Binding) هستند (http://en.wikipedia.org/wiki/UNSC#Resolutions) و بنابراین استدلال آقای احمدینژاد که میگفت قطعنامههای شورای حکام الزامآورند ولی شورای امنیت نه، درست نبود.
البته من معتقدم احمدینژاد منظورش رو اشتباه رسوند، یعنی میخواست بگوید که شورای حکام چون جنبهی فنی دارد و ساختارش دموکراتیک است (در مقایسه با شورای امنیت که به طور واضح سیاسی است و ساختارش غیرعادلانه است) قطعنامههایش از نظر آبرو برای ایران بدتر بودند. شاید هم فقط از نظر تعداد قطعنامهی صادره خواسته مقایسه بکنه.
من حامی احمدینژاد نیستم ولی معتقدم او خواسته دروغ نمیگوید، یا اطلاعات غلط بهش رسیده یا اشتباه کرده یا از حرفش برداشت اشتباه شده. چون دروغ گفتن به راحتی لو میرود و دروغ گفتن در تلویزیون نوعی خودکشی است.
جواب به این نظر
بیننده Reply:
خرداد ۱۴م, ۱۳۸۸ at ۸:۵۶ ب.ظ
مرسی دوست عزیز
جواب به این نظر
علی Reply:
خرداد ۱۶م, ۱۳۸۸ at ۲:۲۹ ب.ظ
من فکر نمی کنم نظر هیچکدوم شما درست باشه احمدی نژاد تو این قسمت گاف بزرگی داد ولی متاسفانه بی اطلاعی و کم اطلاعی مهندس موسوی او نتونست از این نکته به نفع خودش بهره برداری کنه
کلا احمدی نژاد دروغ گوی خونسردی
جواب به این نظر