۱۳۸۸-۰۲-۵
کجائید دخترا؟!
* تو راه که داشتم می اومدم، تو تاکسی باز بحث انتخابات بود. منم هدفون رو گذاشتم گوشم تا جایی که ممکن بود صداش رو زیاد کردم که چیزی نشنوم. بعدش یهو گوشیم زنگ خورد. با توی ذوق خوردگی تمام نگاه کردم ببینم کیه؟ دیدم یه شماره ناشناسه. برداشتم گفت میناست… وای خدا مینا؟! مینا هم اتاقی سال دوم دانشگام بود. گفت که داشته آهنگ منو گوش میداده یه دفعه ای دلش واسم خیلی تنگ شده و شماره مو از یکی از بچه ها گرفته. یک دفعه ای دلم پر کشید به اون روزها. آهنگ من؟ یادش به خیر… اون موقع یه IBM Thinkpad داشتم که همون موقع ها هم فروختمش. یه فولدر داشتم که توش آلبوم باران عشق ناصر چشم آذر بود. ما هر شب قبل از خواب این آلبوم رو روی repeat میذاشتیم تا زمانی که شارژ لپتاپه بیچاره تموم شه و باهاش خوابمون میبرد…

وای خدا یادش به خیر… دارم فکر میکنم هر کدوم از این دخترایی که یه روزی هم اتاقی من بودن، الان چه سرنوشتی دارن؟ چیکارا می کنن؟ کجائید دخترا؟ دلم واسه تون تنگ شده…


ا... Reply:
اردیبهشت ۶م, ۱۳۸۸ at ۸:۵۳ ق.ظ
زهرا microsoft otlook یه rss feeds داره امتحانش کن
جواب به این نظر