<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: نزار قبانی: عشق را دفتری نیست</title>
	<atom:link href="http://zahra-hb.com/1388/02/there-is-no-book-for-love/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://zahra-hb.com/1388/02/there-is-no-book-for-love/</link>
	<description>دست نوشته ها و خاطرات یک دختر ایرانی</description>
	<lastBuildDate>Thu, 24 May 2012 15:38:56 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.2</generator>
	<item>
		<title>با: ولید</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/02/there-is-no-book-for-love/comment-page-1/#comment-59146</link>
		<dc:creator>ولید</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=3670#comment-59146</guid>
		<description>شعر نزار قبانی بسیار ساده ، واضح است.درون نزار به دلیل خودکشی خواهرش ؛البته تاثیر پذیری بالای نزار از این مسئله متوجه مسئله ای نامعلوم به اسم عشق است. به این دلیل می گم نامعلوم که مسئله عشق در جهان عرب ممنوع نیست.ولی مسئله ی مهم محدودیت رابطه ی زن و مرد است که گاهی از حدود اسلامی هم فراتر می رود.
نزار از زنی سخن می راند که با لباس های کوتاه وسرپتی و با استفاده از بهترین لوازم آرایشی با مارک های فرانسوی و انگلیسی سخن می راند. نزار می خواهد زن را از سلطه ی مرد برهاند ولی به نظر کسانی که با او به مخالفت پرداختند این لا ابالی گری بود. در واقع عشق مسئله ای است که از نظر هر انسانی مثبت است؛اما سوال اینجاست که حدود آن چقدر است؟؟؟؟؟ هر کس به گونه ای با این سوال پاسخ می دهد وبر همین اساس هم رفتار می کند... این از این

دومین دغدغه ی ذهنی نزار بعد از جنگ 6 روزه عرب ها با اسرائیل وشکست آن ها وملاقات نزار با سرهنگ سردار جمال عبد الناصر شکل می گیرد و آن مشکلات سرزمین های عربی واستعمار آن ها از جانب غربی ها وامریکا است که نزار همه ی آن ها را وطن خود می نامد.این اغاز شعر سیاسی نزار بود.پس از مدتی نزار شعرهای سیاسی و عاشقانه را با هم می امیزد و می گوید که من با همان قلمی که با اسرائیل می جنگم از زن دفاع می کنم.

در آخر هم باید بگویم که شعر عاشقانه ی نزار دیدگاه وی را در مورد جایگاه  اجتماعی زن بیان می کند.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>شعر نزار قبانی بسیار ساده ، واضح است.درون نزار به دلیل خودکشی خواهرش ؛البته تاثیر پذیری بالای نزار از این مسئله متوجه مسئله ای نامعلوم به اسم عشق است. به این دلیل می گم نامعلوم که مسئله عشق در جهان عرب ممنوع نیست.ولی مسئله ی مهم محدودیت رابطه ی زن و مرد است که گاهی از حدود اسلامی هم فراتر می رود.<br />
نزار از زنی سخن می راند که با لباس های کوتاه وسرپتی و با استفاده از بهترین لوازم آرایشی با مارک های فرانسوی و انگلیسی سخن می راند. نزار می خواهد زن را از سلطه ی مرد برهاند ولی به نظر کسانی که با او به مخالفت پرداختند این لا ابالی گری بود. در واقع عشق مسئله ای است که از نظر هر انسانی مثبت است؛اما سوال اینجاست که حدود آن چقدر است؟؟؟؟؟ هر کس به گونه ای با این سوال پاسخ می دهد وبر همین اساس هم رفتار می کند&#8230; این از این</p>
<p>دومین دغدغه ی ذهنی نزار بعد از جنگ ۶ روزه عرب ها با اسرائیل وشکست آن ها وملاقات نزار با سرهنگ سردار جمال عبد الناصر شکل می گیرد و آن مشکلات سرزمین های عربی واستعمار آن ها از جانب غربی ها وامریکا است که نزار همه ی آن ها را وطن خود می نامد.این اغاز شعر سیاسی نزار بود.پس از مدتی نزار شعرهای سیاسی و عاشقانه را با هم می امیزد و می گوید که من با همان قلمی که با اسرائیل می جنگم از زن دفاع می کنم.</p>
<p>در آخر هم باید بگویم که شعر عاشقانه ی نزار دیدگاه وی را در مورد جایگاه  اجتماعی زن بیان می کند.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: سبحان</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/02/there-is-no-book-for-love/comment-page-1/#comment-47894</link>
		<dc:creator>سبحان</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=3670#comment-47894</guid>
		<description>نزار عشق ه
کاراش حرف نداره</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>نزار عشق ه<br />
کاراش حرف نداره</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: مریم</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/02/there-is-no-book-for-love/comment-page-1/#comment-41675</link>
		<dc:creator>مریم</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=3670#comment-41675</guid>
		<description>سلام دوست عزیزم.خیلی مطالب جالبی گذاشتی.موفق باشید.به من هم سر بزن.ممنون</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام دوست عزیزم.خیلی مطالب جالبی گذاشتی.موفق باشید.به من هم سر بزن.ممنون</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: زار</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/02/there-is-no-book-for-love/comment-page-1/#comment-40386</link>
		<dc:creator>زار</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=3670#comment-40386</guid>
		<description>چون به زهرا خانم قول دادم  خط خطی نکنم  و دیگه مزاحم نشم ،یواش میگم : خیام</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>چون به زهرا خانم قول دادم  خط خطی نکنم  و دیگه مزاحم نشم ،یواش میگم : خیام</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: رامین</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/02/there-is-no-book-for-love/comment-page-1/#comment-40384</link>
		<dc:creator>رامین</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=3670#comment-40384</guid>
		<description>شعری پر محتوی و حقیقتی محض فقط کاش برای چون منی که اطلااتش زیاد نیست در این زمینه دوست خوبم اشاره ای هم به ماخذ و نام شاعر میکردن!  ظاهرا اشاره به گودرز و شقایق رشته ی کلام و موضوع رو تحت الشعاع قرار داد و نتیجتا باید به گفتوگو در مورد نزار پایان بدیم. من از شما عذر خواهی میکنم.

رامین</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>شعری پر محتوی و حقیقتی محض فقط کاش برای چون منی که اطلااتش زیاد نیست در این زمینه دوست خوبم اشاره ای هم به ماخذ و نام شاعر میکردن!  ظاهرا اشاره به گودرز و شقایق رشته ی کلام و موضوع رو تحت الشعاع قرار داد و نتیجتا باید به گفتوگو در مورد نزار پایان بدیم. من از شما عذر خواهی میکنم.</p>
<p>رامین</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: زار</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/02/there-is-no-book-for-love/comment-page-1/#comment-40380</link>
		<dc:creator>زار</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=3670#comment-40380</guid>
		<description>سلام زهرا خانم، ببخش خط خطی میکنم، بار آخر که میام


تقدیم به رامین که دوست داره گودرز و شقایق بهم برسند:

چون  چرخ  بکام   یک   خردمند   نگشت

خواهی تو  فلک  هفت شمُر خواهی هشت

چون  باید    مرد  و   آرزوها  همه  هِشت

چو مور خورد به گور و چه گرگ به دشت


                               &quot;سلامت و پیروز باشید&quot;</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام زهرا خانم، ببخش خط خطی میکنم، بار آخر که میام</p>
<p>تقدیم به رامین که دوست داره گودرز و شقایق بهم برسند:</p>
<p>چون  چرخ  بکام   یک   خردمند   نگشت</p>
<p>خواهی تو  فلک  هفت شمُر خواهی هشت</p>
<p>چون  باید    مرد  و   آرزوها  همه  هِشت</p>
<p>چو مور خورد به گور و چه گرگ به دشت</p>
<p>                               &#8220;سلامت و پیروز باشید&#8221;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: رامین</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/02/there-is-no-book-for-love/comment-page-1/#comment-40351</link>
		<dc:creator>رامین</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=3670#comment-40351</guid>
		<description>من انگلیسی حرف نزدم بخش کوتاهی از هر قسمت زندگیی نزار رو از ویکی پیدیا کپی کزدم براتون میبخشین که این ویکی پیدیا به انگلیسی بود.

من هم فقط همینو میگم اخه گودرز به شقایق چکار داره؟</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>من انگلیسی حرف نزدم بخش کوتاهی از هر قسمت زندگیی نزار رو از ویکی پیدیا کپی کزدم براتون میبخشین که این ویکی پیدیا به انگلیسی بود.</p>
<p>من هم فقط همینو میگم اخه گودرز به شقایق چکار داره؟</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: زار</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/02/there-is-no-book-for-love/comment-page-1/#comment-40345</link>
		<dc:creator>زار</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=3670#comment-40345</guid>
		<description>سلام

خیلی روان انگلیسی صحبت میکنید.

من فقط همین رو میگم و اگه دقت کنی دیگه نیاز نیست با من ایرانی ،انگلیسی حرف بزنید. نزار اولین کتابش رو تو سن 21 سالگی اونم برای دفاع از زن ،بدلیل خودکشی خواهرش مینویسه که عربها او رو شاعر زن خطاب میکنن و بهش هجوم میارن.

زهرا خانم و به دنبالش شما ،درست میگید همسرش وقتی نزار 58 سالش بوده ، تو سفارت عراق در دمشق به دلیل بمب گذاری کشته میشه. خودتون و خداتون، انقلاب درونی نزار از این سن بوده؟ پس اعتراضات اعراب قبل از این مربوط به چی بوده؟ والله به پیر به پیغمبر انقلاب نزار از همون دوره نوجوانی شروع میشه.
من بدلیل علاقه به شاعران عرب ، خیلی وقته با این خدا بیامرز آشنایی دارم و چند تا از شعراش هم ..........</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام</p>
<p>خیلی روان انگلیسی صحبت میکنید.</p>
<p>من فقط همین رو میگم و اگه دقت کنی دیگه نیاز نیست با من ایرانی ،انگلیسی حرف بزنید. نزار اولین کتابش رو تو سن ۲۱ سالگی اونم برای دفاع از زن ،بدلیل خودکشی خواهرش مینویسه که عربها او رو شاعر زن خطاب میکنن و بهش هجوم میارن.</p>
<p>زهرا خانم و به دنبالش شما ،درست میگید همسرش وقتی نزار ۵۸ سالش بوده ، تو سفارت عراق در دمشق به دلیل بمب گذاری کشته میشه. خودتون و خداتون، انقلاب درونی نزار از این سن بوده؟ پس اعتراضات اعراب قبل از این مربوط به چی بوده؟ والله به پیر به پیغمبر انقلاب نزار از همون دوره نوجوانی شروع میشه.<br />
من بدلیل علاقه به شاعران عرب ، خیلی وقته با این خدا بیامرز آشنایی دارم و چند تا از شعراش هم &#8230;&#8230;&#8230;.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: زهرا</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/02/there-is-no-book-for-love/comment-page-1/#comment-40339</link>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=3670#comment-40339</guid>
		<description>جواب دادم:)</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>جواب دادم:)</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: رامین</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/02/there-is-no-book-for-love/comment-page-1/#comment-40329</link>
		<dc:creator>رامین</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=3670#comment-40329</guid>
		<description>Nizar Qabbani

21 March 1923 – 30 April 1998

Early life

Nizar Qabbani was born in the Syrian capital of Damascus to a middle class merchant family.[

Diplomatic career

After graduating from law school, Nizar worked for the Syrian Foreign Ministry,

Poetic influences

When Qabbani was 15, his sister, who was 25 at the time, committed suicide because she did not marry the man she loved. [3] During her funeral he decided to fight the social conditions he saw as causing her death.

Family
Nizar Qabbani had one sister, Haifa; he also had three brothers: Mu&#039;taz, Rashid, and Sabah.

Marriages
His second marriage was to an Iraqi woman named Balqis al-Rawi; she was killed in a bomb attack by guerrillas on the Iraqi embassy in Beirut during the Lebanese civil war on 15 December 1982.[3][2] Her death had a severe psychological effect on Qabbani; he expressed his grief in his famous poem Balqis, blaming the entire Arab world for her death.

Late life and death

In 1997, Nizar Qabbani suffered from poor health and briefly recovered from his sickness in late 1997.[5] A few months later, at the age of 75, Nizar 
Qabbani died in London on April 30, 1998 of a heart attack

مرسی از توضیحی که دادین. البته مطلبی که نوشتین هنوز اون بالاست و خودش گواه خوبی بر کار شماست. دوم اینکه چرا که نه؟ لااقل واسه خودتون مطالعه میکردین از موقعی که تو شکم مادرش بوده. نوشته ی زهرا خانوم مربوطه به تاثیری که مرگ همسر دوم نزار بر او گذاشت در قسمت marrages  میتونین بخونین چه ربطی به انقلاب درونی نزار داشت که شما نوشتید (به دلیل خودکشی خواهرش بوده نه کشته شدن همسرش؟)؟؟</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>Nizar Qabbani</p>
<p>21 March 1923 – ۳۰ April 1998</p>
<p>Early life</p>
<p>Nizar Qabbani was born in the Syrian capital of Damascus to a middle class merchant family.[</p>
<p>Diplomatic career</p>
<p>After graduating from law school, Nizar worked for the Syrian Foreign Ministry,</p>
<p>Poetic influences</p>
<p>When Qabbani was 15, his sister, who was 25 at the time, committed suicide because she did not marry the man she loved. [3] During her funeral he decided to fight the social conditions he saw as causing her death.</p>
<p>Family<br />
Nizar Qabbani had one sister, Haifa; he also had three brothers: Mu&#8217;taz, Rashid, and Sabah.</p>
<p>Marriages<br />
His second marriage was to an Iraqi woman named Balqis al-Rawi; she was killed in a bomb attack by guerrillas on the Iraqi embassy in Beirut during the Lebanese civil war on 15 December 1982.[3][2] Her death had a severe psychological effect on Qabbani; he expressed his grief in his famous poem Balqis, blaming the entire Arab world for her death.</p>
<p>Late life and death</p>
<p>In 1997, Nizar Qabbani suffered from poor health and briefly recovered from his sickness in late 1997.[5] A few months later, at the age of 75, Nizar<br />
Qabbani died in London on April 30, 1998 of a heart attack</p>
<p>مرسی از توضیحی که دادین. البته مطلبی که نوشتین هنوز اون بالاست و خودش گواه خوبی بر کار شماست. دوم اینکه چرا که نه؟ لااقل واسه خودتون مطالعه میکردین از موقعی که تو شکم مادرش بوده. نوشته ی زهرا خانوم مربوطه به تاثیری که مرگ همسر دوم نزار بر او گذاشت در قسمت marrages  میتونین بخونین چه ربطی به انقلاب درونی نزار داشت که شما نوشتید (به دلیل خودکشی خواهرش بوده نه کشته شدن همسرش؟)؟؟</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>

