نزار قبانی: عشق را دفتری نیست

* آموزگار نیستم
تا عشق را به تو بیاموزم
ماهیان نیازی به آموزگار ندارند
تا شنا کنند
پرندگان نیز آموزگاری نمی خواهند
تا به پرواز در آیند
شنا کن به تنهایی
پرواز کن به تنهایی
عشق را دفتری نیست
بزرگترین عاشقان دنیا
خواندن نمی دانستند.

(نزار قبانی از کتاب – در بندر آبی چشمانت)

* نزار در پی کشته شدن همسرش بلقیس در سال ۱۹۸۱ قصیده یی می سراید. او در این قصیده لطیف ترین احساسات شاعرانه خویش را برای خواننده بیان می کند و کشته شدن همسرش را بهانه یی برای محکوم کردن فتنه ها و تفرقه های موجود بین عرب ها قرار می دهد. آنجایی که می گوید؛ «اگر آنان درخت زیتونی را از ربع قرن پیش آزاد کردند یا میوه لیمویی را بازگرداندند و پلیدی را از تاریخ محو نمودند از قاتلان تو تشکر خواهم کرد ای بلقیس، اما آنان فلسطین را ترک کردند تا آهویی را بکشند.» یا می گوید؛
شک داری که دلنشین ترین زن جهانی و مهم ترین؟
شک داری تمام کلیدهای جهان از آن من شد
آن گاه که به تو دست یازیدم؟
شک داری جهان دگرگون شد
به گاه گرفتن دستت
و بزرگ ترین روز تاریخ و زیباترین خبر دنیا بود
روز ورودت به قلبم؟

* بخش دوم از سایت آفتاب

۲۴ نظر

  1. علی ۱۳۸۸-۰۲-۲۷، ۷:۰۲ ب.ظ

    سلام

    فکر می کنم لینکهایی که این بالا می زاری یعنی که اونا رو قبول داری.
    “امثال کردان در دولت‌های گذشته در رده‌های بالاتری بوده‌اند” منظور اینجا خاتمی هستش با استناد به متن. واقعا زهرا تو خاتمی رو با کردان مقایسه می کنی؟
    بعد ۴ سال وبلاگتو خوندن واقعا احساس می کنم نمی دونم هنوز چه فکری این وبلاگ رو می نویسه …

  2. سپیده ۱۳۸۸-۰۲-۲۷، ۱۰:۴۷ ب.ظ

    مطلب شاعرانه و قشنگی بود……….

    رامین Reply:

    کامنت شما به مراتب قشنگتر بود.

  3. خداحافظ کانادا ۱۳۸۸-۰۲-۲۷، ۱۱:۲۲ ب.ظ

    زهرا جان

    سلام

    یک مطلب نوشتم در مورد یکی! از هزینه های زندگی در کانادای یخستان. بقیه شم به مرور می نویسم.

    قربانت

    http://byebyecanada.blogfa.com/post-250.aspx

  4. زار ۱۳۸۸-۰۲-۲۸، ۱۰:۳۵ ق.ظ

    سلام

    خیلی اتفاقی به مطلب شما برخوردم ، انقلاب درونی نزار بدلیل خودکشی خواهرش

    بوده است نه کشته شدن همسرش.

    نزار وقتی نوجوان بوده خواهر ش که بزرگتر از خودش بوده عاشق مردی میشود

    و خانواده اش او را میکشند بعد از این جریان نزار برای آزاد کردن عشق در بین عرب

    تلاش میکند و با شعر هایش آغاز میکند که با مخالفتهای شدیدی هم روبرو میشود.

    ببخشید مزاحم شدم

    رامین Reply:

    به این ترتیب زهرا خانوم یک بیوگرافیه کامل از نزار به همه ی ما بدهکار هستند!

    شما چی فکر میکنین؟

    رامین

    http://meiforush.blogspot.com/

    رامین Reply:

    انچه شما از قبانی گفتین متناقص و بی ربط بود.

    رامین Reply:

    مطالب شما کاملا صحیح بودن من در ویکی پیدیا چک کردم. مطالب این شخص خیلی قاطی پاتی بود هم میگه خواهرش خودکشی کرد که درسته و هم میگه خانوادش کشتنش که نامربوطه.

    این لینک ویکس پیدیای Nizar Qabbani
    http://en.wikipedia.org/wiki/Nizar_Qabbani

  5. سهراب ۱۳۸۸-۰۲-۲۸، ۱:۱۶ ب.ظ

    وبلاگ قشنگی داری به ما هم سر بزن

    http://www.iranianfx.com

  6. 30-minut ۱۳۸۸-۰۲-۲۸، ۱:۱۷ ب.ظ

    میشه بگید اختلاف یعنی چی؟
    می خوام بدونم کلمه ی زشتی هست یا نیست.
    میشه یه کم توضیح بدید؟

  7. حسین ۱۳۸۸-۰۲-۲۸، ۳:۰۷ ب.ظ

    ????????????????????

  8. خدیجه ۱۳۸۸-۰۲-۲۸، ۸:۴۹ ب.ظ

    چقدر قشنگ بود.به این می گن یه عاشق واقعی.

  9. خدیجه ۱۳۸۸-۰۲-۲۸، ۸:۵۰ ب.ظ

    راستی منتظر جواب میلم هستماا!!!
    خیلی وقته که بهت میل زدم.

    زهرا Reply:

    جواب دادم:)

  10. default ۱۳۸۸-۰۲-۲۹، ۹:۱۱ ق.ظ

    یک گرم باش آدم باش!!!!
    [تفکر]

  11. رامین ۱۳۸۸-۰۲-۲۹، ۱۲:۲۵ ب.ظ

    Nizar Qabbani

    21 March 1923 – ۳۰ April 1998

    Early life

    Nizar Qabbani was born in the Syrian capital of Damascus to a middle class merchant family.[

    Diplomatic career

    After graduating from law school, Nizar worked for the Syrian Foreign Ministry,

    Poetic influences

    When Qabbani was 15, his sister, who was 25 at the time, committed suicide because she did not marry the man she loved. [3] During her funeral he decided to fight the social conditions he saw as causing her death.

    Family
    Nizar Qabbani had one sister, Haifa; he also had three brothers: Mu’taz, Rashid, and Sabah.

    Marriages
    His second marriage was to an Iraqi woman named Balqis al-Rawi; she was killed in a bomb attack by guerrillas on the Iraqi embassy in Beirut during the Lebanese civil war on 15 December 1982.[3][2] Her death had a severe psychological effect on Qabbani; he expressed his grief in his famous poem Balqis, blaming the entire Arab world for her death.

    Late life and death

    In 1997, Nizar Qabbani suffered from poor health and briefly recovered from his sickness in late 1997.[5] A few months later, at the age of 75, Nizar
    Qabbani died in London on April 30, 1998 of a heart attack

    مرسی از توضیحی که دادین. البته مطلبی که نوشتین هنوز اون بالاست و خودش گواه خوبی بر کار شماست. دوم اینکه چرا که نه؟ لااقل واسه خودتون مطالعه میکردین از موقعی که تو شکم مادرش بوده. نوشته ی زهرا خانوم مربوطه به تاثیری که مرگ همسر دوم نزار بر او گذاشت در قسمت marrages میتونین بخونین چه ربطی به انقلاب درونی نزار داشت که شما نوشتید (به دلیل خودکشی خواهرش بوده نه کشته شدن همسرش؟)؟؟

    زار Reply:

    سلام

    خیلی روان انگلیسی صحبت میکنید.

    من فقط همین رو میگم و اگه دقت کنی دیگه نیاز نیست با من ایرانی ،انگلیسی حرف بزنید. نزار اولین کتابش رو تو سن ۲۱ سالگی اونم برای دفاع از زن ،بدلیل خودکشی خواهرش مینویسه که عربها او رو شاعر زن خطاب میکنن و بهش هجوم میارن.

    زهرا خانم و به دنبالش شما ،درست میگید همسرش وقتی نزار ۵۸ سالش بوده ، تو سفارت عراق در دمشق به دلیل بمب گذاری کشته میشه. خودتون و خداتون، انقلاب درونی نزار از این سن بوده؟ پس اعتراضات اعراب قبل از این مربوط به چی بوده؟ والله به پیر به پیغمبر انقلاب نزار از همون دوره نوجوانی شروع میشه.
    من بدلیل علاقه به شاعران عرب ، خیلی وقته با این خدا بیامرز آشنایی دارم و چند تا از شعراش هم ……….

    رامین Reply:

    من انگلیسی حرف نزدم بخش کوتاهی از هر قسمت زندگیی نزار رو از ویکی پیدیا کپی کزدم براتون میبخشین که این ویکی پیدیا به انگلیسی بود.

    من هم فقط همینو میگم اخه گودرز به شقایق چکار داره؟

    زار Reply:

    سلام زهرا خانم، ببخش خط خطی میکنم، بار آخر که میام

    تقدیم به رامین که دوست داره گودرز و شقایق بهم برسند:

    چون چرخ بکام یک خردمند نگشت

    خواهی تو فلک هفت شمُر خواهی هشت

    چون باید مرد و آرزوها همه هِشت

    چو مور خورد به گور و چه گرگ به دشت

    “سلامت و پیروز باشید”

    رامین Reply:

    شعری پر محتوی و حقیقتی محض فقط کاش برای چون منی که اطلااتش زیاد نیست در این زمینه دوست خوبم اشاره ای هم به ماخذ و نام شاعر میکردن! ظاهرا اشاره به گودرز و شقایق رشته ی کلام و موضوع رو تحت الشعاع قرار داد و نتیجتا باید به گفتوگو در مورد نزار پایان بدیم. من از شما عذر خواهی میکنم.

    رامین

    زار Reply:

    چون به زهرا خانم قول دادم خط خطی نکنم و دیگه مزاحم نشم ،یواش میگم : خیام

  12. مریم ۱۳۸۸-۰۳-۲۳، ۱:۵۱ ب.ظ

    سلام دوست عزیزم.خیلی مطالب جالبی گذاشتی.موفق باشید.به من هم سر بزن.ممنون

  13. سبحان ۱۳۸۸-۰۷-۱۴، ۱۱:۱۶ ق.ظ

    نزار عشق ه
    کاراش حرف نداره

  14. ولید ۱۳۸۹-۰۳-۸، ۱۲:۴۸ ب.ظ

    شعر نزار قبانی بسیار ساده ، واضح است.درون نزار به دلیل خودکشی خواهرش ؛البته تاثیر پذیری بالای نزار از این مسئله متوجه مسئله ای نامعلوم به اسم عشق است. به این دلیل می گم نامعلوم که مسئله عشق در جهان عرب ممنوع نیست.ولی مسئله ی مهم محدودیت رابطه ی زن و مرد است که گاهی از حدود اسلامی هم فراتر می رود.
    نزار از زنی سخن می راند که با لباس های کوتاه وسرپتی و با استفاده از بهترین لوازم آرایشی با مارک های فرانسوی و انگلیسی سخن می راند. نزار می خواهد زن را از سلطه ی مرد برهاند ولی به نظر کسانی که با او به مخالفت پرداختند این لا ابالی گری بود. در واقع عشق مسئله ای است که از نظر هر انسانی مثبت است؛اما سوال اینجاست که حدود آن چقدر است؟؟؟؟؟ هر کس به گونه ای با این سوال پاسخ می دهد وبر همین اساس هم رفتار می کند… این از این

    دومین دغدغه ی ذهنی نزار بعد از جنگ ۶ روزه عرب ها با اسرائیل وشکست آن ها وملاقات نزار با سرهنگ سردار جمال عبد الناصر شکل می گیرد و آن مشکلات سرزمین های عربی واستعمار آن ها از جانب غربی ها وامریکا است که نزار همه ی آن ها را وطن خود می نامد.این اغاز شعر سیاسی نزار بود.پس از مدتی نزار شعرهای سیاسی و عاشقانه را با هم می امیزد و می گوید که من با همان قلمی که با اسرائیل می جنگم از زن دفاع می کنم.

    در آخر هم باید بگویم که شعر عاشقانه ی نزار دیدگاه وی را در مورد جایگاه اجتماعی زن بیان می کند.