۱۳۸۸-۰۲-۱۶
عینک عزیز من
* بعضی از چیزهایی که داریم، اونقدر قدیمین و اونقدر باهامون بودن و باهاشون خاطره داریم که انگار جاندار باشن، مثل یه دوست میمونن. عینک من یکی از اونها بود. الان ۵ ساله که داشتمش و امروز صبح حواسم نبود، یکی از شیشه هاش له شد طوری که دیگه قابل استفاده نیست. صبح نشستم نیم ساعت براش عزاداری کردم. من با این عینک خیلی خاطره داشتم. اون موقع که تازه از این عینکهای بی فریم مد شده بود، خریده بودمش. عینکم خیلی جاها باهام اومده بود… اصلا خودمو نمی بخشم به خاطر این بی توجهی 
حس آدمی رو دارم که انگار کسی رو کشته باشه…


ناشناس Reply:
اردیبهشت ۱۶م, ۱۳۸۸ at ۴:۴۸ ب.ظ
ناراحت دیگه؟ نه؟!
جواب به این نظر