۱۳۸۸-۰۱-۱۶
رام نشدنی
اه، چرا من نمیتونم این زهرای سرکش درون خودم رو مهار کنم؟ این دختره گاهی اوقات از من یه آدم دیگه می سازه به طوریکه وقتی به خودم میام، دیگه اون دختر عصیانگر چند لحظه پیش رو نمی شناسم. باید یه راهی باشه که من اینو مهارش کنم!
۱۳۸۸-۰۱-۱۶
اه، چرا من نمیتونم این زهرای سرکش درون خودم رو مهار کنم؟ این دختره گاهی اوقات از من یه آدم دیگه می سازه به طوریکه وقتی به خودم میام، دیگه اون دختر عصیانگر چند لحظه پیش رو نمی شناسم. باید یه راهی باشه که من اینو مهارش کنم!
خودت تنها کسی هستی که می تونی راهشو پیدا کنی
تو این شرایط فقط خود آدم می تونی تصمیم بگیره
نه دیگری
چون هر کس راه حل مربوط به خودشو داره…
بازم خواهش می کنم بیا….
شما میتونی زهراجان.
وقتی که خودت رو کامل شناختی اونوقت دیگه راحت همه رفتارهات کنترل شده میشه
اما ما آدما بعضی اوقات با اینکه خودمون رو میشناسیم هم باز هم بر رفتارمون تاکید داریم.
ما ۳ تا شخصیت داریم درونمون که اینهام همه اش طبیعی هست!
کودک، والد و بالغ
برای شناخت شخصیت ها و اینکه این شخصیتت چی بود این کتاب ها رو بهت پیشنهاد می کنم :
وضعیت آخر
تحلیل رفتار متقابل
این دوتا کتاب رو بخونی خیلی کمک می کنه تا خودت رو بشناسی!
و بعد خیلی خیلی از خودت حیرت می کنی ! اینها رو تموم کردی خبر بده کتاب های بعدی رو بهت معرفی کنم ( البته اگه از این کتاب ها خوشت می یاد )
کافیه خودت باشی نه دیگری
خوبه بلاخره اومدید زهرا خانم
تبریک من را هم پذیرا باشید برای دامادی برادرتون
زهرا خانم این مهم نیست که چند شخصیت متضاد در وجود شما یا من و.. هست
فقط مهم این هست که این شخصیت های ما
که هر لحظه رنگ عوض می کنن
باعث شکسته شدن دل یا غرور.. اعتماد و…. یک شخص دیگری نشن
به نظر من اینموراد بدترین تراژدی های انسانی هستن
انسانی که غرورش خورد می شه شاید دیگه نتونه سر پاش بیسته
انسانی که باهاش بازی می شه شاید دیگه نتونه به کسی اعتماد بکنه
و انسانی که به انسانیت ایمان داره اما وقتی با شخصی روبرو می شه که انسان خوبی هم هست اما با شیطنت هاش اون شخص رو به سخره بگیره.. شاید اون شخص دیگر نتونه انسانیت و قلب های پاک و….باور کنه
حتما می دونید شکستن و در خود غرق شدن ……
و از همه بدتر شخصی که خودش دچار هزاران مشکلات هست و ناراحتی های زیادش باعث ناراحتی های عصبی در او شده..حال وقتی با شخصیت های متضاد برخورد می کنه
شاید تحمل کنه اما به طور حتم تا سال بعد جایش در تیمارستان خواهد بود
در کل باعث نشه یک شخص رو از زندگی سیر کرد///اعتقادات او را ویران کرد..
ببخشید طولانی حرف زدم
فقط و فقط منظور من از این حرف ها این هست که هیچ مشکلی وجود نداره که شما یا من بر خورد ها و شخصیت های متضادی از خودمان رو نشان بدیم
اما باید مراقب باشیم تا خدای ناکرده با یکی از گزینه ای های بالای و شاید هم یکی دو دوسته دیگر که باید اضافه بشنند
اینگونه رفتار کنیم
من به شخصه اگر روزی بفهمم ب ا اینگونه انسانی اینگونه برخورد کردم….هیچ وقت خودم رو نخواهم بخشید….
البته دیدم شخصی رو که به دیگران می خندید…که چرا خانه او سیب نداشت
این قسمت اخر شوخی بود..شکلکی نیست تا بزارم..پس می نویسم شکلک چشمک
شب و روزتون خوش
مهدی.گ
thats th point
if you got that power i will Guarantee your accomplishments.
سلام زهرا جان. چند وقتیه مشتری وبلاگت هستم که خیلی خوبه. نمی دونم اهل کتاب خوندن هستی یا نه. زمانی من هم دچار کلافگی از خود شده بودم. کتاب نیمه تاریک وجود نوشته دبی فورد به من کمک کرد که خودم رو با تمام تاریکی ها و خوبی هام بدون قید و شرط بپذیرم. پس توصیه دوستانه می کنم که بخونیش. کتا تحلیل رفتار متقابل هم یه جورایی مثل فیلم اتش بس است و شناختن کودک درون. پس اگه اون فیلم رو دیدی و دوست داری بیشتر بدونی سراغ این کتابها برو. راستش مترجم کتاب نیمه تاریک خانم فرناز فرود رو هم افتخار اشنایی داشتم. زنی فوق العاده که اتفاقا اون هم از همین کتاب تحولش رو شروع کرده. امیدوارم بخونیش و به من بگی چه نتیجه ای برات داشت. برات ارزومند بهترینها هستم. سال نو مبارک.
داشتم استایل شیت قالبهای ووردپرس رو نگاه می کردم دیدم اون کسی که ویرایشش کرده اینو نوشته برام جالب بود
چه دیر میروی زندگی هزاران سالهی من،
یقین فسردهات چه دیر به بار ایمان مینشیند،
و میوههای اکنونات چه زود خشک میشوند!
من که دلم گرفت. با خودم گفتم ای کاش بی گناه بودم و از این دنیا زودتر می رفتم.
یه چی دیگه هم پیدا کرده بودم این دیگه کار انگلیسی زبانهاست:
Daisy, Daisy, give me your answer do. I’m half crazy all for the love of you.It won’t be a stylish marriage, I can’t afford a carriage.
But you’ll look sweet upon the seat of a bicycle built for two.
امسال عید سر سفره هفت سین برای همه کسایی که میشناختم و حتی کسایی که خیلی کم از قبل میشناختم مثل زهرا خانوم آرزوی خوشبختی کردم. برای دو نفر تو زندگیم خیلی دعا میکنم. تا اونجا که با خدام خلوت کردم و از خدا خواستم مواظبشون باشه و حفظشون کنه و همیشه خوشبختشون کنه. بهترین دعا رو براشون همیشه میکنم و اونم اینه که بهشت نصیبشون بشه. اون دو نفر به من درس زندگی دادن. درس بزرگی. شاید خودشون بی خبر از همه چی باشن ولی بزرگترین معلمهای زندگیم همون دونفری بودن که منو تربیت کردن. هیچ جوری نمی تونم گذشتم رو جبران کنم مگر اینکه در حقشون دعای خیر کنم. یعنی تا عمر دارم و زنده هستم براشون دعا کنم. شاید دعاهای من حفظشون کنه.
روزها و شبهایی هست که اصلا آروم ندارم و یه چیزی مثل خوره میوفته به جونم که طاقتم رو سر میاره میزنم زیر گریه. گاهی وقتها گریمم نمیگیره فقط بغض. تقصیر خودم بوده که به خودم سخت گرفتم؟. ولی مقصر من نبودم که خدا آدمهایی رو که دوسشون داشتم مثل یه دوست نه بیشتر. چون بیشترش یه حماقته ولی فقط دوست رو ازم گرفت و پایانش چه تلخ و بی صدا.
خرابکاری از من بود ولی یه بچه بودم و نادان. میتونم دلیل بیارم چرا اشتباه کردم. ولی خودمو به خاطر گذشته سرزنش میکنم. یادمه زهرا خانوم تو یه پست قبل عیدی نوشته بود من آدمی نیستم که بخوام کاملا یکی رو از زندگیم حزفش کنم. یه روز بهم گفتن بزرگ بشی می فهمی چرا باید جدا شد. حالا زن و شوهر ها رو میبینم، این دختر پسرهایی که نامزدن رو میبینم. حتی دوستی های بین پسرها و یا بین دختر ها رو میبینم و معنی واژه اختیار برام زنده میشه. یه پدری به پسرش یه برگ کاغذ میده با یه عالمه مدادرنگی بهش میگه یه نقاشی بکشه. پسره یه منظره میکشه ولی خورشید منظره رو سیاه میکشه. پدر میزنه تو سر بچش خیلی عصبانی میشه میگه چرا خورشیدو سیاه کشیدی؟: پسره میگه مگه آدم اختیار نداره خوب من دلم می خواست. یاد گرفتیم اختیار یعنی چیزی که دلمون می خواد نه چیزی که ضرر و منفعتش معلوم باشه. همین که میگن گناه نکن ما اختیار رو وسط میکشیم. این اختیار که تو ماهاست بهمون یاد میده که به دیگران هرجوری که میخوایم نگاه کنیم و هرجوری دوست داریم در موردشون فکر کنیم و همیشه از واقعیت ها فرار میکنیم. من از دروغ زمانی استفاده کردم و حالا از دروغ متنفرم. هم سپاسگذارم هم ناراحت. ای کاش می تونستم خودمو لایق این بدونم که بخشیده بشم. با کارهای نادونسته ای که در گذشته مرتکب شدم و همش از رو احساساتم بود ازم دلگیر شدن. بدیش فقط به حال خودم بود چون میسوزم و صدام در نمیاد. مرسی که نظرمو خوندین. حداقل میدونم وبلاگ زهرا خانوم تعداد کسایی که حرفامو می خونن از انگشتهای دست بیشتره. مرسی
یه عذرخواهی بهتون بدهکارم نباید وبلاگم رو شبیه وبلاگتون میکردم. خوب دیگه شبیه نیست. قالبشو عوض کردم. آقای شیرازی امسال می خواد یه عالمه تغییر تو بلاگفا بده. البته کو تا به ووردپرس برسه ولی آقای شیرازی سعیشو میکنه. من هم کم کم قالبمو عوض میکنم. تازه این اینترنت اکسپلوره ۸ یه قابلیتهای جالبی داره که کم کم خودتون تو دنیای اینترنت میبینید. خیلی به سرعت باز شدن صفحات کمک میکنه. البته در آینده ای نه چندان دور. سایت یاهو رو نمی بینید اینترنت اکسپلوره رایگان گذاشته واسه خاطر اینه که می خواد بعد از آمار گیری شکل جدید قالبهاشو اراعه بده. کم کم خودتون از این تغییرات مطلع میشین چون در آینده به جای عکس از کدها تو قالبها استفاده میکنن. آخه هر پیکسل عکس مثلا یه نقطه سیاه مساویه با ۱۰ تا کد ۰۰۰۰۰۰#. که شرکت مایکروسافت داره برای فرمت های html هم قابلیتهای عکس مانند رو اضافه میکنه. اونقت افزارهای طراحی وب بخش فتوشاپ هم بهشون اضافه میشه. که واقعا صفحه های وب قشنگ میشن اونجوری. تا یه جایی پیش رفتن حالا باقیش که موفق بشن یا نه با خداست.
سلام
این سئوال منم هست . گاهی واقعا خودم رو نمیشناسم . نمی دونم این کیه تو وجود من که می خواد همه چیو خراب کنه !!!
زهرا خانوم تو از اینی که هستی راضی ای؟
مگه دیگران بهت میگن خودخواه؟
مگه دیگران بهت میگن تو اعتماد به نفس بالایی داری؟
تو فقط از یه چیزی ناراحتی که خودتم خوب میدونی.
به خودت مسلط باش امیدوار باش آینده همه چی درست میشه
تو امیدواری به آینده به خدا. توکلت به اونی که اون بالا هست باشه
تو امیدواری مگه نه تو امیدواری آره به خودت بگو من امیدوارم
درون تو مگه چیه؟ مگه غیر از چند تا احساس پوچی و ناراحتی و تنهایی و افسوس چیز دیگه می تونه
باشه. مگه جز رویا و خیال میتونه باشه. دختر به خودت ایمان داشته باش.
هممون افسوس می خوریم.
همه ما به نقطه هایی می رسیم که از غصه دق میکنیم.
تو الان یه دختر کوچولوی ۱۵ یا ۱۶ ساله نیستی بزرگ شدی میری سر کار. خیلی ها تحصیل نکردن
زندگیشون مثل تو نیست. فقط دخترها نیستن که حمایت می خوان همه آدمها حمایت می خوان.
بزرگتر بشی سنت که بیشتر شد میبینی گذشته و کارهایی که کردی بی فایده بوده. یا بد بوده یا
ارزش نداشته. غصه کارهایی که نکردی رو نخور.
عمر گران میگذر خواهی نخواهی سعی بر آنن کند نرود رو به تباهی
چرا خیال باید بکنیم خیالی که فراموش میشه؟ خیالی که فقط موی سر آدم رو سفید میکنه.
تو میتونی هر موقع خواستی دردودل کنی ولی دردودل یعنی درد دلتو به کسی بگی که بفهمه توروو.
وقتی میبینی کسایی که قبلا می فهمیدنت خودشون تو شرایطی هستن …. تو دیگه نمی تونی همه
چی رو بهشون بگی. خوب به خودت بگو. به خدات بگو. جلو خدا گریه کن. پیش خدا اعتراض کن. کی از
خدا بهتر. لااقل رازداره نمیره به همه بگه. اونقت دیگه لازم نیست تو خودت غصه هاتو خالی کنی.
خواهر من هم هم سنه توهه شاید یه سال بزرگتره. خودم به چشم میبینمش کاری نمی تونم بکنم
براش چون شب و روزش شده غصه. اینکه یه گوشه لم بده و غصه بخوره کار دیگه که نمیکنه. فوق
لیسانس مملکت براش ارزشهایی مهمه که وقتی دیگران اون ارزشها رو زیرپا میذارن حسابی
میشکنه. منم داد میزنم میگم زهرا تو خودت هستی. همه میبیننت ولی کی به کی کار داره.
لینکدونیتو دیدی چقدر لینکهات غم انگیزه. زهرا اقبال میدونی چیه؟ تو تنهایی فقط. کجاست دختر
اسب سواری که اسبهای دشت درونش را رام می کند؟ اشتباه نکن منظور بدی نداشتم. برای خودت
برداشت نکن خواهشن. فقط درد دلتو مستقیم گفتم تهنایی!!!. همین. داد بزن تو دلت بگو من تنهام.
شاید دلت نرم بشه و از این بی تفاوتی در بیاد.
آبجی شوما باهاس ازدماچ کنی ؟
باسمه تعالی
با سلام و تبریک سال نو و اینکه امسال سال خوبی برای شما باشه
من نمی دونم شما چقدر در زمینه عرفان مثبت مطالعه داشته اید و یا دارید به نظرم شما در مرحله ای از زندگی تون هستید که می خواهید مسایل رو بدون اینکه دیگران چه می گویند و یا اینکه در کتابها چه نوشته شده است حلاجی کنید و به قول حکما وقعیت ها را آنچنان که هستند ببینید و درک کنید و بر اساس آنها رفتار خود را تنظیم کنید و این نقطه شروع حرکت تمام دانشمندان و اثر گذاران جوامع بوده است و البته اگر ما آن را در سطح محدود مطالبه کنیم در همان سطح عمومی می مانیم و شاید در حیطه زندگی فردی برای ما مفید باشد و اگر کمی عمیق تر به مسائل نگاه کنیم وضعیت کمی فرق خواهد کرد ولی خوب نقطه شروع آن از خود فرد شروع می شود و همان مراحل شناخت و تربیت نفس است که اگر در مرحله فردی هم کسی موفق شود به نظر میرسد کار بسیار مهمی انجام داده است که فرد کمی از پیچیده گی های درون خود را بشناسد و برای هر میل و رفتار نفسانی راهکاری برای به تعادل رساندن آنها بیابد .
در اینجا من به شما توصیه می کنم به کتابهای همشهری خودتان علامه حسن زاده آملی و شرح های آن به قلم صمدی آملی ( معرفت نفس و سایر کتب ایشان که به خوبی به این مسئله پرداخته اند ) مراجعه کنید و نگاه از بیرون را کنار بگذارید و به درون موضوع بروید
باسمه تعالی
با سلام مجددد
در ادامه بحث قبلی باید ما در نظر داشته باشیم که همه به دنبال تعادل رسیدن هستند آن هم تعادل پایدار ، پس وقتی ما عصیان می کنیم درحقیقت به دنبال اعلام یک واقعیت هستیم که از اعتدال خارج شده و یا کسی از اعتدال خارج شده است و در این میدان کسی برنده است که با هنر مندی از موضع فردی به مسئله نگاه می کند که همه جوانب را شناخته و دیده است عواقب رفتار را در امروز و آینده می بیند و ازاین دیدگاه عواملی که به رفتار متعادل کمک میکند را به خوبی می شناسد و در این زمینه تجربه بدست می آورد و یا آن را تمرین می کند و کم کم از رفتار مناسب و نتیجه آن لذت میبرد و از کوره در رفتن ، جوش آوردن ، عصبانی شدن ، بی حساب و کتاب عمل کردن و حرف زدن نتیجه عدم تعادل در معرفت و عمل زیبا است. پس زهرا خانم راهی به جز توانمند سازی نیست توامندی در حوزه دانش ، بینش ، مهارت در کل مادی و معنوی همراه با واقع بینی راه برون رفت از این رویه شماست
Salam,
dar morede in matlabi ke neveshti man ye nazar daram, chera osoolan mikhai ke oon bakhshe sarkeshe vojood ro mahar koni. fekr mikoni mahar rahe haleshe. shayad agar yezare bahash rah byai aroom begire.
ye nokte dige ham begam va beram, bebin ma fekr mikonim ke hala ke dars khundim va mohem shodim va ina hatman bayad ye kari konim ke donya ro tekoon bede. masale injast ke falsafe zendegi aslan tekoon dadane donya nist ke vaghti bozorg (pir) mishi va mibini oontor nashode narahat va ghamgin beshi. be har hal man motaghedam ke adam agar yekhorde be zendegi bozorgtarha negah kone mifahme ke zendegi aslan baraye ine ke yek adame mamoli bashi bi hich entezare ziadi az khodet. agar forsat dast dad va kari kardi ke fabeha vagarna chizi az dast nadadi. kholase yekam mehraboontar bash ba khodet
اول سلام، دوم سال نو مبارک، سوم از شما دعوت می کنیم در مسابقه وبلاگ نویسی دانشجویان سراسر کشور شرکت کنید، چهارم لوگوی مثلثی درسایت هست، لطف می کنید اگر آن را در وبلاگ خود بگذارید، پنجم به دیگران اطلاع دهید.
یا علی
بدبخت ضعیفه
متاسفم که هم وطن شماها هستم
وبت خیلی زرده
سلام
به نظر من این یه نفر دیگه نیست .. این خود شمائید. باید ببینی واقعا خودت چته و واقعا چی می خواهی و دنبال اون بری تا اینجوری به قول خودت سرکشی نکنی .
همیشه این خود ما هستیم که به دلیل اینکه به اون چیزی که واقعا درسته و احتیاج داریم عمل نمی کنیم و دچار سردرگمی و گاها سرکشی میشیم. باید دید واقعا به چی احتیاج داری.
حق یارتان
پرتقال کوکی
وبلاگ «غزل پست مدرن» پس از ۶ ماه خاموشی به روز شد
با:
۱- دو شعر جدید منتشر نشده
برای خرس پاندا
برای حلاج و فروغ و اخوان و مسعودخان کیمیایی
۲- رقصنده با تاریکی
دردواره ای ناتمام با احترام به «پیام یزدانجو»ی عزیز
۳- پیام های بازرگانی
معرفی ۴۴ شاعر خوب و لینک تعدادی از شعرها، داستان ها و مقالاتشان
۴- چه جوری؟ اینجوری! اینجوری!!
بررسی شتابزده موسیقی رپ و موسیقی های رایج تلفیقی فارسی
با احترام به «آرش سبحانی» و معرفی از او
۵- سلاخی زار می گریست
نگاهی دیگرگونه به «احمد شاملو» از نگاه «ابراهیم گلستان»
۶- کتابخانه ی بابل
معرفی و بررسی کتاب های ارسالی
۷- شمس و عین القضات، من بودم!
از زبان شمس بزرگ
۸- مهدی موسوی بدبختی ست
لینک چندین شعر و مصاحبه و کتاب از خودم
۹- اعتماد به نفس در حد «استاد حسن شماعی زاده!»
بررسی دو پرونده جنجالی
۱۰- جنگ دنیاها
معرفی چندین شاعر و کتاب الکترونیکی جدید
۱۱- عروض در شونصد روز
بحث هایی همیشگی در مورد تکرار در غزل پست مدرن
۱۲- در انتظار گودو
خبر چاپ جدیدترین شماره مجله همین فردا بود
منتظریم…
زهراخانوم تو چراسعی نمی کنی خودت باشی؟توخودت نیستی وحرفایی که می زنی ازدلت بر نمیخیزه من اکثرنوشته هات روکه درباره ی ارایش وزن ها بود خوندم ولی فهمیدم که تومیخای همش ازخودت واندامت تعریف کنی توبه اون زن ها ودختر های خوش قیافه حسودیت میشه توچون ازادنیستی داری اون زن ها ودخترهارومسخره میکنی تو داری حسادتو واقعا تونوشته هات نسبت به دخترها وزن های خوش قیافه نشون میدی البته بخشید ان قدررک حرف میزنماامیدوارم ازدست من ناراحت نشی تودلت میخادازاد باشی ولی نمی تونی راستی یه مطلبم بگم شایداینجاجاش نباشه ولی میگم
تعطیلات به من خیلی خوش گذشت رفتیم مسافرت راستش یه خورده هم تپل شدم البته همه میگن تپل که شدم خوشگل ترشدمراستی چرابعضی ازدخترافکرمیکنند پسرادخترای لاغررودوست دارند؟کاملا اشتباه فکرمیکننداکثرپسرادخترانی باهیکل متوسط رودوست دارندخودمن زمانی لاغروسبزه بودم ولی حالا یکم تپل ترشدم همه بهم میگن خوشگلترشدم وافرادبیشتری هم جذبم میشن وحتی دوست پسرم بهم گفت همین هیکلی بمونی خوبه من دخترای این هیکلی رودوست دارم لاغرونی قلیون یابیش ازحدچاق رودوست ندارم من الان هیکلم متوسطه وازش راضیم البته این مطلب جاش اینجانبود ولی میخاستم بگم تادختراخودشونواستخونی وزشت وچروکیده مثل پیرزن هانکنندراستی بچه هاااااااوزهرااااااااااااااااچه طوری میشه کارت تلفن رو باهاش یه کاری کردکه اعتبارش اصلا تموم نشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟خواهش میکنم بهم بگیدددددددددددددددد
یکی هم بیاد من رو رام کنه !
ندا(شاه ماهی) Reply:
فروردین ۱۸م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۴۶ ق.ظ
من رامت می کنم داریوش خان
من اتفاقی داشتم مطالب ۳ سال قبل شما رو دیدم
به نظرم وبلاگ د رنوع خود جالب توجه و پمخاطب با نثر محاوره ای خاص خودتا را دارید
کلی از آن لذت بردم
مطلب در مورد ناصر احمد پور و علی دایی که بیچاره هی بهش هر روز گیر میداد
تا این که دستگیر شد
موفق باشید
آهان یادم رفت بالاخره الان شغل شریف شما چی هستت
فارغ التحصیل شدید
شاغل شدید بحمداللله
30-min Reply:
فروردین ۱۷م, ۱۳۸۸ at ۷:۵۸ ق.ظ
وقتی بقیه خونواده دونه دونه برن و تو بمونی خیلی سخته
30-min Reply:
فروردین ۱۷م, ۱۳۸۸ at ۷:۵۹ ق.ظ
ولی تو هم یه روزی……