اگر جسمی در فضا رها شود؟!

* خداییش حال و روز من شبیه دخترهای ۱۴ ساله ای هست که شکست عشقی خوردن! فقط مشکل اینجاست که نه من ۱۴ سالمه و نه همچین مسئله ای واسم پیش اومده! کلا خودمم نمیفهمم چرا اول سالی اینقدر عجیب غریب شدم؟ و چرا اینقدر این روزها نیازم به جلب توجه و محبت و خودلوس کنی بسیار فراوان شده! چیزی که فکر کنم اصلا به من نمیاد. یعنی من همون ژشت آدم بی مشکل پرفکت رو بهتر بلدم بازی کنم تا یک دختر غمگین و بی انگیزه! بس که تو خودم میریزم و هروقت هم میخوام برون ریزی کنم، به قدری مبهم رفتار میکنم که نمیشه چیزی از توش در آورد !:)
خلاصه اینکه من باید یه وقتی بذارم و با ایشون یه کم حرف بزنم و سنگامو باهاش وا کنم، ببینم دقیقا چه شونه که جدیدا اینقدر واسم ناز می کنن و ادا و اصول میان و کلا محلم هم نمیذارن! :دی

* انصافا، اگه چای نبود، اختراع نشده بود و یا اینکه به ایران نیومده بود، من چیکار میکردم؟ یعنی به چه چیزی معتاد می شدم؟! :دی

* یادتون میاد اون موقع هایی که بچه بودیم چقدر تصورمون نسبت به اتفاقات و حوادث دوروبرمون بامزه بود؟ برای مثال یادمه که هر وقت رعد و برق میشد و آسمون صدا میکرد، فکر میکردم خدا داره با یه چیزی مثل قندشکن آسمان رو میکوبه !:)
اگه بشینیم فکر کنیم، هرکدوم از ما کلی از این تصورات بچه گانه داشتیم که بنویسیمشون، داستانهای خیلی بامزه ای از توش در میاد.

* نه واقعا یکی از سوالاتی که از اون موقع تا الان تو ذهنم بوده اینه که وقتی چیزی در فضا رها میشه چه اتفاقی براش می افته؟! برای مثال فرض کنید یک جسم به اندازه کافی سنگین از دست یک فضانوردی که داره یک فضاپیما رو تعمیر میکنه، رها بشه، چی میشه؟! بالاخره به زمین میرسه یا نه؟ تا حالا همچین اتفاقی افتاده؟ مطمئنا این جواب به فاصله اون جسم از خورشید هم بستگی داره. اگه نزدیک باشه که ذوب میشه، ولی خوب حالا فرض کنیم نزدیک خورشید نیست و یا اینکه جسم ذوب شدنی ای نیست (اینم نمیدونم که همچین جسمی وجود داره یا نه؟). به علت عدم یا کمبود جاذبه این جسم تا ابد معلق میمونه یا بالاخره جذب چیزی در فضا میشه و یا اینکه به زمین میرسه؟!

* حالا بدون شک من خل شدم که بین اینهمه کاری که دارم نشستم همچین سوالاتی میپرسم نه؟! تصور کنین باید دقیقا یه چیزی حدود ۱۰ روز کاری دیگه گزارش نهایی این پروژه ای رو بدم که عین چی توش موندم! :دی
اینم فقط برای این نوشتم که خودم و وبلاگم یه کم از این حال و هوا در بیایم. چون تنها چیزی که میتونه تو این زمان فشرده به من کمک کنه، بهره گیری از تمام قوا و استعدادهای نداشته ام هست!

۳۹ نظر

  1. فرزاد ۱۳۸۸-۰۱-۲۲، ۲:۴۰ ب.ظ

    والا در مورد بقیه اش نمیدونم ولی این قضیه جسمی که تو فضا از دست فضا نورد ول بشه، قاعدتا اگه جسم از دست فضانوردی رها شده باشه که در مدار زمین باشه، ینی مثلا ماهواره یا شاتلش تو مدار زمین قرارداشته باشه، اون جسم همون مدار رو طی می کنه و عملا اونم تو مدار زمین قرار میگیره و سقوط نمی کنه. ولی اگه با سرعت پرتابش کنه فقط شکل مدارش رو تغییر میده چون سرعت جدید جسم برآیند سرعت مداری قبلی و سرعت جدیدی میشه که فضانورد بهش داده. حالا این مدار جدید ممکنه بازتر باشه یا بسته تر یا حتی به سقوط منجر بشه. اگه سقوط کنه خوب تو جو میاد و میسوزه مگر اینکه خیلی خیلی سبک باشه طوری که مقاومت هوا نذاره سرعت حدی سقوطش زیاد بشه که در این صورت به زمین می رسه و بوم می ترکه. معمولا فضانوردهایی که راهپیمایی فضایی می کنن تو مدار زمین هستن و این پیش فرض در موردشون حکم می کنه. فرض دیگه اینه که فضانورد تو مدار زمین نباشه که در این صورت معمولا تو مدار خورشیدی هست و جسم ممکنه سر از خورشید در بیاره!!!!! اگه تو هیچکدوم از این مدارها نباشه فضانوردمون باید زودتر یه فکری به حال خودش بکنه چون احتمال سقوط خودش به زمین یا خورشید هست

    جواب به این نظر

    فرزاد Reply:

    حالا اگه جسم واقعا تو فضا سرگردون باشه به احتمال ۹۹% آخرش به خورشید برخورد می کنه چ.ن قویترین گرانش تو منظومه شمسی رو داره و سرعت گریز ازش خیلی زیاده

    جواب به این نظر

    زهرا Reply:

    فرزاد خیلی جالبه
    یعنی در نهایت خورشید همه چیز رو به طرف خودش می کشه؟ درست متوجه شدم؟
    با این تفاسیر همه اشیایی که به فضا فرستاده میشن باید بعد از مدتی جذب خورشید بشن

    جواب به این نظر

    فرزاد Reply:

    خوب تو فضای منظومه شمسی هیچی نمیتونه واقعا سرگردون بمونه، یا باید تو مدار یه سیاره یا جسم دیگه باشه یا تو مدار خورشید یا سرعت گریز از خورشید رو به دست بیاره تا بتونه از منظومه شمسی فرار کنه والا یا میفته رو خورشید یا با احتمال کمتر یکی از سیارات، ولی تقریبا همه اجسامی که به فضا می فرستیم رو در مدار زمین قرار می دیم. ( ماهواره ها) سفینه های خاصی هم هستن که برای بررسی اجرام دیگه منظومه شمسی فرستاده میشن، مثا پایونیر ها، وایکینگ ها، ووییجر ها و … که اینا رو با یه سرعت گریز مناسب از جاذبه زمین فراری میدن تا تو یه مسیری قرار بگیرن که بخشی از یه مداره دور خورشیدیه و در واقع مثل خلاص روندن ماشین میمونه چون عملا اگه سفینه بخواد با سوخت خودش چرخ بزنه کلی باید سوخت مصرف کنه. پس اونو تو مدار خورشیدی قرار می دن تا خلاص بره و وقتی نزدیک جسم مقصد مثلا مریخ رسید معمولا موتورهاش روشن میشه و سرعتشو میگیره تا در مدار اون جسم قرار بگیره. ولی شاهکار استفاده از مکانیک نجومی پروژه های ووییجر بودن که دو تا سفینه رو با استفاده از جاذبه یه سیاره به مدار سیاره بعدی میفرستادن و اینجوری مشتری و زحل و اورانوس و نپتون رو از نزدیک دیدن و بعدشم نپتون چنان سرعتی به سفینه داد که سرعت گریز از منظومه شمسی رو پیدا کردن و از جاذبه خورشید تونستن رها بشن.

    جواب به این نظر

    زهرا Reply:

    از کجا میگین اگه وارد جو بشه میسوزه؟! :دی منظورم اینه که دلیل علمی براش هست؟! اگه اینطوره که همه ماهواره ها و اینها باید تا حالا میسوختن! یا میسوزن من خبر ندارم؟!

    جواب به این نظر

    فرزاد Reply:

    خوب جسمی که وارد جو بشه به دلیل سرعت زیادی که تو سقوط آزاد پیدا می کنه و اصطکاک شدید با مولکولهای هوا به شدت داغ میشه و طبیعیع که بسوزه مثل شهاب سنگ ها. بعدشم هر جسمی که سقوط می کنه به دلیل مقاومت هوا سرعت سقوطش به یه حدی محدود میشه. حالا اگه مثلا یه پر سقوط کنه این سرعت حدی خیلی کمه و جسم داغ نمیشه ولی وقتی چیز دیگه ای سقوط کنه که سرعت حدیش بیشتر باشه خوب قضیه اصطکاک پیش میاد و اینقدر داغ میشه که مسیوزه. شاتل کلمبیا به دلیل کنده شدن یکی از عایق های حرارتی در موقع برگشت منفجر شد و همه اشون کشته شدن http://en.wikipedia.org/wiki/Space_shuttle

    جواب به این نظر

    فرزاد Reply:

    http://en.wikipedia.org/wiki/Space_Shuttle_Columbia_disaster در مورد انفجار کلمبیا

    جواب به این نظر

    حامد «آسمان نقره ای» Reply:

    البته این رو هم من اضافه کنم که نظریات فراوانی هستن که میگن خورشید طی چند هزارسال آینده تمام منظومه شمسی رو به طرف خودش جذب میکنه. البته احتمالا همه شما اینو میدونید
    گفته میشه قدرت جاذبه مرکز خورشید به حدی خواهد شد که تمام چیزایی رو گه جذب کرده در هسته خودش جمع میکنه و تبدیل به به اصطلاح یه کوتوله سفید میشه و چگالی این جسم کوچیک به اندازه وزن تمام سیارات منظمه شمسی هست.

    جواب به این نظر

  2. مسافر ۱۳۸۸-۰۱-۲۲، ۲:۵۱ ب.ظ

    سلام.

    از دیدگاه فلسفی بالاخره چیزی پیدا میکنه که دورش بگرده، نمیشه تنهای تنها بمونه.

    جواب به این نظر

  3. ازوپ ۱۳۸۸-۰۱-۲۲، ۲:۵۷ ب.ظ

    چرا چای وقتی الکل هست و گرمای آنچنانی آن و حس کردن ثانیه به ثانیه آن که کجا می رود و کجای معده ات هست الان دقیقا . این بیشتر از چای مقبول است و قابل تکریم ، اگر که باشد.

    جواب به این نظر

  4. فرزاد ۱۳۸۸-۰۱-۲۲، ۳:۴۶ ب.ظ

    آها راستی در مورد ماهواره ها، اونا رو تو مداری قرار میدن که کلا خارج از جو زمین باشه واسه همینه که نمیسوزن ولی اگه بخوان ماهواره ای رو از بین ببرن معمولا مدارشو طوری پایین میارن که بیاد تو جو زمین تا بسوزه مثلا ایستگاه فضایی میر رو اینجوری از بین بردن

    جواب به این نظر

  5. پدرام ۱۳۸۸-۰۱-۲۲، ۳:۵۲ ب.ظ

    بچه که بودم موقعی که بارون میومد فک میکردم خدا داره بیش میکنه و وقتی برف میومد فک میکردم خدا دار بوف میکنه و همیشه واسم سئوال بود چرا سفیده .
    چیه ؟ حالتون بد شد ؟ فقط اینجا بالا نیارین لطفا . بذارین به حساب اینکه ذهن من از بچگی زرد بوده .
    ببخشید وسط بحث علمی …

    جواب به این نظر

    default Reply:

    پدرام جان
    یه زمانی نمیومدی به وبلاگ من؟
    یا اینکه با یه پدرام دیگه جابجا گرفتمت؟
    اگه همون پدرام هستی چرا دیگه پیشم نمی آی؟

    جواب به این نظر

  6. blue7 ۱۳۸۸-۰۱-۲۲، ۴:۴۰ ب.ظ

    یه سوال دارم. چرا انقدر خودتو بغل می کنی؟

    جواب به این نظر

  7. ebi888899 ۱۳۸۸-۰۱-۲۲، ۵:۰۲ ب.ظ

    سلام زهرا خانم
    اتفاقا نه تنها جسارتا خل نشدین
    بلکه این یکی از بهترین نوشته هاتونه
    فقط باید یه حس خاص داشت تا اون رو درک کرد
    کاش اکثر نوشته هاتون همچین حسی داشتن

    جواب به این نظر

  8. ابراهیم ۱۳۸۸-۰۱-۲۲، ۵:۰۳ ب.ظ

    واقعا جالب بود…
    آخه من چند وقتی بود به یان فکر می کردم که اگه یه فضانورد تو فضا رها بشه چه اتفاقی براش می افته… کجا میره… بعد از چند ساعت دار فانی را وداع میگه…

    راستی یه کم به لحظاتی که اون فضانورد بیچاره داره تو فضا دست و پا می زنه فکر کنید… به نظر شما تو اون لحظات اون فضانورد به چه چیزهایی ممکنه فکر کنه؟

    خیلی جالبه!!!

    جواب به این نظر

  9. ebi888899 ۱۳۸۸-۰۱-۲۲، ۵:۰۵ ب.ظ

    مخصوصا بخش اولش

    جواب به این نظر

  10. احسان ۱۳۸۸-۰۱-۲۲، ۵:۳۸ ب.ظ

    chad vaght pish ye jabe abzar az daste ye fazanavard raha shod un enghadar hamun ja mimune ta yeki ye zarbe ee behesh bezane chon dar un madar ba fasele ee ke az zamin dare ba sorate sabeti dore zamin ta abad micharkhe

    جواب به این نظر

  11. مادرانه ۱۳۸۸-۰۱-۲۲، ۱۱:۱۹ ب.ظ

    صفحه نظرات این پست خیلی جالب بودند.چیزایی گفته شد که من یکی لااقل به این واضحی نمی دونستم.ممنونم زهرا جان…

    جواب به این نظر

  12. default ۱۳۸۸-۰۱-۲۳، ۱۲:۴۹ ق.ظ

    خاطرات بچگی همه دارن
    اما واسه چای
    بذار یه دوبیتی واست بنویسم که هیچوقت یادت نره
    (من می دهم گواهی
    در محضر الهی
    ماهی به آب زنده ست
    انسان به قند و چایی)
    خوشت اومد؟
    اما در مورد اون جسم
    ان جسم بستگی به سرعت، جهت، زاوی و یک سری پارامترای دیگه، بر اساس قانون اینرسى به حرکت ساده و بدون شتاب خودش ادامه می ده و اگه به جایی نخوره تا ته دنیا میره
    حالا اگه به یه چیزی هم قد و قواره ی خودش بخوره
    بستگی داره برخورد الاستیک یا غیر الاستیک باشه که اتفاقای مختلفی رخ می ده
    اما اگه به نزدیکی یه جرم بزرگ برسه و شتابش کمتر از شتاب فرار باشه، روی اون جرم سقوط میکنه
    مثل شهاب سنگها
    خیلی خلاصه گفتم

    جواب به این نظر

  13. حامد «آسمان نقره ای» ۱۳۸۸-۰۱-۲۳، ۱۲:۴۹ ق.ظ

    واقعا تصورت در مورد رعد و برق اینطوری بوده؟
    یادمه سه سالم که بود تیربرق درخونمون رو بهش میگفتم خدا!
    میرفتم کنارش وایمیستادم و اون بالا رو نیگا میکردم تو خیال خودم اون زیادی بلند بود! میگفتم چیزی که انقد بزرگه خداست. خوب بچه بودم گناه که نداره اونموقع اینطوری بودم
    یادمه خواهرم که به دنیا اومد خدای من هم عوض شد! اون موقع ۴ سالم بود و خواهرم خدای جدید من بود. منم بچگی اینطور تصوراتی داشتم

    جواب به این نظر

  14. hamid ۱۳۸۸-۰۱-۲۳، ۳:۱۳ ق.ظ

    نمی دونم چیزی درباره ی زباله های فضایی نمی دونم یه همچین چیزی شنیدن؟! شنیدم چند صد تا از قطعه همینطوری سرگردان هستند و قرار هست اینها جمع آوری بشه یه وقت نخوره به جایی :) الله اکبر
    همین آهان گفتی چایی؟! کوکولی میکشی؟! گرمی فقط ۱۵۰ هزار تومنه کوکایین یک بار امتحان کن, با هم به پارت بشینیم ۲۵۰ تومن خرج داره ولی حالی بهت دستمیده, امین حیایی یا نیکی کریمی فکر میکینی چجوری جوان موندن؟!بی خیال شوخی کردم, ما همون چاییمون رو بخوریم همت کردیم,

    جواب به این نظر

  15. اسدی ۱۳۸۸-۰۱-۲۳، ۶:۳۰ ق.ظ

    توجه بهتر از بی اعتناییه

    جواب به این نظر

    اسدی Reply:

    میدونستی؟

    جواب به این نظر

    اسدی Reply:

    آره میدونستم

    جواب به این نظر

    حامد «آسمان نقره ای» Reply:

    خود گویی و خود خندی
    عجب مرد هنر مندی!

    جواب به این نظر

    اسدی Reply:

    مرسی

    جواب به این نظر

  16. بهنام ۱۳۸۸-۰۱-۲۳، ۱۰:۱۶ ق.ظ

    سلام زهرا

    بله این اتفاق افتاده.

    لینک خبرش مثلا اینجا هست:

    http://www.sciam.com/blog/60-second-science/post.cfm?id=new-space-litter-astronaut-loses-to-2008-11-19

    یا در گوگل بگردید دنبال: looses tool in space / looses toolbox in space

    فیلمش هم موجود است اگر سرچش کنید (احتمالا در یوتیوب هست) گرچه خیلی قابل توجه نیست.

    موفق باشید

    بهنام

    جواب به این نظر

  17. لیلی ۱۳۸۸-۰۱-۲۳، ۱۱:۰۷ ق.ظ

    به نظرم باید بنشینی تکلیفت رو با خودت و دنیا مشخص کنی.
    این که هر روز با افکار کسل کننده از خواب بیدار شی اوضاعت رو بهتر نمیکنه.

    بهتره باخودت خلوت کنی و هدفت رو هم از جهت کاری و زندگی و… مشخص کنی

    جواب به این نظر

  18. مسعود ۱۳۸۸-۰۱-۲۳، ۱:۱۰ ب.ظ

    با سلام – چند روز پیش شبکه ۴ یه برنامه داشت ، راجع به افسردگی فصلی ، جسارتا شاید شما هم دچار همین موضوع شدی!

    جواب به این نظر

  19. عباس ۱۳۸۸-۰۱-۲۳، ۱:۱۱ ب.ظ

    سلام

    احوال شما

    جواب به این نظر

  20. default ۱۳۸۸-۰۱-۲۳، ۱:۱۵ ب.ظ

    لا اقل یه کلمه جواب می دادی که نظرمو خوندی
    اونقدر دقیق جواب سوالتو دادم
    همیشه اینقدر بی اعتنایی به دیگران؟

    جواب به این نظر

  21. حسین شکر بیگی ۱۳۸۸-۰۱-۲۳، ۳:۰۵ ب.ظ

  22. ساتیار ۱۳۸۸-۰۱-۲۳، ۴:۳۵ ب.ظ

    روشهای گندی واسه بالا بردن ویزیتور داری. مثل اینکه وسط هر مطلب الکی هی به خودت لینک میدی. اونم به نحو مرموزی که همه کلیک کنن!

    جواب به این نظر

  23. zeitgeist ۱۳۸۸-۰۱-۲۳، ۹:۴۷ ب.ظ

    در وبلاگستان فارسی‌ هیچ مطلبی از فیلم زیتگاست ندیدم
    zeitgeist
    http://www.zeitgeistmovie.com

    جواب به این نظر

  24. خودم ۱۳۸۸-۰۱-۲۳، ۱۰:۵۰ ب.ظ

    به نظر من باید شوهر کنی. خوب میدونی بهاره دیگه : دی.

    جواب به این نظر

    اسدی Reply:

    شوهر کو ؟ خواهر من اسمش مریمه یه سال از تو بزرگتره بدون چی میکشه وقتی داداش کوچیکترش ازدواج کرده یا فلان دوست هاش رفتن سرخونه زندگیه

    جواب به این نظر

  25. زیبا از تورونتو ۱۳۸۸-۰۱-۲۴، ۸:۲۳ ق.ظ

    زهرا جون سلام

    یک سر بیا کانادا اینجا انقدر همیشه سر کاری که فرصت این فکر ها رو پیدا نمیکنی. اگر هم فرصتی بش باید به حساب کتاب مالیاتیت بپردازی!!!

    جواب به این نظر

  26. sinsinati ۱۳۸۸-۰۱-۲۴، ۱:۱۱ ب.ظ

    شاید به خاطر عروسی اخیر باشه! به هر حال ادما دل دارن

    جواب به این نظر

نظر شما