رقصم گرفته بود …

رقصم گرفته بود
مثل درختکی در باد
آنجا کسی نبود
غیر از من و خیال تنهایی…

رقصم گرفته بود
ویرانه سر، دیوانه وار
تنها… تنها….
رقصیدم.

* شاعر: زنده یاد “ابراهیم منصفی”. میتونین این آهنگ رو با صدای سهیل نفیسی بشنوید.

۹ نظر

  1. اسدی ۱۳۸۸-۰۱-۲۸، ۹:۲۰ ب.ظ

    قشنگ بود

    اسدی Reply:

    میشه همین الان به وبلاگم سر بزنی

  2. پدرام ۱۳۸۸-۰۱-۲۸، ۱۰:۲۸ ب.ظ

    آینه را می شکند
    تا مبادا از او دیدار شود
    می خندد
    تا مبادا چروک غصه هایش پدیدار شود
    نگاههایش را کتمان می کند
    تا مبادا…
    مبادا…
    به درد دلتنگی دچار شود
    « فری ناز آرین فر »

  3. حامد «آسمان نقره ای» ۱۳۸۸-۰۱-۲۹، ۷:۰۴ ق.ظ

    این جواب به کامنت پست قبل نفهمیدم لحنش چطور بود!
    من اصلا عنوان پست رو نخونده بودم

    زهرا Reply:

    لحنش خود مواخذه گری بود
    مرسی !:)

  4. ملجه ۱۳۸۸-۰۱-۲۹، ۵:۰۶ ب.ظ

    قشنگ بود… هم شعرش و هم عکسش

    واسه چند لحظه کوتاه هم که شده احساس آزادی به آدم دست میده :پی

  5. saeed ۱۳۸۸-۰۲-۳۱، ۱۰:۱۶ ب.ظ

    متن کامل شعر را برای من ارسال کنید لطفا

  6. ناشناس ۱۳۸۸-۰۴-۸، ۱:۴۱ ق.ظ

    ghashang budo soheil nafisi ba ruhi az musigh kei daresh damid ghashang tar ham shod.

  7. مهدی نعیم اصل ۱۳۸۸-۰۶-۴، ۶:۲۳ ب.ظ

    رامی معرف فرهنگ جنوب به تمام دنیا بود