<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: نسخه پیچ!</title>
	<atom:link href="http://zahra-hb.com/1388/01/care-for-others/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://zahra-hb.com/1388/01/care-for-others/</link>
	<description>دست نوشته ها و خاطرات یک دختر ایرانی</description>
	<lastBuildDate>Sun, 12 Feb 2012 06:38:16 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.1</generator>
	<item>
		<title>با: طه</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/01/care-for-others/comment-page-1/#comment-59393</link>
		<dc:creator>طه</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=2501#comment-59393</guid>
		<description>سلام من رشتی نیستم ولی باهاشون زیاد بودم 
از اینوره خزر تا اونور خزر به غیر از عده ای معدود 
مغرور و مدعی هستند به خاطر همین هم واسه همه
چی نسخه دارند در صورتی که در زندکی شخصی...
نکته بعدم که به خودم اول نصیحت میکنم بعد به شما
کمتر حرف زدن بیشتر شنیدن
عیب می جمله بگفتی هنرش نیز بگوی
دیروز وبلاکت را شناختم قابل استفاده هست</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام من رشتی نیستم ولی باهاشون زیاد بودم<br />
از اینوره خزر تا اونور خزر به غیر از عده ای معدود<br />
مغرور و مدعی هستند به خاطر همین هم واسه همه<br />
چی نسخه دارند در صورتی که در زندکی شخصی&#8230;<br />
نکته بعدم که به خودم اول نصیحت میکنم بعد به شما<br />
کمتر حرف زدن بیشتر شنیدن<br />
عیب می جمله بگفتی هنرش نیز بگوی<br />
دیروز وبلاکت را شناختم قابل استفاده هست</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: حدیث</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/01/care-for-others/comment-page-1/#comment-53026</link>
		<dc:creator>حدیث</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=2501#comment-53026</guid>
		<description>درسته که الان یه سال از این پستت گذشته ولی خوب این از مزایای وب جهان گستره : خانم مهندس از این کلمه های های کلاس استفاده کردم کم نیارم:دی )

شاید شما زود رو پای خودت وایستادی و حالا همه این انتظارو ازت دارن ولی منم که دختر لوس و نق نقو و بد عنق خونه بودم چون مدام خواهرم نازمو میکشید  هم همین اتفاق برام افتاده. و سختی بزرگ ترش اینه که هر روز بیشتر و بیشتر از خودم دور میشه تا جایی که جند وقت پیش سر یه موضوعی حتی این سوالو از خودم پرسیدم که من هنوز زنده ام و قلب دارم یا خیلی وقت پیش خودمو کشتم؟!!

قسمته گاهی اشتباهاتی پیش میاد :)</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>درسته که الان یه سال از این پستت گذشته ولی خوب این از مزایای وب جهان گستره : خانم مهندس از این کلمه های های کلاس استفاده کردم کم نیارم:دی )</p>
<p>شاید شما زود رو پای خودت وایستادی و حالا همه این انتظارو ازت دارن ولی منم که دختر لوس و نق نقو و بد عنق خونه بودم چون مدام خواهرم نازمو میکشید  هم همین اتفاق برام افتاده. و سختی بزرگ ترش اینه که هر روز بیشتر و بیشتر از خودم دور میشه تا جایی که جند وقت پیش سر یه موضوعی حتی این سوالو از خودم پرسیدم که من هنوز زنده ام و قلب دارم یا خیلی وقت پیش خودمو کشتم؟!!</p>
<p>قسمته گاهی اشتباهاتی پیش میاد :)</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: مریم</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/01/care-for-others/comment-page-1/#comment-38498</link>
		<dc:creator>مریم</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=2501#comment-38498</guid>
		<description>جانا سخن از زبان ما می گویی...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>جانا سخن از زبان ما می گویی&#8230;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: موسیو گلابی</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/01/care-for-others/comment-page-1/#comment-38360</link>
		<dc:creator>موسیو گلابی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=2501#comment-38360</guid>
		<description>هر چند اعتراف بود اما اعترافاتی بود که فکر می‎کنم خیلی‎ها در این موارد با تو مشابه باشن ...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>هر چند اعتراف بود اما اعترافاتی بود که فکر می‎کنم خیلی‎ها در این موارد با تو مشابه باشن &#8230;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: bh</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/01/care-for-others/comment-page-1/#comment-38335</link>
		<dc:creator>bh</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=2501#comment-38335</guid>
		<description>سلام خانم ه ب سال نو مبارک

می‌خواستم اگه ممکن بگید که شما تا چه حد خو را در اینجا سانسور می‌کنید؟ یعنی‌ چند درصد از حرف دلتون را میگید؟</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام خانم ه ب سال نو مبارک</p>
<p>می‌خواستم اگه ممکن بگید که شما تا چه حد خو را در اینجا سانسور می‌کنید؟ یعنی‌ چند درصد از حرف دلتون را میگید؟</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: sinsinati</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/01/care-for-others/comment-page-1/#comment-38315</link>
		<dc:creator>sinsinati</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=2501#comment-38315</guid>
		<description>ای قربون اون دهن که این حرفا رو که من نمی نونستم بریزم بیرونو داد زد .</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>ای قربون اون دهن که این حرفا رو که من نمی نونستم بریزم بیرونو داد زد .</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: مرتضی</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/01/care-for-others/comment-page-1/#comment-38297</link>
		<dc:creator>مرتضی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=2501#comment-38297</guid>
		<description>با سلام مجدد
اما جامعه پیچیده ما از یک طرف افراد پیچیده تر از آن در راهنمایی افرادی مثل شما در تنگنا واقع شده است یعنی کافی است شما حرفی را ئ مورد کسی بزنید و یا از خودتان بگویید این عمل در جامعه ما انعکاسات متعددی را باعث می شود و کم کم شما و امثال شما به سمت تنهایی پیش می روید و از همه می برید و به کسی اعتماد نمی کنید و راه برون رفت ازاین موضوع در جامعه ما رفتن به سراغ نهاد های تخصصی است و نیز رو آوردن به درون خانواده است یعنی اگر می توانید در یک نهاد تخصصی و یا نهاد های تخصصی عضو شوید و با این کار به دیگرا کمک کنید و از دیگران کمک بهخواهید  و یا ارتباطات درون خانواده گی را گسترش دهید که ازدواج هم یکی از آنها است در درون یک خانواده است که فرد جدا از قید و بند های اجتماعی معمول می تواند حرف دل خود را به راحتی به شریک زندگی خود بگوید و با او همدم و همراز شود و همین طور با ارتباطات درون خانواده گی است که فرد برای مشگلات خود و دیگران راهگار پیدا می کند شاید این خاله زنک بازی در خانواده ها جنبه بدی پیدا کرده و در تخلیه هیجانات زنها در ایران خیلی خوب عمل می کند و گاهی هم راه های خوبی برای عمل پیدا می شود البته قصد تایید و یا تقبیح رفتار اجتماعی زنان خانه دار را ندارم ولی ناخواسته این عمل تخلیه و دریافت مهارت را با خود دارد.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با سلام مجدد<br />
اما جامعه پیچیده ما از یک طرف افراد پیچیده تر از آن در راهنمایی افرادی مثل شما در تنگنا واقع شده است یعنی کافی است شما حرفی را ئ مورد کسی بزنید و یا از خودتان بگویید این عمل در جامعه ما انعکاسات متعددی را باعث می شود و کم کم شما و امثال شما به سمت تنهایی پیش می روید و از همه می برید و به کسی اعتماد نمی کنید و راه برون رفت ازاین موضوع در جامعه ما رفتن به سراغ نهاد های تخصصی است و نیز رو آوردن به درون خانواده است یعنی اگر می توانید در یک نهاد تخصصی و یا نهاد های تخصصی عضو شوید و با این کار به دیگرا کمک کنید و از دیگران کمک بهخواهید  و یا ارتباطات درون خانواده گی را گسترش دهید که ازدواج هم یکی از آنها است در درون یک خانواده است که فرد جدا از قید و بند های اجتماعی معمول می تواند حرف دل خود را به راحتی به شریک زندگی خود بگوید و با او همدم و همراز شود و همین طور با ارتباطات درون خانواده گی است که فرد برای مشگلات خود و دیگران راهگار پیدا می کند شاید این خاله زنک بازی در خانواده ها جنبه بدی پیدا کرده و در تخلیه هیجانات زنها در ایران خیلی خوب عمل می کند و گاهی هم راه های خوبی برای عمل پیدا می شود البته قصد تایید و یا تقبیح رفتار اجتماعی زنان خانه دار را ندارم ولی ناخواسته این عمل تخلیه و دریافت مهارت را با خود دارد.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: مرتضی</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/01/care-for-others/comment-page-1/#comment-38296</link>
		<dc:creator>مرتضی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=2501#comment-38296</guid>
		<description>باسمه تعالی 
با سلام و تبریک روزهای آغازین سال نو 
زهرا خانم شما این بحث رو که باز کردین نیاز به مباحث طولانی داره اینکه بعضی ها به دلیل اطلاعات زیاد مرجع تعدادی از مردم قرار می گیرند از نظر رفتار ، دانش و بینش مورد توجه عموم هستند و گاهی هم ورد تقلید قرار میگیرند بدون اینکه گاهی اوقات خودشان بدانند و در عین حال خود این افراد (نظیر شما ) به افراد دیگری به عنوان مرجع دانش ، بینش و مهارت توجه دارند و شاید بدون اینکه دقیقا بدانند و توجه کنند دارند از بعضی موارد اونها تقلید می کنند. و این مراوده ادامه دارد و با توجه به طبقه سنی و اجتماعی و فرهنگی خود و خانواده نوساناتی را دارد یعنی گاهی افراد از اعضای خانواده خود تقلید آگاهانه و یا نااگاهانه دارد و یا از دوستان و یا معلمان و آشنایان و این برداشت ها با هم در ارتباط هستند و با رشد سن و تجربه این روند تغییراتی را به دنبال دارد و در مرحله ای انسان نیاز به یک فرد یا افراد مورد اطمینان را احساس می کند که انتخاب شریک زندگی هم یکی از آنها است یعنی فرد احساس می کند که باید یک تکیه گاه مورد اعتمادی پیدا کند مخصوصا اگر در جامعه به او زیاد نارو زده باشند  و یا بی اعتمادی در جامعه زیاد باشد و در مورد زنان و مردان این وضعیت با شدت و ضعف مطرح است  یعنی وقتی شما از کسی تقلید می کنی دانسته یا ندانسته  و یا می خواهی مورد تقلید واقع شوی دانسته یا نادانسته دارید یک حسی را فعال می کنید که با اون تعادل می رسید و وقتی این حس فروکش کرد شما به دنبال یک حس دیگری هستید شاید در جهت عکس آن و یا قوی تر از آن و این طبیعی است و اگر ادامه یابد و این حس سیر نزولی پیدا کند و حالت منفی به خود بگیرد کمی نگران کننده است یعنی وقتی شما در حالت احساس نزولی هستید باید سراغ افرادی بروید که به شما احساس بهتر از قبل بدهد و تفاوت داشته باشد با قبلی یعنی اگر زیادی در تنهایی هستید به سراغ کسی بروید که شما را از تنهایی بیرون بیاورد و اگر غمگین هستید سراغ کسی بروید که شما را به سمت نشاط ببرد و همه اینها از تعادل درونی نشات می گیرد یعنی هر چه شما بیشتر خود را توانمند کنید بیشتر در هدایت احساسات خود سهیم هستید و در عین حال در پیدا کردن کسانی که در تغییر احساسات شما می توانند کمک کنند. روشن است که شما با صحبت با یک فرد با سواد تر از خود از نظر علم کامپیوتر بیشتر لذت می برید تا  از کسی که از کامپیوتر چیزی نمی داند و یا صحبت در زمینه شعر و موسیقی با کسی که اطلاعات زیادی دارد خیلی دلچسب تر از کسی است که اصلا از شعر و موسیقی سر در نمی آورد .</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>باسمه تعالی<br />
با سلام و تبریک روزهای آغازین سال نو<br />
زهرا خانم شما این بحث رو که باز کردین نیاز به مباحث طولانی داره اینکه بعضی ها به دلیل اطلاعات زیاد مرجع تعدادی از مردم قرار می گیرند از نظر رفتار ، دانش و بینش مورد توجه عموم هستند و گاهی هم ورد تقلید قرار میگیرند بدون اینکه گاهی اوقات خودشان بدانند و در عین حال خود این افراد (نظیر شما ) به افراد دیگری به عنوان مرجع دانش ، بینش و مهارت توجه دارند و شاید بدون اینکه دقیقا بدانند و توجه کنند دارند از بعضی موارد اونها تقلید می کنند. و این مراوده ادامه دارد و با توجه به طبقه سنی و اجتماعی و فرهنگی خود و خانواده نوساناتی را دارد یعنی گاهی افراد از اعضای خانواده خود تقلید آگاهانه و یا نااگاهانه دارد و یا از دوستان و یا معلمان و آشنایان و این برداشت ها با هم در ارتباط هستند و با رشد سن و تجربه این روند تغییراتی را به دنبال دارد و در مرحله ای انسان نیاز به یک فرد یا افراد مورد اطمینان را احساس می کند که انتخاب شریک زندگی هم یکی از آنها است یعنی فرد احساس می کند که باید یک تکیه گاه مورد اعتمادی پیدا کند مخصوصا اگر در جامعه به او زیاد نارو زده باشند  و یا بی اعتمادی در جامعه زیاد باشد و در مورد زنان و مردان این وضعیت با شدت و ضعف مطرح است  یعنی وقتی شما از کسی تقلید می کنی دانسته یا ندانسته  و یا می خواهی مورد تقلید واقع شوی دانسته یا نادانسته دارید یک حسی را فعال می کنید که با اون تعادل می رسید و وقتی این حس فروکش کرد شما به دنبال یک حس دیگری هستید شاید در جهت عکس آن و یا قوی تر از آن و این طبیعی است و اگر ادامه یابد و این حس سیر نزولی پیدا کند و حالت منفی به خود بگیرد کمی نگران کننده است یعنی وقتی شما در حالت احساس نزولی هستید باید سراغ افرادی بروید که به شما احساس بهتر از قبل بدهد و تفاوت داشته باشد با قبلی یعنی اگر زیادی در تنهایی هستید به سراغ کسی بروید که شما را از تنهایی بیرون بیاورد و اگر غمگین هستید سراغ کسی بروید که شما را به سمت نشاط ببرد و همه اینها از تعادل درونی نشات می گیرد یعنی هر چه شما بیشتر خود را توانمند کنید بیشتر در هدایت احساسات خود سهیم هستید و در عین حال در پیدا کردن کسانی که در تغییر احساسات شما می توانند کمک کنند. روشن است که شما با صحبت با یک فرد با سواد تر از خود از نظر علم کامپیوتر بیشتر لذت می برید تا  از کسی که از کامپیوتر چیزی نمی داند و یا صحبت در زمینه شعر و موسیقی با کسی که اطلاعات زیادی دارد خیلی دلچسب تر از کسی است که اصلا از شعر و موسیقی سر در نمی آورد .</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: علی</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/01/care-for-others/comment-page-1/#comment-38293</link>
		<dc:creator>علی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=2501#comment-38293</guid>
		<description>شاید برای اینه که احساس می کنی با گفتن بعضی حرفها روحت کوچیک میشه؟ یا اینکه خودت رو جلوی دیگران سبک کردی؟ یا شاید غرورت اجازه نمیده؟ به هر حال گاهی شکستن قوانین شخصی ضرر بزرگی به آدم نمیزنه. به شرط اینکه خیلی ریسک های بزرگ نکنی.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>شاید برای اینه که احساس می کنی با گفتن بعضی حرفها روحت کوچیک میشه؟ یا اینکه خودت رو جلوی دیگران سبک کردی؟ یا شاید غرورت اجازه نمیده؟ به هر حال گاهی شکستن قوانین شخصی ضرر بزرگی به آدم نمیزنه. به شرط اینکه خیلی ریسک های بزرگ نکنی.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: alfer</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/01/care-for-others/comment-page-1/#comment-38269</link>
		<dc:creator>alfer</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=2501#comment-38269</guid>
		<description>ما جزوه اونایی هستیم که بیرونش مردمو سوزونده , توش خودمونو.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>ما جزوه اونایی هستیم که بیرونش مردمو سوزونده , توش خودمونو.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>

