۱۳۸۸-۰۱-۲۴
خودت باش، نه اونی که میخوان باشی
اینکه خودِ خودت باشی، غالبا هزینه داره، اونم هزینه های منفی.
اصلا میدونین چیه؟ ما آدمها به چهره های نقاب دار و ماسک دار همدیگه عادت کردیم. غالبا این آدمی که لبخند میزنه و احساس درونی و واقعیش از ما پنهانه، برامون مطلوب تر از اون چهره بدون ماسک و احساس واقعیش هست.
خیلی از مواقع ما ترجیح میدیم که آدمها بهمون دروغ بگن. اصلا خودمون میخوایم خودشون نباشند.
بعد اینجاست که مشکل مورد نظر پیش میاد. یکی که این وسط میخواد خودش باشه، از احساس درونیش و اونچه که واقعا هست، برامون میگه، مغضوب ما میشه. بعد طوری رفتار می کنیم که آدمها رو مجبور به سانسور حرفهای واقعی شون می کنیم. بعد اینجاست که آدمها شروع می کنن به پنهان کاری و نمایش دادن چهره ای که مطلوب ماست نه اون حقیقیه. چون میدونن ما دوست داریم مورد توجه باشیم، ازمون تعریف بشه، حرفهای خوب خوب بشنویم، ما واقعا عادت نکردیم که ازمون انتقاد بشه، رفتارهای بدمون با صراحت بهمون گوشزد بشه. اصلا فکر میکنیم هرکس اینکارو میکنه، لابد خصومتی با ما داره، یا بهمون حسادت میکنه، تازه اگه نخوایم انتقام بگیریم، دست کمش اینه که اون آدم رو طرد و یا کمرنگ می کنیم.
بعله داشتم میگفتم که چه قبول کنیم، چه قبول نکنیم، هر کدوم از ما دیکتاتورهایی توی وجودمون داریم، منتها درجه اش فرق میکنه و یا نوع وقایعی که این دیکتاتور وجودمون بیدار میشه و نسبت بهشون واکنش نشون میده!
دارم فکر میکنم دنیا چطور میشد اگه هر کدوم از ما و دورو بریهامون خودِ خودمون بودیم و چه خوب بود که میدونستیم فلانی تمام واکنشش در همین حدی هست که نشون میده و واقعا پشتش حس دیگه ای وجود نداره. یا فلانی چیزهایی که گفته حقیقی بوده و …
اصلا سخته بخوایم بقیه خودشون باشن، چون ما هم خودمون نیستیم و ضمن اینکه پذیرش خود واقعی آدمها، خیلی از مواقع ترسناک و ناراحت کننده هم هست.


زهرا Reply:
فروردین ۲۴م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۰۳ ق.ظ
اینطوری من فکر کنم به خیلی از آدمها خیانت می کنیم !:)
اسدی Reply:
فروردین ۲۵م, ۱۳۸۸ at ۶:۴۹ ق.ظ
سه اراگراف آخرت عالی بود خیلی جالب بود مرسی