۱۳۸۷-۱۲-۶
و این جوانان بی حوصله بی انگیزه!
* الان که فکر میکنم یادم میاد منم یه روزی جوون بودم !:دی
* من عمیقا به این جمله اعتقاد دارم که جوانی واقعا به سن و سال نیست و به اون حسیه که تو دل آدم میگذره. اگه اون حس یه حس و حال پرشور و پر انرژی باشه میشه گفت طرف جوونه ولی اگه نباشه چه میدونم یه ۲۴ ساله رو هم میشه پیر قلمداد کرد!
* اصلا واقعا نمیدونم ما جوونهای امروزی چرا اینقدر خسته، بی حس و حال و بی انگیزه هستیم؟! نمیدونم از تنبلی یا سختی روزگار و فشار زندگی و ترافیک و …
دیشب مامانم زنگ زد ازم پرسید که واسه عید چی برای خودم خریدم؟ گفتم هیچی؟ وقتی دیدم خیلی تعجب کرد که چرا میخوام همه چیز رو بذارم واسه آخر سال که وحشتناک شلوغه و گرون، گفتم اصلا امسال حوصله خرید ندارم! نمیخوام چیزی بخرم.
مامانمم با تعجب مثل همیشه گفت: آخرش من نفهمیدم شما جوونا حوصله تون کجا رفته؟ چرا با خودتون اینطوری میکنین؟ من هم سن و سال تو بودم یکی میگفتم ۱۰۰ تا میخندیدم. قادر بودم چندین کار رو همزمان انجام بدم و خسته هم نمیشدم. شماها هیچکاری نمی کنین، همش هم خسته و بی حوصله اید. دیدم راست میگه خب…


مسافر Reply:
اسفند ۶م, ۱۳۸۷ at ۱۱:۴۱ ق.ظ
تصحیح میکنم: خانم (نوشته بودم خنم)
ناشناس Reply:
اسفند ۱۰م, ۱۳۸۷ at ۷:۴۳ ب.ظ
موافقم