<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: این دستورات رو از کجای دین میارید؟!</title>
	<atom:link href="http://zahra-hb.com/1387/12/how-you-extract-these-instructions-from-islam/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://zahra-hb.com/1387/12/how-you-extract-these-instructions-from-islam/</link>
	<description>دست نوشته ها و خاطرات یک دختر ایرانی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 22 May 2012 01:39:56 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.2</generator>
	<item>
		<title>با: علی</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1387/12/how-you-extract-these-instructions-from-islam/comment-page-1/#comment-55438</link>
		<dc:creator>علی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=2985#comment-55438</guid>
		<description>کاش به جای این همه حرف از استفتای مراجع استفاده می کردید!
رقص زن برای زن بدون وجود نامحرم در مجالس عروسی چه حکمی داره؟
تبریزی و خامنه ای
اگر باعث تحریک شهوت و باعث مفسده نشود اشکالی ندارد.

بهجت، سیستانی، فاضل، نوری، وحید
بنابر احتیاط واجب جایز نیست

صافی و مکارم
حرام

منبع: پرسشها و پاسخ های دانشجویی ج 22(احکام موسیقی) ص 82</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>کاش به جای این همه حرف از استفتای مراجع استفاده می کردید!<br />
رقص زن برای زن بدون وجود نامحرم در مجالس عروسی چه حکمی داره؟<br />
تبریزی و خامنه ای<br />
اگر باعث تحریک شهوت و باعث مفسده نشود اشکالی ندارد.</p>
<p>بهجت، سیستانی، فاضل، نوری، وحید<br />
بنابر احتیاط واجب جایز نیست</p>
<p>صافی و مکارم<br />
حرام</p>
<p>منبع: پرسشها و پاسخ های دانشجویی ج ۲۲(احکام موسیقی) ص ۸۲</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: فرزاد</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1387/12/how-you-extract-these-instructions-from-islam/comment-page-1/#comment-55160</link>
		<dc:creator>فرزاد</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=2985#comment-55160</guid>
		<description>من این داستان تو رو سر کلاس  اندیشه 1 به عنوان خرافه گرایی در دین خواهم گفت</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>من این داستان تو رو سر کلاس  اندیشه ۱ به عنوان خرافه گرایی در دین خواهم گفت</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: عابر پیاده</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1387/12/how-you-extract-these-instructions-from-islam/comment-page-1/#comment-55121</link>
		<dc:creator>عابر پیاده</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=2985#comment-55121</guid>
		<description>عذر می خواهم خودم را قاطی می کنم. داشتم رد می شدم فقط ولی صحبا ها توجهم را جلب کرد. پست زهراخانم بیشتر این تلقی را ایجاد می کند که ایشان دیدگاهشان مبتنی بر مخالفت با فقه و مراجع نیست، بلکه تصور کرده اند که برخی آراء و فتاوی افراطی و متحجرانه است و جای تعجب هم نیست، چون قراءت رسمی از فقه که نظام جاری وابسته به آن می باشد، با گروش ها و گرایش های اجتماعی و سیاسی جامعه و رسانه ها فی المجموع آن دیدگاه هایی را غلبه و سیطره می بخشند که در این امور تساهل و انعطاف دارد و در هر کجای عالم نیز چه قوانین و چه فرهنگ راهبر (و برنامه ریزی شده از بالا) سلائق و عقائد جامعه را در زمره ی منابع و معیارها مسلم می گیرند. طبیعی است که اکثریت جامعه با آن رساله ها و رسانه ها و گفته ها و یافته هایی مانوس باشند که در فضای مذکور جاری و ساری است و بعید می دانم که یک فرد متعارف امروز حتی احتمال مخالف بدهد. ما طلبه ها در محیط خودمان همین حالت را داریم و شاید آن دیدگاه ها برای ما غریب جلوه کند. اما صرف نظر از این مقدمه چند نکته را بگویم و بقیه ی راهم را بروم:
1. هرچند این مطلب از جاهایی ترویج و تلقین شود، اما مقالات و برنامه های رسانه ای و گفتارهای عمومی در زمینه ی مطالب فقهی کارکرد اقناعی نه می توانند و نه باید داشته باشند. اولا چون منطقی جلوه نمی کند که مطالبی تخصصی در علمی پر سابقه که در هم تنیده با علوم مقدمی و جانبی است و سرشار از قواعد و اصول و نکات و اصطلاحات است و زبانش هم عربی است، بتواند موضوعی را در مقاله و مقوله ی واحدی ولو به طور فهرست وار معرفی نماید تا چه رسد که حل کند. این تلقی به این می ماند که کسی یک موضوع مورد اختلاف نورولوژی یا برنامه نویسی را بخواهد به نحو مذکور به شما انتقال دهد. ثانیا که از نظر دینی ما نیازمند یقین و اطمینانیم، نه یک میل و قبول و موضع شخصی در حد یک &quot;لایک&quot; یا  ستاره که پای یک مطلب می زنند. و این یقین و امان را یا خود می جوییم و می یابیم یا آن را از کسی که اوصاف و احوالش اطمینان و یقین را تضمین می کند تامین می نماییم و یا که طوری میان گزینه های عملی و گریزهای موردی  اختیار و انتخاب می کنیم که جوانب خطر و خطا دفع گردد.
2. اما اگر کسی دیدگاهش این است که اول اختیار کند که شادی و آزادی اش را اختیار کند یا نکند، بعد مصادیق و مجاریش را بر این امور منطبق کند، آری، در این صورت سخت می تواند اسلام شیعی را در کنار رقص و پارتی و مخالطت و غنا و اینها در زمره ی &quot;فیووریت ها&quot;یش درج کند، مگر آنکه به سلیقه و عقیده آن را تغییری دهد و تعبیری کند که در این قالب مقلوب بگنجد. اما اساسا برای او این سوال و این قیل و قال مطرح نیست و مفهوم هم نیست، چون غرض و هدفش چیز دیگری است که نه تحقیر می کنم و نه خصومت با آن می ورزم، اما دوست دارم که از سوی آنان نیز همین ها متوجهم نشود. من (من نوعی) اگر نمی رقصم و موسیقی مفهوم و نقش متفاوتی در زندگی ام دارد، به دوستان متفاوت نمی گویم که هم رقاصم و هم نوازنده و رقص و موسیقی اصلا همین است که منش و روش من است، پس عزیزان چرا بر همین مقیاس و منوال مشی نمی کنند و مصر و مقرند که شیعه ی تمام و مراعی و مراقب اند و بلکه تشیع مشی ایشان است و اشتباها بر ما اطلاق شده؟
3-در خصوص موضوع موسیقی یک مشکل متوجه بزرگان و به تعبیر بهتر ناشی از کیفیت بیان ایشان است و آن نداشتن تعریف و توصیفی برای آن است، و الا در حکم حرمت توافق را تنها کسانی شکسته اند که معاصرند و قدر مشترکشان شاگردی آیة الله خمینی و یا همسویی با ایشان است. اما مشکل در این است که یک مفهوم غنا داریم که ابهاماتی در آن راه داشته و دارد، اما موسیقی در فقه عنوان نشده، بلکه ظاهرا اعم از غنا باشد و این را متذکر شوم که در عبارات آقای آیة الله العظمی صافی دام ظله موسیقی مترادف با غناست، البته ایشان دایره ی غنا را وسیع می گیرد ولی اشتباه نشود، در لسان شرع ما &quot;موسیقی&quot; نداریم، بلکه &quot;غنا&quot; داریم که در حرمتش بحثی نیست، بله، شاید موسیقی هایی موجود باشد که غنا نباشد، اما حجت شرعی را نمی توانیم بر محتملات بدون تفحص و تتبع قرار دهیم. این عرض شد تا اختلاف فقها آنقدر غریب جلوه نکند. ضمنا فقها به ادله ی احکام مراجعه می کنند و فی المثل اگر آیة الله اراکی قدس سره شیوه اش در فقه وی را می رساند به فتوا بر حسب ضابطه ی شخصی در آلات قمار(یعنی فرض کنید که شطرنج و ورق بی سود و بی برد و باخت جایز باشد با استناد به نیت و قصد طرفین) این امر او را روشنفکرتر و امروزی تر از آقایان دیگر نمی کرد که ضابطه ی نوعی دارند و می گویند که اگر عرف آن را آلت قمار یابد باز هم حرام است. یا اگر آیة الله سیستانی صیغه ی موقت را بدون اذن پدر در مورد باکره ی رشیده جایز نمی داند این ناشی از مردسالاری و تحجر و سنت پرستی نیست، بلکه محصول تفاوت مبنایی است و این هم در جامعه دقت نمی شود و فی المثل آقای صانعی به خاطر بلوغ دختر در 13 سالگی می شود محبوب و روشنفکر تلقی می شود، در حالی که روایت عمار ساباطی از امام رضا علیه السلام عامل این فتواست نه تعمق ایشان در دختران امروز، و یا آیة الله فاضل سیگاری و علاقمند به شیگاری ها نبودند اگر سیگار را مبطل روزه نمی دانستند و ... خلاصه لحن بعضی دوستان که تجلیل از فکر روشن یکی می کند و تقبیح تحجر دیگری، اساسا نه ربطی به واقع دارد و نه محلی در نزد مورد و موضوع آن.
من بروم. عذر می خواهم. غرض جسارتی یا رد و انکاری نبود.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>عذر می خواهم خودم را قاطی می کنم. داشتم رد می شدم فقط ولی صحبا ها توجهم را جلب کرد. پست زهراخانم بیشتر این تلقی را ایجاد می کند که ایشان دیدگاهشان مبتنی بر مخالفت با فقه و مراجع نیست، بلکه تصور کرده اند که برخی آراء و فتاوی افراطی و متحجرانه است و جای تعجب هم نیست، چون قراءت رسمی از فقه که نظام جاری وابسته به آن می باشد، با گروش ها و گرایش های اجتماعی و سیاسی جامعه و رسانه ها فی المجموع آن دیدگاه هایی را غلبه و سیطره می بخشند که در این امور تساهل و انعطاف دارد و در هر کجای عالم نیز چه قوانین و چه فرهنگ راهبر (و برنامه ریزی شده از بالا) سلائق و عقائد جامعه را در زمره ی منابع و معیارها مسلم می گیرند. طبیعی است که اکثریت جامعه با آن رساله ها و رسانه ها و گفته ها و یافته هایی مانوس باشند که در فضای مذکور جاری و ساری است و بعید می دانم که یک فرد متعارف امروز حتی احتمال مخالف بدهد. ما طلبه ها در محیط خودمان همین حالت را داریم و شاید آن دیدگاه ها برای ما غریب جلوه کند. اما صرف نظر از این مقدمه چند نکته را بگویم و بقیه ی راهم را بروم:<br />
۱٫ هرچند این مطلب از جاهایی ترویج و تلقین شود، اما مقالات و برنامه های رسانه ای و گفتارهای عمومی در زمینه ی مطالب فقهی کارکرد اقناعی نه می توانند و نه باید داشته باشند. اولا چون منطقی جلوه نمی کند که مطالبی تخصصی در علمی پر سابقه که در هم تنیده با علوم مقدمی و جانبی است و سرشار از قواعد و اصول و نکات و اصطلاحات است و زبانش هم عربی است، بتواند موضوعی را در مقاله و مقوله ی واحدی ولو به طور فهرست وار معرفی نماید تا چه رسد که حل کند. این تلقی به این می ماند که کسی یک موضوع مورد اختلاف نورولوژی یا برنامه نویسی را بخواهد به نحو مذکور به شما انتقال دهد. ثانیا که از نظر دینی ما نیازمند یقین و اطمینانیم، نه یک میل و قبول و موضع شخصی در حد یک &#8220;لایک&#8221; یا  ستاره که پای یک مطلب می زنند. و این یقین و امان را یا خود می جوییم و می یابیم یا آن را از کسی که اوصاف و احوالش اطمینان و یقین را تضمین می کند تامین می نماییم و یا که طوری میان گزینه های عملی و گریزهای موردی  اختیار و انتخاب می کنیم که جوانب خطر و خطا دفع گردد.<br />
۲٫ اما اگر کسی دیدگاهش این است که اول اختیار کند که شادی و آزادی اش را اختیار کند یا نکند، بعد مصادیق و مجاریش را بر این امور منطبق کند، آری، در این صورت سخت می تواند اسلام شیعی را در کنار رقص و پارتی و مخالطت و غنا و اینها در زمره ی &#8220;فیووریت ها&#8221;یش درج کند، مگر آنکه به سلیقه و عقیده آن را تغییری دهد و تعبیری کند که در این قالب مقلوب بگنجد. اما اساسا برای او این سوال و این قیل و قال مطرح نیست و مفهوم هم نیست، چون غرض و هدفش چیز دیگری است که نه تحقیر می کنم و نه خصومت با آن می ورزم، اما دوست دارم که از سوی آنان نیز همین ها متوجهم نشود. من (من نوعی) اگر نمی رقصم و موسیقی مفهوم و نقش متفاوتی در زندگی ام دارد، به دوستان متفاوت نمی گویم که هم رقاصم و هم نوازنده و رقص و موسیقی اصلا همین است که منش و روش من است، پس عزیزان چرا بر همین مقیاس و منوال مشی نمی کنند و مصر و مقرند که شیعه ی تمام و مراعی و مراقب اند و بلکه تشیع مشی ایشان است و اشتباها بر ما اطلاق شده؟<br />
۳-در خصوص موضوع موسیقی یک مشکل متوجه بزرگان و به تعبیر بهتر ناشی از کیفیت بیان ایشان است و آن نداشتن تعریف و توصیفی برای آن است، و الا در حکم حرمت توافق را تنها کسانی شکسته اند که معاصرند و قدر مشترکشان شاگردی آیة الله خمینی و یا همسویی با ایشان است. اما مشکل در این است که یک مفهوم غنا داریم که ابهاماتی در آن راه داشته و دارد، اما موسیقی در فقه عنوان نشده، بلکه ظاهرا اعم از غنا باشد و این را متذکر شوم که در عبارات آقای آیة الله العظمی صافی دام ظله موسیقی مترادف با غناست، البته ایشان دایره ی غنا را وسیع می گیرد ولی اشتباه نشود، در لسان شرع ما &#8220;موسیقی&#8221; نداریم، بلکه &#8220;غنا&#8221; داریم که در حرمتش بحثی نیست، بله، شاید موسیقی هایی موجود باشد که غنا نباشد، اما حجت شرعی را نمی توانیم بر محتملات بدون تفحص و تتبع قرار دهیم. این عرض شد تا اختلاف فقها آنقدر غریب جلوه نکند. ضمنا فقها به ادله ی احکام مراجعه می کنند و فی المثل اگر آیة الله اراکی قدس سره شیوه اش در فقه وی را می رساند به فتوا بر حسب ضابطه ی شخصی در آلات قمار(یعنی فرض کنید که شطرنج و ورق بی سود و بی برد و باخت جایز باشد با استناد به نیت و قصد طرفین) این امر او را روشنفکرتر و امروزی تر از آقایان دیگر نمی کرد که ضابطه ی نوعی دارند و می گویند که اگر عرف آن را آلت قمار یابد باز هم حرام است. یا اگر آیة الله سیستانی صیغه ی موقت را بدون اذن پدر در مورد باکره ی رشیده جایز نمی داند این ناشی از مردسالاری و تحجر و سنت پرستی نیست، بلکه محصول تفاوت مبنایی است و این هم در جامعه دقت نمی شود و فی المثل آقای صانعی به خاطر بلوغ دختر در ۱۳ سالگی می شود محبوب و روشنفکر تلقی می شود، در حالی که روایت عمار ساباطی از امام رضا علیه السلام عامل این فتواست نه تعمق ایشان در دختران امروز، و یا آیة الله فاضل سیگاری و علاقمند به شیگاری ها نبودند اگر سیگار را مبطل روزه نمی دانستند و &#8230; خلاصه لحن بعضی دوستان که تجلیل از فکر روشن یکی می کند و تقبیح تحجر دیگری، اساسا نه ربطی به واقع دارد و نه محلی در نزد مورد و موضوع آن.<br />
من بروم. عذر می خواهم. غرض جسارتی یا رد و انکاری نبود.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: رضات</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1387/12/how-you-extract-these-instructions-from-islam/comment-page-1/#comment-55018</link>
		<dc:creator>رضات</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=2985#comment-55018</guid>
		<description>من زیاد موسیقی گوش میدم. از هر نوعی. ولی تا حالا موسیقی نشنیدم که باعث تحریک جنسی بشه و اصولا فکر نمیکنم چنین چیزی وجود داشته باشه. از نظر تاثیر، موسیقی یا آرامش دهنده هست مثل قطعات پیانو یا باعث جنب و جوش میشه مثل آهنگهایی که تو سالنهای بدنسازی پخش میکنن یا آدم رو به فکر فرو میبره (البته با ترکیب با یک شعر خوب) مانند آهنگای اجتماعی مثلا نقاب سیاوش قمیشی یا باعث رقص و طرب میشه که به آهنگای شیش و هشتی معروفن. 
این ذهنیتی که تو بعضی وجود داره و شنیدن موسیقی رو گناه میدونن بیشتر یک ترس مذهبی هست تا یک واقعیت موجود. 
شما اگه از یه آدم مذهبی سوال کنید که چرا مثلا قمار حرامه به راحتی و با استدلال و بدون اینکه حدیثی از خدا و پیغمبر بیاره میتونه براتون ثابت کنه چرا ولی اگه بپرسید چرا موسیقی حرامه مطمئنا هیچ جواب استدلالی نخواهند داشت و شما رو به احادیث و روایات و فتواهای مراجع  ارجاع میدن!
نکته دیگه ای که وجود داره اینه که در مورد پدر مادرها که سن و سالی ازشون گذشته بهتره که فقط همدیگه رو درک کنیم چون دست برداشتن از یک عقیده کار راحتی نیست مخصوصا برای کسی که یه عمر به اون پایبند بوده ولی در مورد جوونترها قابل بحثه.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>من زیاد موسیقی گوش میدم. از هر نوعی. ولی تا حالا موسیقی نشنیدم که باعث تحریک جنسی بشه و اصولا فکر نمیکنم چنین چیزی وجود داشته باشه. از نظر تاثیر، موسیقی یا آرامش دهنده هست مثل قطعات پیانو یا باعث جنب و جوش میشه مثل آهنگهایی که تو سالنهای بدنسازی پخش میکنن یا آدم رو به فکر فرو میبره (البته با ترکیب با یک شعر خوب) مانند آهنگای اجتماعی مثلا نقاب سیاوش قمیشی یا باعث رقص و طرب میشه که به آهنگای شیش و هشتی معروفن.<br />
این ذهنیتی که تو بعضی وجود داره و شنیدن موسیقی رو گناه میدونن بیشتر یک ترس مذهبی هست تا یک واقعیت موجود.<br />
شما اگه از یه آدم مذهبی سوال کنید که چرا مثلا قمار حرامه به راحتی و با استدلال و بدون اینکه حدیثی از خدا و پیغمبر بیاره میتونه براتون ثابت کنه چرا ولی اگه بپرسید چرا موسیقی حرامه مطمئنا هیچ جواب استدلالی نخواهند داشت و شما رو به احادیث و روایات و فتواهای مراجع  ارجاع میدن!<br />
نکته دیگه ای که وجود داره اینه که در مورد پدر مادرها که سن و سالی ازشون گذشته بهتره که فقط همدیگه رو درک کنیم چون دست برداشتن از یک عقیده کار راحتی نیست مخصوصا برای کسی که یه عمر به اون پایبند بوده ولی در مورد جوونترها قابل بحثه.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: م.م</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1387/12/how-you-extract-these-instructions-from-islam/comment-page-1/#comment-54994</link>
		<dc:creator>م.م</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=2985#comment-54994</guid>
		<description>یک چیزی که بین همه فقها ( مراجع ) مشترک است اینه که استماع غنا حرام است. 
حکم اینه ، حالا در مورد رعایت کردن یا نکردن ، اصلا قبول داشتن یا نداشتن تقلید کردن و... بحث دیگه ای است</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>یک چیزی که بین همه فقها ( مراجع ) مشترک است اینه که استماع غنا حرام است.<br />
حکم اینه ، حالا در مورد رعایت کردن یا نکردن ، اصلا قبول داشتن یا نداشتن تقلید کردن و&#8230; بحث دیگه ای است</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: آرمان</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1387/12/how-you-extract-these-instructions-from-islam/comment-page-1/#comment-46077</link>
		<dc:creator>آرمان</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=2985#comment-46077</guid>
		<description>سلا به همگی رقص و موسیقی (شاد - غمگین) خوبه ولی اونی که شما به عنوان های فتوی و هر چیز دیگری می شنوید یک عقیده شخصی فقط یک نفری است که ممکن در درون خود خانواده آن فتوی دهنده هم قابل قبول نباشد در ادیان الهی حتی اسلام هیچ ممانعتی برای رقص و اواز و موسیقی به هیچ عنوان وجود ندارد.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلا به همگی رقص و موسیقی (شاد &#8211; غمگین) خوبه ولی اونی که شما به عنوان های فتوی و هر چیز دیگری می شنوید یک عقیده شخصی فقط یک نفری است که ممکن در درون خود خانواده آن فتوی دهنده هم قابل قبول نباشد در ادیان الهی حتی اسلام هیچ ممانعتی برای رقص و اواز و موسیقی به هیچ عنوان وجود ندارد.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: میترا</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1387/12/how-you-extract-these-instructions-from-islam/comment-page-1/#comment-40664</link>
		<dc:creator>میترا</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=2985#comment-40664</guid>
		<description>خیلی این آداب و سنن مسخرست . به قول شما از کجای دین دراومده!!! مذهبی افراطی تا به این حد !!! والا خودشون بدترن .من هم یه هم خوابگاهی داشتم در همین مایه ها بود !!!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>خیلی این آداب و سنن مسخرست . به قول شما از کجای دین دراومده!!! مذهبی افراطی تا به این حد !!! والا خودشون بدترن .من هم یه هم خوابگاهی داشتم در همین مایه ها بود !!!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: فرید</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1387/12/how-you-extract-these-instructions-from-islam/comment-page-1/#comment-38697</link>
		<dc:creator>فرید</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=2985#comment-38697</guid>
		<description>با حرفاتون موافقم.اما در مختلط بودن یه جورایی نه.
موفق باشید</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با حرفاتون موافقم.اما در مختلط بودن یه جورایی نه.<br />
موفق باشید</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: farshid_</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1387/12/how-you-extract-these-instructions-from-islam/comment-page-1/#comment-38355</link>
		<dc:creator>farshid_</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=2985#comment-38355</guid>
		<description>طرفداران محترم علی دائی:
از آنجاییکه بنده تا دیروز به این آقا افتخار میکردم .ولی به شماها عرض کنم آقای علی دائئ در یک فیلم کوتاهی که از برنامه p-n ......hotbird مورخ 17/1/88 ساعت 35/19
بخش میشد .ایشان در حین رانندگی با موبایل ش میگفت:98/  تبریزیها کثافت (پوخ )
هستند .وبه همه تبریزیها در ماهواره توهین کردنند.من میخواهم به این .... بگم من بعنوان یک ایرانی تو اگر تاریخ را ورق بزنی تمام انقلابها یا از تبریز برخواسته ویا نقش اصلی را در مبارزه با ظلم وستم پرچم دار این نهضتها  بودند و از نظر اخلاق ورفتار در 
جوامع جزو اولینها هستند بطوریکه خود شهر تبریز را شهر بدونه گدا میشناسند .
یعنی مردم فهیم تبریز آنقدر مهربان هستند که نمیگذارند گدا بوجود بیاید وبموقع به آنها 
کمک میرسانند . واز نظر اولینها از نظر علم فرهنگ صنعت اختراع اکتشاف سیا ست 
وکیاست هستند برو بچه جان تاریخ را خوب مطالعه کن وتو به این مردم توهین واهنت 
کردی و این نبخشودنی هست واین را بدان جوانان با غیرت تبریزی جواب وانتقام خود را 
از توی .........خواهند گرفت .  به امید آنروز</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>طرفداران محترم علی دائی:<br />
از آنجاییکه بنده تا دیروز به این آقا افتخار میکردم .ولی به شماها عرض کنم آقای علی دائئ در یک فیلم کوتاهی که از برنامه p-n &#8230;&#8230;hotbird مورخ ۱۷/۱/۸۸ ساعت ۳۵/۱۹<br />
بخش میشد .ایشان در حین رانندگی با موبایل ش میگفت:۹۸/  تبریزیها کثافت (پوخ )<br />
هستند .وبه همه تبریزیها در ماهواره توهین کردنند.من میخواهم به این &#8230;. بگم من بعنوان یک ایرانی تو اگر تاریخ را ورق بزنی تمام انقلابها یا از تبریز برخواسته ویا نقش اصلی را در مبارزه با ظلم وستم پرچم دار این نهضتها  بودند و از نظر اخلاق ورفتار در<br />
جوامع جزو اولینها هستند بطوریکه خود شهر تبریز را شهر بدونه گدا میشناسند .<br />
یعنی مردم فهیم تبریز آنقدر مهربان هستند که نمیگذارند گدا بوجود بیاید وبموقع به آنها<br />
کمک میرسانند . واز نظر اولینها از نظر علم فرهنگ صنعت اختراع اکتشاف سیا ست<br />
وکیاست هستند برو بچه جان تاریخ را خوب مطالعه کن وتو به این مردم توهین واهنت<br />
کردی و این نبخشودنی هست واین را بدان جوانان با غیرت تبریزی جواب وانتقام خود را<br />
از توی &#8230;&#8230;&#8230;خواهند گرفت .  به امید آنروز</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: TIMSAAR</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1387/12/how-you-extract-these-instructions-from-islam/comment-page-1/#comment-37987</link>
		<dc:creator>TIMSAAR</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=2985#comment-37987</guid>
		<description>با درود
  
از انجا که قوم عرب زبانشون بر اساس سوز و گریه بنا شده  پس پر بیراه نیست که ما را هم که مردمانی شاد وسر زنده بودیم و به هر بهانه ای شادی و پای کوبی به راه میانداختیم .شوربختانه ما را هم البته بعضی از ما ها را به سمت عجز ناله تو سر زدن کشاندن</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با درود</p>
<p>از انجا که قوم عرب زبانشون بر اساس سوز و گریه بنا شده  پس پر بیراه نیست که ما را هم که مردمانی شاد وسر زنده بودیم و به هر بهانه ای شادی و پای کوبی به راه میانداختیم .شوربختانه ما را هم البته بعضی از ما ها را به سمت عجز ناله تو سر زدن کشاندن</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>

