۱۳۸۷-۱۲-۶
قبیله ای عروسکی
* یادش به خیر اون روزگار، فصل قشنگ کودکی
عروسکا زنده بودن، قبیله ای عروسکی
یادش به خیر اون روزگار، فصل بهار و اطلسی
هنوز تنم پر نبود از حس غریب بی کسی
قلبا از آهن نبودن، رفیقا دشمن نبودن، دنیا پر از قشنگی بود
سکوت ماه و پشت بوم، قصه های نیمه تموم، خوابای خوب رنگی بود…
* پانوشت: صبح داشت از رادیو پخش میشد، راستش اسم شاعر و خواننده رو نگفتن.



حامد «آسمان نقره ای» Reply:
اسفند ۶م, ۱۳۸۷ at ۳:۵۰ ب.ظ
هاچ پسر بود عزیزم.
اون زنبوری که دختر بود و شوهر کرد نیک بود که با نیکی ازدواج کرد! (اسمایلی زبون)
جواب به این نظر
آزاده Reply:
اسفند ۷م, ۱۳۸۷ at ۹:۳۱ ق.ظ
مجید دلبندم نیک و نیکو!
جواب به این نظر