قبیله ای عروسکی

* یادش به خیر اون روزگار، فصل قشنگ کودکی
عروسکا زنده بودن، قبیله ای عروسکی

یادش به خیر اون روزگار، فصل بهار و اطلسی
هنوز تنم پر نبود از حس غریب بی کسی

قلبا از آهن نبودن، رفیقا دشمن نبودن، دنیا پر از قشنگی بود
سکوت ماه و پشت بوم، قصه های نیمه تموم، خوابای خوب رنگی بود…

* پانوشت: صبح داشت از رادیو پخش میشد، راستش اسم  شاعر و خواننده رو نگفتن.

۲۸ نظر

  1. حسینی ۱۳۸۷-۱۲-۶، ۳:۳۳ ب.ظ

    سلام. اتفاقا چند روزی بود هوس کرده بودم درباره کارتون ها و برنامه های دوره کودکی ما مطلبی بنویسم. این عکس رو که دیدم داغ دلم تازه شد. جمع همه خاطرات کودکی ما بود این عکس…

    جواب به این نظر

  2. مهدی ۱۳۸۷-۱۲-۶، ۳:۳۳ ب.ظ

    یادش به خیر عاشق هاچ زنبور عسل شده بودم به مدت.
    شوهر کرد بیمعرفت.

    جواب به این نظر

    حامد «آسمان نقره ای» Reply:

    هاچ پسر بود عزیزم.
    اون زنبوری که دختر بود و شوهر کرد نیک بود که با نیکی ازدواج کرد! (اسمایلی زبون)

    جواب به این نظر

    آزاده Reply:

    مجید دلبندم نیک و نیکو!

    جواب به این نظر

  3. موسیو گلابی ۱۳۸۷-۱۲-۶، ۳:۳۶ ب.ظ

    راستش این شعر و از اون مهم‎تر این تصویر من رو یاد خاطرات خیلی خوب کودکی انداخت، یاد کارتون‎هایی که چقدر شیرین بودن، یاد تلخی‎های زندگی که نمی‎فهمیدیم، یاد زشتی‎های دنیا که هیچ‎وقت نمی‎دیدیم، یاد تمام قشنگی‎ها …
    دنیای من دقیقاً همون قصه‎ها بود و خوابای خوب رنگی و … عشق‎های دوران کودکیم، پرین، حنا دختری در مزرعه و از همه مهم‎تر سفیدبرفی!!

    جواب به این نظر

  4. حامد «آسمان نقره ای» ۱۳۸۷-۱۲-۶، ۳:۵۱ ب.ظ

    واقعا یادش به خیر.
    چه دورانی بود…

    جواب به این نظر

    زهرا Reply:

    در مورد کامنت قبلیتون:
    اینکه با قالب سازگار نیست، راستش راهی به ذهنم نمیرسه
    ولی کمی عجیبه که یه افزونه با قالب سازگار نباشه
    شما وردپرس جدید رو نصب کردین؟

    جواب به این نظر

    حامد «آسمان نقره ای» Reply:

    آره من ورژن ۲٫۷٫۱ رو نصب کردم اما خوب با این افزونه سازگار نیست. تمام شکل کامنت ها به هم میریزه.
    اشکال نداره از خیرش گذشتم!
    باعث شد بتونم کامنت خصوصی و شکلک ها رو به کامنت دونی اضافه کنم. همینشم کلی خوبه!

    جواب به این نظر

  5. پدرام ۱۳۸۷-۱۲-۶، ۵:۰۰ ب.ظ

    چقدر روشنی خوبست
    و من چقدر دلم می خواهد
    که یحیی
    یک چار چرخه داشته باشد
    و یک چراغ زنبوری
    و من چقدر دلم می خواهد
    که روی چار چرخه ی یحیی میان هندوانه ها و خربزه ها بنشینم
    و دور میدان محمدیه بچرخم
    آخ …
    چقدر دور میدان چرخیدن خوبست
    چقدر روی پشت بام خوابیدن خوبست
    چقدر باغ ملی رفتن خوبست
    چقدر مزه ی پپسی خوبست
    چقدر سینمای فردین خوبست
    و من چقدر از همه ی چیزهای خوب خوشم می آید
    و من چقدر دلم می خواهد
    که گیس دختر سید جواد را بکشم
    «فروغ»

    و من چقدر «حنا» را دوست داشتم p:)

    جواب به این نظر

  6. شازده ۱۳۸۷-۱۲-۶، ۶:۰۱ ب.ظ

    آخ کجایی دوران کودکی , آخ کجایی ؟

    جواب به این نظر

  7. مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi ۱۳۸۷-۱۲-۶، ۶:۵۵ ب.ظ

    گل. یادش بخیر

    جواب به این نظر

  8. گیس طلا ۱۳۸۷-۱۲-۶، ۹:۱۸ ب.ظ

    منوچهر طاهر زاده خواننده این اوازه اسم البومش اخرین برگ
    این ترانه اما اسمش کودکی هاست و شاعرش سعید اصلانی

    جواب به این نظر

  9. Mrs.ZigzaG ۱۳۸۷-۱۲-۶، ۹:۲۸ ب.ظ

    وااای یادش بخیر… جودی آبوت… پینوکیو… ایکیو سان…

    جواب به این نظر

  10. ییلاق ذهن ۱۳۸۷-۱۲-۶، ۹:۳۸ ب.ظ

    عاشق دوره کودکیم بینهایت!

    جواب به این نظر

  11. شمع سحر ۱۳۸۷-۱۲-۶، ۱۱:۳۰ ب.ظ

    هر کی گفته چه زیبا و قشنگ گفته.(:

    جواب به این نظر

  12. یه دل که... ۱۳۸۷-۱۲-۷، ۱۲:۳۸ ق.ظ

    آخی :( یادش بخیر… از دستمون رفته چه ساده!

    جواب به این نظر

  13. زهره ۱۳۸۷-۱۲-۷، ۱:۴۸ ق.ظ

    چرا شخصیت های ایرانی توش نیست؟مثل هادی و هدی -مدرسه موشها و خیلی چیزهای دیگه که فکر نمی کنم کمتر از اونها خاطره انگیز باشند

    جواب به این نظر

  14. مریم - صندوقک ۱۳۸۷-۱۲-۷، ۸:۵۳ ق.ظ

    نوستالژی :) یادش بخیر کودکی ما چقدر با کودکی بچه های امروز متفاوت بود

    جواب به این نظر

  15. صفا ۱۳۸۷-۱۲-۷، ۹:۵۲ ق.ظ

  16. زهرا(بهار سبز) ۱۳۸۷-۱۲-۷، ۹:۵۲ ق.ظ

    یادش به خیر من بچه که بودم خیلی خودمو جای شخصیتهای کارتونی می ذاشتم و اگه قصه به میل من تموم نمی شد خودم در ذهنم داستان رو از نو می ساختم . تو اون داستان که برادر آنت از دره پرت می شه و پاش می شکنه ، دلم برای اون پسره می سوخت که هی می خواست آنت رو راضیش کنه ، خداییش دوران شیرینی بود.

    جواب به این نظر

  17. محمّد ۱۳۸۷-۱۲-۷، ۱:۰۸ ب.ظ

    هر گوشه ای از اون عکسه منو یاد یه خاطره هایی از فسقلیم انداخت… با همه ی اون شخصیتها بزرگ شدیم و اونا همبازی هامون بودن… زهرا خوب آدمو بردی به اون روزا و سرگرمیهامون…

    جواب به این نظر

  18. رها ۱۳۸۷-۱۲-۷، ۴:۵۷ ب.ظ

    ای کاش می شد در همون احساس کودکی ،همون خیال کودکی و در همون ایام

    کودکی،می موندیم و می مردیم ! چه دنیای بی احساس و زمختیه دنیای آدم بزرگها

    جواب به این نظر

  19. مینا ۱۳۸۷-۱۲-۷، ۵:۱۳ ب.ظ

    سلام، یادش بخیر ما با همین کارتونا زندگی می کردیم، من هم تو وبلاگم یه شعر دارم در مورد خاطرات کودکی، اون هم حسابی داغ دل همه تونو تازه می کنه!

    جواب به این نظر

  20. سپیده ۱۳۸۷-۱۲-۸، ۱۲:۲۹ ق.ظ

    جمعشون که جمعه…….یادشون بخیر

    جواب به این نظر

  21. M.E ۱۳۸۷-۱۲-۸، ۴:۰۱ ق.ظ

    درود بر شما
    وبلاگ زیبایی دارید.
    موفق باشی
    ام – ای
    http://www.takavaran-tondar.tk

    جواب به این نظر

  22. haleh ۱۳۸۷-۱۲-۱۱، ۱۲:۴۳ ق.ظ

    man asheghe joodii boodam yeki az baziamam joode bazi bood ba sayeye khodam :d chikaar konam kambood emkanat bood ;)

    جواب به این نظر

  23. کامپیوتر ۱۳۸۸-۰۱-۱۰، ۱:۴۴ ب.ظ

    زمان مپل باد از کنار آدم می گذرد و ما آن را احساس نمیکنیم

    جواب به این نظر

  24. شریک کودکیهای من شوید ۱۳۸۸-۱۰-۱۶، ۱۲:۱۷ ب.ظ

    خاطره های کودکی فروشی نیست – بلکه باید آنها را با هم نسلان و هم خاطره ها شریک شد

    ۶٣ عنوان کارتون و برنامه واقعا خاطره انگیز

    ٩ عنوان سریال خارجی دهه شصت تلویزیون و ١١ عنوان سریال ایرانی قدیمی

    تمام اینها به همراه ٢ سریال پدر سالار + شمشیز زن یک دست ( لینچان) به صورت هدیه برای شما ارسال می شود – لطفا جهت اطلاعات بیشتر به وبلاگ مراجعه نمایید

    جواب به این نظر

نظر شما