افرادی که کمتر به چشم میان…

* امروز تو سرویس ما یه خانومه تازه اومده بود میخواست مسیر بپرسه. بهش گفتم مسیری که میخواد بره با یکی از باغبونهای اینجا یکی هستش. (سرویس ما شخصیه چند مسیر میره) موقعی که خانمه رفت با اون باغبون حرف بزنه، من البته داشتم تظاهر میکردم که دارم با گوشیم بازی میکنم ولی داشتم حرفاشون رو گوش میکردم. چون میخواستم خودمم یاد بگیرم، راستش من هنوزم تهران رو کامل نمی شناسم! میدونین چی برام جالب بود؟ اینکه باغبونه با چه دقتی تمام مسیرهای کم کرایه رو حفظ کرده بود. یعنی حفظ که نه همه رو به دقت داشت به خانمه توضیح میداد. اینکه چطور با اتوبوس و یا مترو بیاد، چه زمانی بیاد که حتما سوار اینها بشه و تاکید هم داشت که کرایه هر کدوم چقدره؟ خوب یادمه که حتی یه بار گفت زودتر بیدار شی با اتوبوس بیای بهتره، اتوبوس فقط ۲۰ تومنه در حالیکه مترو باید ۱۵۰ تومن بدی. آخر سر خانمه برگشت گفت: سریعترین مسیر رو بگین. بعد پیرمرد دوباره شروع کرد مسیر دیگه ای رو گفتن. خانمه پرسید: حاج آقا من اصلا برام کرایه مهم نیست، این مسیر سریعترین راه هست؟ پیرمرد گفت آره. بعدش با یه حالت آه و اینها گفت: خوش به حالتون، من همه زندگیم در حال چرتکه انداختن و حساب کتاب کردنم.

* با گفتن جمله آخرش دلم خیلی سوخت…  این کارگره اکثرا کارهای مربوط به فضای سبز جلوی مرکز ما  رو انجام میده. خوب پیرمرد سنش بالاست. یعنی خیلی پیره. کار کردن توی این سن خیلی باید براش سخت باشه. صبح خیلی زود باید بلند شه. کارش هم که راحت نیست. چون من دیدم گاهی اوقات جارو هم میزنه. و خوب تو این سرما… بعد خوب این آدم همه عمرش کارش همین بوده. حتما بچه هم داره. اونها هم خرج دارن. این آدم کارگر هست یعنی حقوقش با اضافه کار و همه چی حدودا ۳۰۰ تومن در ماه باید باشه. مسلما با این حقوق نمیتونسته خونه بخره. باید اجاره خونه هم بده و … خب طبیعیه که همه عمرش باید در حال چرتکه انداختن باشه…
تازه بیچاره بازنشسته هم نشده. احتمالا زمانهایی تو زندگیش کار نکرده، بیمه نشده… و … تازه ۹۹% کارگرها همه زندگیشون همین طوری میگذره و حتی چندصد تومن هم تو زندگیشون نقش مهمی بازی میکنه، اونم اگه حقوقشون رو پیمانکار نخوره و به موقع بهشون بده. در عین حال سختترین کارها رو هم انجام میدن. افرادی هم هستن که کمتر به چشم میان چون ساکتند و قانع.

* امشب نونوایی کوچه ما شلوغ بود باید خیلی تو صف وا میستادم. خریدامو گذاشتم کنار دیوار و به یه دختر کوچولوهه گفتم مواظبشون باشه. تا قبل از نون گرفتنم همونجا بودها، به محض اینکه نونه رو گرفتم و برگشتم دیدم نیست. البته دختره هنوز بود منم چیزی بهش نگفتم. بعد با خودم گفتم حالا باز خدا کنه یه آدم محتاج ورش داشته باشه نه یه دله دزد… چه میدونم یه کسی مثل مثال بالا یا اونهایی که وضعشون بدتره. اینطوری آدم دلش کمتر میسوزه. چون کلی وقتم صرف این خریده شده بود. بیشترشم البته خوراکی بود!!

۳۱ نظر

  1. دختر فروردین ۱۳۸۷-۱۱-۲۹، ۷:۳۰ ب.ظ

    یاد شوهر خالم افتادم حقوقش با خالم وکرایه خونه هاشون حدود دومیلیون میشه ولی دقیقا همونجوری زندگی میکنه که باغبون شرکت شما هست.فقط فقر آدمو اینجوری نمیکنه تربیت هم هست مناعت طبع خیلیها ندارن.

  2. مطهره ۱۳۸۷-۱۱-۲۹، ۷:۳۳ ب.ظ

    گاهی وقتا دلم ازا این همه سیاهی میگیره….:(

  3. ناشناس ۱۳۸۷-۱۱-۲۹، ۸:۴۸ ب.ظ

    اشکالی نداره افزایش این دله دزدی ها هم از برکات دولت نهمه می ترسم قبل از انتخابات دهم جوری نابود بشیم که دولت نتونه انتخابات رو بر گزار کنه یکی بیاد که ما رو از این وضع نجات بده
    امدن پول سر سفره های مردم همین بود؟ در روزگاری که نفت تا ۱۴۰دلار هم رفت

    ناشناس Reply:

    نخیر ما حدیث داریم اگر از یک در فقر وارد بشه از در دیگه دین بیرون میره
    شرایط بد اقتصادی باعث افزایش این گونه جرایم شده شما در نظر بگیر افزایش تورم
    رکود بازار سهام (من خودم به عنوان یک سهامدار جزءقیمت سهام شرکتی که سهامدار ان هستم ۸۰%پایین اومده و…..)
    رکود بازار مسکن و…..سابق چنین مواردی نداشتیم…..افتضاحه افتضاح

  4. حسین ۱۳۸۷-۱۱-۲۹، ۹:۰۹ ب.ظ

    میشه بگی دریافتی شما چقدر در ماه؟؟ تو رو خدا بگو …بدجوری حس فضولیم گل کرده !!

  5. حسینی ۱۳۸۷-۱۱-۲۹، ۹:۱۰ ب.ظ

    سلام و ممنون از شما. ممنون هم بخاطر نظرات شما، هم بخاطر اینکه در این روزهای جنجال و تخریب و تضعیف و تحت فشار گذاشتن افراد (چه در دنیای مجازی و چه حقیقی) جرات دارین و رک و پوست کنده نظر خودتون رو می نویسین. چون مطمئنم بعضی ها خیلی سعی دارند هم در نت و هم در جامعه جوی رو ایجاد کنند که کسی حتی جرات اظهار نظر درباره بعضی افراد و بعضی مسائل رو نداشته باشه. شکستن چنین جوی هنر و جرات می خواد. ضمنا بخاطر لینک ها هم ممنونم.

    ناشناس Reply:

    میشه بگی اون بعضی افراد کی ها هستند؟
    حتما در حاکمیت هستند وگرنه خارج از حاکمیت که کسی قدرت باز دارندگی نداره

  6. سمیرا ۱۳۸۷-۱۱-۲۹، ۱۰:۱۴ ب.ظ

    واقعا فکر می کنی یکی مثل اون مثال بالا می آد دزدی بکنه؟
    اگر اهل دزدی کردن بود که مثال بالای متن تو نمی شد !

    kamrad Reply:

    موافقم!

  7. من و متعه ام ۱۳۸۷-۱۱-۲۹، ۱۰:۱۵ ب.ظ

    این پست شما دلنشین بود و منو هم یاد پدر پسرم انداخت که با درآمد کمش و با نهایت صرفه جویی در امورات خودش، ما رو به اینجا رسوند.
    خدا خودش میبینه و اجرشونو میده :)
    ضمنا خواستم یه “ماشاءالله” هم بگم به تعداد پسرهای لیست دوستانتون :D

  8. احسان ۱۳۸۷-۱۱-۲۹، ۱۰:۲۹ ب.ظ

    کاشکی همه مثل شما دل رحم بودن
    خیلی هامون، تو جامعه ازین چیزا می بینیم ولی فقط می بینیم.

  9. ناشناس ۱۳۸۷-۱۱-۲۹، ۱۰:۳۱ ب.ظ

    زنده باد مخالف من
    زنده باد مخالف من
    زنده باد مخالف من

    نظرات مخالف را سانسور نکن بلکه جواب بده

  10. رهگذر ۱۳۸۷-۱۱-۲۹، ۱۰:۵۵ ب.ظ

    سلام. از مطالبتون لذت بردم خصوصا این مطلب آخری درمورد افرادی که دیده نمی شوند. ضمناً روز ۵ شنبه هفته قبل در رادیو معارف وبلاگ شما بعنوان یکی از وبلاگهای الگو و مناسب معرفی شد توسط اقای مهندس فخری مدیر پارسی بلاگ که مهمان برنامه شون بودند.
    بهتون تبریک میگم.
    شاد باشید

  11. شهرستان طارم ۱۳۸۷-۱۱-۲۹، ۱۱:۰۵ ب.ظ

    با سلام وبلاگ http://newtarom.blogfa.com با نام شهرستان طارم آمادگی دارد با شما تبادل لینک کند.در صورت تمایل اطلاع دهید

  12. حامد «آسمان نقره ای» ۱۳۸۷-۱۱-۲۹، ۱۱:۱۵ ب.ظ

    برای بعضی ها دزدی از روی نیازه و برای خیلیا تفریح.

    مطمئن باش که اون آدم فقیری که شرافتمندانه زندگی میکنه و نون زحمتش رو میخوره هیچ وقت برای رفع نیازش دست به دزدی نمیزنه. بدون شک این دزدی کار یه آدم دله دزد بی سروپا بوده.

    وگرنه تو جامعه ما برای پول پیدا کردن از راه حروم راه های زیادی هست.
    خنده داره من آدم هایی رو میشناسم که خونوادگی به شغل دزدی اشتغال داشتن و همه هم میدونستن! اما مدرکی وجود نداشت.و این نون های حرام هم سر سفره اون خونواده باعث خیلی چیزا شده. بچه نامشروع دختر خانواده، قتل و سرانجام نابودی اون خونواده کثیف…
    بگذریم.
    یکی مثل باغبونی که شما گفتی با زحمت کار میکنه و برای همه خرجاش چرتکه میندازه و یکی دیگه …

  13. امیر حسین ۱۳۸۷-۱۱-۲۹، ۱۱:۲۶ ب.ظ

    “بعد با خودم گفتم حالا باز خدا کنه یه آدم محتاج ورش داشته باشه نه یه دله دزد… چه میدونم یه کسی مثل مثال بالا یا اونهایی که وضعشون بدتره. اینطوری آدم دلش کمتر میسوزه.”

    چه راحت برای کمتر سوختن دلت ارزو کردی طرف دزد بشه…مگر هر کس محتاجه ناچارا و درانتهای راه باید بره دله دزدی کنه ؟؟؟؟….مگر نمیشه قبل از اینکه اینجور ادمها محتاج قبل از اینکه فشار بیش از حد زندگی خردشون کنه بهشون کمک کرد یا حالی ازشون پرسید؟؟؟؟

    موفق باشید.

  14. ´°●¤◦( دزیره )◦¤●°` ۱۳۸۷-۱۱-۳۰، ۱۲:۰۴ ق.ظ

    دلم یه جوری شد یهو با خوندنش
    یه چیزهایی هست که آدم میدونه ولی وقتی از یکی دیگه می شنوه انگار که تاثیرش بیشتره
    از خودم خجالت کشیدم که چقدر یه وقت هایی ناسپاس میشم

    راستی کامنت ها برام جالب بود
    چرا بحث این پست انقدر سیاسی شده؟

  15. مسافر ۱۳۸۷-۱۱-۳۰، ۱۲:۲۳ ق.ظ

    سلام.

    سلام نادر جان.

    نمیدونم با چه هدفی این کامنت رو نوشتین. واقعا نمیدونم مدافع احمدی نژادین یا مخالفش. شاید از ظاهر حرفات بشه گفت مدافع هستین. ولی شاید هم برعکس.
    اینو قبول دارم: بهترین راه ضربه زدن به یک ایده دفاع غیر منطقی از اونه.

    از نحوه دفاعتون، اینکه توی جامعه این همه بی عدالتی و فقر رو به وضوح میبینین ولی دارین با آمار و ارقام همه چیز رو خوب و گل و بلبل نشون میدین تعجب میکنم.

    آنچه که مردم درمورد وضع افتصادیشون احساس میکنن با آمار شما تغییر نمکنه. قیمت میوه و گوشت و مرغ اونیه که از مغازه میخرم نه اونی که دکتر تو تلویزیون میگه.

    به نظرم احمدی نژاد پرتلاش ترین رئیش جمهور ایران بوده. بتده خدا خیلی زحمت میکشه ولی شاید راهش رو بلد نیست. نمیدونم خاتمی بهتره یا بدتر. فقط اینو میدونم
    خاتمی هم تو هشت سال کاری نکرد. هی میگفت نمیگذارن کار کنم. اگه نمیذاشتن الانم لابد نمیذارن واسه چی اومدی؟ شایدم اومدنش فیلم باشه. خدا میدونه.

    البته اگه “واقعا” فکر مکنین وضع اقتصادی مردم خوبه اون بحث دیگه ای هست.

    برق را در خرمن مردم تماشا کرده است … آنکه پندارد که حال مردم دنیا خوش است.

  16. حمید ۱۳۸۷-۱۱-۳۰، ۱۲:۳۹ ق.ظ

    وای دلم رفت از خوندنش :(

  17. امین ۱۳۸۷-۱۱-۳۰، ۷:۵۹ ق.ظ

    دلم گرفت. اونم سر صبح.

  18. نارگل ۱۳۸۷-۱۱-۳۰، ۸:۳۷ ق.ظ

    محتاج ها معمولا دزدی نمی کنن. معتادها و دزدها دزدی می کنن که بیشتر محتاج مرگ هستن نه محتاج کمک.

  19. پریزاد ۱۳۸۷-۱۱-۳۰، ۸:۵۴ ق.ظ

    آخی.دلم سوخت واسه پیرمرده.
    اما هیچ وقت فکرنکن آدمایی مثل اون پیرمرد خریداتو بردن.خیلی ها هستن که خیلی فقیرن اما مال حروم از گلوشون پایین نمیره.
    دوست دارم .

  20. مریم - صندوقک ۱۳۸۷-۱۱-۳۰، ۱۱:۰۵ ق.ظ

    تنها حرفی که میشه زد اینه که خدا رو شکر

  21. ییلاق ذهن ۱۳۸۷-۱۱-۳۰، ۱۱:۰۸ ق.ظ

    بیچاره پیرمرد و این جور پیرمردها :(
    ===
    ماشالا امنیت مملکت!!! واقعا مفتخرم به این امنیت!!!!

  22. الی ۱۳۸۷-۱۱-۳۰، ۱۱:۱۵ ق.ظ

    به لینکدونیت نگاه کردی؟هر چی لینک ضد خاتمیه جمع کردی اونجا.خیلی خوشحالم که تو مخالف خاتمی هستی .بی خود نیست این قدر حال به هم زنی.”دلم سوخت.پیرمرده کار گره. به نون شب نیاز داره.خدا کنه خرید های منو که بیشترش خوراکی بود اون دزدیده باشه” عق.

    حسام Reply:

    تو یا شکمت سیره یا اینکه نمیدونی تو این سالها چی گذشت. اشخاص مهم نیستند اعمال و کارکردهاشون مهمه. حالا هر کسی باشه.

    الی Reply:

    شما هم یا شکمت سیره یا اصلا نفهمیدی من چی نوشتم.

    حسام Reply:

    بله من نفهمیدم

  23. نگاروووو ۱۳۸۷-۱۱-۳۰، ۱۲:۰۳ ب.ظ

    من که دلم کباب میشه واسه اینجور آدما…با همچین حقوقی باید خرج و مخارج زن و بچه و کرایه خونه و……….وای سرم درد گرفت…خدا بهشون رحم کنه…

    امیدوارم وسایلاتو واقعا یه آدم نیازمند برداشته باشه…
    شاد باشی دوستم…

  24. پور پدر ۱۳۸۷-۱۱-۳۰، ۱۲:۲۶ ب.ظ

    والا چی بگم!!!

  25. مینا ۱۳۸۷-۱۲-۳، ۸:۲۶ ب.ظ

    این حرفا چه سودی به حال این مرد و امثالش داره مهم اینه که ما چه کمکی بهشون میکنیم