شخصیتهای مختلف افراد درون یک اتوبوس!

* وقتی سوار اتوبوس میشید، کجاش میشینین؟ صندلی ها جلو، عقب و یا میانی؟ تا حالا به این موضوع دقت کردین؟ یه روانشناس انگلیسی میگه جایی که شما توی یک اتوبوس ۲ طبقه برای نشستن انتخاب می کنین، معرف صفات عمده شخصیت شماست. به نظر من که تحقیقش هم جالبه و هم واقع گراست.

دکتر تام فاوست از دانشگاه استندفورد معتقده که افرادی که ذهن و شخصیتی رو به جلویی دارن، معمولا صندلی های جلویی طبقه بالا رو انتخاب می کنن. اونهایی که ذهن مستقلی دارن، صندلی های میانه و اونایی که رگه هایی از سرکشی و تمرد تو وجودشون هست، صندولی های عقب رو برای نشستن انتخاب می کنن! دکتر فاوست یه مدت مردم رو تو مسافرتهای یک ساعته اتوبوسی بین بولتون و منچستر زیر نظر داشته، و بعدش اومده این نتایج رو بیان کرده.
این روانشناس با تحقیقش ثابت کرده که کمپانی هایی که سرمایه گذاری زیادی می کنن تا از کارمندان در حال استخدامشون تست های روان سنجی بگیرن، عملا دارن پولشون رو هدر میدن، تمام چیزی که اونا احتیاج دارن اینه که رفتار این افراد رو تو سرویسهای حمل و نقل عمومی زیر نظر بگیرن!
دکتر فاوست تو سخنرانی ای که با موضوع استحکام روحی بوده و برای کمک و آموزش به ورزشکاران المپیک برگزار میشده گفته که اینکه فرد کجا رو برای نشستن انتخاب می کنه به الگوهایی از شخصیت و رفتارش وابسته هست. اون گفته که درسته که به طور معمول، افراد جای نشستنشون رو توی اتوبوس از روی عادت انتخاب می کنن ولی اگه بفهمن که این انتخاب چقدر میتونه جنبه های دقیقی از شخصیتشون رو بازگو کنه، متعحب میشن.

در نهایت او نتیجه گرفته که مسافران یک اتوبوس ۲ طبقه به ۷ گروه مجزا تقسیم میشن:

طبقه بالا
: اونهایی که ردیفهای جلویی رو برای نشستن انتخاب می کنن عموما افرادی هستن که فکرشون هم رو به جلو هست و اونهایی که در صندلی های عقب میشنن کسانین که معمولا یاغی و یا سرکش هستن. اونهایی که در صندلی های میانی میشینن متفکرهای مستقل هستن – که معمولا از سنین جوانی تا میانسال هستن – و بیشتر دوست دارن روزنامه ای رو بخونن و یا موزیک مورد علاقه شون رو گوش کنن.

طبقه پائین
: اونایی که در ردیفهای جلویی میشینن افراد گروه دوست و یا جمع گرا هستند، اونهایی که صندلیهای میانی رو انتخاب می کنند افرادین که معمولا روابط عمومی قوی ای  دارن و به اصطلاح ارتباط برقرار کننده های خوبی هستند و مسافرینی که به طور اتوماتیک ردیفهای عقب رو برای نشستن انتخاب می کنن، کسانی هستند که ریسک پذیر هستن برای همین روی صندلیهای بلند پشت می نشینن چون اینکار بهشون احساس مهم بودن میده!
سرانجام میمونه گروه هفتم که متعلق به آدمهای دمدمی مزاج هست، اینها معمولی اهمیت نمی دن و یا اصلا دقت هم نمی کنن که کجا میشینن.
دکتر فاوست معتقده که این تحقیق که عملا مبتنی بر مشاهده هست، در حقیقت “زبان بدن” افراد رو زیر نظر گرفته و اینکه آیا اونها با سایر مسافران تعاملی دارند یا خیر؟ اغلب با جمع بندی این ۲ تا، میشه نتیجه گرفت که فردی اجتماع پذیر، انزواطلب و یا حتی ضد جامعه است. بر این اساس اون معتقده که اتوبوسها به منزله وسایلی برای مطالعه جامعه شناسی هستند نه صرفا ابزاری برای جابجایی از نقطه الف به ب!

* منبع

۲۳ نظر

  1. مریم - صندوقک ۱۳۸۷-۱۱-۶، ۳:۲۶ ب.ظ

    جالب بود من اکثرا سعی می کنم جلو بشینم :)

    زهرا Reply:

    من خودم همیشه اون وسط مسط ها میشینم که خیلی تو دید نباشم و تو جمعیت گم شم =))

    ناشناس Reply:

    .

  2. علی ۱۳۸۷-۱۱-۶، ۳:۵۴ ب.ظ

    مطلب بسیار آموزنده و جالبی بود

  3. مهدی ۱۳۸۷-۱۱-۶، ۴:۱۱ ب.ظ

    اونایی که دم در وای میستن تازه یه پاشون هم دره ، چجوری اند :دی
    البته این بخاطر شلوغی هستا….

  4. haleh ۱۳۸۷-۱۱-۶، ۴:۵۵ ب.ظ

    واااای من سرکشم :دی

  5. موسیو گلابی ۱۳۸۷-۱۱-۶، ۵:۳۵ ب.ظ

    اصولاً توی ایران چنین تحقیق نمی تونه جواب بده!
    چون اینجا همه به دنبال جای خالی تو اتوبوس هستن! یعنی طرف ممکنه خیلی بخواد مهم جلوه کنه اما مجبور باشه بشینه رول میله بغل راننده! یا طرف خیلی اجتماعی و اینها هم باشه اما فرتی بشینه اون ته اتوبوس که صندلی های بلندی داره!!
    در حقیقت در ایران اتوبوس فقط وسیله ایه برای رفتن از نقطه الف به ب! شایدم برعکس یعنی از ب به الف!

  6. shiva ۱۳۸۷-۱۱-۶، ۵:۴۱ ب.ظ

    سلام
    هنوز نخوندم
    اما شعر پایینی خوب بود !

  7. مادرانه ۱۳۸۷-۱۱-۶، ۶:۰۰ ب.ظ

    اونوقت ماها چی که همیشه خدا ایستاده ایم و هیچ وقت هم جامون نمیشه بشینیم.

  8. افغانی ۱۳۸۷-۱۱-۶، ۷:۱۳ ب.ظ

    پس این افغانیای بد بخت که شماره صندلیشون هر چیزی
    باشه جابجاشون میکنن میبرنشون ته اتوبوس باید خیلی سرکش
    باشند!
    این تحقیقات زمانی جواب میده که ۱-طرف حق انتخاب داشته
    باشه، و ۲-یک فرد خاص رو توی دوره بلند مدتی زیر نظر گرفت
    نه آدم های متفاوتی در یک دوره.

  9. دینا ۱۳۸۷-۱۱-۶، ۷:۴۲ ب.ظ

    حالا تو ایران که اتوبوس دو طبقه نداریم چی؟ :دی
    من سعی میکنم زیاد اتوبوس سوار نشم! مخصوصا از اون BRTها! حالا این آقاهه اگر مردش هست بیاد روانشناسی BRTهای ما رو انجام بده :دی

  10. دلا ۱۳۸۷-۱۱-۶، ۱۰:۵۲ ب.ظ

    مطلب جالب بود. آفرین به دکتر فاوست به خاطر نگاه دقیقش به اطراف ….
    در مورد اون دختر پستهای قبل باید بگم کسی که از اعتقادش بگذره(اگر با شناخت و مطالعه به دستش آورده باشه) میتونه از عشقش هم بگذره اگر یه چیز جالبتر از دوست داشتن بیاد سراغش.
    نوشته بودی نظر هیچکدوممنون با این بحث ها عوض نمیشه. اما من اینطور فکر نمیکنم. عصر گفتگوی تمدن ها گذشته و همه میدونم توی ذهنمون باید همیشه یه روزنه به بیرون باشه برای تغییر. فکر میکنم حرفی که بخواد تاثیرش روبذاره میزاره مگه ادمش متحجر باشه که اون دیگه حسابش جداست…
    گفتنی هارو درباره ی مراسم تحلیف باراک اوباما نوشته بودی. هر چند خیال میکنم ادم مرموزیه اما امیدوارم بتونه یه حرکت مثبتی بکنه اگه نه شعار دادن که کار سختی نیست… راستی یه چیزی بگم. از نگاه همسر اوباما که موقع سوگند کتاب مقدس رو دستش گرفته بود و خیره و با غرور شوهرش رو نگاه میکرد خیلی خوشم اومد و بخصوص رقص تانگوشون بعد از مراسم…

  11. مهم نیست! ۱۳۸۷-۱۱-۶، ۱۱:۰۵ ب.ظ

    از همه ی بازدید کننده های این وبلاگ و شخص نویسنده ی این وبلاگ می خوام که حتما به آدرس وبلاگ زیر سری بزنید. نویسنده ی این وبلاگ کسی هست که خودش رو یک دختر یهودی مقیم اسراییل معرفی کرده و مدام داره به مسلمان ها بد و بیراه می گه:

    http://dokhtaresahyun.blogfa.com

    این هم قسمتی از نوشته هاش:

    -” هنگامی که خداوند امر کرد « هیکل » را خراب کنند خطا کرده بود، به خطای خویش اعتراف کرده و به گریه در آمد وگفت : وای بر من که امر کردم خانه ام را خراب کنند و هیکل را بسوزانند و فرزندان مرا تاراج نمایند . خداوند ، از این که یهود را به چنین حالی گذاشته سخت پشیمان است و هر روز لطمه به صورت خود می زند و زار زار گریه می کند ، گاهی از چشمانش دو قطره اشک به دریا می چکد و آن چنان صدا می کند که تمام اهل جهان صدای گریه او را می شنوند و آبهای دریا به تلاطم و زمین به لرزه در می آید . هرگز خداوند از کارهای ابلهانه وغضب و دروغ برکنار نیست

    این هم از خدای ما .مشکلی دارید بگید

    ۲-ارواح یهود ، از ارواح دیگران افضل است ، زیرا ارواح یهود جزء خداوند است ! همچنان که فرزند جزء پدرش می باشد ، روحهای یهود نزد خدا عزیزتر است زیرا ارواح دیگران شیطانی و مانند ارواح حیوانات است . نطفه غیر یهودی ، مثل نطفه بقیه حیوانات است .

    حقیقت آفرینش شما رو از دید کاهن اعظم میخوام بگم: , ایشون فرمودن: خداوند بزرگ بنی اسراییل یهوه چون بنی اسراییل رو در رنج دید و از آنجا که حیوانات چهارپا به خوبی به فرزندان خداوند خدمت نمیکردند. تصمیم گرفت حیواناتی رو در قالب انسان بیافریند و تمام انسانهای روی زمین اعم از مسیحی مسلمان زرتشت و … حیواناتی هخستند که خداوند برای خدمت به یهود خلق کرد. ما به شما ه گوییم میگوییم. شما گوییم های ما هستید
    ۳- اسراییلی در نزد خداوند بیش از ملائکه محبوب و معتبر است. اگر غیریهودی، یک یهودی را بزند چنان است که به عزت الهیه جسارت کرده است و جزای چنین شخصی جز مرگ چیز دیگری نیست و باید او را کشت. اگر یهود نبود، برکت از روی زمین برداشته می‌شد و آفتاب ظاهر نشده و باران نمی‌بارید. همچنان که انسان بر حیوانات فضیلت دارد، یهود بر اقوام دیگر فضیلت دارد. نطفه‌ای که از غیریهودی منعقد می‌شود، نطفة اسب است. اجانب (غیریهودیان) مانند سگ هستند و برای آنها عیدی نیست, زیرا عید برای اجنبی و سگ خلق نشده است. سگ افضل از غیر یهودی است، ‌زیرا در اعیاد باید به سگ نان و گوشت داد، ولی نان دادن به اجنبی حرام است. هیچ قرابت و خویشی بین اجانب نیست، مگر در نسل و خاندان الاغ قرابتی است؟ خانه‌های غیریهودی به منزلة طویله است. اجانب دشمن خدا و مثل خنزیر قتلشان مباح است. اجانب برای خدمت کردن یهود, به صورت انسان خلق شده‌اند.

    فکر کردین از خودم میگم تو تلمود اومده که شماها برده ما هستین .طفلکیها فکر کردین کاری ازتون بر میاد؟
    همتون دارید نوکری ما رو میکنید. تمام تفریحات و زیباییهای دنیا در اختیار ماست. حالا هی بگید مرگ بر اسراییل. تمام قدرت دنیا دست ماست حتی تو آمریکا. رییس جمهور آمریکا اگر بخواد رای بیاره اول باید رضایت سران و بزرگان دین ما رو بدست بیاره”

    ناشناس Reply:

    اینا پرت و پلا بافی های عرب های متعصب است که به اسم روشنفکری تو مغز نارس بچه مذهبی های کم سواد کرده اند.در عین اینکه انحصار طلبی درون دینی را در هر دینی دیده ام و انکار نمی کنم کافی است سری به کتاب لمعه شهید ثانی بزنید و در باب جزیه و جهاد اوامر شرع مقدس را در رابطه با غیر مسلمانها ببینید.که البته الان بین شیعه و سنی هم حاکم شده است.

  12. حامد «آسمان نقره ای» ۱۳۸۷-۱۱-۶، ۱۱:۰۶ ب.ظ

    من هم اگر سوار اتوبوس میشدم اون قدیما همیشه میرفتم صندلی جلو.

    ناشناس Reply:

    حالا این شد یک چیزی! یکی از وب سایت های اینترنتی گفت، خاتمی از نامزدی میرحسین ‏حمایت کرده و به او قول همکاری داده است. اینجانب، این واقعه میمون و مبارک را( البته این ‏میمون ربطی به آن یکی ندارد) به امت شهیدپرور و معمولی تبریک گفته و برای این ‏میرحسین آرزوی چپ روی کمتر و برای آن خاتمی آرزوی حمایت و همکاری بیشتر می کنم. ‏اصولا به نظرم می آید به دلایل مختلفی ریاست جمهوری میرحسین از اهم انتخاب هاست.‏
    اول: اگر نامزدی میرحسین جدی و حمایت خاتمی هم جدی باشد، با توجه به کم بودن احتمال ‏رد صلاحیت میرحسین، وقت برای تبلیغ روی او کافی است، چون آدم مطمئن است که ‏میرحسین رد صلاحیت نمی شود و از طرفی مطمئن هستیم که در این چهار پنج ماه می توان ‏وقت برای معرفی اش گذاشت.‏
    دوم: احمدی نژاد نقطه قوت هایی دارد که احتمالا برای بعضی ها اهمیت دارد، مثلا در صحنه ‏بین المللی چپ است، به اقتصاد کنترل شده هم اعتقاد دارد، اتفاقا میرحسین هم همین طور ‏است، فقط فرقش با احمدی نژاد این است که باعرضه است و دروغ نمی گوید و معنی حرف ‏هایی که می زند می فهمد.‏
    سوم: یکی از مهم ترین خصوصیات میرحسین این است که در کشوری که آدم مجبور است ‏مزخرف بگوید، و اگر مزخرف نگوید به اتهام در پیش گرفتن سیاست سکوت نابودش می ‏کنند، توانسته است سالها گوشه ای بنشیند و حرف نزند. به نظرم میرحسین بخش صامت دولت ‏و خاتمی بخش ناطق آن را تشکیل بدهند، منتهی میرحسین کارش را بکند و خاتمی هم حرفش ‏را بزند. ‏
    چهارم: در سالهایی که در کشور هیچ چیز وجود نداشت، میرحسین با تمام قدرت از فرهنگ و ‏هنر حمایت می کرد و اصلی ترین آدمهایش هم هنرمند بودند و تقریبا تنها کسی است از ‏بزرگان جمهوری اسلامی که می فهمد نقاشی و سینما و معماری و نمایش چیست. من به ‏عنوان آدمی که اصولا دوست دارم کشور اصلاح بشود برای اینکه من کار ادبی و فرهنگی ام ‏را انجام بدهم وگرنه به فکر بخش قهرمان نیستم ، قطعا با تمام قدرتی که دارم، از میرحسین ‏موسوی حمایت می کنم. ( تذکر این نکته ضروری است که به هیچ وجه من در این انتخابات ‏از قدرتی که ندارم استفاده نمی کنم و فقط از قدرتی که دارم استفاده می کنم. در انتخابات بعدی ‏ممکن است کار دیگری بکنم.)‏
    پنجم: ما سر کابینه مان هستیم. به میرحسین پیشنهاد می کنم ( نامزد نشده پسرخاله شدیم) که ‏کابینه اش را تا حدی که می تواند تعریف کند. در مورد سه نفر اصرار می کنیم که در کابینه ‏آنها تثبیت بشوند و عضو راستکی هم باشند، نه عضو نمایشی؛ یکی اش خود خاتمی است، ‏دیگری کروبی است و سومی جواد لاریجانی. ‏
    فعلا همین فرمایشات را داشتیم، اگر قضیه جدی شود به نظرم باید با تمام قدرت یا بقول کوتوله ‏های سیاسی ” تمام قد” وارد انتخابات شد. حالا می خواهید بنشینید و توی سرتان بزنید که ‏طنزنویس و نویسنده کارشان تبلیغات انتخاباتی نیست. اتفاقا کارشان همین است. فعلا مهم ترین ‏وظیفه روشنفکر، هنرمند و آدم با آی کیوی بالای هشتاد این است که کاری کند که احمدی نژاد ‏و دارودسته اش برای دوره بعد کاسه کوزه شان را جمع کنند و برگردد به روستای پدری برای ‏ادامه حیات معنوی شان. ‏
    لب تاپ خمیر، شیشه پر پنیر…..‏
    در هفته گذشته با سرقت لب تاپ یکی از اعضای اصلی بسیج دانشجویی کشور، که لب تاپ ‏مذکور توسط عوامل مزدور پنتاگون سرقت شده و این لب تاپ محترم پس از بررسی های ‏کافی از طریق هموطنان مزدور صهیونیست در اختیار ما قرار گرفته است، برنامه روزانه ‏اعضای بسیج دانشجویی لو رفت. ظاهرا برادر کامران شاهباز( معروف به یاسر، با اسم ‏مستعار سمیه در یاهو مسنجر) مالک این لب تاپ برنامه روزانه خودش را برای هفته گذشته ‏نوشته بود و قرار بود این برنامه کلا هر هفته اجرا شود
    برنامه روزانه بسیج دانشجویی اعلام شد
    ساعت هشت صبح تا دوازده ظهر: دفن جسد در دانشگاه، تهدید اعضای دفتر تحکیم وحدت، ‏شرکت در مراسمی که نیاز به جمعیت داشته باشد.‏
    ساعت دوازده تا دو بعدازظهر: صرف ناهار و نماز، صرف ناهار به مدت ده دقیقه و صرف ‏نماز جماعت وسط یکی از میادین شهر یا وسط بزرگراه( محل مناسب براساس میزان ناراحتی ‏سایرین انتخاب می شود) به مدت یک ساعت و پنجاه دقیقه.‏
    ساعت سه تا پنج عصر: حمله به یکی از سفارتخانه ها و اگر مورد خاصی وجود نداشت، ‏حمله به همان سفارت انگلیس، در این عملیات پری و فاطی برای دادن روحیه حضور فعال ‏دارند.‏
    ساعت شش تا هشت شب: حمله به فرودگاه و تلاش برای هواپیماربایی و رفتن به صحنه های ‏جهانی.، در صورت وجود مشکل برای سرقت هواپیما، حضور فعال در سخنرانی های ‏استراتژیک. پری و فاطی برای نگهداشتن پلاکارد در مراسم حضور فعال خواهند داشت.‏
    ساعت نه تا یازده شب: حضور فعال در مراسم عزاداری، یا رفتن به بیت مسوولان برای ‏بوسیدن دست یا مالیدن پای مسوولان مربوطه، ثبت نام مجدد برای عملیات استشهادی. حضور ‏پری و فاطی در مراسم عزاداری برای ناله کردن الزامی است.‏
    ساعت دوازده شب تا دو نیمه شب: حضور فعال در دیدار با رئیس جمهور و حمایت از ‏فلسطین و لبنان.‏
    ساعت دو نیمه شب به بعد: دخمه، کار فرهنگی در عرصه های مجازی.‏
    قیمت نفت بالا رفت
    طبیعی است که کشته شدن مردم غزه یا مردم سودان یا مردم چچن یا مردم افغانستان یا مردم ‏عراق بسیار زجرآور است و آدم از آن عذاب می کشد. حتما نمی خواهید بگوئید که به عنوان ‏یک ایرانی برایتان کشته شدن مردم سودان مهم نیست، اما کشته شدن مردم لبنان فقط مهم ‏است. و حتما نمی خواهید بگوئید که به عنوان یک مسلمان برایتان کشته شدن یک چهارم ‏جمعیت مسلمان چچن که قبلا بخشی از کشور خودمان بوده و مردم آن صد سال تلاش کردند ‏که به ایران برگردند، برایتان مهم نیست و کشته شدن هزار نفر فلسطینی یا لبنانی مهم تر از ‏آنهاست. حتما هم نمی خواهید بگوئید که اگر تبلیغات تلویزیونی دولت ایران که دارد توی سر ‏ملت خودمان می زند، روی شما تاثیر نداشته و علت هیستری ضد یهودی و طرفداری از ‏تروریست های حماس بخاطر این نیست که شما موجود ساده لوحی هستید و تبلیغات تلویزیونی ‏می تواند مغز شما را تبدیل به زباله کند. و حتما نمی خواهید بگوئید که علت درگیری غزه ‏بالارفتن قیمت نفت و حل مشکل دولت ایران و بحرانی نگاه داشتن فضا برای حفظ قدرت ‏سیاسی ایران در افکار عمومی دنیای اسلام است، البته، یک قسمت این برنامه موفق شده ‏است، قیمت نفت پانزده دلار بالا رفت و از پنجاه دلار هم گذشت. سه سال است که روزی ده ‏پانزده نفر در جهان و ایران کشته می شوند که قیمت نفت بالا برود. ‏
    حماس مرا یاد یک گروه سیاسی خودمان می اندازد. یک حزب سیاسی که منافع کشور خارجی ‏و پدر ایدئولوژیک را به منافع ملی خودش ترجیح می داد، حاضر بود کشور را بفروشد به ‏کشوری که از آنجا قدرت می گرفت و اگر مردم کشورش کشته می شدند، تا بتواند قدرتش را ‏تثبیت کند، هیچ مشکلی نداشت. ما قبلا این داستان را خوانده ایم.‏
    خبرنگار العالم بازداشت شد
    کاظم انبارلوئی سردبیر رسالت که از بسته شدن ۱۳۰ روزنامه ایرانی و دستگیری دهها ‏روزنامه نگار ایرانی در ده سال گذشته دفاع کرد، اعلام کرد که ” بازداشت خبرنگار العالم به ‏اتهام اطلاع رسانی آزاد صورت گرفته است.” ‏
    این خبر قطعا تکذیب می شود، چون اگر خبرنگار العالم به عنوان شبکه خبری ایرانی کارش ‏‏” اطلاع رسانی آزاد” بود، قطعا دولت ایران خودش بازداشت اش می کرد و نمی گذاشت که ‏دیگران این کار را بکنند

  13. بهنام ۱۳۸۷-۱۱-۷، ۱۰:۰۶ ق.ظ

    منبعتون نوشته بود دانشگاه سلفورد نه دانشگاه استنفورد.

  14. مریم ۱۳۸۷-۱۱-۷، ۱۰:۱۵ ق.ظ

    کلا که برای اوتوبوس های اینجا جواب نمیده چون نصفه افراد بیشتر در حالت ایستاده و لهیده هستند اما جالب بود.من خودم حتی اگر بخوام وایسمم میرم وسط تر

  15. ساقی ۱۳۸۷-۱۱-۷، ۱۲:۴۳ ب.ظ

    چقدر جالب…
    من خودم بسته به شرایط جاهای مختلفی میشینم:
    مثلا” اگه بدونم اتوبوس خیلی شلوغ میشه و منم میخوام زود پیاده شم و در نتیجه اگه خیلی برم عقب تا بخوام خودمو تو جمعیت له کنم بیام جلو راننده ۴ تا ایستگاه دیگه رو هم رد کرده(!!)؛ ردیف های اول میشینم
    اگه بدونم جوّ اتوبوس عمله بازاره (!) و اگه ردیف اول بشینم همه چشمها روم زوم میشه و منم اعصاب اینجور صحنه ها رو ندارم ، میرم عقب تر میشینم
    در حالت معمول هم ردیف های وسط رو انتخاب میکنم که هم تو چشم نباشم هم راحت باشم..
    ولی خب این چیزایی که این دکتر تام فاوست گفته در مورد ایران و مخصوصا” تهران خیلی متفاوته
    چون هم اتوبوس دو طبقه خیلی وقته جمع شده
    تعداد اتوبوس ها کمه و در نتیجه همه باید خودشونو یه جوری بچپونن تو تا لای در نمونن! و در نتیجه کسی واسه جای نشستن انتخابی انجام نمیده!!! بلکه فقط باید یه جوری خودشو آویزون اتوبوس کنه تا به مقصد برسه!
    تازه اتوبوس های اکثرا” غیر استاندارد و قدیمی اند!
    فرهنگ درستی هم تو این زمینه نداریم!

    ولی در کل پست جالبی بود.
    یاعلی.

  16. نارگل ۱۳۸۷-۱۱-۷، ۱:۳۰ ب.ظ

    ما که دیگه اتوبوس دوطبقه نداریم اینجا تا خودمونو بسنجیم. ولی بچه که بودم عاشق بالا رفتن از پله های مارپیچ اتوبوس های دوطبقه بودم و دلم می‌خواست طبقه بالا رو صندلی جلو بشینم. هر وقت با پدرم بودم منو می‌برد بالا ولی مادرم به خاطر سهولت در پیاده شدن و ازدحام آقایان نانجیب در اتوبوس هیچ وقت منو بالا نبرد.
    ولی سرگرمی خفن من حتی حالا که سی سالی ازم گذشته و این روزا دیگه به خاطر محل کارم به ندرت از اتوبوس استفاده می‌کنم تحلیل رفتارها و شخصیت آدمای تو اتوبوسه. سالها پیش که خواهرکم هنوز ازدواج نکرده بود تمام وقایع اتوبوسی رو با ذکر دقیق جزئیات و تحلیل های خودم براش تعریف می‌کردم. و اون طفلک چقدر با حوصله و مهربون بود.

  17. نارگل ۱۳۸۷-۱۱-۷، ۱:۳۲ ب.ظ

    می گن طراح اتوبوس های دو طبقه یه ایرانی بوده که می‌کشنش و طرحشو ازش می‌دزدن! خدا عالمه.

  18. ناشناس ۱۳۸۷-۱۱-۲۰، ۲:۱۸ ب.ظ

    lمنم خوندم

  19. Ali ۱۳۸۸-۱۲-۲۲، ۴:۴۷ ب.ظ

    ما که هروقت سوار اتوبوس شدیم صندلی خالی نبود مجبور بودیم وایسیم !