<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: عاشقی با این دختر چه کرده&#8230;</title>
	<atom:link href="http://zahra-hb.com/1387/11/the-love-changed-this-girl/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://zahra-hb.com/1387/11/the-love-changed-this-girl/</link>
	<description>دست نوشته ها و خاطرات یک دختر ایرانی</description>
	<lastBuildDate>Sun, 12 Feb 2012 06:38:16 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.1</generator>
	<item>
		<title>با: ستاره</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1387/11/the-love-changed-this-girl/comment-page-1/#comment-60254</link>
		<dc:creator>ستاره</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=2205#comment-60254</guid>
		<description>تقریبا 3ماهه از یه پسر خوشم اومده اما نمی خوام غرورمو زیر پا بگذارم و بهش بگم . با وجود اینکه اصلا نمیشناسمش خیلی دوسش دارم شاید فکر کنین توهمه ولی اونم بهم توجه میکنه اینو دوستم که همیشه برای دیدن اون همرام میاد میگه.پسر مثبتیه واهل شماره دادن و از این قرتی بازیا نیست.نمیدونم چیکار کنم میخوام تکلیفمو بدونم که دوسم داره یا نه.لطفا هرکی میتونه کمکم کنه0</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>تقریبا ۳ماهه از یه پسر خوشم اومده اما نمی خوام غرورمو زیر پا بگذارم و بهش بگم . با وجود اینکه اصلا نمیشناسمش خیلی دوسش دارم شاید فکر کنین توهمه ولی اونم بهم توجه میکنه اینو دوستم که همیشه برای دیدن اون همرام میاد میگه.پسر مثبتیه واهل شماره دادن و از این قرتی بازیا نیست.نمیدونم چیکار کنم میخوام تکلیفمو بدونم که دوسم داره یا نه.لطفا هرکی میتونه کمکم کنه۰</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: ساسان</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1387/11/the-love-changed-this-girl/comment-page-1/#comment-59392</link>
		<dc:creator>ساسان</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=2205#comment-59392</guid>
		<description>عالی بود</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>عالی بود</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: ناشناس</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1387/11/the-love-changed-this-girl/comment-page-1/#comment-58384</link>
		<dc:creator>ناشناس</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=2205#comment-58384</guid>
		<description>سلام.این زهرا خانومه.تنهاست.همتون سرکارین.مخاتونو پرونده.ابربهار</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام.این زهرا خانومه.تنهاست.همتون سرکارین.مخاتونو پرونده.ابربهار</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: Khalil jo0n</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1387/11/the-love-changed-this-girl/comment-page-1/#comment-58123</link>
		<dc:creator>Khalil jo0n</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=2205#comment-58123</guid>
		<description>بعضی از حرفات منو به فکر میندازه وشاید بهم انرژی میده</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>بعضی از حرفات منو به فکر میندازه وشاید بهم انرژی میده</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: مهلا</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1387/11/the-love-changed-this-girl/comment-page-1/#comment-56690</link>
		<dc:creator>مهلا</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=2205#comment-56690</guid>
		<description>براوو خداوند منم باد ادعا هام ـزمایش کرد پس چه بهتر که وقتی تو دل کسی نیستیم به خودمون اجازه ندیم اعتقادشونو ببریم زیر سوال
چه بسا خودمون یه روز زیر بار همون امتحان شونه خالی کنیمو خجالت زده تر از اون خانم قمی بشیم این به شخصه به من ثابت شده و دیگه در مورد هیچ کس قضاوت نمی کنم</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>براوو خداوند منم باد ادعا هام ـزمایش کرد پس چه بهتر که وقتی تو دل کسی نیستیم به خودمون اجازه ندیم اعتقادشونو ببریم زیر سوال<br />
چه بسا خودمون یه روز زیر بار همون امتحان شونه خالی کنیمو خجالت زده تر از اون خانم قمی بشیم این به شخصه به من ثابت شده و دیگه در مورد هیچ کس قضاوت نمی کنم</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: حسین</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1387/11/the-love-changed-this-girl/comment-page-1/#comment-55239</link>
		<dc:creator>حسین</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=2205#comment-55239</guid>
		<description>سلام 
 جالب بود.
آدم ها را باتوجه به اعتقادات و عمل کردشان می توان به چند دسته تقسیم کرد .
1- افررادی که اعتقادات درست محکمی دارند اینگونه افراد در هر شرایط محکم هستند.
2- افرادی که اعتقادات درستی دارند ولی  نتوانستند کاملا با این اعتقادات کنار بیایند. این افراد در اثر کوچکترین شبهات جامیزنند.
3- افرادی هستند که خیلی چیز هارا باور ندارند فقط بخاطر شرایط موجود خود را در مسیری قرار می دهند .
 نکته مهم: خداوند حکیم بگونه ای انسان ها را مورد آزمایش قرار می دهد که هیچ کس در قیامت ادعایی نداشته باشد. پس هرکس هر ادعایی داشته باشد خداوند او با همان ادعا آزمایش خواهد کرد .</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام<br />
 جالب بود.<br />
آدم ها را باتوجه به اعتقادات و عمل کردشان می توان به چند دسته تقسیم کرد .<br />
۱- افررادی که اعتقادات درست محکمی دارند اینگونه افراد در هر شرایط محکم هستند.<br />
۲- افرادی که اعتقادات درستی دارند ولی  نتوانستند کاملا با این اعتقادات کنار بیایند. این افراد در اثر کوچکترین شبهات جامیزنند.<br />
۳- افرادی هستند که خیلی چیز هارا باور ندارند فقط بخاطر شرایط موجود خود را در مسیری قرار می دهند .<br />
 نکته مهم: خداوند حکیم بگونه ای انسان ها را مورد آزمایش قرار می دهد که هیچ کس در قیامت ادعایی نداشته باشد. پس هرکس هر ادعایی داشته باشد خداوند او با همان ادعا آزمایش خواهد کرد .</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: محس</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1387/11/the-love-changed-this-girl/comment-page-1/#comment-55119</link>
		<dc:creator>محس</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=2205#comment-55119</guid>
		<description>یادش بخیر 
اواسط دوره لیسانس یکی از خانم ها که 4 سالی هم ازم بزرگتر بود و همکار هم بودیم عاشق دوستم که تودل برو بود شده بود و به من نزدیک شده بود تا از طریق من بهش برسه
چون دوستم هم بچه مثبت بود ، خانم خیلی دنبال کارهای مذهبی می رفت ، یه مدت چادری شد و....

راستش یه کم دلم براش می سوخت چون می دونستم دوستم اصلا نظری نداره ، آخرش هم دوستم با یکی از فامیلاش ازدواج کرد و همکار من موند و خواستگارهایی که رد کرده بود.
البته منم یک سال زور زدم به هم برسن ولی نشد دیگه</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>یادش بخیر<br />
اواسط دوره لیسانس یکی از خانم ها که ۴ سالی هم ازم بزرگتر بود و همکار هم بودیم عاشق دوستم که تودل برو بود شده بود و به من نزدیک شده بود تا از طریق من بهش برسه<br />
چون دوستم هم بچه مثبت بود ، خانم خیلی دنبال کارهای مذهبی می رفت ، یه مدت چادری شد و&#8230;.</p>
<p>راستش یه کم دلم براش می سوخت چون می دونستم دوستم اصلا نظری نداره ، آخرش هم دوستم با یکی از فامیلاش ازدواج کرد و همکار من موند و خواستگارهایی که رد کرده بود.<br />
البته منم یک سال زور زدم به هم برسن ولی نشد دیگه</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: امیر از ارومیه</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1387/11/the-love-changed-this-girl/comment-page-1/#comment-54677</link>
		<dc:creator>امیر از ارومیه</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=2205#comment-54677</guid>
		<description>من امیر از ارومیه دنبال یه دوست دختر خوب می گردم شمارهی من 09365517065</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>من امیر از ارومیه دنبال یه دوست دختر خوب می گردم شمارهی من ۰۹۳۶۵۵۱۷۰۶۵</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: ناشناس</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1387/11/the-love-changed-this-girl/comment-page-1/#comment-54098</link>
		<dc:creator>ناشناس</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=2205#comment-54098</guid>
		<description>خانوم محترم عزیز
خوشم اومد در حینه زنانگی مردی
از نظر پسرا دخترا مثله پروانه میمونن که اگه زیاد بهشون نزدیک بشی و رو بدی فرار میکنن
مارو میبینن دلشون قیری ویری میره ها ولی خودشونو تا حدی نگه میدارن
بعضی دخترا هم که آبروی مارو بردن از بس دلی چون پارکینگ هواپیما دارن</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>خانوم محترم عزیز<br />
خوشم اومد در حینه زنانگی مردی<br />
از نظر پسرا دخترا مثله پروانه میمونن که اگه زیاد بهشون نزدیک بشی و رو بدی فرار میکنن<br />
مارو میبینن دلشون قیری ویری میره ها ولی خودشونو تا حدی نگه میدارن<br />
بعضی دخترا هم که آبروی مارو بردن از بس دلی چون پارکینگ هواپیما دارن</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: الهام</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1387/11/the-love-changed-this-girl/comment-page-1/#comment-51754</link>
		<dc:creator>الهام</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=2205#comment-51754</guid>
		<description>با علی موافقم که خیلی ساده از خودش گذشت که به کسی برسه که ارزش گذشتن از اعتقاداتش را نداشت</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با علی موافقم که خیلی ساده از خودش گذشت که به کسی برسه که ارزش گذشتن از اعتقاداتش را نداشت</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>

