تهران یعنی میدان انقلاب

من دیروز بعد از مدتها رفتم میدان انقلاب. آخ اخ که میدان انقلاب و کلا خیابونهای اطرافش چقدر برام نوستالژیک هست. با اینکه بوتم پاشنه اش بلند بود و اصلا مناسب پیاده روی نبود، اونقدر با دوستم قدم زدیم که الان پاهام تاول زدن.
آخ که من چقدر خاطره دارم از این میدان انقلاب و پردیس مرکزی دانشگاه تهران و خیابون های اطرافش و انتشاراتیش ها.

تهران یعنی میدان انقلاب. میدونم جای خیلییی شلوغیه ولی من دوستش  دارم. این کتابفروشی ها رو دوست دارم. این آدمهایی که هر کدوم تو دستشون یه نایلونه پره کتاب هست رو دوست دارم. اینایی از شهرستان اومدن و آدرس میپرسن رو دوست دارم. آخ کتاب فروشی هاش رو دوست دارم
حتی ساندویچیهای کثیف اطراف انقلاب رو دوست دارم و به اصرار دوستم حتی امروز پاشدیم رفتیم تو یکیشون ساندویچ هم خوردیم !:) البته من ناپرهیزی نکردم و کالباس خشک گرفتم ولی بازم محیطش تنگ و پز از آدمش رو دوست داشتم.
وای وای من دسته جمعی با بچه های خوابگاه قرار میذاشتیم که یه روز بریم منابعمون رو بخریم و چقدر روبروی دانشگاه کتاب فروشی ها رو میگشتیم. چقدر دیروز یادشون کردیم.
آخی که من چقدر این شلوغی انقلاب و آدمای کتاب به دستش رو دوست دارممم !:)

۳۹ نظر

  1. حجت الاسلام نیچه ۱۳۸۷-۱۱-۲۲، ۶:۱۷ ب.ظ

    منم خیلی دوست دارم
    یه ساندویچی هست بعد از پل عابر پیاده
    یه ترکیه
    از اون ترکها

    دوبار تاحال باهاش حرفم شده
    دی:

    جواب به این نظر

  2. محمد ۱۳۸۷-۱۱-۲۲، ۶:۱۹ ب.ظ

    منم همینطورم، بزرگترین و بهترین سرگرمی‌مون هم وول خوردن تو جمعیت و سر زدن به کتاب فروشیهاست و با اینکه تازه کاریم ولی لم کتاب فروشای مختلف داره دستمون میاد، مثلا یکیشون هست که اگر خودت دنبال کتاب بگردی و پیدا نکنی و ازش بپرسی می‌گه نمی‌دونم،‌ اما اگه تا وارد شدی اسم کتاب رو بهش بگی تندی برات میارتش

    جواب به این نظر

  3. مهدی ۱۳۸۷-۱۱-۲۲، ۶:۴۰ ب.ظ

    من عاشق کتابفروشی‌هاش نیستم عاشق لوازم الکترونیک فروشی‌هاشم.
    خازن دیود و ترانزیستور و آی‌سی و …

    جواب به این نظر

  4. حمید رضا حسینی ۱۳۸۷-۱۱-۲۲، ۷:۱۲ ب.ظ

    بزرگ ترین سرگرمی من اول فیلم دیدن بعد هم کتاب مخصوصا در مایه های فلسفی رومانتیک از داستان های زبان اصلی هم خیلی خوشم میاد .
    راستی من زیاد به وب سایت شما میام خیلی جالب هستش . از این به بعد من براتون کامنت هم میزارم اگر خواستن به وبلاگ من سر بزنین

    جواب به این نظر

  5. دینا ۱۳۸۷-۱۱-۲۲، ۸:۰۰ ب.ظ

    من کتاب فروشیاش رو دوست دارم. اما اون ساندویج های پر از میکروبش رو نه :دی

    جواب به این نظر

  6. default ۱۳۸۷-۱۱-۲۲، ۸:۱۵ ب.ظ

    من کتاب رو دوست دارم
    کتاب های ادبی
    و کتاب های در مورد رشته ی تحصیلیم (که ربطی به ادبیات نداره)
    یه بار واسه خریدن یه کتاب که اصفهان نبود شب راه افتادم و صبح رسیدم تهران
    رفتم کتاب رو خریدم و ظهر راه افتادم و شب خونه بودم
    کرایه ی راه بیشتر از پول کتاب شد…
    راستی
    چه رشته ای تحصیل کردی؟

    جواب به این نظر

  7. ebi888899 ۱۳۸۷-۱۱-۲۲، ۸:۳۵ ب.ظ

    سلام
    خوبید زهرا خانم؟
    منم عاشق محیطهای شلوغ هستم.
    از مطالب خوبتون ممنونم همشون برام جالب و جذابه.
    متشکرم.

    جواب به این نظر

  8. Ahmad ۱۳۸۷-۱۱-۲۲، ۹:۰۲ ب.ظ

    اخ که من چقدر هوش تهران رو کردم با این پست تون!
    با اینکه همش یه سال و چیزی می شه اما بازم خیلی دلتنگشم :-(

    جواب به این نظر

  9. ناشناس ۱۳۸۷-۱۱-۲۲، ۹:۱۰ ب.ظ

  10. علی ۱۳۸۷-۱۱-۲۲، ۹:۵۹ ب.ظ

    سلام،

    راستی یکی که “بوت”ش پاشنش بلنده یعنی چه:)

    هی انقلاب، گفتی و درد دلمو تازه کردی، همه چیزش آلیه، کتاب فروشیاش، آب میوه آی های سر جمال زده، سینماهاش خصوصا بهمن، اینکه هر لحظه ممکنه یکی از دوستاتو که عمریه ندیدی اونجا ببینی، فقط از یه چیزش خیلی بدم میومد، اونم نماد وسط میدونش بود که خیلی بد ترکیب بود.

    هی ….

    جواب به این نظر

    زهرا Reply:

    یعنی چکمه ای که پاشنه اش بلنده :دی
    الان شمالم بازم لهجه ام دستکاری شده، چکمه رو به گیلکی نوشتم =))

    جواب به این نظر

  11. علی ۱۳۸۷-۱۱-۲۲، ۱۰:۰۴ ب.ظ

    راستی زهرا چرا یکی یکی از لیست لینکات داری کم می کنی، مثلا الان دنبال کلاشینکف دیجیتال بودم که نیست، خیلی لیستو محدود نکردی؟

    جواب به این نظر

    دختر بازی Reply:

    kelshinkofe digital=bonyadgerai az noe jadid

    جواب به این نظر

    علی Reply:

    حالا درسته که طرف محافظه کاره، اما یه موقع هایی چیزای جالب می زاره تو وبلاگش مثل عکس و از این حرفا

    جواب به این نظر

  12. مسافر ۱۳۸۷-۱۱-۲۳، ۱:۴۴ ق.ظ

    سلام.

    دبیرستان بودم واسه خرید کتابای مورد علاقم میرفتم یه شهر دیگه (بابل – چون تو شهرمون کتابفروشی درست و حسابی نبوده، الان هم نبست البته.) اونجا هم فقط یک کتابفروشی درست و درمون داشت. روبروی دانشکده فنی بابل.

    یه بار که اومدم تهران روفتم انقلاب. قبل اون میدان انقلاب نیومده بودم. وای اون روز رو هیچوقت فراموش نمیکنم. چقدر کتاب!. میگفتم خوش بحال اینایی که تهرانن. کلی کتاب خریدم. اولین بار بود که ۵۰ تومنی واقعی رو دیده یودم :D .گذشت اون دوران چه حس و حال خوبی داشتیم ما!. چقدر علاقه داشتم به خوندنه کتابای مورد علاقم.

    منم خیلی از محیط اکتیو اونجا خیلی خوشم میاد. وقتی میری اونجا با دیدن افراد با سن و سال مختلف یاد حس و حال گذشته خودت در اون سن و سالها میوفتی. خیلی قشنگه. مگه نه ؟

    جواب به این نظر

  13. سلمان ۱۳۸۷-۱۱-۲۳، ۷:۱۶ ق.ظ

    سلام
    منم کلی خاطره دارم از همین میدون انقلاب و کتاب‌فروشی‌هاش و ساندویچی‌ها و سمبوسه‌ای‌ها و پیراشکی‌ای‌ها و …

    سوال: همیشه برام سوال بوده که دلیل پوشیدن کفش پاشنه‌بلند چی می‌تونه باشه؟ با جسارتی که ازتون سراغ دارم لطفا پاسخ بدید…

    جواب به این نظر

  14. الی ۱۳۸۷-۱۱-۲۳، ۱۰:۰۸ ق.ظ

    اینم خصوصیه.
    از آنی یاد گرفتی داری یکی یکی لینکاتو کم می کنی؟خب یه خورده از خودت خلاقیت در کن دختر جان.
    راستی یادم رفت بگم شما که این قدر سنگ غزه رو به سینه می کوبی اون وقت با بوت ؟نمیان به هم که.

    جواب به این نظر

    زهرا Reply:

    خوب من اون کامنت خصوصیت رو دیدم
    در مورد پوشش من اشتباه می کنی!
    اون چیزی که فکر میکنی رو خیلی بهش اعتقاد ندارم و استفاده هم نمیکنم!

    ضمن اینکه من از کسی تقلید نکردم لینکا رو هم جا انداختم بعد از اینکه از بلاگرول در اومدم اگه دقت کنی کم کم دارن اضافه میشن!!

    بعدشم اینکه من فکر کنم می شناسمت :دی

    جواب به این نظر

    زهرا Reply:

    در ضمن من ربط بوت و غزه بهم رو نفهمیدم. شما تو این هوای سرد که انتظار نداری من با دمپایی بیام بیروون احیانا؟

    جواب به این نظر

  15. ملجه ۱۳۸۷-۱۱-۲۳، ۱۰:۱۰ ق.ظ

    از دختر با اعتقادی مثل شما بعیده که بوووووت اون هم از نوع پاشنه بلندش ببووووووشه!!!!!!!!!!!!!

    واااااااااااااااااااااااااااااای! واااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای!

    :))

    جواب به این نظر

    زهرا Reply:

    وا شوخی میکنی؟!! چه ربطی داره؟!! :))

    جواب به این نظر

  16. س.الف...nonoghalam ۱۳۸۷-۱۱-۲۳، ۱۲:۰۱ ب.ظ

    سینما هم سینماهای انقلاب با ان صندلی های کبره بسته و چرک

    جواب به این نظر

  17. پرین ۱۳۸۷-۱۱-۲۳، ۱۲:۰۵ ب.ظ

    منم عاشق جاهای پر از کتابم
    ولی میدون انقلاب رو دوست ندارم به نظرم خیلی کثیفه
    دوبار بیشتر هم نیومدم

    جواب به این نظر

  18. لعیا ۱۳۸۷-۱۱-۲۳، ۱۲:۳۲ ب.ظ

    منم از انقلاب کلی خاطره دارم
    از سینماهاش
    از آش نیکو صفت که بچه قرتی های دانشکده رو به زور می بردیم اونجا برا تولدهاشون
    از انتشارات سوره
    از او ن مغازه های جینگول فروشیشون مخصوصاً اونا که الان تبدیل به سی دی فروشی شدن برا وقتایی که می موندی چه جوری یه کادو تولد ارزون بخری

    واسه دانشجوها، انقلاب یه جورایی حاجت هم می ده
    یه وقتی که اسمم تو یه اردویی که خیلی دوس داشتم در نیومد، از آزادی تا انقلاب رو پیاده اومدم، وقتی برگشتم گفتن اسمت در اومده، بعدش دفعه بعدی که یه جا دیگه اسمم در نیومد نذر کردم از تجریش تا انقلاب رو پیاده اومدم و اسمم در اومد

    جواب به این نظر

    نارگل Reply:

    عجب نذر جالبی!

    جواب به این نظر

  19. سارینا ۱۳۸۷-۱۱-۲۳، ۲:۱۹ ب.ظ

    سلام
    آخ گفتی! منم خیلی دوستش دارم.یادش بخیر اولین باری که رفته بودم انقلاب چقدر ذوق زده بودم.کی بود؟ یادش بخیر.هییییییییییییییییییییی

    جواب به این نظر

  20. نارگل ۱۳۸۷-۱۱-۲۳، ۲:۳۶ ب.ظ

    با اینکه پنج سال تمام منم هر روز در این میدون و حوالیش رفت و آمد می‌کردم ولی همون اندازه که اون موقع ازش بدم میومد هنوزم بدم میاد. از شلوغیش. از عمله هاش. از اغذیه فروشی هاش. از کتاب فروشی هاش. از همه اونایی که پشت ویترین مغازه ها دنبال کتاب می‌گردن. از همه آدمایی که نایلون های کتاب به دست دارند. از کتاب متنفرم و به خصوص از دانشگاه تهران با همه کرور کرور دانشجوهای شهرستانیش. از کوی دانشگاه. از حوادث دانشگاه. از روشنفکر مآبی دانشجوهای دانشگاههای دولتی به خصوص دانشگاه تهران.تنها چیزی که دوستش داشتم میوه فروشی کنار سینما بهمن بود که همیشه میوه ها و سبزیجات خاص داشت و من مشتریش بودم.

    جواب به این نظر

    زهرا Reply:

    فکر کنم در این مورد اساسا اختلاف سلیقه داریم نارگل جان :!)

    جواب به این نظر

    نارگل Reply:

    ولی در مورد اون میوه فروشی کنار سینما بهمن فکر نکنم اختلاف سلیقه داشته باشیم

    (:

    جواب به این نظر

    reza Reply:

    نژادپرستی؟؟

    جواب به این نظر

  21. mahsa joon ۱۳۸۷-۱۱-۲۳، ۶:۳۵ ب.ظ

    وای منم انقلاب رو خیلی دوست دارم . تقریبا پاتوقمه .کتاب فروشیاش و کلهم همه چیش رو دوست دارم . ولی همیشه یه سوال مونده برام چرا ادمای اونجا یا خیلیییییی سطح پایینن با فرهنگ نافرمشون .یا فکر میکنن خیلی سطح بالان و روشنفکر .. حد وسط خیلی کم داره . دقت کردی؟

    جواب به این نظر

  22. مهناز ۱۳۸۷-۱۱-۲۳، ۸:۰۷ ب.ظ

    بوت؟!! نگرفتنت؟ خب ترا که البته نه! استغفرالا! ترا که نمیگیرن…

    جواب به این نظر

  23. reza ۱۳۸۷-۱۱-۲۷، ۶:۰۶ ق.ظ

    ببخشید بوت؟؟؟ چقدر خوبه جو زده نشین هیچ وقت!

    جواب به این نظر

  24. رضا ۱۳۸۷-۱۲-۴، ۳:۲۲ ب.ظ

    من دو سال سربازیم را تهران بودم ۷۰ درصد خاطرات خوبم از میدون انقلاب تهران بود و سینماهاش .
    میدان انقلاب اصفهان چسبیده به سی و سه پل هم همان حال و هوا را دارد .

    یا باد آن روزگاران ………..

    جواب به این نظر

  25. نیما همایون فر نیا ۱۳۸۸-۰۳-۳۱، ۸:۵۵ ق.ظ

    سلام روز بخیر
    تا حالا تو وب سایت شما نیومده بودم خیلی با حاله
    راستی منم میدون انقلاب و دوست دارم کلا هر چیزی که به خوندن یا نوشتن مربوط میشه رو دوست دارم معمولا وقت از خیابون رد میشم تبلیغات بی ارزش رو که کف خیابونا ریخته می خونم امیدوارم موفق باشین

    جواب به این نظر

  26. 88 ۱۳۸۸-۰۶-۸، ۷:۴۱ ق.ظ

    خوب می نویسی تبریک می گم

    جواب به این نظر

    نیما همایون فر نیا Reply:

    lotf darin shoma ziyadam khob nist

    جواب به این نظر

  27. خ,nll ۱۳۸۸-۱۰-۵، ۴:۰۰ ب.ظ

    good بود …..

    جواب به این نظر

  28. محمد ۱۳۸۸-۱۱-۲۷، ۱:۴۸ ب.ظ

    برام دعا کنید دانشگاه تهران قبول شم
    ممنونم

    جواب به این نظر

نظر شما