وبلاگستان کدخدا نمیخواد!

* بخش دوم:
ابتدا بخش اول رو اینجا بخونین: وبلاگستان جناحی، وبلاگستان مرده

* روزی روزگاری نویسنده جوانی از جرج برنارد شاو پرسید: «شما برای چی می نویسید استاد؟» برنارد شاو جواب داد: «برای یک لقمه نان.» پسره بهش برخورد. فورا توپید که: «متاسفم. برخلاف شما ما برای فرهنگ می نویسیم.» و برنارد شاو گفت؛ «عیبی ندارد پسرم. هر کدام از ما برای چیزی می نویسیم که نداریم

* این جوانی که تو پاراگراف بالاست، عجیب منو یاد ادعاهای بی پایه برخی وبلاگنویسا میندازه. اصلا میدونین چیه؟ یکی از روشهای خوب جلوه دادن و مهربون نشون دادن خودتون اینه که دست پیش بگیرین تا پس نیفتین! باور کنین این روش همیشه جواب میده!
دیدین این وبلاگهایی که مخالف رو به طور کامل بایکوت می کنن و با انواع و اقسام تهمت ها سعی در تمسخرش و به انزوا کشیدنش دارن؟! و یا اینکه برای خودشون و عقاید زیبای (!) خودشون یه حلقه دوستان تشکیل دادن که فرت فرت تا طرف مینویسه “آب خوردم” لینکش می کنن و میگن وای ببین چه مطلب خوبی نوشته، این حق داشته آب بخوره و الخ؟ اینا همون کسانین که در اولین فرصت یه پست مینویسن در باب تحمل نظرات مخالف و اینکه باید آزادی بیان باشه و همه حرف بزنن و کسی مطلبی/شخصی رو سانسور نکنه و صد البته یادشونم نمیره که مستقیم یا غیر مستقیم کسی/مطلبی رو مسخره و یا محکوم کنن. یا مثلا میبینین کیا الان تو وبلاگستان ادای مبارزه و مخالفت با خشونت در میارن؟ به یاد بیارین چند ماه پیش رو که خبرهایی مبنی بر حمله آمریکا/اسرائیل به ایران بود و همینها از جنگ بر علیه ایران استقبال میکردن! انگار جنگ و کشته شدن تعدادی زیادی آدم خشونت محسوب نمیشه، چون به نفع منافع سیاسی شون هست!

* این وسط برای اینکه خیلی دیگه ادعاهاشون شعار الکی نباشه هرزچندگاهی یه چهار تا مطلب به دردنخور کار نشده مخالف و یا ۲ پهلو رو هم علم می کنن که خیلی دیگه تابلو نشن. وگرنه خودشونم میدونن که هم وبلاگ درست و حسابی تر هست و هم مطلب. منتها چون میدونن فلانی مخالف باهوشی هست، مطلبش منبع درست و حسابی داره، به عمد، مطلب رو نادیده میگیرن.
اونی که وجدان داره خودش با خوندن دو متن میتونه بفهمه حق با کیه، اونی که نمیخواد بفهمه، یا خودش رو زده به اون راه، از الان تا ۲۰۰۰ سال دیگه واسش دلیل بیاری بازم حرف خودش رو میزنه.

* خوشبختانه وبلاگستان بزرگتر نداره! براش کدخدا بازی در نیارین که کی خوب قضاوت میکنه، کی بد، کی خوب مینویسه کی بد؟ هیچکس هم شما رو به کدخدایی قبول نداره! دوره زور و زورگویی و اینها هم خیلی وقته که گذشته، برای دیگران تکلیف مشخص نکنین و برچسب خوب و بد ندین! تا جایی که من یادمه تو وبلاگستان انتخاباتی برگزار نشده که رییس انتخاب کنیم واسش، که مطالب بقیه رو ارزیابی کنه. هروقت کسی تونست منصفانه عمل کرد، پیش وجدان خودش راحته. اونیم که وجدان نداره، میشه یکی مثل همینایی که مورد مثال منن. مخالفشون رو بایکوت می کنن به ۴ تا مطلب بیربط و ۲ پهلو لینک میدن اسم خودشونم میذارن آدم خوبه منطقی و آروم.
طبیعتا برای رد کردن بقیه هم باید برچسب تهیه کنن: بی منطق، احساساتی، عصبانی و برای خودشونم طبق معمول: اهل گفتگو، بحث، منطق درست و حسابی، ناز، گوگولی. در حالی که دلیل اصلی چیز دیگریه! “تضاد با منافع سیاسیش”. در ثانی عصبانی بودن و نارضایتی از وضع موجود یک حق طبیعی هست و اگه این حس عادی نبود، خدا این نیاز رو در بشر نمیذاشت که هرزچندگاهی به وفور عصبانی بشه و بعید میدونم موجودی در دنیا وجود داشته باشه که ادعا کنه تا حالا عصبانی نشده و یا سر کس/کسانی داده نزده! اگه کسی همچین ادعایی کرد، به طور حتم دروغ میگه!

* توجه کنید که حق مخالفت برای همه هست، یه نفر میتونه با تک تک جملات یک وبلاگ مخالف باشه، ولی وقتی خودش اصل صحیح رفتار کردن رو بلد نیست، وقتی خودش اصل تحمل مخالف رو بلد نیست، وقتی خودش به عمد اشخاص رو حذف میکنه، وقتی خودش در برابر کوچیکترین انتقادی دست به تمسخر بر میداره، دیگه حق نداره علم زنده باد مخالف من رو بنا کنه! من با گوسفند فرض کردن مخاطب مخالفم. وگرنه حتی حق میدم به هر ایکس و ایگرگی که از هرکسی که دلش خواست، متنفر باشه. مشکل من شعار بیخود دادنه. ضمن اینکه اگه بپذیریم نظر هرکسی برای خودش “محترمه” مخالفت یا نقد اون نظر، با تمسخر و بد دونستنش فرق میکنه.
اصلا کلا عمده مشکل من در زندگی با آدمهاییه که تنها عرضه شون اینه که شعارهای مفت و ۲ پهلو بدن و در عین حال ادعای روشنفکری، باکلاس و منطقی بودن و عقل کل بودن دارن و دیگران رو اخ میدونن و از خوندن مطالبشون پیف پیف می کنن و معتقدن لابد همه باید مثل اونها فکر کنن!

* اینو از صمیم قلبم میگم، خدا رو شکر، تو دنیای واقعی قدرتی ندارین و کاره ای نیستید، اگر بودین وای به حال مخالفین شما. فعلا به همین اعتبارتون تو دنیای مجازی بسنده کنید و ازش کماآل لذت رو ببرید، خواهشا از این فراتر نرین، رو همین دنیای مجازی  تا جایی که میتونین وقت بذارین و قدرتتون رو زیاد کنین، واسه همدیگه دل و قلوه پاس بدین، اشکالی نداره، اقلا آدمهای دنیای واقعی از شر زبان و عملتون در امن و امان بمونن!

۴۴ نظر

  1. حامد «آسمان نقره ای» ۱۳۸۷-۱۰-۲۲، ۹:۳۴ ب.ظ

    خوش به حال خودم که از این مخالفا ندارم!
    بی خیال زهرا جان. از این آدما زیاده که با ادعای اینکه من مخالف همه چیز هستم و حکومت ایران فلانه و از این حرفا میخوان بگن که ما خیلی حالیمونه و اینجور چیزا.
    حالا یکی نیست بگه هرچی دارین تو وبلاگ خودتون بنویسید بذارین مردم هم کار خودشون رو بکنن.
    اصلا به کسی چه مربوطه که بخواد نظر من و شما رو هم موافق خودش بکنه؟

    زهرا Reply:

    حق با شماست من زیادی حساس شدم

    حامد «آسمان نقره ای» Reply:

    البته شما بیشتر حق داری. کاملا درکت میکنم

  2. حامد «آسمان نقره ای» ۱۳۸۷-۱۰-۲۲، ۹:۳۵ ب.ظ

    من اول شدم ها!! اما در انتظار تائید!!!! :D

  3. مهسا جون ۱۳۸۷-۱۰-۲۲، ۹:۴۲ ب.ظ

    سلامممممم .یه چیزی میگم امیدوارم ناراحت نشی .ولی فکر نمیکنی زیاد داری به این موضوع میپردازی؟این حساسیتت باعث محساسیت ادم به خودت میشه. وبا عرض معذرت گاهی بعضی تیکه هات اگه بدتر نباشه بهتر از کارای همونایی که ازشون انتقاد میکنی نیست.
    قصدم توهین نیست فقط نظر شخصیم بود.

  4. وب - آ - ورد ۱۳۸۷-۱۰-۲۲، ۹:۴۵ ب.ظ

    وب – آ – ورد
    با این توصیخ المسابل:
    خواهشا تو همین دنیای مجازی هم، با اعتقاد به قانون (!) اساسی جمهوری (!) زهرا خانومها یی که شوما رو داریم ، تا جایی که میتونین وقت بذارین و قدرتتون رو زیاد کنین، برای همدیگه سینه چاک کنین و دل و قلوه پاس بدین و انفدر” لینک” یذین که لینکدونیتوت بشه خمره دخوهای دروازه قزوین میدون امام راحل ره انقلاب!
    کرفتین چی شد؟
    من با گوسفند عید فربون فرض کردن مخاطب مخالفم!

  5. علی افشار ۱۳۸۷-۱۰-۲۲، ۱۰:۲۹ ب.ظ

    عجب . پس کدخدا نمی خواد .
    راستی برای ازدواج من به این رسیدم که حتما یه کد خدایی می خواد بره براتون خواستگاری . من هنوز منتظر ازدواجم . عجب معظل بی شعوری هست این ازدواج

  6. لعیا ۱۳۸۷-۱۰-۲۲، ۱۱:۴۴ ب.ظ

    سلام

    به نظرم خیلی خوب، درون بعضی ها رو شناختی

    من اسمش رو می ذارم نفاق، دورویی

    مهم اینه که آدم با وجدانش بتونه کنار بیاد

  7. راهنما ۱۳۸۷-۱۰-۲۲، ۱۱:۴۶ ب.ظ

    سلام
    خواستم بگم تگ روزهای سخت زهرا رو اضافه کن، که دیدم نوشتی خشم زهرا. روزهای سخت بامداد و دیگران هم هست.
    چیز دیگه‌ای هم هست. شماها و سعی و تلاشتون رو که می‌بینم یاد واقعه کربلا، با تمام وسوسه‌های روی زمین که اونجا جمع شده بود می‌افتم. کسایی که رفتند و کسایی که موندند با تمام جاذبه‌ها و دافعه‌ها.
    تحمل کنید.

  8. دودینگ‌هاوس ۱۳۸۷-۱۰-۲۳، ۱۲:۲۴ ق.ظ

    شما مطمئن نیستید.

    دودینگ‌هاوس Reply:

    کسی اگه مطمئن باشه، این همه آزار نمی‌بینه از مخالفت دیدن. حالا شما این فریادها به خاطر خودتون نیست.

    به هر حال دارید آزار می‌بینید از دیدن این چیزایی که نوشتید. در حالی که اگه به حرفایی که توی این چند سطر گفتید،‌ باور داشتید، نیازی به نوشتن نبود.

    این نوشته‌ی شما،‌ به خودش پای‌بند نیست.

    زهرا Reply:

    دودینگ هاوس:
    ببین حرفت در شرایطی درسته که “خود” مسئله باشه حتی اون عصبانیتی که نوشتید
    مسئله اینجا “من” نیستم، یعنی من نیستم که چنین برچسبی خورده ام.
    ضمن اینکه من توی همین متن هم نوشتم عصبانیت همیشه حس بدی نیست خیلی از مواقع باعث میشه حرکت مثبتی از شما سر بزنه حداقل از سکوت بهتره!

    پیچک سر به هوا Reply:

    جناب دودینگ‌هاوس
    یعنی چی: “کسی اگه مطمئن باشه، این همه آزار نمی‌بینه از مخالفت دیدن” ؟!

    آزار دیدن، چه ربطی به اختلاف دیدگاه داره؟!

    در ضمن، با این فرمایش شما، دربارۀ هیچ مسأله‌ای نباید اعتراض کرد و زبان به شِکوه گشود، چون اعتماد به نفس مون، یا اعتماد به اعتقادمون زیر سؤال می‌ره!!!

    عجبـــا!

    دودینگ‌هاوس Reply:

    به این فکر کنید که هر اختلاف دیدگاهی، و هر مخالفت دیدنی، بازگشت می‌کنه به اختلاف در مبانی. اگه ما حواس‌مون باشه که این اختلافی که الان داریم می‌بینیم و مخالفتی که می‌بینیم، منشا و مبناش، اختلافات اصولی و مبنایی‌ه، دلیلی برای عصبانیت وجود نداره.

    این حرف من به هیچ‌وجه نتیجه‌ش این نمی‌شه که نباید اعتراض کرد. مثال می‌زنم. دولت ایالات متحده، ادعای پاس‌داری از حقوق بشر داره. ما باید وقتی امریکا یه جایی حقوق بشر رو نقض می‌کنه،‌ اعتراض کنیم، و عصبانیت اون‌جا معنی داره. اما این حاکی از بلاهته، که مثلا ما به عربستان سعودی اعتراض کنیم که چرا با امریکا روابط تنگاتنگ داره.

    همه‌ی حرف من این بود که عصبانیت باید کارکردگرایانه باشه. اما عصبانیت خانم زهرا هیچ کارکردی جز قدرت‌مند کردن طرف مقابل‌شون نداره. و ایضا در موضع ضعف انداختن خودشون. که گفتم انتحار.

    محمد ... Reply:

    قدرمتند کردن مخالف؟
    ببین جناب دودینگ هاوس !
    اگر الان شما میبینید این طرز فکر توی وبلاگستان قدرتمند شده دلیلش سکوت خیلی از دوستان هستش! من خیلی ها رو میشناسم که سکوت کردن !!! چرا ؟ چون زبان و ادبیات طرف مخالف توهین فحاشی بی ادبی و بی منطقی است (هر چند به قول زهرا خیلی ادعا دارن!) … اما من اینجا باید بگم که زهرا خیلی شجاعت به خرج داده که در مقابل این افراد نظرش رو مینویسه ! ببینید کار به کجا رسیده که در جو بده وبلاگستان اظهار نظر کردن شجاعت به خرج دادنه!
    من به زهرا حق میدم عصبانی باشه! چون میدونم چی میگه! کاملا هم درکش میکنم ! هر چند مطمئنم زهرا خیلی از حرفهاش رو اینجا نمیتونه راحت بزنه چون از حمله های احتمالی و اهانت ها باخبره!!!
    همین!

    دودینگ‌هاوس Reply:

    به من بگید کارکرد و فایده‌ی این عصبانیت‌نویسی‌ها چیه؟

    دودینگ‌هاوس Reply:

    قبول ندارم. یعنی قبول ندارم که این رفتار شما و این عصبانیت‌تون و خشم‌تون، فایده‌ی غیر شخصی‌ای داشته باشه.

    من هم قبول دارم که عصبانیت می‌تونه تغییر ایجاد کنه. قبول. اما بحث ما الان کاملا عینی و مصداقی‌ه. من گفتم این عصبانیت شما توی این متن، کارکردی جز به رسمیت شناختن قدرت «کدخدا» و حتی پرقدرت‌تر کردن‌ش نداره.

    البته چیزی که می‌شه از مجموعه‌ی حرف‌های توی این نوشته برداشت کرد،‌ اینه که فکر می‌کنید این عصبانیت، حتی اگه به حال خودتون هیچ فایده‌ای نداشته باشه، به حال جماعت وبلاگ‌نویس‌هایی که گرفتار این بلا هستن فایده داره.

    خب. من این رو قبول ندارم. همین. مشکل خاصی نیست! این هم یه اختلاف و یه مخالفت. حالا این مخالفت من شما رو آزار می‌ده؟ فکر نمی‌کنم. چرا این مخالفت من شما رو آزار نمی‌ده اما اون مخالفت‌ها آزارتون می‌ده؟

  9. leila ۱۳۸۷-۱۰-۲۳، ۲:۰۳ ق.ظ

    Hala to chera khudet ro narahta mikoni , man nemidonam moshkel ma ha in hast ke hamsihe dost darim hame chiz ro bebarim be bahs va jadal va ki behtare ,akheh khudte ham raje be in gazaya bi ahameyat bashe va chzii nanevis, hamin ke minevsii ya ni inke ye jori inha rafte to asabet.
    adam 4 ta weblog englisi mikhune mibine aslan az in bahsaye bikhud va be gole to ye halge jamat dost tashki bedan ke linkaye ashghal ro be ham link bedan nadarand, nemone bareze in ghazyeh hamin site mozakhrafe Balatarin hast, ke koli link ashghal dare, harchi ham mozo cheap tar basheh emteyaz linkesh bishtare.
    Osolan weblog mahale nazare shakhsi adamhast, vali nemidonam chera ye mosht adam ahmag peyda mishand ke dardeshon fagat judge kardan va aghle kol donestanesh khudeshone, ke bar darand ter ter nazare in on ro zire zare bin bezarand, baba ma khudamon ta kaml shodan koli rah darim, hamin jolme aval postet kefayat konad, va ye pishnehad dostaneh ke ahameyat nade va harchi ke dost dari benevis, man ke webloget ro dost daram va mikhunamesh, albateh nah ba hame matalbi ke menevisi, ye modat man weblog khundan ro gozashtam kenar chon didam hey in weblog be on weblog fohsh mide, sare jarayn baykot kardan Hossin Derakhshan, goftam ba khudam in jamaat haminand akahresh ham hame chiz be gand keshide mishe, bab ajon aghe dost nadari hezar ta webloge kharab shode hast ke beri bekhuni maraz nadashteh bash ke beshini vagt bezari va fahashi koni.
    Khastam nazare khudam ro gofte basham chon aslan mozee jalbi nist vagti adam in chizha ro mikhune.
    Shad bashi

    سینا Reply:

    کسی حوصله خوندن این همه انگلیسی نداره

  10. leila ۱۳۸۷-۱۰-۲۳، ۲:۰۶ ق.ظ

    Manzoram az inke beoro hezar to weblog bekhun mokhataba bodan na to be khudet nagir

  11. darya ۱۳۸۷-۱۰-۲۳، ۲:۱۲ ق.ظ

    زهرای عزیز مطلب امروزت مرا عجیب به یاد ترانه بن بست علیرضا عصار انداخت که اینطور می خواند:
    گاهی مسیر جاده به بن بست میرود
    گاهی تمام حادثه از دست می رود
    گاهی همان کسی که دم از عقل می زند
    در راه هوشیاری خود مست می رود
    گاهی غریبه ای که به سختی به دل نشست
    وقتی که قلب خون شده بشکست می رود
    اول اگرچه با سخن از عشق آمده
    آخر خلاف آنچه که گفته است می رود
    گاهی کسی نشسته که غوغا به پا کند
    وقتی غبار معرکه بنشست می رود
    اینجا یکی برای خودش حکم می دهد
    آن دیگری همیشه به پیوست می رود
    وای از غرور تازه به دوران رسیده ای
    وقتی میان طایفه ایی پست می رود
    هر چند مضحک است و پر از خنده های تلخ
    بر ما هر آنچه لایقمان هست می رود
    این لحظه ها که قیمت قد کمان ماست
    تیریست بی نشانه که از شصت می رود
    بیراهه ها به مقصد خود ساده می رسند
    اما مسیِِِِِر جاده به بن بست می رود

  12. darya ۱۳۸۷-۱۰-۲۳، ۲:۱۴ ق.ظ

    این بیتا رو می خواستم بولد کنم اما اینجا ادیتور نداشت:

    اینجا یکی برای خودش حکم می دهد
    آن دیگری همیشه به پیوست می رود

    هر چند مضحک است و پر از خنده های تلخ
    بر ما هر آنچه لایقمان هست می رود
    این لحظه ها که قیمت قد کمان ماست
    تیریست بی نشانه که از شصت می رود

  13. بهروز ۱۳۸۷-۱۰-۲۳، ۳:۳۱ ق.ظ

    سلام. کاملا با شما موافقم. حالم از این نوع آدما بهم می خوره

    به نظرم زیاد جدی نگیرید بهتره . چون هر آدمی که چشماشو نبسته باشه با خوندن چند خط از نوشته های اونا می تونه عقده های نهفته شده درون نوشته هاشون رو ببینه

    بعضی وقتا، با دیدن این موارد که کم هم نیستند، دلم میخواد حق رو به خارجی ها بدم که ما رو جهان سومی می دونن !!

  14. حمید کاظمی ۱۳۸۷-۱۰-۲۳، ۵:۵۳ ق.ظ

    خب چرا لینک ندادی دنباله اونا کجا بگردم, معلوم نیست نکنه دیشب خواب دیدی؟! مشکلت شخصی وبلاگت شخصی قسمت نظرات برای چی بازه؟! تو چرا اینجوری؟!

  15. حمید کاظمی ۱۳۸۷-۱۰-۲۳، ۶:۰۰ ق.ظ

    راستی ببینم چرا بهشون لینک دادی پس؟! توی وبلاگت, شما مریضی؟! بیماری مشکل روانی که نداری؟! از من داری این حرفا رو می شنوی, هیچ وقت یادت نره من ختم وبلاگستانم, سره نخ دسته خوده عزیزم,قبل ها بهت ثابت شده

  16. حمید کاظمی ۱۳۸۷-۱۰-۲۳، ۶:۱۳ ق.ظ

    ببین دختر جان دوستت دارم ولی نکنه با اونهایی که این جمله رو (قول بده که هرگز با من موافق نباشی، حداقلش این که کاملا یا فی البداهه موافق نباشی. قول بده که همیشه دنبال موضوعی برای مخالفت خواهی گشت،..) گذاشتن مشکل داری؟! اینها یه آدم های روان پریشن که مخاطبشون رو اوسکلفرض کردن, خب طبیعی هست که یه حلقه تشکیل میشه ولی خوب ما هم باید جواب بدیم ولی زهرا تو یکی بی خیال شد ! خودت جز همون حلقه ای نگو نه, ولش کن دیگه بابا دیگه داری اعصابم رو خورد میکنی من دارم فریاد میزنم

  17. احسان ۱۳۸۷-۱۰-۲۳، ۷:۴۰ ق.ظ

    سلام
    فکر نمیکنی داری زیاد به این چیزها گیر میدی؟!
    بابا ما اصلا حرفهای اون چلغوزهایی که تو میگی رو پشم هم حساب نمیکنیم، خوب شد!
    بیا از نوشته های معمول خودت بنویس و سر خودت و ما رو با این بحثهای الی درد نیار!
    موفق باشی!

  18. noghteh sare khat ۱۳۸۷-۱۰-۲۳، ۸:۱۷ ق.ظ

    man midonam chi migi hadeaghal sare jaryane weblogestane bi dino imane farsi didam bahat che raftari kardan…dar bast moafegham khanoom

  19. میرزا ۱۳۸۷-۱۰-۲۳، ۸:۵۱ ق.ظ

    تو دنیای مجازی چطور یک عده می تونن یک عده دیگه رو بایکوت کنن؟ اتفاقاً خوبی این محیط تو اینه که همه صداها و نظر ها هست و مخاطب حق انتخاب داره. هر مطلب و نظری هم مخاطبای خاص خودشو خواهد داشت. اینکه کسی مطلب یک وبلاگ دیگه رو لینک نکرده نشون دهنده هیچ چیز بدی نیست. کار زشت فیلتر کردن یک وبلاگ یا سایت که شما من هیچ وقت ندیدم به اینکار اعتراض کرده باشی. من به شخصه با خیلی از نظراتت موافق نیستم ولی جزو خوانندگان وبلاگت هستم و با اینکه بقیه شما رو لینک کردن یا نکردن و اینکه مخالف شمان یا موافقت برام مهم نیست. مطمئن باش صدای شما هم به نسبت حجمش شنیده می شه و کسی هم نمی تونه جلوشو بگیره

  20. کاوه گیــــلانی (لابدان) ۱۳۸۷-۱۰-۲۳، ۹:۱۰ ق.ظ

    صلوات بفرستین

  21. نارگل ۱۳۸۷-۱۰-۲۳، ۹:۳۴ ق.ظ

    گاهی شده وقتی خواستم از وبلاگی انتقاد کنم (ولو اینکه با دلسوزی و به دور از خشم بوده باشه) گرفتار موج تهمت ها و ملامتهای خوانندگان اون وبلاگ شدم. و در اینجور مواقع منم به این نتیجه رسیدم که این آدم تعدادی همفکر (شاید هم بهتره بگیم همزبان چون گاهی اصلا حرفها از سر فکر نیست) دور خودش جمع کرده و خدا نکنه کسی خارج از حلقه خودشون وارد بشه و حرفی بزنه. بعد به خودم گفتم ولش کن بابا بذار در امپراطوری ای که ساخته خوش باشه. بذار شاه یا پرنسس سرزمین خودش باشه. و رفتم. ولی نمیتونم با قاطعیت بگم که رفتنم توام با رنجش و خراش و یا خشمی در قلب نبوده است.

  22. sahar.m ۱۳۸۷-۱۰-۲۳، ۱۰:۴۴ ق.ظ

    زهرا جان راست میگی انتقاد هاشون بی پایه است
    یکی نیست بگه برادر من اگر با جناحی مخالفی چرا میخوای اونو کوچیک کنی خودتو بزرگ کن
    اپم وقت کردی بیا

  23. دلسوخته ۱۳۸۷-۱۰-۲۳، ۱۱:۰۴ ق.ظ

    با سلام
    زهرا خانم نمیدونم چرا شما اینقدر روی این مطلب محق بودن گروهی و برحق نبودن گروه دیگر اصراردارید. جان دل برادر بگذارید همه حرفهایشان رابزنند و نظراتشان را بگویند. از قدیم گفته اند مخالفت با عقیده و نظرمخالف، گروه نظر دهنده را محق جلوه میدهد و جری میکند. اگر به اصل احترام متقابل اعتقاد دارید بگذارید حرفشان را بزنند مطمئن باشید اگر برحق نباشند سایر خوانندگان با نظراتشان طوری برخورد خواهند کرد که آن افراد طرد خواهند شد. این یک اصل مترقی است در عالم مجازی نوشتار

    .... Reply:

    Shoma ke az asle motaraggi sokhan migoiid haman delsokhtehi nistid ke dar chand port gabl bar afrokhte shode bodid az inke yek nafar ebarati ra dar google serch karde bod
    dar zemn jan dele khahar doroste
    na jan dele baradar chon shoma ke
    baradar nistid ,khaharid

  24. DESERTER ۱۳۸۷-۱۰-۲۳، ۱۱:۲۲ ق.ظ

    دیگه نوشته هات خیلی داره کیهانی میشه.

  25. صندوقک ۱۳۸۷-۱۰-۲۳، ۱:۱۰ ب.ظ

    با منظورت موافقم:)

  26. علی ۱۳۸۷-۱۰-۲۳، ۵:۲۳ ب.ظ

    نمی دونم اصلا واسه چی این بحث رو شروع کردی ولی باید بگم یا به هیچ وجه طرف صحبتت رو نشناختی یا فقط اومدی یک سری جملات رو ردیف کردی تا به هدفت برسی. مگه آزادی بیان با مسخره کردن منافات داره مگه مایکل مور بوش رو مسخره نمی کرد من تو این چند وقت بعد از شروع جنگ اسرائیل و حماس حتی یک سایت رو ندیدم که ادای مبارزه و مخالفت با خشونت در بیاره. چون اصلا این جنگ با جنگ های دیگه به کلی فرق میکنه یه مشکل ۶۰ ساله هست. واقعا ما رو چی تصور کردین آدمهایی که با خوندن چند سطر ازنوشته های اونا می تونین عقده های نهفته شده در نوشته هاشون رو ببینید با این که تصور نمی کنم تفاوت عقده ای بودن رو با عصبانی بودن بفهمی از تو می پرسم کی دوست داره عقده ای باشه !! اگر تو هم بلایی که موذیانه دارن سر این ملت میارن رو میدیدی نمی تونستی ساکت بشینی نمی تونستی فحش ندی شده تا حالا به خاطرظلمی که سر دانشجو های مخالف میاد گریه کنی من هم مخالف حلقه تشکیل دادنم من با این عقاید باید بتونم نظرم رو تو وبلاگت بدم اصلا همه مخالف من ولی حد اقل حرفم رو زدم مگه من چی گفتم یه مثال از آیه قرآن زدم با تفسیرش منظورم این بودکه با همچین تفسیری خود شما به عنوان یک زن بیشتر آسیب می بینین هدفم این بود که بگم از دین برداشت عقلانیش رو داشته باشین نه اون چیزی که به خوردتون میدن بعد هم یه عده اومدن مثلا از قرآن دفاع بکنن اون هم چه دفاعی فرض کن یکی میاد از کتاب سیمون دوبوار غیر منطقی نبودن زدن همسر رو بیرون میکشه انتظار داری من چی بگم. می دونم اخلاقم خوب نیست .واسه همین هم از همه به خاطر این گفتم احمق یا وحشی معذرت میخوام

  27. علی ۱۳۸۷-۱۰-۲۳، ۵:۲۴ ب.ظ

    میخوام ولی حق بده عصبانی باشم از این که میبینم لینک میدی به جایی که نوشته دموکراسی تا جایی معتبر ومحترم است که منافع ایدئولوزی لیبرالیسم را به خطر نیاندازد. چند تا کتاب از لیبرالیسم خوندی خواهش میکنم تصور نکنی که می خوام بگم عقل کل هستم ولی نکنه به نظر تو بوش ، نومحافظه کارهاو فاکس نیوز لیبرالیسم هستن و مایکل مور و فرید زکریا فقط آدمهای خوبی هستن ودشمن لیبرالیسم . حق بده عصبانی بشم وقتی می بینم حماس رو با امام حسین مقایسه میکنی ( وقتی میگی امام حسین شاید الان اگر تو این دوره زمونه از خودت دفاع می کردی بهت میگفتن گروه تروریستی همین معنی رو میده مگه نه!!) نمیدونم فرصت کردی گفتنی های امیر فرشاد ابراهیمی رو بخونی یا نه ولی تو رو بخدا چه طوری میتونی گروهی که از خون فلسطینی ها سو استفاده میکنه گروهی که میره تو کودکستان ها تو کوچه های تنگ وباریک غزه سلاح به طرف اسرائیل پرتاب میکنه گروهی رو با امام حسین مقایسه کنی چه طوری میتونی اینها رو نادیده بگیری ( صداوسیمای جمهوری اسلامی که روی هر چه سانسورچی را سفید کرده مصاحبه ای را برمی دارد و اول و آخرش را می زند و فقط نشان می دهد که کودک فلسطینی می گوید چهار خواهر خود را در بمباران از دست داده است ، اما آن قسمتی را که می گوید خواهرهای من را حماس به کشتن داده است پخش نمی کند ) یا (رسانه ها دائم فریاد و ضجه مادران داغدیده فلسطینی را با آب و تاب پخش می کند و منتشر می سازد اما درست آنجایی که مادر داغدیده فلسطینی بعد از دیدن جسد دختر ۱۷ ساله اش در سردخانه که به دو نیم شده بود فریاد می زند : خداوندا حماس را نابود کن را حذف می کند) وقتی دیدم یکی درباره امثال من میگه: از این آدما زیاده که با ادعای اینکه من مخالف همه چیز هستم و حکومت ایران فلانه و از این حرفا میخوان بگن که ما خیلی حالیمونه و اینجور چیزا.واقعا نزدیک بود گریه ام بگیره شاید هم گریه کردم ولی بی اشک بود !!! مگه شما کجا زندگی میکنین چطور وقتی می بینین یکی رو بخاطر اینکه سر جلسه سخنرانی جناب ازغدی از تصمیمات شوراای انقلاب فرهنگی انتقاد کرده میارن ۸ ترم از تحصیل محروم میکنن چطور میتونین ساکت بشینین. میدونی ۸ ترم یعنی چی یعنی من قدرت دارم پس خفه شو! بخدا اگر این چیزها رو میشنوید ولی باز انتقاد از حکومت رو یه جورایی کلاس گذاشتن می دونین مشکل از خودتون نه ازما به هر حال خیلی ها نمی تونند این چیزها رو بشنوند بعدش بیان از پروانه ها صحبت کنند. .ببخشیدکه طولانی شد این هم به حساب عصبانیتم بگذارین

  28. الی ۱۳۸۷-۱۰-۲۳، ۸:۲۰ ب.ظ

    ای بابا!چی شد دوباره.چرا همه با هم می جنگین آخه.هر کی یه نظری داره مینویسه ومیره دیگه….این قدر لوس بازی در نیارین.هی دعوا دعوا دعوا
    با تشکر

  29. محمد ... ۱۳۸۷-۱۰-۲۳، ۸:۲۶ ب.ظ

    پاسخ دودینگ هاوس :

    ببین دوست من.. زهرا حرف حق رو زده ! شاید کمی عصبانی … مطمئن شما با بهترین ادبیات هم بنویس روی یک سری خشک مغز تاثیری نداره!

  30. سعید ۱۳۸۷-۱۰-۲۴، ۱۲:۰۱ ب.ظ

    عجیبه که واقعا مدافعان دموکراسی و حقوق بشر این روزا بد جوری کم پیدا شدن

  31. کدخدا یه وبلاگستان ۱۳۸۷-۱۰-۲۴، ۲:۴۷ ب.ظ

    دکتر عبدالکریم سروش که به عنوان سرحلقه محفل کیان و تئوری پرداز اصلاحات فراساختاری شناخته می شود در اظهار نظری صریح در تاریخ ۲۴ خردادماه ۱۳۸۴ ضمن ابراز امیدواری برای تشکیل هرچه سریع تر ” جبهه دموکراسی خواهی”گفته بود:• هر چه این جبهه دموکراسی خواهی به جامعه مدنی نزدیک تر، و از قدرت اجرایی دورتر باشد، موفق تر و کامیاب تر است. به همین سبب در دل آرزو می‌کنم ـ گرچه این آرزویی است که نباید بر زبان آورد ـ ایکاش آقای دکتر معین در انتخابات موفق نشود و همچنان در جبهه دموکراسی خواهی بماند، و کسان دیگری هم که با ایشان هستند، چنانکه گفته اند سهمی نخواهند و به این ترتیب دور از فشارها و مسئولیت های اجرایی، این جبهه را تقویت کنند که این آرزوی همه ماست.

    سروش با بیان اینکه “معین در صورت پیروزی، مجددا مثل خاتمی ناکام خواهد بود”،اظهار داشته بود: من به دلیل تجربه ناکام دوران آقای خاتمی، به دلیل موانع ساختاری نیرومند و از جمله خود قانون اساسی، و به دلیل آرزوی وضعی بهتر برای آینده دور، فکر می کنم مناسب ترین فرد برای اینکه سرکار بیاید(در جغرافیای موجود ومحدود کاندیداها، ناچار و از سر اکراه) آقای کروبی است، من هرچه فکر می کنم که آقای معین چهار سال یا هشت سال دیگر سرکار باشد، می بینم ما دوباره وارد یک تنور داغ از نزاع های طولانی خواهیم شد که ای بسا هم جامعه مدنی را تضعیف کند و هم دستاورد اجرایی چندانی نداشته باشد.

    سرحلقه محفل کیان، استراتژی انتخاباتی مورد نظر خویش را چنین تشریح کرده بود: بگذاریم نظام خودش را نشان بدهد، این واقعیت نظام است، چرا ما باید ویترینی درست بکنیم و در آن چیزی را نشان بدهیم که واقعیت ندارد؟ یک خاتمی بیاوریم که دم از دیالوگ تمدن ها و حقوق بشر در حهان بزند، در حالیکه در داخل بشر و بقر را با یکدیگر فرق نگذارند.

    به گزارش پارسینه، اما در شرایط فعلی موضع اصلاح طلبان فراساختاری در انتخابات دهم ریاست جمهوری با ابهام و سکوت مواجه است، ناکامی های مداوم اصلاح طلبان در انتخابات های گذشته شرایط را برای آنان حساس تر از گذشته کرده است.

    صحنه انتخابات دهم ریاست جمهوری برای اصلاح طلبان پیچیدگی های خاصی دارد: در حالی که مهدی کروبی از جمله حاضران قطعی انتخابات ریاست جمهوری است، احتمال حضور سید محمد خاتمی هم در انتخابات وجود دارد، گروهی از هواداران اصلاحات فراساختاری به گرد عبدالله نوری گرد آمده اند ولی هواداران اصلاحات درون ساختاری(جبهه مشارکت و مجاهدین انقلاب اسلامی) بر آمدن خاتمی اصرار دارند، طیف “تحریم طلبان” نیز مثل همیشه تاثیر خاموش خود را بر نتیجه انتخابات خواهند گذاشت، تاکنون سکوت سیاسی سروش درباره انتخابات دهم ادامه دارد، آیا این سکوت دائمی خواهد بود؟ آیا اصلاح طلبان به زودی شاهد اظهار نظری جنجالی و سرنوشت ساز از سوی عبدالکریم سروش خواهند بود؟

    به نظر می رسد انتخابات دهم ریاست جمهوری نقطه عطفی ماندگار در تعیین سرنوشت اصلاحات و اصلاح طلبان خواهد بود.

  32. برادر از دیار باقی ۱۳۸۷-۱۰-۲۷، ۳:۵۶ ب.ظ

    آفرین بر تو دختر مبارز و فداکار ، با بودن دخترانی مثل شما ما لحظه به لحظه روشنتر می شویم آفرین بر شما

  33. saei ۱۳۸۷-۱۰-۲۸، ۱۲:۳۴ ق.ظ

    امروز زمانی که شبکه خبر داشت احمدی نژاد را توی این کنفرانسه نشون می داد
    اگه یک سری به شبکه های خبری دنیا می زدید خیلی چیزها دستگیرتون می شد…
    مخصوصا شبکه فرانسه ۲۴ که یک شبکه خبری هست برای فرانسه زبانان(به زبان انگلیسی) که توی جهت عرب ست هم شبکه اش هست(برای عربها که هر چند ساعت اخبار به زبان عربی می گه) این شبکه دو نفر را آورده بود که در مورد مشکلات غزه و اتفاقاتی که داشت می افتاد صحبت کنن… نفر اول… یک دختر نوجوان فلسطینی که حدودا ۱۶-۱۷ ساله اش بود و توی مدرسه ای در پاریس درس می خوند و یک تحلیل گر که دکتر فلان فلانیان که جلو اسمش ساب زده بود کارشناس مسائل صلح میان کشورهای خاورمیانه
    خیلی دلم می خواد ایران این گفتگو را نشون بده که بصورت زنده برگذار شد تا واقعا مظلومیت مردم فلسطین نمایش داده بشه…
    که این مرد چه حرفهایی زد و به چه چیزهایی توهین کرد…
    حتی نمی گذاشت دختره حرف بزنه….
    بحث سر این بود که کی جنگ رو شروع کرده و کی الان مقصر واقعی هست و اینها…
    که آخر سر وقتی داشت دختره دیدگاه فلسطین را توجیه می کرد برای مقاومت به جای…. اون به اصطلاح کارشناس حرفشو قطع کرد و گفت اصلا این چیه تو پوشیدی(منظورش چپیه ای بود که روی شونه اش بود)؟ اصلا مگه تو توی اسرائیل به دنیا اومدی که این اراجیف را می گی و ادعا می کنی که اسرائیل کشورتو از دستت در آورده؟ اگه کشورت اسرائیله(به هیچ عنوان اسم فلسطین را نمی آورد) پس الان اینجا چی کار می کنی؟چرا مانند اون چند تا احمممممق وای نمی سی که ……..
    و بعد از این شروع کرد به دین و ………..
    که اون گوینده به زور خداحافظی کرد و کلا وسط تالک پخش زنده قطع شد
    به هر کسی که می پرستم قسم می خورم هم چین چیزی ندیده بودم توی عمرم که این گونه رفتار بشه با یک نفر….
    فقط باید دختره را می دیدین که چه جوری می خواست از غرور مردمونش دفاع کنه و اون طرف مجال حرف زدن نمی داد و چه جوری دختره زجه می زد و اون فقط مسخره اش می کرد….
    دلم می خواد فقط این برنامه روی یوتیوب یکی بزاره که ببینین بعد اینجوری همه حرف بزنین… قضاوت با خودتون
    همین